شناسه خبر : 51553 لینک کوتاه
تاریخ انتشار:

سرمای بورس

بازارهای مالی چگونه از یازدهمین ماه سال عبور کردند؟

 

علی قاسمی / نویسنده نشریه 

در حالی بازارهای مالی یازدهمین ماه سال را پشت سر گذاشتند که هرکدام نوسان‌های بزرگی را تحت تاثیر تحولات نظامی از خود نشان دادند. شاخص کل بورس در بهمن‌ماه امسال با بازدهی منفی 15 درصد بالاترین افت ماهانه را طی پنج سال اخیر به ثبت رساند. این در حالی است که طلای 18 عیار رشد قیمتی 23درصدی را در این مدت به نمایش گذاشته و دلار نیز 11 درصد بالاتر از آخرین روز دی‌ماه بسته شده است. همچنین نفت برنت با رشد هفت‌‌درصدی قیمت از میانه ژانویه تا اواسط فوریه به تحرکات سیاسی-نظامی و نگرانی‌ها از اختلال عرضه واکنش نشان داده است.

ریزش کم‌سابقه بورس

بازار سهام در حالی یازدهمین ماه سال را به پایان رساند که همچنان تحت تاثیر ریسک‌های سیاسی قرار داشت. وزن معادلات نظامی و سیاسی در بورس تهران به قدری افزایش یافت که همچنان نماگرهای سهامی در مقایسه با سایر بازارها بازدهی پایین‌تری را به ثبت رسانده‌اند. شاخص کل بورس در بهمن‌ماه امسال کاهش ارتفاع 15درصدی را به ثبت رسانده است. این میزان، بیشترین بازدهی منفی ماهانه طی پنج سال اخیر است. آخرین‌بار شاخص اصلی بازار سهام در دی‌ماه سال 1399 با بازدهی منفی 20درصدی مواجه شد. از ابتدای سال نیز بازدهی این نماگر تنها 40 درصد گزارش می‌شود.

بورس تهران در بهمن‌ماه تحت تاثیر تهدیدهای سیاسی نظامی میان ایران و آمریکا، از سقف 5 /4 میلیون‌واحدی فاصله گرفت. هرچند در میانه بهمن، سعی داشت با اخبار مذاکرات، مرز روانی چهار میلیون واحد را حفظ کند، اما به نظر می‌رسد بازار سرمایه منتظر نتیجه قطعی از دیدارهای تهران و واشنگتن باشد. چرا که همچنان اهالی بورس برای کلیک بر دکمه خرید احتیاط به خرج می‌دهند. ارزش معاملات خرد طی یک ماه اخیر به کف هفت همت نیز رسید و این رقم نشان می‌دهد هنوز بازار آماده یک نوسان بزرگ مثبت نیست. حقیقی‌ها نیز در بهمن‌ماه حدود 24 همت از بازار سهام خارج کردند. این میزان تقریباً برابر با جریان پولی است که از کف بازار در 8 شهریور امسال تا 29 دی یعنی سقف شاخص کل وارد بازار شده بود. به عبارت بهتر، حقیقی‌ها تمام آنچه در رالی اخیر وارد بازار کردند پس گرفتند.

شاخص بورس با نزدیک به کف کانال 8 /3 میلیون‌واحدی، با P /E حدود 97 /6واحدی در حال معامله است. هرچند این محدوده می‌تواند نقطه عطف مناسبی برای ورود پول به بازار باشد، اما ابهامات پیرامون بازار سرمایه احتمالاً مانع از آن خواهد شد تا چرخش مهمی به وقوع بپیوندد. احتمال آن وجود دارد که بازار نیم‌نگاهی به حمایت 5 /3 میلیون‌واحدی نیز داشته باشد. جایی که P /E بورس به نزدیکی شش واحد خواهد رسید. این عدد می‌تواند حمایت مهمی به لحاظ بنیادی باشد. البته هنوز تصمیمات سرمایه‌گذاران به تحولات منطقه گره خورده است.

پرواز دلار در میانه مذاکرات

بازار ارز در هفته گذشته با نوسانات محتاطانه و درعین‌حال حساس نسبت به اخبار سیاسی و جهانی مواجه شد. قیمت دلار آزاد از ۱۶۳ هزار تومان در ابتدای هفته به حدود ۱۶۱ تا ۱۶۲ هزار تومان کاهش یافت، سپس با انتشار سیگنال‌های مثبت مذاکرات با آمریکا به محدوده ۱۶۱ تا ۱۶۲ هزار تومان بازگشت. این تغییرات نشان می‌دهد که بازار بیش از آنکه تحت تاثیر عوامل بنیادی باشد، تحت فشار انتظارات و رفتار احتیاطی معامله‌گران قرار داشته است. بازدهی هر برگ اسکناس آمریکایی در بازار آزاد طی بهمن‌ماه بازدهی 11درصدی را برای فعالان بازار ارز به ارمغان آورده است.

بازار داخلی تحت تاثیر دو نیروی متضاد قرار داشت. از یک‌سو کاهش هیجان ناشی از افت حجم معاملات در روزهای پایانی هفته و نزدیکی نرخ دلار رسمی به بازار آزاد باعث عقب‌نشینی محتاطانه شد؛ از سوی دیگر، اظهارات سیاسی و تحولات مذاکرات ایران و آمریکا، انتظارات معامله‌گران را دستخوش تغییر کرده و موجب نوسانات محدود قیمت‌ها شد. اعلام آمادگی مقامات آمریکایی برای پیگیری مسیر دیپلماتیک، تاکید بر منافع مشترک اقتصادی و ورود میانجی‌ها مانند روسیه و چین، همگی امیدها به پیشرفت مذاکرات را تقویت کرده و بخشی از تقاضای احتیاطی را کاهش داد. بااین‌حال، هشدارها درباره تداوم تحریم‌ها و عدم قطعیت در نتیجه مذاکرات، سطحی از ریسک سیاسی را در بازار حفظ کرده و مانع از شکل‌گیری موج فروش گسترده شد.

همچنین، شکاف ۱۸درصدی میان نرخ آزاد و حواله دلار نشان داد که بازار هنوز ریسک سیاسی و عدم قطعیت در مسیر مذاکرات را به‌طور کامل تخلیه نکرده است. این فاصله به معامله‌گران سیگنال می‌دهد که سیاست تک‌نرخی شدن ارز هنوز در کوتاه‌مدت تحقق نیافته و بازار محتاطانه رفتار می‌کند. به این ترتیب، بازار ارز و طلا در وضعیت انتظار فعال قرار گرفته است؛ نشانه‌ای از ریزش شدید دیده نمی‌شود. اما سیگنال قطعی برای رشد قیمتی وجود نداشت. جهت‌گیری بعدی قیمت‌ها عمدتاً به مسیر طلای جهانی و نتایج مذاکرات سیاسی بستگی دارد و هر خبر تازه، چه مثبت و چه منفی، می‌تواند به‌سرعت جهت بازار را تغییر دهد. بازارها در این مقطع با رفتار محتاطانه و نوسانات محدود در دامنه‌ای تثبیت‌شده حرکت می‌کنند. فعالان اقتصادی همچنان بر مدیریت ریسک کوتاه‌مدت تمرکز دارند و تا زمانی که سیگنال‌های روشن و عملی از مذاکرات و تغییرات بازار جهانی طلا منتشر نشود، انتظار ادامه این وضعیت محتاطانه و نوسانات محدود می‌رود.

بهمن داغ بازار طلا

قیمت طلا و سکه در هفته گذشته تحت تاثیر مذاکرات سیاسی میان ایران و آمریکا، با نوسان‌هایی همراه شده است. طلای 18 عیار در هفته گذشته با بازدهی نزدیک به یک‌درصدی به 19 میلیون و 500 هزار تومان رسید. این در حالی است که سکه امامی با کاهش قیمت 2 /0درصدی در محدوده 195 میلیون تومان قرار گرفت. اما در بهمن‌ماه طلای 18 عیار بازدهی 23درصدی را برای سرمایه‌گذاران به ارمغان آورده است. قیمت هر قطعه سکه امامی نیز در همین مدت، 18 درصد افزایش یافته است. علاوه بر نوسانات قیمت دلار به نظر می‌رسد طلای جهانی نقش موثرتری در این بازدهی‌ها ایفا کرده است.

بازار طلای جهانی در هفته گذشته ترکیبی از نوسانات قیمت و تغییر انتظارات سرمایه‌گذاران را تجربه کرد، به‌طوری که تحلیل‌های منتشرشده در منابع معتبر تحلیل‌های اقتصادی جهانی نشان می‌دهد، این نوسانات بیشتر از عوامل بنیادی، تحت تاثیر عوامل پولی، ارز و ژئوپلیتیک بوده‌اند. قیمت طلا طی هفته گذشته عمدتاً در کانال چهارهزار و 900 دلار به ازای هر اونس حرکت کرد که نشان‌دهنده فشارهای نزولی موقتی در بازار بوده است. یکی از محرک‌های اساسی این افت، تقویت دلار آمریکا بود که طلا را برای دارندگان سایر ارزها گران‌تر کرد و تقاضای کوتاه‌مدت را کاهش داد. همچنین، فعالیت بازارهای آسیایی به‌دلیل تعطیلات سال نو چین کاهش یافته بود و این کاهش نقدینگی باعث تشدید نوسانات و افزایش حساسیت قیمت شد.

یکی دیگر از عواملی که تاثیر ناچیزی در روند قیمت طلا طی معاملات هفته گذشته داشت، پیشرفت مذاکرات دیپلماتیک میان ایالات‌متحده و ایران بود که موجب کاهش تقاضا برای دارایی‌های امن مانند طلا شد. تحلیل‌ها نشان می‌دهد بهبود نسبی در روابط و کاهش ریسک‌های سیاسی باعث شد بخش قابل‌توجهی از سرمایه‌گذاران از پناهگاه امن طلا خارج شوند و این موضوع به افت قیمت کمک کرد.

به‌‌رغم این افت، تحلیلگران بازارها عنوان کرده‌اند که پایه‌های حمایت ساختاری برای طلا همچنان قوی هستند. تقاضای بانک‌های مرکزی، تمایل سرمایه‌گذاران به تنوع‌بخشی پورتفوی و انتظارات برای کاهش احتمالی نرخ بهره در آینده از عوامل بنیادی هستند که همچنان جذابیت طلا را حفظ می‌کنند. بسیاری از این تحلیل‌ها تاکید دارند که حتی با افت‌های کوتاه‌مدت، عوامل بنیادی مانند خرید رسمی بانک‌ها و نگرانی‌های تورمی می‌توانند ساختار صعودی طلا را در بلندمدت تقویت کنند. بازار طلای جهانی در پاسخ به تقویت دلار، داده‌های اقتصادی آمریکا، و بهبود موقتی فضای ژئوپلیتیک دچار فشار نزولی شد، اما عوامل حمایت‌کننده بنیادی همچنان پشتیبان رشد قیمت در میان‌مدت هستند. در نتیجه، برخلاف برخی اصلاح‌های قیمتی موقتی، چشم‌انداز کلی طلا به‌دلیل تقاضای امن و پتانسیل کاهش نرخ‌های بهره در آینده همچنان مثبت ارزیابی می‌شود، هرچند در کوتاه‌مدت بازار می‌تواند نوسانات بیشتری را تجربه کند.

61

نوسان محدود نفت برنت

بازار جهانی نفت در هفته گذشته، در شرایطی قرار داشت که بیش از عوامل کلاسیک عرضه و تقاضا، از تحولات ژئوپلیتیک و انتظارات سیاسی تاثیر می‌گرفت. قیمت نفت برنت طی روزهای اخیر عمدتاً در محدوده ۶۷ تا ۶۸ دلار در هر بشکه نوسان کرد؛ این دامنه قیمت علاوه بر آنکه سیگنال کاهش تنش‌های سیاسی را می‌دهد، تداوم نگرانی‌های مربوط به امنیت عرضه را نیز تشدید می‌کند. بر اساس جمع‌بندی تحلیل‌های رویترز، بلومبرگ و وال‌استریت ژورنال بازار نفت تحت تاثیر انتظاراتی قرار دارد که به تحولات منطقه خاورمیانه گره خورده است. از این‌رو معامله‌گران با احتیاط بیشتری اقدام به دادوستد می‌کنند. نفت برنت در هفته گذشته بازدهی نزدیک به منفی سه درصد را به بازار نشان داد.

در افق یک‌ماهه، نفت برنت مسیری نسبتاً پرنوسان را طی کرده است. اما روند قطعی آن چندان قابل‌تشخیص نبود. قیمت‌ها پس از لمس سطوح پایین‌تر در محدوده کانال ۶۰دلاری، به‌تدریج با افزایش ریسک‌های ژئوپلیتیک و گمانه‌زنی درباره محدودیت‌های عرضه تقویت شد، اما هر بار که نشانه‌هایی از کاهش تنش‌های سیاسی یا احتمال افزایش عرضه مطرح شد، بخشی از رشد خود را از دست داد. این رفت‌وبرگشت‌ها نشان می‌دهد بازار هنوز محرک بنیادی قدرتمندی برای خروج از این دامنه قیمتی پیدا نکرده است. در یک ماه اخیر بازدهی نفت برنت بیش از هفت درصد گزارش می‌شود.

مهم‌ترین متغیر اثرگذار در این دوره، تحولات مرتبط با تنش‌های خاورمیانه بوده است. هرگونه سیگنال مبنی بر کاهش تنش میان ایران و ایالات‌متحده به معنای احتمال افزایش عرضه بالقوه نفت و در نتیجه کاهش صرف ریسک ژئوپلیتیک تلقی شده است. در مقابل، هر خبر درباره تحرکات نظامی یا تهدید مسیرهای صادراتی، به‌سرعت واکنش افزایشی در قیمت‌ها ایجاد کرده است. اهمیت راهبردی تنگه هرمز که بخش قابل‌توجهی از صادرات نفت خاورمیانه از آن عبور می‌کند، همچنان به‌عنوان یک عامل کلیدی در شکل‌دهی انتظارات بازار مطرح بوده و نوعی کف حمایتی روانی برای قیمت‌ها ایجاد کرده است.

در سمت عرضه، نقش ائتلاف تولیدکنندگان نفت موسوم به اوپک‌پلاس پررنگ باقی مانده است. پایبندی نسبی اعضا به سیاست‌های مدیریت تولید و تداوم محدودیت‌های عرضه، از شکل‌گیری مازاد قابل‌توجه در بازار جلوگیری کرده است. همزمان، رشد تولید برخی تولیدکنندگان خارج از این ائتلاف و افزایش عرضه نفت شیل آمریکا مانع از جهش شدید قیمت‌ها شده است. این توازن، ساختاری نسبتاً متعادل اما شکننده ایجاد کرده است.

در بخش تقاضا، داده‌ها تصویر نسبتاً باثباتی ارائه می‌دهند. مصرف در آسیا، به‌ویژه چین و هند، همچنان عامل حمایت‌کننده بازار بوده و نگرانی جدی از افت شدید تقاضا دیده نمی‌شود. بااین‌حال، نگرانی‌ها درباره رشد اقتصاد جهانی و سیاست‌های پولی انقباضی در اقتصادهای بزرگ، مانع از شکل‌گیری خوش‌بینی گسترده شده است.

در مجموع، طی یک ماه گذشته بازار نفت در وضعیت نوسان در دامنه‌ای محدود قرار داشته است؛ نه نشانه‌ای از ورود به روند صعودی پایدار دیده می‌شود و نه عوامل کافی برای سقوط عمیق وجود دارد. نیروهای متضاد از یک‌سو امید به کاهش تنش‌های ژئوپلیتیک و از سوی دیگر نگرانی از اختلال عرضه و شکنندگی مسیرهای صادراتی یکدیگر را خنثی کرده‌اند. بنابراین چشم‌انداز کوتاه‌مدت همچنان وابسته به تحولات سیاسی و تصمیمات تولیدکنندگان بزرگ باقی مانده و هر تغییر معنادار در این متغیرها می‌تواند جهت حرکت قیمت نفت برنت را در هفته‌های آینده تعیین کند. 

دراین پرونده بخوانید ...