امنیت اقیانوس آرام
چین و آزمایش خطوط دفاعی آمریکا در آسیا
در ۱۹ جولای گروهی از کشتیهای جنگی چینی و روسی در کنار هم از جنوبیترین منطقه اقتصادی انحصاری ژاپن عبور کردند. ملوانان ژاپنی که از یک کشتی در همان نزدیکی نظارهگر بودند، از تمرین آنها و شلیک آتش از برجک یک ناوشکن چینی عکس گرفتند. این نخستین باری بود که ژاپن یک رزمایش با گلوله جنگی چینی را در داخل منطقه اقتصادی انحصاری خود ضبط و منتشر میکرد. خود تصاویر دانهدار و مبهم بودند، اما پیام روشن بود: فشار چین در حال افزایش است. این حادثه تنها جدیدترین مورد از مجموعهای از تحریکات اخیر علیه متحدان آسیایی آمریکا، بهویژه فیلیپین، ژاپن و استرالیا بود. در اواخر ژوئن، نیروهای هوایی چین و روسیه پرواز مشترکی از بمبافکنهای دارای قابلیت حمل سلاح هستهای را بر فراز دریای ژاپن و دریای چین شرقی انجام دادند، سپس از میان جزایر جنوب غربی ژاپن به اقیانوس آرام عبور کردند که دومین عبور از این نوع از بعد از ماه دسامبر بود. چین گشتهای گارد ساحلی خود را در شرق تایوان تشدید کرده است. در اوایل جولای، این کشور یک موشک بالستیک را از یک زیردریایی مستقر در سواحل جنوبی خود بر فراز فیلیپین و به اقیانوس آرام شلیک کرد. این دومین باری است که از سال ۱۹۸۰ تاکنون، این کشور یک موشک بالستیک را به آبهای بینالمللی پرتاب میکند. چند روز بعد، ملوانان چینی و فیلیپینی با پارو و توپهای آبپاش بر فراز دو جزیره مورد مناقشه در دریای چین جنوبی درگیر شدند. تشدید گستاخی چین امری تازه نیست، اما از زمانی که دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، در ماه اکتبر گذشته با همتای خود شی جین پینگ در کره جنوبی دیدار و تمایل خود را برای بهبود روابط ابراز کرد و پس از آن در ماه می دیداری صمیمانه در پکن برگزار شد، الگویی قابلتوجه بوده است. آقای ترامپ و بسیاری از مقامات او از آن زمان به بعد از هرگونه اظهارنظر منفی در مورد چین پرهیز کردهاند و در حمایت از متحدانی که با قلدری چین روبهرو هستند، به کندی عمل میکنند، ظاهراً به این امید که به این ترتیب، سه اجلاس دیگری که برای امسال برنامهریزی شدهاند با آرامش بیشتری برگزار شوند. آقای ترامپ در ایران گرفتار شده و منابع و توجه را از اقیانوس آرام منحرف میکند. اکنون به نظر میرسد چین در حال بررسی خطوط دفاعی آمریکا و آزمایش تعهدات آن کشور در منطقه است. در مواجهه با یک آمریکای غیرقابلاعتماد و یک چین تهاجمی، متحدان آمریکا در آسیا باید سه کار برای بهبود امنیت خود انجام دهند: «توانمندی خود را بالا ببرند، روابط خود را با یکدیگر تقویت کنند و تعهد آمریکا نسبت به خودشان را افزایش دهند.» پیشرفت در دو وظیفه اول قابلتوجه بوده است، هرچند هنوز کافی نیست. استرالیا، ژاپن و فیلیپین همگی در حال افزایش هزینههای دفاعی و مدرنسازی نیروهای مسلح خود هستند. استرالیا و ژاپن هر دو برای تقویت دفاع دریایی به فیلیپین کمک میکنند. اما اگر آمریکا تصمیم به عدم حضور بگیرد، این اقدامات بسیار ناکافی خواهند بود. عدم اطمینان به قابلیت اتکا به آمریکا در اروپا، صحبت از طرحهای جایگزین را به میان میآورد. حتی بدون آمریکا، مجموع هزینههای دفاعی ۳۱ عضو باقیمانده ناتو بیش از سه برابر روسیه، دشمن اصلی آنهاست و دو کشور یعنی بریتانیا و فرانسه سلاح هستهای دارند. اما متحدان در آسیا به درستی میدانند که برای تشکیل ائتلافی که بتواند تعادل قدرت را در حیاط خلوت آنها حفظ کند، بسیار کوچک هستند. هیچ پیمان امنیتی جمعی به سبک ناتو وجود ندارد و فقط مجموعهای از معاهدههای امنیتی دوجانبه با آمریکا برقرار هستند. مجموع هزینههای دفاعی متحدان پیمان آمریکا کمتر از نصف هزینه دفاعی چین است و هیچکدام از آنها هم سلاح هستهای ندارند. این امر وظیفه سوم را به اندازه دو وظیفه اول ضروری میکند. یکی از راهبردهای اصلی، همکاری عمیقتر با بخشهایی از نظام آمریکایی مانند مقامات نظامی آن است که هنوز به بازدارندگی چین اهمیت میدهند. اما بازدارندگی معتبر باید از بالا باشد و چینستیزها نگران هستند که آقای ترامپ ظاهراً تمام علاقه خود را به سختگیری در برابر توسعهطلبی چین از دست داده، بهویژه به این دلیل که او متوجه شده چین مایل است از تسلط خود بر عرضه عناصر خاکی کمیاب بهعنوان یک اهرم تهدید استفاده کند. آیا میتوان او را متقاعد کرد که نظرش را تغییر دهد؟ شاید. برای مثال، ولادیمیر زلنسکی او را متقاعد کرد که اوکراین در واقع کارتهایی در دست دارد. بهترین گواه دال بر اینکه آقای ترامپ میتواند دوباره به چین حمله کند، این است که او قبلاً این کار را انجام داده است. او در طول دوره اول ریاستجمهوری خود به چین بهعنوان نابودکننده مشاغل آمریکایی و دزد مالکیت معنوی آمریکایی حمله کرد. رهبران آسیایی مانند آبه شینزو، نخستوزیر فقید ژاپن، ساعتها او را تشویق کردند که نگاهی دقیق به تهدید نظامی چین داشته باشد. رهبران آسیایی باید به طور مستقیم این موضوع را برای رئیسجمهور روشن کنند که چین جایگاه آمریکا را بهعنوان ابرقدرت پیشرو جهان تهدید میکند و اینکه جاهطلبیهای نظامی آن با جاهطلبیهای صنعتی، فناوری و اقتصادیاش درهمتنیده است. اگر آقای ترامپ بپذیرد که چین همچنان یک رقیب زیرک و بالقوه خطرناک است، شاید مایل باشد دیدگاه وسیعتری نسبت به منافع آمریکا در اقیانوس آرام داشته باشد.
دیدگاه تان را بنویسید