شناسه خبر : 52368 لینک کوتاه
تاریخ انتشار:

معافیت‌های مالیاتی برای کمک‌های خیریه

روشی نامناسب برای انجام کار خیر

معافیت‌های مالیاتی برای کمک‌های خیریه

شلدون سولو، میلیاردر آمریکایی حوزه املاک که در سال 2020 درگذشت، به مدت بیش از 20 سال گنجینه‌ای از آثار هنری را به بنیاد خودش اهدا کرد. این کار سخاوتمندانه به‌نظر می‌رسید: عموم مردم می‌توانستند آثار استادانی مانند ماتیس و میرو را ببینند. 

بااین‌حال، گالری سال‌ها بسته ماند. حتی اکنون نیز بیش از یک بعدازظهر در هفته باز نیست. تنها برنده واقعی خود سولو بود که در ازای هدایایش واجد شرایط تخفیف مالیاتی می‌شد. مطالعه مشابهی در مورد نوع‌دوستی ناکارآمد به بنیاد ایلان ماسک اشاره دارد. کمک‌های مالی معاف از مالیات به بیش از 14 میلیارد دلار رسیده‌اند، اما بیشتر آنها بلااستفاده مانده است. آنچه خرج می‌شود، هدفمندی ضعیفی دارد.

 بزرگ‌ترین معافیت مالیاتی سال 2024 به ارزش 370 میلیون دلار به خیریه‌ای اختصاص یافت که آقای ماسک تاسیس کرده بود. افتخار اصلی این خیریه یک برنامه مراقبت از کودک در نزدیکی دفاتر اسپیس ایکس در تگزاس است که به 10 کودک خدمت‌رسانی می‌کند.

در سال ۲۰۲۰، خانوارهای آمریکایی که سالانه بیش از ۵۰۰ هزار دلار درآمد داشتند، بیش از نیمی از پولی را که دولت برای تخفیف‌های مالیات بر درآمد مربوط به کمک‌های خیریه در نظر گرفته بود، از آن خود کردند. با ظهور میلیاردرهای جدید از طریق هوش مصنوعی، ثروتمندان بیشتری خواهند توانست از این طرح‌ها برای کاهش هزینه‌های مالیاتی خود استفاده کنند. بیشتر کمک‌های مالی به اهداف بهتری در مقایسه با مجموعه‌های هنری خصوصی اختصاص می‌یابد. دلارهای حاصل از معافیت مالیاتی، از بیمارستان‌ها حمایت کرده و بانک‌های غذا را سرپا نگه می‌دارند. آنها حتی از خدماتی پشتیبانی می‌کنند که دولت باید در صورت قطع بودجه خیریه ارائه دهد.

اما درست است که زمان پایان چنین معافیت‌های مالیاتی فرا برسد. این معافیت‌ها تنها در آمریکا احتمالاً در سال ۲۰۲۶ معادل بیش از ۷۰ میلیارد دلار درآمد از‌دست‌رفته (تقریباً معادل تولید ناخالص داخلی آلاسکا) خواهند بود. شواهد محکمی وجود ندارد که نشان دهد این طرح‌ها انگیزه‌ای برای کمک‌های مالی قابل توجه باشند. پول اغلب به اشتباه خرج می‌شود و نتیجه آن قدرت بیشتر برای ثروتمندان است.

استفاده از تخفیف‌های مالیاتی برای تشویق به کمک‌های نیکوکارانه سابقه‌ای طولانی دارد. در طول جنگ جهانی اول، کنگره آنقدر نگران بود که مبادا مالیات‌های بالا سخاوت ثروتمندان را تضعیف کند که برای تشویق آنها طرح کسر مالیات بر درآمد را معرفی کرد. امروزه اکثر کشورهای ثروتمند چنین طرح‌هایی دارند. شما در آمریکا می‌توانید کمک‌های خیریه را از درآمد مشمول مالیات خود در اظهارنامه مالیاتی کسر کنید. در بریتانیا، موسسه‌های خیریه می‌توانند بخشی از پرداخت‌های مالیاتی اهداکننده را به طور مستقیم از دولت با استفاده از طرحی به نام «کمک هدیه» (Gift Aid) مطالبه کنند (مالیات‌دهندگان با نرخ بالاتر نیز می‌توانند تخفیف بگیرند).

آزمون کلیدی این است که آیا خیریه‌ها با کمک‌های مالی اضافی، سود بیشتری نسبت به درآمد ازدست‌رفته دولت‌ها به‌دست می‌آورند یا خیر. برآوردهای دانشگاهی بسیار متفاوت هستند. برخی خوش‌بین‌ترند و می‌گویند که کمک‌های مالی می‌تواند از درآمد ازدست‌رفته بیشتر باشد، اما برخی مطالعات اخیر در این موضوع تردید دارند. 

در سال ۲۰۲۴، دانیل هانگرمن از دانشگاه نوتردام و همکارانش دریافتند که اگر دولت از تخفیف‌های مالیاتی برای کاهش ۱۰‌درصدی هزینه کمک‌های مالی خود استفاده کند، کمک مالی به خیریه‌ها به‌طور متوسط تنها شش درصد افزایش می‌یابد. تخفیف‌های مالی دولت بیشتر از آن چیزی است که خیریه‌ها به‌دست می‌آورند.

نحوه طراحی مشوق‌ها مهم است. کمک‌های مالی آمریکایی ماه‌ها بعد، در طول شب تاریک و طولانی که فرد در حال پر کردن اظهارنامه مالیاتی است، مطالبه می‌شوند. مطالعات نشان می‌دهد که چنین تخفیف‌هایی باعث می‌شود که کمک‌های نیکوکارانه نسبت به زمانی که خود خیریه درخواست تخفیف مالیاتی می‌کند (همان‌طور که در بریتانیا امکان‌پذیر است) کمتر شوند. وقتی یک نوجوان خندان در پناهگاه الاغ‌های محلی فرمی را ارائه می‌دهد و اشاره می‌کند که دولت ۲5 درصد به کمک مالی شما اضافه خواهد کرد، نه گفتن سخت است.

اما هر پوندی که دولت به الاغ‌ها می‌دهد یک پوند کمتر برای اولویت‌های هزینه‌ای‌اش، چه مدارس و چه اژدرها دارد. کسانی که به هدر دادن پول نقد از سوی دولت مشکوک هستند از این بابت خوشحال‌اند. سائول لِمور (Saul Levmore)، استاد حقوق، در مقاله‌ای در سال ۱۹۹۸ استدلال کرد که کسر مالیات‌های خیریه به‌عنوان نوعی رای‌گیری عمل می‌کند که در آن شهروندان (اهداکنندگان) انتخاب می‌کنند که چگونه مقداری از مالیات خود را به بهترین شکل خرج کنند. مهار خرد جمعی مردم می‌تواند به تخصیص کارآمدتر منابع نسبت به آنچه از سوی دولت قابل دستیابی است، بینجامد.

این استدلال اغواکننده از سه جهت شکست می‌خورد. اول، سوگیری طبیعی ناشی از تمرکز بر آنچه پیش‌‌روی شماست. وقتی نماینده خیریه در یک خانه مجلل و در حال فروریختن انگلیسی از شما می‌پرسد که آیا می‌خواهید «کمک هدیه» دریافت کنید، شما به این می‌اندیشید که چگونه آن پول اضافی به تعمیر نشتی سقف کمک می‌کند. اما هزینه‌های آن یعنی کمبود پول نقد برای مدارس یا دفاع، از ذهن شما دور می‌ماند. یا هنگام پر کردن اظهارنامه مالیاتی خود، با علاقه تمام به اهداف خیرخواهانه انتخابی خود فکر می‌کنید، نه به خدمات عمومی.

سپس نوبت به توانایی تصمیم‌گیری در این دور می‌رسد. مالیات هزینه آن دسته از کالاهای عمومی را تامین  می‌کند که اگر بخش خصوصی خود بخواهد تصمیم بگیرد، کمتر از حد نیاز عرضه خواهد کرد. تصمیم‌گیری مستلزم سنجش اولویت‌های جمعی متفاوت است. شاید دولت در این کار خیلی خوب نباشد، اما حداقل تلاش می‌کند. هیچ نیکوکاری به‌دنبال توزیع بودجه خود در کل طیف نیست. در عوض آنها تمایل دارند بر روی اهدافی تمرکز کنند که به آنها علاقه دارند و از آنها آگاه هستند و موارد ضروری کمتر جذاب -مانند چاله‌ها- را نادیده بگیرند.

بدتر از آن، برخی افراد به مسائلی اولویت می‌دهند که دیگران آنها را ناخوشایند می‌دانند. برای مثال اعضای گروه راست افراطی «اوث کیپرز» (Oath Keepers) در آمریکا سال‌ها می‌توانستند برای کمک‌های مالی به یک سازمان وابسته، درخواست تخفیف مالیاتی کنند.

مشکل آخر، مشکل نابرابری است. اگر کسورات مالیاتی مرتبط با خیریه نوعی دموکراسی باشد، آن نوع به نفع ثروتمندان تمام می‌شود. آقای ماسک در مقایسه با یک آمریکایی معمولی حداقل صدها هزار طرفدار خواهد داشت. درست است که فقط میلیاردرها پول کافی را برای شرط‌بندی‌های بزرگ روی اهداف کم‌بودجه و اهداف بلندمدت مانند درمان سرطان دارند، اما مثال آقای ماسک نشان می‌دهد که این منطق چقدر به ترجیحات عده کمی وابسته است.

بدون شک نیکوکاری نیرویی برای خیر در جهان است. ایوان اشپیگل، میلیاردر حوزه فناوری، و همسرش از ثروت خود برای پرداخت بدهی‌های پزشکی بیش از ۲۶۰ هزار نفر از اهالی کالیفرنیا استفاده کرده‌اند. افراد کم‌درآمد با اهدای هر آنچه در توان دارند، مراکز مراقبت و پناهگاه‌های بی‌خانمان‌ها را سرپا نگه می‌دارند. گرمای حاصل از بخشش، همه را شادتر می‌کند. اما مطمئناً، این شادی از خودِ بخشش ناشی می‌شود نه از مالیات‌هایی که به‌نفع مردم عمل می‌کنند.

دراین پرونده بخوانید ...

دیدگاه تان را بنویسید