فانوسهای خاموش
چرا روشنفکران مذهبی به آزادی اقتصادی بیاعتنا ماندند؟
در سالهای اخیر، هر زمان که بحث از علل توسعهنیافتگی ایران مطرح شده، توجه از سیاستمداران فراتر رفته و به سمت جریانهای فکری اثرگذار نیز معطوف شده است. در این میان، علی شریعتی بیش از هر روشنفکر مذهبی دیگری در معرض نقد قرار گرفته است. چرا که جامعه جوان معتقد است، شریعتی و همفکرانش با تلفیق مفاهیم دینی، عدالتخواهی، ضدیت با سرمایهداری و بدبینی به غرب، در شکلگیری ذهنیتی نقش داشتهاند که بعدها با اقتصاد آزاد، مالکیت خصوصی و تعامل با جهان ناسازگار شد.
رویکرد مدافعان شریعتی، از جمله عبدالکریم سروش نشان میدهد که با وجود تفاوتهای نسلی و زبانی، اصول فکری مشترکی همچنان پابرجاست. از نگاه آنان، تاکید بر عدالت، بدبینی به لیبرالیسم اقتصادی و نگاه انتقادی به اقتصاد بازار، حلقه اتصال این جریان از شریعتی تا نسلهای بعدی است. البته از حق نباید گذشت که روشنفکران مذهبی در چند دهه گذشته سهم قابل اعتنایی در نقد استبداد، دفاع از جامعه مدنی، گسترش مدارا و طرح حقوق شهروندی داشتهاند. بااینحال اغلب آنها با اقتصاد آزاد ضدیت دارند و در آثار بسیاری از آنان اقتصاد جایگاه فرعی دارد و هرگاه سخنی از بازار به میان آمده، اغلب با مفاهیمی چون استثمار، سرمایهداری وابسته، مصرفزدگی، عدالتستیزی و سلطه غرب همراه شده است. در این سنت فکری، آزادی سیاسی ارزشمند تلقی شده، اما آزادی اقتصادی، امنیت مالکیت و حق انتخاب در بازار کمتر بخشی از منظومه آزادی بهشمار آمده است. این مسئله نه فقط موجب سوءبرداشتهای خود این روشنفکران و تجویزها و توصیههای اشتباه شده، که بهدلیل اثرگذاری آنها روی جامعه تصمیمساز و تصمیمگیر به اتخاذ سیاستهایی منجر شده است، که در نهایت هم اقتصاد و هم آزادیهای فردی را به محاق برده است.