شناسه خبر : 52427 لینک کوتاه
تاریخ انتشار:

فرمان تحریم‌ها

تحریم‌ها چگونه جهت اقتصاد ایران را تغییر دادند؟

حامد وحیدی/ نویسنده نشریه 

46وقتی درباره آثار تحریم‌های اقتصادی صحبت می‌کنیم، معمولاً نخستین چیزی که به ذهن می‌رسد کاهش رشد اقتصاد، افت صادرات، کاهش درآمدهای نفتی، افزایش نرخ ارز و فشار بر قدرت خرید مردم است. این آثار مهم‌اند و بخش زیادی از پژوهش‌های اقتصادی درباره ایران نیز دقیقاً همین موضوعات را بررسی کرده‌اند. اما یک پرسش مهم‌تر وجود دارد: آیا تحریم فقط اندازه اقتصاد را کاهش می‌دهد یا می‌تواند ساختار اقتصاد را نیز تغییر دهد؟ مقاله «تحریم‌ها چگونه اقتصاد ایران را بازشکل دادند: تخصیص مجدد بخشی و تنزل فناوری» نوشته ناصر امن‌زاده و رضا ساهور، دقیقاً روی همین پرسش تمرکز دارد. نویسندگان تلاش می‌کنند نشان دهند که هزینه تحریم‌ها ممکن است فراتر از کاهش تولید فعلی باشد و بر این موضوع نیز اثر بگذارد که اقتصاد یک کشور در آینده چه چیزهایی تولید می‌کند و چه صنایعی در آن اهمیت بیشتری پیدا می‌کنند.

برای درک ساده این موضوع، تصور کنیم یک کشور در شرایط عادی همزمان در سه حوزه فعالیت می‌کند: کشاورزی، استخراج منابع طبیعی و صنایع تولیدی. در داخل صنایع تولیدی نیز ممکن است کارخانه‌هایی وجود داشته باشند که محصولات ساده تولید می‌کنند و در کنار آنها شرکت‌هایی فعالیت کنند که ماشین‌آلات، تجهیزات پیشرفته یا کالاهای با فناوری بالاتر می‌سازند. اگر تحریم دسترسی کشور به ماشین‌آلات خارجی، قطعات، فناوری، سرمایه و سیستم‌های پرداخت بین‌المللی را دشوار کند، همه این فعالیت‌ها الزاماً به یک اندازه آسیب نمی‌بینند. ممکن است تولید یک محصول ساده همچنان امکان‌پذیر باشد، اما تولید یک محصول پیچیده که به ده‌ها قطعه وارداتی، نرم‌افزار تخصصی یا ماشین‌آلات خارجی نیاز دارد، با مشکل جدی روبه‌رو شود. بنابراین حتی اگر اقتصاد بعد از مدتی بخشی از افت تولید خود را جبران کند، ممکن است ترکیب آن با گذشته متفاوت شده باشد. این تفاوت اهمیت زیادی دارد. توسعه اقتصادی فقط به این معنا نیست که یک کشور در یک سال مشخص چه مقدار کالا و خدمات تولید می‌کند. مهم است که این تولید از چه بخش‌هایی تشکیل شده، چه میزان فناوری در آن به‌کار می‌رود و آیا اقتصاد در حال حرکت به سمت فعالیت‌های پیچیده‌تر و بهره‌ورتر است یا نه. ایران نمونه مناسبی برای بررسی این مسئله است. تحریم‌های شدید اقتصادی در سال‌های ۲۰۱۱ و ۲۰۱۲ فشار قابل توجهی بر اقتصاد وارد کردند و پس از خروج آمریکا از توافق هسته‌ای و بازگشت تحریم‌ها در سال ۲۰۱۸، فشارها دوباره افزایش یافت. این مقاله تلاش می‌کند بررسی کند که در فاصله سال‌های ۱۹۹۵ تا ۲۰۲۳، اقتصاد ایران در مقایسه با مسیری که بدون تحریم‌ها می‌توانست طی کند، چه تغییراتی را تجربه کرده است. بنابراین پرسش اصلی این است که «تحریم چه نوع تولیدی را بیشتر تحت تاثیر قرار داد؟» و به‌طور مشخص، آیا بخش‌هایی که فناوری بالاتری دارند، آسیب بیشتری دیده‌اند یا خیر؟

مسیر ایران بدون تحریم

برای پاسخ به این پرسش، نویسندگان با یک مشکل اساسی روبه‌رو هستند. نمی‌توان به‌طور مستقیم مشاهده کرد که اگر تحریم‌های سال ۲۰۱۲ اعمال نمی‌شد، اقتصاد ایران در سال‌های بعد دقیقاً چه وضعیتی داشت. در دنیای واقعی فقط یک ایران وجود داشته است و نمی‌توان همزمان یک ایران تحریم‌شده و یک ایران بدون تحریم را مشاهده کرد. اقتصاددانان برای حل این مشکل از روشی به نام «کنترل مصنوعی» یا Synthetic Control استفاده می‌کنند. ایده اصلی این روش نسبتاً ساده است. پژوهشگر مجموعه‌ای از کشورها را پیدا می‌کند که پیش از تحریم، از نظر روند اقتصادی شباهت قابل قبولی با ایران داشته‌اند. سپس با ترکیب وزن‌دار این کشورها، یک «ایران مصنوعی» می‌سازد؛ یعنی اقتصادی فرضی که تلاش می‌کند نشان دهد اگر اتفاق موردنظر، یعنی تحریم، رخ نمی‌داد، متغیر اقتصادی مورد بررسی ممکن بود چه مسیری را طی کند. مثلاً فرض کنید می‌خواهیم بدانیم تحریم چه اثری بر تولید ناخالص داخلی ایران گذاشته است. اگر تولید ایران قبل از سال ۲۰۱۲ روندی مشابه مجموعه‌ای از کشورهای دیگر داشته باشد، می‌توان ترکیبی از آن کشورها را ساخت که رفتار آن در سال‌های قبل از تحریم بسیار شبیه ایران باشد. بعد از سال ۲۰۱۲، مسیر ایران واقعی را با مسیر این «ایران مصنوعی» مقایسه می‌کنیم. اگر این دو مسیر قبل از تحریم تقریباً روی هم قرار داشته باشند، اما بعد از تحریم از یکدیگر فاصله بگیرند، این فاصله می‌تواند نشانه‌ای از اثر تحریم باشد. داده‌های مقاله سال‌های ۱۹۹۵ تا ۲۰۲۳ را پوشش می‌دهد و سال ۲۰۱۲ به‌عنوان نخستین سال پس از شروع دوره اصلی تحریم‌ها در نظر گرفته شده است. نویسندگان ابتدا به تصویر کلی اقتصاد نگاه می‌کنند و سپس از سطح کل اقتصاد پایین‌تر می‌آیند: ابتدا تولید ناخالص داخلی، سپس بخش‌های کشاورزی، صنعت و خدمات، بعد صنعت تولیدی و غیرتولیدی و درنهایت گروه‌های مختلف صنایع تولیدی از نظر سطح فناوری. این مسیر از اهمیت زیادی برخوردار است، زیرا ممکن است فقط بررسی تولید ناخالص داخلی به ما بگوید اقتصاد کوچک‌تر شده، اما نشان ندهد که درون این اقتصاد چه اتفاقی برای صنایع مختلف افتاده است.

کدام بخش‌های اقتصاد بیشتر آسیب دیدند؟

نتایج مقاله نشان می‌دهد که پس از اعمال تحریم‌ها، تولید ناخالص داخلی واقعی ایران نسبت به مسیر اقتصاد مصنوعی پایین‌تر قرار می‌گیرد. به بیان ساده‌تر، اگر مسیر گروه کشورهای مقایسه‌ای را به‌عنوان یک معیار برای مسیر احتمالی ایران بدون تحریم در نظر بگیریم، اقتصاد واقعی ایران عملکرد ضعیف‌تری از آن مسیر داشته است. این فاصله در مورد بخش صنعت و خدمات نیز دیده می‌شود و در بسیاری از موارد بعد از بازگشت تحریم‌ها در سال ۲۰۱۸ بزرگ‌تر می‌شود. این نکته مهم است، زیرا نشان می‌دهد مسئله فقط یک شوک کوتاه‌مدت در سال‌های ابتدایی تحریم نبوده است. بخشی از آثار تحریم‌ها می‌تواند در طول زمان باقی بماند و حتی پس از مدتی عمیق‌تر شود. اما یکی از یافته‌های جالب مقاله زمانی ظاهر می‌شود که نویسندگان بخش صنعت را به قسمت‌های کوچک‌تر تقسیم می‌کنند. در اینجا صنعت به دو گروه کلی فعالیت‌های تولیدی و غیرتولیدی تقسیم می‌شود. نتیجه نشان می‌دهد که فعالیت‌های غیرتولیدی در صنعت، نسبت به مسیر مصنوعی، کم‌کاری بیشتری داشته‌اند و شواهد آماری مربوط به این بخش نیز ازجمله قوی‌ترین نتایج مقاله است. چرا این موضوع مهم است؟ چون صنعت یک واژه بسیار کلی است. وقتی می‌گوییم «صنعت ایران کاهش پیدا کرده»، هنوز نمی‌دانیم چه چیزی کاهش یافته است. ممکن است یک بخش به‌دلیل تحریم آسیب زیادی دیده باشد، درحالی‌که بخشی دیگر نسبتاً مقاوم مانده باشد. در مورد کشاورزی نیز نتیجه متفاوت است. نویسندگان یک شکاف منفی مشابه و واضح برای کشاورزی پیدا نمی‌کنند. این به آن معنا نیست که کشاورزی ایران از تحریم‌ها هیچ آسیبی ندیده است. برای مثال افزایش هزینه واردات نهاده‌ها، ماشین‌آلات، کود یا تجهیزات می‌تواند بر کشاورزان اثر بگذارد. اما در چهارچوب این مطالعه و با این روش، کشاورزی شکاف منفی مشابه صنعت و خدمات نشان نمی‌دهد.

اقتصاد ممکن است در واکنش به محدودیت‌های خارجی خود را با شرایط جدید تطبیق دهد. شرکت‌ها به سمت کالاهایی می‌روند که تولید آنها ساده‌تر است، واردات برخی محصولات دشوارتر جای خود را به تولید داخلی می‌دهد و منابع مالی و نیروی انسانی ممکن است به بخش‌هایی منتقل شوند که در شرایط تحریم امکان فعالیت بیشتری دارند. این تطبیق می‌تواند از یک جهت به بقای اقتصاد کمک کند، اما از جهت دیگر ممکن است هزینه‌ای بلندمدت داشته باشد. اگر اقتصاد به‌جای حرکت به سمت محصولات پیچیده‌تر، به سمت فعالیت‌های ساده‌تر حرکت کند، ممکن است بخشی از ظرفیت یادگیری و ارتقای فناوری خود را از دست بدهد.

بخش مهم‌تر؛ تحریم و فناوری

شاید مهم‌ترین یافته مقاله در بررسی سطح فناوری صنایع تولیدی دیده شود. نویسندگان صنایع تولیدی را براساس طبقه‌بندی فناوری به گروه‌های مختلف تقسیم می‌کنند و مشخصاً عملکرد تولیدات با فناوری پایین‌تر را با تولیدات دارای فناوری متوسط و بالا مقایسه می‌کنند. نتیجه قابل توجه است: ارزش افزوده صنایع با فناوری متوسط و بالا نسبت به مسیر مصنوعی، کاهش بزرگ‌تر و ماندگارتری نشان می‌دهد. علاوه‌بر این، سهم این صنایع از کل ارزش افزوده تولیدی نیز در مقایسه با مسیر مصنوعی کاهش پیدا می‌کند. برای فهم اهمیت این نتیجه باید کمی از زبان آماری فاصله بگیریم. تصور کنید اقتصاد یک کشور مانند یک کارخانه بزرگ باشد که در آن هم محصولات ساده تولید می‌شود و هم محصولات پیچیده. تولید لباس، مواد غذایی یا برخی محصولات ساده صنعتی یک طرف این کارخانه قرار دارد و تولید تجهیزات پزشکی پیشرفته، ماشین‌آلات پیچیده، قطعات صنعتی تخصصی یا محصولات مبتنی‌بر فناوری بالاتر در طرف دیگر. اگر تحریم باعث شود واردات ماشین‌آلات، تجهیزات، قطعات، نرم‌افزار و فناوری دشوار شود، تولید محصولات پیچیده معمولاً با مانع بیشتری مواجه می‌شود. حتی اگر یک شرکت بتواند تولید خود را ادامه دهد، ممکن است نتواند ماشین‌آلات جدید بخرد یا فناوری خود را به‌روز کند. این مسئله فقط به امروز مربوط نمی‌شود. فناوری یک فرآیند انباشتی است. شرکتی که امروز یک دستگاه جدید وارد می‌کند، ممکن است در سال‌های بعد کارگران خود را آموزش دهد، روش‌های تولید را بهبود دهد، محصول جدید تولید کند و به بازارهای جدید وارد شود. بنابراین محدود شدن دسترسی به فناوری خارجی می‌تواند زنجیره‌ای از فرصت‌های آینده را نیز محدود کند. به همین دلیل نویسندگان از مفهومی استفاده می‌کنند که می‌توان آن را «ارتقای صنعتی» یا Industrial Upgrading  نامید. اقتصادهای در حال توسعه معمولاً تلاش می‌کنند از تولید محصولات ساده‌تر به سمت کالاها و فعالیت‌های پیچیده‌تر حرکت کنند؛ فعالیت‌هایی که بهره‌وری، فناوری و ارزش افزوده بیشتری دارند. اگر تحریم‌ها این مسیر را دشوار کنند، هزینه آنها ممکن است بسیار بیشتر از کاهش تولید یک یا دو سال باشد. در این حالت، اقتصاد نه‌تنها امروز کمتر تولید می‌کند، بلکه ممکن است بخشی از توانایی خود را برای تولید محصولات پیچیده‌تر در آینده نیز از دست بدهد. این همان تفاوت میان «شوک به سطح تولید» و «شوک به مسیر توسعه» است. البته مقاله نمی‌گوید که تمام کاهش فناوری در اقتصاد ایران فقط و فقط نتیجه تحریم است. عوامل دیگری مانند سیاست‌های داخلی، کیفیت محیط کسب‌وکار، سرمایه‌گذاری، نرخ ارز، مشکلات ساختاری و محدودیت‌های داخلی نیز می‌توانند بر فناوری و صنعت اثر بگذارند. یافته مقاله در چهارچوب طراحی تجربی آن این است که بعد از دوره تحریم، صنایع با فناوری متوسط و بالا نسبت به مسیر مصنوعی عملکرد ضعیف‌تری داشته‌اند و این شکاف نسبت به صنایع کمترفناورانه بزرگ‌تر و ماندگارتر بوده است.

هزینه پنهان تحریم‌ها

اهمیت اصلی مقاله را می‌توان در یک جمله خلاصه کرد: تحریم ممکن است فقط اقتصاد را کوچک‌تر نکند، بلکه آن را به شکل دیگری درآورد. اگر تحریم موجب کاهش تولید شود، در صورت تغییر شرایط خارجی، امکان بازگشت بخشی از تولید وجود دارد. اما اگر در طول سال‌های تحریم کارخانه‌های پیشرفته تعطیل شوند، سرمایه‌گذاری صنعتی کاهش یابد، فناوری وارد نشود و نیروی انسانی متخصص از برخی فعالیت‌ها خارج شود، بازسازی آن ظرفیت‌ها بسیار دشوارتر خواهد بود. این موضوع به‌خصوص برای کشوری مانند ایران اهمیت دارد که در مسیر توسعه صنعتی قرار داشته و در بخش‌هایی از اقتصاد ظرفیت‌های تولیدی و انسانی زیادی ایجاد کرده است. اگر فعالیت‌های با فناوری بالاتر سهم خود را از دست بدهند و فعالیت‌های ساده‌تر سهم بیشتری پیدا کنند، ممکن است اقتصاد در کوتاه‌مدت خود را با شرایط جدید تطبیق دهد، اما در بلندمدت از نظر بهره‌وری و پیچیدگی صنعتی با محدودیت مواجه شود. مقاله نشان می‌دهد که چرا تمرکز صرف بر رشد اقتصادی می‌تواند بخشی از واقعیت را پنهان کند. دو اقتصاد می‌توانند تولید ناخالص داخلی مشابهی داشته باشند، اما یکی دارای صنایع پیشرفته، فناوری، سرمایه انسانی و زنجیره‌های تولید پیچیده باشد و دیگری بیشتر بر فعالیت‌های کمترفناورانه یا منابع طبیعی متکی باشد. مقاله امن‌زاده و ساهور دقیقاً توجه ما را به همین تفاوت جلب می‌کند. نتایج آنها نشان می‌دهد که پس از تحریم، تولید ناخالص داخلی، صنعت و خدمات ایران نسبت به مسیر مصنوعی پایین‌تر قرار گرفته‌اند و این شکاف پس از بازگشت تحریم‌ها در سال ۲۰۱۸ در بسیاری از موارد افزایش یافته است. در درون صنعت نیز فعالیت‌های غیرتولیدی عملکردی ضعیف‌تر داشته‌اند. مهم‌تر از همه، صنایع تولیدی با فناوری متوسط و بالا با کاهش شدیدتر و ماندگارتر مواجه شده‌اند و سهم آنها از کل تولید صنعتی نیز در مقایسه با مسیر مصنوعی کاهش یافته است. در مقابل، کشاورزی در این طراحی پژوهش شکاف منفی مشابه نشان نمی‌دهد.

تحریم را نباید فقط یک هزینه اقتصادی در صورت‌حساب‌های ملی دانست. تحریم می‌تواند بر مسیر حرکت اقتصاد نیز اثر بگذارد. ممکن است اقتصادی پس از یک دوره فشار دوباره رشد کند، اما این پرسش همچنان باقی بماند که «چه نوع اقتصادی» در حال رشد است. اگر تولید دوباره افزایش پیدا کند، اما سهم صنایع پیشرفته‌تر کاهش یافته باشد، بازگشت رشد لزوماً به‌معنای بازگشت کامل ظرفیت توسعه‌ای گذشته نیست. بنابراین یکی از پرسش‌های مهم برای اقتصاد ایران در سال‌های آینده فقط افزایش تولید نیست، بلکه بازسازی سرمایه‌گذاری، فناوری و ظرفیت صنعتی نیز هست.

درنهایت، ارزش این مقاله در همین تغییر زاویه نگاه است. تحریم‌ها معمولاً با اعداد مربوط به رشد اقتصادی، صادرات، نرخ ارز یا درآمد نفتی سنجیده می‌شوند. اما پشت این اعداد، کارخانه‌ها، فناوری‌ها، زنجیره‌های تامین و مهارت‌هایی قرار دارند که ممکن است به‌سادگی قابل جایگزینی نباشند. اگر محدودیت‌های خارجی موجب شوند فعالیت‌های پیچیده‌تر و فناور‌محور بیش از سایر بخش‌ها آسیب ببینند، اثر تحریم می‌تواند سال‌ها پس از وقوع شوک اولیه ادامه پیدا کند. به همین دلیل، هزینه واقعی تحریم را شاید نتوان فقط با اندازه اقتصاد در یک سال مشخص اندازه‌گیری کرد. بخشی از این هزینه ممکن است در مسیری پنهان باشد که اقتصاد طی می‌کند؛ اینکه چه چیزهایی تولید می‌کند، چه فناوری‌هایی یاد می‌گیرد و تا چه اندازه می‌تواند به سمت تولید محصولات پیچیده‌تر حرکت کند. مقاله حاضر تلاش می‌کند همین بخش کمتر‌دیده‌شده از هزینه تحریم را به تصویر بکشد.

دراین پرونده بخوانید ...

دیدگاه تان را بنویسید