شناسه خبر : 52406 لینک کوتاه
تاریخ انتشار:

ثروت سوخته

چرا ایران در اوج ناترازی انرژی، گاز خود را در مشعل‌ها می‌سوزاند؟

سعید ابوالقاسمی /نویسنده نشریه  

16هنوز فصل سرد سال از راه نرسیده، اما هراس ناترازی گاز و حامل‌های انرژی، عملکرد بخش‌های مختلف جامعه را تحت تاثیر قرار داده است. در چنین وضعیتی، فلر یا همان گازهایی که در فرآیند استخراج نفت به‌دست می‌آیند و به‌دلیل نبود تاسیسات لازم برای استفاده مجدد، سوزانده می‌شوند، به اندازه‌ای زیاد هستند که به‌تنهایی، با مصرف برخی کشورهای همسایه برابری می‌کنند. این، یکی دیگر از تناقض‌هایی است که در عرصه اقتصاد کشورمان رخ می‌دهد. ایران در کنار روسیه و مکزیک، بیش از 60 درصد افزایش حجم گازسوزی جهان در سال گذشته را به خود اختصاص داده است. این در حالی است که بحران ناترازی انرژی، از یک‌سو خانواده‌ها و بنگاه‌های اقتصادی کشور را زیر فشارهای بی‌سابقه قرار داده و از سوی دیگر، ثروتی چندمیلیارددلاری را به خاکستر تبدیل می‌کند. اگر از جنبه‌های زیست‌محیطی فلرسوزی گذر کنیم، به سرمایه‌های ملی ازبین‌رفته‌ای می‌رسیم که در بحران ناترازی می‌توانست دردی بزرگ از حوزه تولید و صنعت را درمان کند و البته، خانواده‌های زیادی را نیز از بی‌برقی و خاموشی نجات دهد. همه این موارد، از گزارش «ردیاب جهانی گاز فلر 2025» که از سوی زیرگروه کاهش فلرینگ و متان بانک جهانی تهیه شده، به‌دست آمده و حقایق نگران‌کننده‌ای از بحران فلرسوزی را پیش‌روی کارشناسان و البته مخاطبان قرار داده است. براساس داده‌های این گزارش، حجم گازهای فلرشده در جهان طی سال ۲۰۲۵، به رقم بی‌سابقه ۱۶۷ میلیارد مترمکعب رسیده که افزایشی شش‌درصدی را نسبت به سال پیش از آن نشان می‌دهد و بالاترین سطح ثبت‌شده از سال ۲۰۱۹ به‌شمار می‌رود. ارزش اقتصادی این حجم از گاز هدررفته در سطح جهان، بیش از ۵۴ میلیارد دلار برآورد شده است. بانک جهانی در این نسخه از گزارش، با تغییر متدولوژی ارزیابی خود، گامی مهم در دقت ارزیابی داده‌ها برداشته است. این گزارش با استفاده همزمان از سه ماهواره پیشرفته مجهز به حسگرهای تابشی و دو برابر کردن رصدهای شبانه، به همراه کالیبراسیون داده‌ها براساس آزمون‌های تجربی تاسیسات جان زینک، ارتباط میان گرمای تابشی مشعل‌ها و حجم گاز سوزانده‌شده را بازتعریف کرده است. براساس این تحلیل‌ها، 9 کشور که ایران هم در جمع آنها قرار می‌گیرد، مسئولیت 83 درصد کل سوزاندن گاز فلر جهان را بر عهده دارند. فاجعه آن است که همین کشورها فقط ۴۶ درصد از نفت جهان را تولید می‌کنند. بازخوانی این آمار عمیق و باورناپذیر، پرسشی مهم و دشوار را مطرح می‌کند: «چرا ایران درست در نقطه اوج ناترازی انرژی نتوانسته گازهای همراه نفت را مهار کند؟» و سوال مهم‌تر آنکه «کشورهای دیگر چگونه با اعمال انضباط قانونی و جذب سرمایه توانسته‌اند این ثروت سوخته را به شریان‌های اقتصادی خود بازگردانند؟». پاسخ این دو پرسش، پرده از معمای بزرگ سوزاندن گازهای فلر در ایران و جهان برمی‌دارد.

واقعیت تلخ و عجیب ایران

اعداد و ارقام منتشرشده در گزارش ۲۰۲۵ ردیاب جهانی گاز فلرینگ بانک جهانی، واقعیتی عریان، تلخ و بی‌پرده را پیش چشم ما قرار می‌دهند: «ایران یکی از اصلی‌ترین کانون‌های سوزاندن ثروت گازی در سراسر جهان است.» در سالی که حجم کل فلرینگ جهان با افزایشی شش‌درصدی همراه شده و به ۱۶۷ میلیارد مترمکعب رسیده و البته رکورد پنج سال اخیر را نیز شکسته، بیش از ۶۰ درصد از کل این رشد جهانی را فقط سه کشور رقم زده است. بدتر آنکه، نام ایران در کنار روسیه و مکزیک، به‌عنوان مرکز اصلی این افزایش جهانی به چشم می‌خورد. تصویر جغرافیای گازسوزی در جهان به‌شکلی خیره‌کننده‌ نامتوازن و متمرکز است. داده‌های رسمی ماهواره‌ای نشان می‌دهند، ۸۳ درصد از مجموع فلرینگ جهان فقط در ۹ کشور رخ می‌دهد. روسیه، ایران، عراق، ونزوئلا، مکزیک، لیبی، الجزایر، نیجریه و ایالات‌متحده آمریکا این جمع را تشکیل می‌دهند و در حالی بخش بزرگی از فلرسوزی جهان را به خود اختصاص داده‌اند که فقط ۴۶ درصد از نفت جهان را تولید می‌کنند. میزان هدررفت گاز در این کشورها ارتباطی مستقیم با سهم آنها از تولید نفت ندارد، اما نشان می‌دهد به‌ازای هر بشکه نفت خام که در آنها استخراج می‌شود، میزان زیادی گاز هم از بین می‌رود. ارزش اقتصادی گازهایی که در سطح جهان بدون آنکه مصرف شوند از بین می‌روند، ۵۴ میلیارد دلار تخمین زده می‌شود. سهم بسیار بزرگی از این عدد نجومی به مشعل‌هایی تعلق دارد که به‌صورت شبانه‌روزی در آسمان مناطق نفت‌خیز ایران زبانه می‌کشند. براساس داده‌های بانک جهانی، درحالی‌که برخی کشورها موفق شده‌اند روند سوزاندن گاز فلر خود را معکوس کنند، ایران روندی افزایشی را ثبت کرده و به یکی از دلایل اصلی صعود منحنی فلرینگ جهانی در بازه ۲۰۲۴ تا ۲۰۲۵ تبدیل شده است. برعکس کشورهایی که فلرهای کوچک و پراکنده دارند، بخش عمده گازهای فلر در ایران، از تاسیسات متمرکز و بزرگ بالادستی با حجم خروجی بسیار بالا سر در می‌آورد. مشعل‌های قرارگرفته در این تاسیسات، پیوسته گاز همراه نفت را که بدون جمع‌آوری، تفکیک یا تزریق مجدد، مستقیم به هوا تزریق می‌شود، می‌سوزانند. براساس آمارهای منتشرشده از سوی بانک جهانی، در شرایطی که کشوری مانند ایالات‌متحده توانسته با مهار فلرهای خود، هفت درصد از حجم مطلق فلرینگ سالانه را کاهش دهد و قزاقستان نیز کاهش ۱۶درصدی را ثبت کرده، ایران نه‌تنها کاهشی را تجربه نکرده، بلکه در کنار دو کشور دیگر، بار اصلی افزایش ۱۰ میلیارد مترمکعبی گازسوزی جدید جهان را نیز به دوش کشیده است. حالا و با این آمار غیرقابل باور، ایران در جغرافیای انرژی جهان، فقط یک تولیدکننده نفت نیست و تبدیل به یکی از بزرگ‌ترین مصرف‌کنندگان آتش در مشعل‌های بالادستی شده است. حجم گازی که در این مشعل‌ها به هدر می‌رود، حاصل تولید پیوسته در میادینی است که زیرساخت جمع‌آوری گازهای فلر را ندارند و میلیاردها دلار سرمایه حرارتی را به‌صورت مستمر دود می‌کنند.

سیلی سنگین روش‌شناسی جدید

پیش از آنکه گزارش سال 2025 ردیاب جهانی گاز فلرینگ از سوی بانک جهانی منتشر شود، تصور دیگری از ابعاد فلرسوزی در ایران وجود داشت. اما، حالا که روش‌شناسی جدیدتری به‌کار گرفته شده و ابزار شناسایی فلرها نیز تغییر کرده، وضعیت ایران در سوزاندن گازهای فلر بحرانی به‌نظر می‌رسد. در روش جدید، داده‌های سه ماهواره مجهز به حسگرهای VIIRS استفاده شده است. بهره‌گیری از سه منبع ماهواره‌ای، تعداد رصدهای شبانه را دو برابر کرده و امکان مشاهده پیوسته‌تر شعله‌های گازی را فراهم کرده است. این حسگرها تابش نوری و گرمایی ناشی از فلرها را در طول شب ثبت می‌کنند و داده‌های به‌دست‌آمده از آن، عددهای اصلی برآورد حجم گاز سوزانده‌شده را مشخص می‌کنند. یکی دیگر از تغییرات مهم، استفاده از تجمیع چندساله داده‌ها برای تعیین دقیق موقعیت هر فلر است. در این روش، داده‌های ثبت‌شده طی چند سال کنار یکدیگر قرار می‌گیرند تا مکان هر شعله با دقتی بیشتر مشخص شود. در نتیجه این اقدام، برآوردها کمتر تحت تاثیر خطاهای مکانی یا جابه‌جایی‌های ظاهری ناشی از کیفیت و زاویه مشاهده ماهواره قرار می‌گیرند. با تکیه بر این روش جدید تشخیص فلرسوزی در جهان، فلرهای بسیار بزرگ که بخش مهمی از فلرسوزی ایران را تشکیل می‌دهند، با برآوردهای حجمی بالاتری روبه‌رو شده‌اند. کلیدی‌ترین عامل در بازنگری ارقام مربوط به ایران، تغییر در رابطه‌ای است که گرمای تابشی مشاهده‌شده را به حجم گاز سوخته تبدیل می‌کند. پیش از این، ضریب تبدیل گرمای تابشی براساس داده‌های کالیبراسیون قدیمی‌تر محاسبه می‌شد. در روش‌شناسی جدید، این ضریب بر پایه داده‌های آزمایشگاهی و اندازه‌گیری‌های مستقیم تاسیسات جان زینک دوباره سنجیده شده است. این کالیبراسیون جدید، چگونگی ارزیابی حجم گاز در فلرهای با مقیاس‌های مختلف را به‌طور بنیادین اصلاح کرد. براساس این کالیبراسیون، مشخص شد که ضریب تبدیل برای تمامی اندازه‌های فلر یکسان نیست. در ابرفلرها، توان تابشی ثبت‌شده به‌وسیله حسگر ماهواره، نشان‌دهنده حجم بسیار بیشتری از گاز نسبت به فرض‌های قبلی است. از سوی دیگر، این کالیبراسیون برای فلرهای کوچک و متوسط، به کاهش برآورد حجمی نتیجه داده است. ازآنجاکه تعداد زیادی از فلرهای ایران در دسته ابرفلرها جای می‌گیرند، اعمال این فرمول جدید حجم برآوردی گازسوزی کشور را در تمامی سال‌ها افزایش داده است. پیامد این اصلاح روش‌شناختی، تعدیل صعودی ارقام تاریخی فلرینگ جهانی بین سال‌های ۲۰۱۶ تا ۲۰۱۹ بوده است. بخش عمده این افزایش آماری در سوابق گذشته، ناشی از بازنگری در برآورد حجم فلرهای غول‌پیکر در سه کشور ایران، عراق و ونزوئلاست. همچنین برآورد سال ۲۰۲۴ نیز در سطح جهانی چهار درصد بیشتر از محاسبات قبلی تعیین شده است. داده‌های روش‌شناسی ارتقایافته هم ثابت کرده‌اند که میزان هدررفت گاز در مشعل‌های بزرگ ایران حتی در سال‌های گذشته نیز فراتر از ارقام درج‌شده در گزارش‌های قبلی بوده است.

گلوگاه‌های خاموش

داده‌های گزارش ردیاب جهانی گاز فلرینگ ۲۰۲۵ نشان می‌دهد ریشه استمرار و افزایش فلرسوزی در ایران، بیش از آنکه از نبود راهکارهای فنی ایجاد شود، از موانع بزرگ در مسیر تامین مالی، تحقق نیافتن برنامه‌های زمانی و ناتوانی در توسعه و برقراری ارتباط زیرساخت‌های جمع‌آوری گاز با زنجیره ارزش پدیدار می‌شود. براساس آمارهای جهانی، راهکارها، فناوری‌های بازیافت، خط‌مشی‌ها و سازوکارهای مالی در سطح بین‌المللی به‌راحتی در دسترس هستند، اما زنجیره تولید نفت و گاز در ایران نتوانسته جمع‌آوری گازهای همراه را به شیوه موثر با برنامه‌ریزی‌های بالادستی مرتبط کند. در سال ۲۰۲۵، حجم فلرسوزی ایران پنج درصد افزایش یافت. این پنج درصد، به‌تنهایی 4/ 1 میلیارد مترمکعب گاز اضافی را شامل می‌شود. باوجوداین، در همین بازه زمانی، تولید نفت ایران فقط دو درصد افزایش پیدا کرد. این نابرابری در افزایش فلرسوزی نسبت به رشد تولید نفت به‌معنای آن است که توسعه میادین نفت و گاز بدون پیش‌بینی یا همراهی زیرساخت‌های مناسب و خطوط انتقال گازهای همراه نفت استخراج شده صورت گرفته و گاز تولیدی در میادین متعارف، پیش از رسیدن به مبادی مصرف یا تزریق، روانه مشعل‌ها شده است. هر چند ایران اهداف کوتاه‌مدت و میان‌مدتی را برای جمع‌آوری و بازیافت گازهای همراه با نفت اعلام کرده و طرح‌های سرمایه‌گذاری متعدد را در این حوزه تعریف کرده، اما گزارش‌های نهادهای نظارتی داخلی از جمله داده‌های دیوان محاسبات کشور موید تعویق مستمر جدول‌های زمانی اجرایی در این پروژه‌ها بوده است. تاخیر در بهره‌برداری از پروژه‌های جمع‌آوری گاز و خطوط انتقال مرتبط با آن باعث شده سرمایه‌گذاری‌های انجام‌شده به خروجی عملیاتی تبدیل نشوند و گازهای همراه به‌صورت مستمر در مشعل‌های بزرگ و متمرکز سوزانده شوند. این در حالی است که تحلیل‌های گزارش جهانی تاکید می‌کند مهار فلرسوزی نیازمند تعهد اجرایی، ایجاد دسترسی مستقیم گاز به بازارها و ساخت شبکه‌های جامع خطوط لوله انتقال است. تجربه پروژه‌های موفق زیرساختی در سایر نقاط جهان نیز نشان می‌دهد، رفع گلوگاه‌های انتقال خط لوله می‌تواند حجم فلرینگ را در سریع‌ترین زمان کاهش دهد. اما در ایران، نبود بسترهای جذبی، کاهش سرعت اجرای طرح‌های جمع‌آوری و عدم به‌کارگیری مدل‌های موفق تامین مالی باعث شده مشعل‌های بالادستی به‌عنوان تنها راه برطرف کردن فشار گازهای همراه، همچنان استفاده شوند. این گزارش همچنین ارزش کل گازهای سوزانده‌شده در جهان را ۵۴ میلیارد دلار برآورد می‌کند. این رقم، معادل 75 درصد مجموع سرمایه‌گذاری مورد نیاز برای پایان دادن به فلرسوزی در سطح جهان است. در چنین شرایطی، ناتوانی ایران در جذب و هدایت سرمایه‌ها به سمت طرح‌های بازیافت، کشور را در چرخه‌ای گرفتار کرده که براساس آن، ارزش ثروت بربادرفته در مشعل‌ها بسیار بیشتر از منابع مالی لازم برای تکمیل زیرساخت‌ها و خطوط لوله است.

جامانده از جهان

چهار سال دیگر جهان به ایستگاه 2030 می‌رسد که در آن باید با فلرسوزی خداحافظی کند. اما ایران به‌عنوان یکی از بزرگ‌ترین تولیدکنندگان هیدروکربن، کماکان خارج از گود رقابت بر سر کاهش سوزاندن گازهای استخراج‌شده همراه با نفت ایستاده است. ابتکار جهانی «به صفر رساندن فلرسوزی تا سال ۲۰۳۰» بزرگ‌ترین تعهد بین‌المللی برای مهار هدررفت گاز در میادین نفتی به‌شمار می‌رود. براساس این ابتکار، هیچ میدان نفتی جدیدی نباید بدون تاسیسات جمع‌آوری گاز ساخته شود و مشعل‌های میادین قدیمی نیز باید تا پیش از سال ۲۰۳۰ به‌طور کامل خاموش شوند. بااین‌حال، حضور نداشتن ایران در میان امضاکنندگان این تعهد، فاصله‌ای عمیق میان برنامه‌های توسعه کشور و جریان اصلی مدیریت انرژی در جهان ایجاد کرده است. حضور در جمع کشورهایی که به این ابتکار جهانی پیوسته‌اند، شرایط استفاده از سازوکارهای حمایتی و فنی نهادهای بین‌المللی به کشورها را فراهم می‌کند. یکی از مهم‌ترین این حمایت‌ها، «مشارکت جهانی کاهش فلرسوزی» زیر نظر بانک جهانی است. این نهاد بین‌المللی با هدف کمک به کشورها برای مهار گازسوزی شکل گرفته و ابزارهای متنوعی از جمله مشاوره‌های تخصصی، بسته‌های حمایتی و تسهیل سازوکارهای تامین مالی را در اختیار اعضا قرار می‌دهد. کشورهای عضو می‌توانند با استفاده از تجربه‌های موفق، ارزیابی‌های دقیق کارشناسی و استانداردهای اندازه‌گیری این نهاد، پروژه‌های بازیافت گاز را با سرعت بسیار بیشتری اجرا کنند و فرسودگی زیرساخت‌های خود را نیز به حداقل برسانند. محروم ماندن ایران از این همکاری‌های بین‌المللی، به‌معنای تنهایی کامل در مسیر نوسازی صنایع بالادستی است. گزارش ردیاب جهانی گاز فلر تاکید می‌کند که دانش فنی، فناوری‌های مهار گاز و روش‌های تامین سرمایه برای پایان دادن به این معضل در دنیا به‌آسانی قابل دسترسی است. اما کشورهایی که عضو این پیمان‌ها نیستند و از چهارچوب‌های حمایتی فاصله دارند، نمی‌توانند از تسهیلات بین‌المللی برای تامین تجهیزات پیشرفته بازیافت، سیستم‌های مهار متان و ابزارهای نوین پایش استفاده کنند. نتیجه این جدایی، کاهش سرعت اجرای پروژه‌ها و طولانی شدن زمان بهره‌برداری از آنها در مقایسه با سایر تولیدکنندگان نفت است. نکته غم‌انگیز آن است که هر چند بسیاری از دولت‌ها و شرکت‌های نفتی بزرگ متعهد شده‌اند تا پنج سال آینده مشعل‌های خود را به صفر برسانند، اما روندهای ثبت‌شده نشان می‌دهد فلرسوزی در میادین نفت و گاز ایران به سمت خاموشی حرکت نمی‌کند و حتی با افزایش حجم نیز روبه‌رو شده است. حالا ایران از جریان سرمایه‌گذاری‌های اقلیمی و انتقال فناوری‌های روز محروم مانده و ثروت ملی کشورمان به‌دلیل نبود حمایت‌های فنی و اعتباری جهانی، همچنان در فلرهای مرتفع می‌سوزد و فرصت ارزشمند بازسازی زیرساخت‌های انرژی از دست می‌رود.

 

دراین پرونده بخوانید ...