شناسه خبر : 51937 لینک کوتاه
تاریخ انتشار:

حاضران غایب

افزایش NEETها چگونه اقتصاد و جامعه را متاثر می‌کند؟

حاضران غایب

مولود پاکروان /دبیر تحریریه  

زیر پوست شهرهای بزرگ، نسلی آرام و بی‌صدا در حال شکل‌گیری است؛ نسلی که در آمارها با واژه‌ای نامانوس شناخته می‌شود، بی‌آنکه بتوان معادل فارسی مناسبی برای آن پیدا کرد. NEET 1 نه دانشجوست، نه کارمند است، و نه کارآموز. جوانی است که صبح‌ها، نه برای رفتن به دانشگاه بیدار می‌شود، نه برای رسیدن به محل کار عجله دارد و نه انگیزه‌ای دارد که چیزی بیاموزد. زندگی برای این گروه از جوانان، زیستن در تعلیق است؛ میان زندگی و بی‌آیندگی. این نسل، برخلاف تصویر کلیشه‌ای از بیکاری، الزاماً در زمره بیکاران کلاسیک تعریف نمی‌شود؛ بیش از آنکه بیکار باشد، از مسیرهای متعارف پیشرفت جا مانده است. در زندگی روزمره نسل جوان، نشانه‌های NEET بودن همیشه آشکار نیستند. برخی به‌دنبال کارهای موقت و پراکنده‌اند، برخی در خانه مانده‌اند و برخی دیگر در آموزش‌های ناتمام یا مهارت‌آموزی‌های کوتاه‌مدت رفت‌وآمد دارند. وقتی جهان به‌سرعت در حال حرکت است، جوانی که پشت یک چراغ قرمز بی‌پایان متوقف مانده، به‌دشواری می‌تواند زمان حرکت دوباره خود را پیش‌بینی کند.

در بسیاری از کشورها، ازجمله ایران، پژوهش‌های جدید نشان می‌دهد که NEET بودن لزوماً یک انتخاب فردی نیست، بلکه حاصل ناکارآمدی‌های پیچیده در ساختارهای اقتصادی، آموزشی و اجتماعی است. فشار بازار کار، ناتوانی نظام آموزشی در مهارت‌سازی، شکاف‌های جنسیتی و طبقاتی، و حتی تغییرات فرهنگی در تعریف کار و موفقیت، همگی در شکل‌گیری این وضعیت نقش دارند.

NEET بودن را نمی‌توان صرفاً یک بحران فردی دانست. بسیاری از مطالعات نشان می‌دهند که این وضعیت می‌تواند پیامدهای بلندمدتی برای اقتصاد و جامعه داشته باشد؛ از کاهش بهره‌وری نیروی کار گرفته تا افزایش نابرابری و هزینه‌های اجتماعی. درواقع، آنچه امروز فقط در قالب یک شاخص اقتصادی بررسی و شناخته می‌شود، در آینده می‌تواند به یک معضل ساختاری تبدیل شود که مسیر توسعه را تحت تاثیر قرار می‌دهد. هرچه هست، ما با نسلی مواجهیم که نه غایب است و نه حاضر. و این وضعیت ما را با یک پرسش اساسی مواجه می‌کند: وقتی بخش قابل‌توجهی از جوانان در مرز میان آموزش، اشتغال و مهارت‌آموزی متوقف می‌شوند، در حال مشاهده چه تغییری در ساختار اقتصاد و جامعه هستیم؟ این وضعیت در ایران چه مسیری را طی می‌کند و چه پیامدهایی برای آینده خواهد داشت؟

فرصت‌های ازدست‌رفته

در سال‌های اخیر، مسئله جوانان NEET به یکی از مهم‌ترین شاخص‌های تحلیل بازار کار و توسعه انسانی در جهان تبدیل شده است. براساس تعریف استاندارد سازمان بین‌المللی کار (ILO)، NEET شامل جوانانی است که نه در بازار کار فعال‌اند، نه در نظام آموزشی حضور دارند و نه در هیچ نوع مهارت‌آموزی شرکت می‌کنند. داده‌های جهانی نشان می‌دهد که این شاخص در بسیاری از کشورها، به‌ویژه اقتصادهای در حال توسعه، همچنان در سطح بالایی قرار دارد. براساس برآوردها، نرخ NEET در گروه سنی ۱۵ تا ۲۴ سال در سطح جهانی به‌طور میانگین حدود ۲۰ تا ۲۲ درصد است؛ هرچند در برخی مناطق مانند خاورمیانه، شمال آفریقا و بخش‌هایی از جنوب آسیا، این نرخ به‌طور قابل‌توجهی بالاتر گزارش می‌شود.

در ایران اما، تصویر پیچیده‌تر و نگران‌کننده‌تر است. داده‌های رسمی و مطالعات تطبیقی نشان می‌دهند که ایران طی دو دهه گذشته همواره با نرخ بالای بیکاری جوانان و خروج از آموزش مواجه بوده است. براساس داده‌های بانک جهانی و سازمان بین‌المللی کار، نرخ بیکاری جوانان (۱۵ تا ۲۴ سال) در ایران در سال ۲۰۲۴ حدود 75/ 22 درصد برآورد شده است که بالاتر از میانگین جهانی است. ازآنجاکه NEET، علاوه بر بیکاری، جمعیت خارج از آموزش و مهارت‌آموزی را نیز دربر می‌گیرد، پژوهش‌ها معمولاً نرخ NEET را در ایران بالاتر از نرخ بیکاری جوانان تخمین می‌زنند؛ در برخی برآوردها این سهم در محدوده یک‌چهارم جمعیت جوان گزارش شده است. این همه در حالی است که کاهش نرخ باروری، سالمند شدن جمعیت و کوچک‌تر شدن نسل‌های آینده، اهمیت اقتصادی هر جوان را دوچندان کرده است. در چنین شرایطی، خروج بخشی از جوانان از چرخه آموزش و اشتغال فقط در بازار کار دردسرساز نمی‌شود، بلکه اتلاف سرمایه جمعیتی کشور به‌شمار می‌رود.

یافته‌های پژوهشی جدید با عنوان «تحلیل عوامل کلان اقتصادی موثر بر وضعیت جوانان NEET در ایران» که یکی از جامع‌ترین مطالعات اخیر درباره بازار کار کشور محسوب می‌شود، تصویر جامع‌تری از این وضعیت به‌دست می‌دهد. این پژوهش با استفاده از داده‌های استانی و الگوهای اقتصادسنجی فضایی نشان می‌دهد که نرخ NEET در ایران پدیده‌ای یکنواخت نیست، بلکه به‌شدت به تفاوت‌های منطقه‌ای، ساختار اقتصادی استان‌ها و سطح توسعه انسانی وابسته است. بر مبنای یافته‌های این مطالعه، افزایش تولید ناخالص داخلی سرانه در استان‌ها، اثر معناداری بر کاهش نرخ NEET دارد، به‌طوری‌که افزایش یک‌درصدی GDP سرانه می‌تواند حدود 18/ 0 درصد از نرخ NEET بکاهد. این یافته نشان می‌دهد که رشد اقتصاد، حتی در سطح منطقه‌ای، توان مستقیم در کاهش خروج جوانان از چرخه آموزش و کار دارد. در مقابل، بیکاری، نابرابری درآمدی و ضعف سرمایه انسانی از مهم‌ترین عوامل افزایش NEET در ایران معرفی شده‌اند. پژوهش همچنین نشان می‌دهد که در استان‌هایی با نرخ بیکاری بالاتر، نرخ NEET نیز به‌طور معناداری افزایش می‌یابد و این اثر در مناطق روستایی و استان‌های کمترتوسعه‌یافته شدیدتر است. علاوه بر این، شاخص سرمایه انسانی و دسترسی به آموزش‌های مهارتی نقش کلیدی در کاهش NEET دارد؛ به‌طوری‌که ضعف نظام آموزش فنی و حرفه‌ای یکی از کانال‌های اصلی خروج جوانان از مسیر اشتغال و مهارت‌آموزی است. نتایج مطالعه، تفاوت‌های جنسیتی را نیز برجسته می‌کند؛ اثر عوامل اقتصادی بر مردان و زنان جوان یکسان نیست و زنان در برخی مناطق، آسیب‌پذیری بیشتری نسبت به ورود به بازار کار یا آموزش دارند.

در سطح جهانی نیز روندهایی مشابه اما با‌شدت متفاوت دیده می‌شود. گاردین می‌نویسد، در کشورهایی مانند بریتانیا و برخی اقتصادهای اروپایی، تعداد NEETها در حال افزایش بوده و نگرانی از شکل‌گیری «نسل ازدست‌رفته» در حال تقویت است. در انگلستان، جمعیت NEETها به یک میلیون نفر رسیده؛ پدیده‌ای که هزینه تجمیعی آن در سال 2025، 125 میلیارد پوند برآورد شده است. این روندها نشان می‌دهد که NEET صرفاً به منطقه‌ای خاص محدود نمی‌شود، بلکه به یک چالش ساختاری در اقتصادهای مدرن تبدیل شده که به تغییرات بازار کار، مهارت‌ها و ساختار آموزش مرتبط است.

اثر زخم ماندگار

افزایش جمعیت NEET در اقتصاد، در ظاهر ممکن است یک مسئله مربوط به بازار کار جوانان دیده شود، اما در سطح عمیق‌تر به‌معنای اختلال در یکی از اصلی‌ترین سازوکار‌های رشد اقتصاد، یعنی تبدیل سرمایه انسانی به تولید است. در چنین وضعیتی، بخشی از نیروی کار بالقوه که باید وارد چرخه آموزش، اشتغال یا مهارت‌آموزی شود، در یک وضعیت تعلیق مزمن قرار می‌گیرد و این تعلیق نه‌فقط بر زندگی فردی، بلکه بر مسیر رشد اقتصاد نیز سایه می‌اندازد.

در سطح اقتصاد کلان، نخستین اثر قابل‌مشاهده، کاهش ظرفیت تولید بلندمدت اقتصاد است. نیروی کار جوان آموزش‌دیده یکی از موتورهای اصلی افزایش بهره‌وری محسوب می‌شود، اما زمانی که بخش قابل‌توجهی از این نیرو از چرخه آموزش و اشتغال خارج می‌شود، اقتصاد بخشی از ظرفیت تولید بالقوه خود را از دست می‌دهد. این موضوع به‌شکل کاهش تولید ناخالص داخلی و افت رشد بلندمدت خود را نشان می‌دهد؛ حتی اگر در کوتاه‌مدت نشانه‌های آن در آمارهای رسمی به‌روشنی دیده نشود. در کنار این اثر، فشار بر بودجه عمومی نیز افزایش می‌یابد، زیرا NEETها در بلندمدت به گروه‌های وابسته به حمایت‌های خانوادگی یا اجتماعی تبدیل می‌شوند و این مسئله هزینه‌های رفاهی، درمانی و حتی هزینه‌های مرتبط با سلامت روان را بالا می‌برد. در اقتصادهایی که با محدودیت منابع مالی مواجه‌اند، این فشار به‌معنای کاهش توان سرمایه‌گذاری دولت در زیرساخت‌ها و محرک‌های رشد است. به علاوه، تمرکز جغرافیایی NEETها در مناطق کمتر‌توسعه‌یافته، شکاف منطقه‌ای را تشدید می‌کند و یک چرخه بازتولید نابرابری شکل می‌دهد، به این معنا که کاهش فرصت‌های شغلی، به افزایش NEET می‌انجامد و افزایش NEET نیز خود به کاهش سرمایه انسانی و خروج بیشتر سرمایه و فرصت‌های اقتصادی از آن مناطق دامن می‌زند.

در سطح اقتصاد خرد، پیامدها به‌شکل مستقیم‌تری در رفتار افراد و خانوارها ظاهر می‌شوند. ورود دیرهنگام یا عدم‌ورود به بازار کار، به‌معنای از دست رفتن تجربه کاری اولیه، مهارت‌های انباشتی و شبکه‌های ارتباطی شغلی است. در نتیجه، شکاف درآمدی در طول عمر فرد شکل می‌گیرد و حتی در صورت ورود بعدی به بازار کار، این فاصله به‌سادگی جبران نمی‌شود. همزمان، کاهش بازده مورد انتظار آموزش، باعث تغییر در تصمیم جوانان برای آموزش می‌شود؛ این یعنی انگیزه برای ادامه تحصیل یا مهارت‌آموزی کاهش می‌یابد و اقتصاد در معرض شکل‌گیری یک بازار کار کم‌مهارت و نامتعادل قرار می‌گیرد.

اقتصاددانان برای توصیف پیامدهای بلندمدت این وضعیت از مفهومی با عنوان «اثر زخم ماندگار» (Scarring Effect) استفاده می‌کنند. منظور آن است که آثار خروج جوانان از آموزش و اشتغال، حتی پس از بازگشت آنها به بازار کار نیز به‌طور کامل از بین نمی‌رود. مطالعات اقتصاد کار در کشورهای مختلف نشان داده است، افرادی که در سال‌های آغازین زندگی کاری خود دوره‌های طولانی NEET بودن را تجربه می‌کنند، معمولاً در سال‌های بعد نیز با احتمال بیشتری با بیکاری، اشتغال ناپایدار و درآمدهای پایین‌تر مواجه می‌شوند. دلیل این مسئله، فقط از دست رفتن درآمد در کوتاه‌مدت نیست، بلکه وقفه در انباشت مهارت، تجربه کاری و شبکه‌های ارتباطی حرفه‌ای است؛ عواملی که نقشی تعیین‌کننده در مسیر شغلی افراد دارند. به همین دلیل، بسیاری از پژوهشگران NEET را نوعی شوک اولیه به سرمایه انسانی می‌دانند که آثار آن می‌تواند تا سال‌ها و حتی دهه‌ها در زندگی اقتصادی افراد باقی بماند.

نیت‌های ناامید

افزایش جمعیت NEET فقط به‌معنای ماندن پشت درهای بسته بازار کار نیست و صرفاً چوب لای چرخ رشد اقتصاد نمی‌گذارد، بلکه به‌تدریج به یک وضعیت اجتماعی-روانی تبدیل می‌شود که پیامدهای آن در بخش‌های مختلف زندگی فردی و جمعی خود را نشان می‌دهد. در سطح فردی، یکی از نخستین پیامدها فرسایش تدریجی «هویت اجتماعی» است. در بیشتر جوامع، هویت جوانی با نقش‌هایی مانند دانشجو بودن یا شاغل بودن تعریف می‌شود. وقتی این نقش‌ها حذف یا معلق می‌شوند، فرد در وضعیت «بی‌نقشی» قرار می‌گیرد؛ وضعیتی که می‌تواند احساس بی‌معنایی و سردرگمی ایجاد کند. این بی‌نقشی به‌تدریج درونی می‌شود و فرد را نسبت به آینده دچار تردید مزمن می‌کند.

در ادامه این روند، پیامدهای روان‌شناختی آشکارتر می‌شوند. پژوهش‌های متعدد در حوزه سلامت روان نشان می‌دهند که NEET بودن با افزایش سطح اضطراب، افسردگی و کاهش عزت‌نفس ارتباط مستقیم دارد. این رابطه دوطرفه است؛ یعنی هم مشکلات روانی می‌توانند فرد را از مسیر آموزش و اشتغال خارج کنند و هم قرار گرفتن در وضعیت NEET می‌تواند این مشکلات را تشدید کند. احساس شکست‌های پی‌درپی در جست‌وجوی کار یا ناتوانی در ادامه مسیر آموزشی، به‌تدریج به‌نوعی فرسودگی روانی منجر می‌شود که انگیزه برای اقدام را کاهش می‌دهد و این‌گونه، چرخه‌ای از انفعال شکل می‌گیرد. علاوه بر این، نااطمینانی نسبت به آینده شغلی، کاهش امید به تحرک اجتماعی و تجربه شکست در یافتن کار، می‌تواند الگوهای تصمیم‌گیری اقتصادی افراد را هم تغییر دهد و آنها را به سمت فعالیت‌های غیررسمی، کم‌بازده یا حتی خروج کامل از بازارهای رسمی سوق دهد. در سطح خانوار نیز افزایش جمعیت غیرفعال به‌معنای بالا رفتن بار وابستگی اقتصادی است؛ معضلی که می‌تواند توان سرمایه‌گذاری خانواده در آموزش سایر اعضا یا حتی سطح رفاه خانواده را با دشواری مواجه کند.

در سطح اجتماعی، افزایش NEETها با تضعیف پیوندهای اجتماعی و کاهش سرمایه اجتماعی همراه است. جوانانی که از چرخه آموزش و اشتغال خارج می‌شوند، کمتر در شبکه‌های رسمی اجتماعی، انجمن‌ها، محیط‌های کاری یا فعالیت‌های جمعی حضور دارند. این کاهش تعاملات اجتماعی، احساس انزوا را تقویت می‌کند و فاصله فرد با جامعه را افزایش می‌دهد. در چنین شرایطی، جامعه به‌جای یک شبکه پیوسته از روابط، به مجموعه‌ای از جزایر منفصل تبدیل می‌شود که ارتباط میان آنها ضعیف‌تر از پیش است.

یکی دیگر از پیامدهای مهم، تغییر در الگوهای مشارکت اجتماعی و حتی سیاسی است. مطالعات نشان می‌دهند که گروه‌های NEET معمولاً سطح پایین‌تری از مشارکت مدنی، اعتماد نهادی و امید اجتماعی دارند. این کاهش مشارکت می‌تواند در بلندمدت به تضعیف انسجام اجتماعی منتهی شود، زیرا بخشی از نسل جوان که باید دارای پویایی اجتماعی باشد، از فرآیندهای جمعی کنار می‌ماند یا نسبت به آنها بی‌تفاوت می‌شود.

نسخه‌ای برای درمان

سال گذشته، سازمان بین‌المللی کار بر نکته‌ای مهم تاکید کرد؛ گذار از تمرکز صرف بر جوانان بیکار و تاکید بر NEETها. این سازمان در یادداشتی که به مناسبت روز جهانی کار منتشر شد، نوشت: موانعی که جوانان در مسیر گذار از مدرسه به بازار کار با آن روبه‌رو هستند، فقط به مسائل بازار کار محدود نمی‌شود. پرداختن به چالش‌های خاصی که آنان در این دوره گذار تجربه می‌کنند نیز اهمیت دارد. در تایید گزارش ILO، مطالعات بین‌المللی نیز نشان می‌دهد که نرخ بالای NEET بیش از آنکه نتیجه انتخاب‌های فردی باشد، بازتاب کیفیت نهادهای آموزشی و بازار کار است. براساس گزارش‌های OECD، در کشورهایی که میان نظام آموزشی و نیازهای بازار کار پیوند موثرتری برقرار شده، احتمال تبدیل بیکاری یا ترک تحصیل موقت به انزوای بلندمدت جوانان به‌مراتب کمتر است. برای نمونه، در کشورهایی مانند آلمان، هلند و سوئیس که از نظام‌های آموزش دوگانه و کارآموزی مبتنی بر همکاری بنگاه‌ها و مراکز آموزشی بهره می‌برند، نرخ NEET در سال‌های اخیر عموماً کمتر از ۱۰ درصد بوده است؛ رقمی که فاصله معناداری با میانگین جهانی -حدود ۲۰ درصد- دارد. درمقابل، تجربه بسیاری از اقتصادهای در حال توسعه نشان می‌دهد که رشد اقتصاد به‌تنهایی برای کاهش NEET کافی نیست و در غیاب سیاست‌های فعال بازار کار، بخشی از جوانان حتی در دوره‌های رونق اقتصادی نیز از چرخه آموزش و اشتغال خارج می‌مانند. از این منظر، مسئله اصلی صرفاً ایجاد فرصت‌های شغلی جدید نیست، بلکه ایجاد مسیرهای پایدار گذار از آموزش به اشتغال است. هرچه این فاصله طولانی‌تر شود، احتمال خروج دائمی جوانان از بازار کار افزایش می‌یابد و هزینه اقتصادی آن نه‌فقط در قالب بیکاری امروز، بلکه به‌شکل کاهش بهره‌وری، افت درآمدهای آینده و اتلاف سرمایه انسانی در دهه‌های بعدی نمایان خواهد شد. 

پی‌نوشت:

1- Not in Employment, Education or Training

 

دراین پرونده بخوانید ...