علیه تفاهم
آیا مخالفان قدرت برهم زدن توافق را دارند؟
رضا طهماسبی /دبیر تحریریه
در آبانماه 1395، یک سال پس از امضای برجام میان ایران و کشورهای 1+5 و تقریباً 9 ماه بعد از اجرایی شدن آن، حسن روحانی، رئیسجمهور وقت، در سفری به اراک در واکنش به منتقدانی که معتقد بودند برجام برای کشور عایدی نداشته است، گفت: «ما غاصب را از باغ خود بیرون کردیم و درب باغ به روی مردم باز شده است، ولی امروز عدهای کودک به درب باغ آمده و میگویند، سیب و گلابی کجاست که میخواهیم میل کنیم؟ امروز این باغ که نهالهای آن تازه غرس شده آماده باروری است، اما برای به ثمر نشستن صبر لازم است.»
اما همین جملات روحانی خودش گزکی به دست منتقدان داد تا پس از آن بارها و بارها به طعن و تمسخر از گلابیهای برجام یاد کنند که نارس بر زمین افتاد و پوسید. تجربه برجام از تلاشهای بسیار زیاد تیم مذاکرهکننده برای حصول توافقی همهجانبه، جامع و پربار و فرآیند تصویب آن در مجلس با وجود مخالفتهای داخلی و سنگاندازیهای خارجی تا نافرجام ماندن آن با تغییر دولت در ایالاتمتحده، همه ایرانیان را نسبت به تفاهمنامه جدید موسوم به تفاهم اسلامآباد مردد و شکاک نگه داشته است. از طرفی، این تفاهم در شرایط جنگ مستقیم با دشمن متولد شده و هیچکس اطمینانی کامل از شروع مجدد جنگ و بر هم خوردن این تفاهم ندارد. بااینحال، اقتصاد بیمار و بهشدت ضعیفشده ایران، امیدوار است این بار بتواند طعم میوه شیرین و رسیده این تفاهمنامه را بچشد که نسبت به برجام با مخالفت کمتر، ولو تندتر، مواجه شده و بتواند با تجهیز شدن به منابع مالی از طریق صادرات نفت و مشتقات نفتی، برقراری ارتباط با کانالهای پولی و بانکی بینالمللی و اتصال به بازارهای جهانی برای واردات و صادرات کالا، خود را از دامی که در آن گرفتار شده و عرصهای که مدام بر او تنگتر میشود، خلاص کند.
گرههای فروبسته
اگر کسی بخواهد وضعیت اقتصاد ایران را در چند جمله کوتاه تشریح کند، کافی است آخرین دادههای مربوط به شاخصهای اقتصاد کلان را برشمارد. رشد اقتصادی منفی، تورم بالا، مزمن و فزاینده، کسری بودجه در ارقام تاریخی و رشد نقدینگی در بالاترین رکود ثبتشده بعد از انقلاب قرار دارد، گویی بیماری همزمان دچار تومور مغزی، عفونت ریوی، آریتمی قلبی، نارسایی کلیوی، سیروز کبدی و... شده باشد. بهطوری که حتی در صورت وجود همه تجهیزات پزشکی و داروهای ضروری، اساساً پزشک نداند که باید از کجا شروع کند و به کدام قسمت دست بزند تا بقیه بیماریها عود نکند و بیمار از دست نرود. اما همانطور که در اقتصاد معجزه نمیشود، بنبست هم وجود ندارد. در چنین شرایطی، اجرا شدن توافقی که تحریمها را رفع، داراییهای بلوکهشده را آزاد و دسترسی به بازارهای جهانی را فراهم و کمهزینه و کمریسک کند، بیشتر شبیه یک معجزه در روند درمان یک بیمار لاعلاج است. اجرای توافقی با این مختصات میتواند همزمان چند درد اصلی بیمار را به سمت بهبودی بکشاند و با کمی مدیریت، هوشمندی و نپرداختن به مسائل حاشیهای و وارد نکردن ضربههای مجدد به بیمار میتوان او را بهتدریج برای بلند شدن از تخت، ایستادن سرپا و راه رفتن درمان کرد.
برابر تازهترین آمار اعلامشده از سوی رئیسکل بانک مرکزی، رشد اقتصادی در زمستان 1404، منفی 9/ 4 درصد با احتساب نفت و منفی چهار درصد بدون نفت بوده است. عبدالناصر همتی، نرخ رشد اقتصادی کشور در سال 1404 را منفی 7/ 0 درصد با نفت و منفی 1/ 1 درصد بدون نفت اعلام کرد. گزارش بانک مرکزی از متغیرهای عمده پولی و اعتباری همچنین نشان میدهد که در پایان سال 1404 نرخ رشد پایه پولی 5/ 61 درصد و نرخ رشد نقدینگی 3/ 53 درصد محاسبه شده است. این دو عدد در پایان سال 1403 به ترتیب معادل 5/ 24 و 1/ 29 درصد بودند. همچنین نرخ تورم در اردیبهشتماه 1405 با افزایشی 5/ 8درصدی نسبت به فروردینماه، نسبت به ماه مشابه سال قبل 2/ 77 درصد افزایش یافت که رقمی بسیار بالا و حاکی از فشار زیاد روی معیشت خانوار است. در گزارش مرکز آمار ایران از تورم در اردیبهشتماه تورم ماهانه 8/ 8 درصد و تورم نقطهبهنقطه 9/ 83 درصد اعلام شد که بهمراتب نشاندهنده شرایط سختتر و وخیمتر است. در همین دوره تورم خوراکیها و آشامیدنیها نزدیک به 130 درصد برآورد شده و بهداشت و درمان نیز تورمی بالاتر از 70 درصد را ثبت کرده است. در این شرایط طبیعی است که بنگاهها به ورشکستگی بیفتند و خانوار نیز به ورطه فقر بغلتد. تشدید شرایط سخت اقتصادی در روزهای جنگ باعث شد بسیاری از بنگاهها دست به تعدیل نیرو در سال جدید بزنند، آماری که احتمالاً در گزارش بازار کار فصل بهار خودش را نشان خواهد داد.
زخم جنگ
اقتصاد ایران از خرداد گذشته تا امسال، تجربه دو جنگ را نیز از سر گذراند. جنگ 12روزه در خرداد و تیر 1404 و جنگ 40روزه که از 9 اسفند سال گذشته آغاز شد و تا نیمه فروردین سال جدید به طول انجامید. طی این روزها علاوه بر خسارات جانی، مبالغ هنگفتی خسارت به زیرساختهای کشور اعم از تاسیسات نفتی و گازی، پتروشیمیها و پالایشگاهها، پلها و جادهها و ساختمانها وارد شد. در برآورد خسارتهای جنگ به کشور تاکنون اعداد و ارقام متفاوتی از 20 میلیارد دلار تا 270 میلیارد دلار بیان شده است که بسته به نحوه محاسبه و مستقیم یا غیرمستقیم بودن خسارتهای در نظر گرفتهشده متفاوت است. میثم ظهوریان، عضو کمیسیون اقتصادی مجلس شورای اسلامی، خسارت مستقیم جنگ را 20 تا 40 میلیارد دلار اعلام کرد. به گفته او بخش انرژی بهطور مشخص 14 میلیارد دلار خسارت دیده که هشت میلیارد آن مربوط به صنعت گاز بوده است و حدود شش میلیارد نیز به پتروشیمیها خسارت وارد شده است. همچنین حدود یک میلیارد دلار هم مربوط به خسارت مخازن است. با در نظر گرفتن خسارتهایی که به حوزه نظامی وارد شده میزان خسارت مستقیم 20 تا 40 میلیارد دلار است که عدد رسمی دولت 28 میلیارد دلار است و گزارش آن به رهبر انقلاب داده شده است. فاطمه مهاجرانی، سخنگوی دولت چهاردهم، در گفتوگو با خبرگزاری ریانووستی از برآورد اولیه 270 میلیارددلاری مجموع خسارت ایران در جنگ اخیر خبر داد؛ گرچه آن را عدد قطعی و نهایی ندانست. احتمالاً همین عدد بود که باعث شد در بند 10 تفاهم اسلامآباد، رقم بازسازی 300 میلیارد دلار اعلام و آورده شود که «ایالاتمتحده آمریکا متعهد میشود، با شرکای منطقهای خود، برای بازسازی و توسعه اقتصادی جمهوری اسلامی ایران یک برنامه قطعی موردتوافق طرفین را با تامین حداقل 300 میلیارد دلار ایجاد کند». البته خسارتهای دیگری نیز از قِبل جنگ به ایران وارد شده است که شاید در کمتر محاسباتی آورده شد. برای نمونه همان 100 هزار میلیاردتومانی که به گفته علی مدنیزاده، دولت از بانک مرکزی استقراض کرد و احتمالاً همه ما شهروندان ایران در ماههای آتی بار تورمیاش را بر دوش کشیده و آن را با افزایش قابلتوجه سطح عمومی قیمتها، پرداخت خواهیم کرد.

توافقی دور از انتظار
درحالیکه قریب به 40 روز از جنگ تحمیلی رمضان گذشته بود، ایران و آمریکا با میانجیگری پاکستان به یک آتشبس رضایت دادند و پس از آن گفتوگو برای رسیدن به یک توافق آغاز شد. درنهایت روز 28 خردادماه، تفاهمنامهای موسوم به تفاهمنامه اسلامآباد میان دو طرف به امضا رسید که با در نظر گرفتن تهدیدهای مدام و بسیار سنگین رئیسجمهور آمریکا، یک پیروزی تمامعیار برای ایران محسوب میشود. در این تفاهمنامه 14بندی خاتمه فوری جنگ در همه جبههها ازجمله لبنان و آغاز نکردن درگیری در هیچ جبههای علیه طرفین موردتاکید قرار گرفته است. دو طرف توافق کردند بعد از امضای تفاهمنامه در یک مهلت 60روزه به توافقی جامع برسند که با تصویب در شورای امنیت سازمان ملل متحد، پشتوانه اجرایی داشته باشد. همچنین آمریکا متعهد شد که محاصره دریایی را بردارد، نیروهای نظامی خود را از آبهای پیرامون ایران خارج کند و با شرکای منطقهای خود حداقل 300 میلیارد دلار برای بازسازی ایران تامین کند. برداشتن همه تحریمهای اولیه و ثانویه، تحریمهای شورای امنیت و شورای حکام و همچنین تحریمهای نفتی و مشتقات علیه ایران نیز در ذیل این تفاهمنامه بود. همچنین آمریکا باید تمام وجوه و داراییهای مسدودشده ایران را آزاد کند. در مقابل همه این تعهدات سنگین و البته موثر، ایران متعهد شده است که تنگه هرمز را باز کند، هرگز سلاح هستهای تولید یا ابتیاع نکند و درنهایت اورانیومهای غنیشده نیز در محل و زیر نظارت آژانس انرژی اتمی رقیق خواهد شد. تنظیم چنین تفاهمنامهای اساساً یک پیروزی بزرگ برای تیم مذاکرهکننده ایران بهحساب میآید، چراکه تا پیش از آن، رئیسجمهور ایالاتمتحده بارها و از تریبونهای مختلف اعلام کرده بود که نهتنها هیچ پول و خسارتی به ایران نخواهد داد، بلکه تا از بین بردن تمدن ایران نیز پیش خواهد رفت. حالا توافقی که باید در 60 روز آتی بسته شود، بسیار حیاتی است اما بهطور منطقی نمیتواند توافقی خلاف تفاهمنامه یا حتی چیزی کمتر از آن باشد و با این تفاسیر ایران برگ برنده بزرگی را پس از پایان توافق روی میز خواهد گذاشت. از طرفی به نظر میرسد گفتوگوهای فنی برای توافق نیز بسیار خوب پیش رفته است. علاوه بر اینکه برای نخستینبار بهطور رسمی اعلام شد که دیدار میان هیئتهای ایرانی و آمریکایی بهطور مستقیم، البته در حضور میانجیگران قطری و پاکستانی، خواهد بود. بلافاصله پس از نخستین دور مذاکرات، تحریمهای نفتی ایران برای مدت 60 روز با اعلام وزارت خزانهداری آمریکا برداشته شد. رفع تحریم از صادرات نفت خام، محصولات پتروشیمی و فرآوردههای نفتی ایران برای دو ماه آینده و تا حصول توافق دستاورد بزرگی محسوب میشود. شاید حضور حمید بورد، مدیرعامل شرکت ملی نفت ایران، در هیات ایرانی در مذاکرات ژنو در کسب این مهم بیتاثیر نباشد.
خواهیم دید چه میشود
قیمت ارز که در روزهای جنگ و نوسانها و بیثباتی در محدوده بالای 170 هزار تومان تثبیت شده بود، با خبر امضای تفاهمنامه به کمتر از 160 هزار تومان کاهش یافت. حالا با افزایش صادرات نفت، فرآوردههای نفتی و محصولات پتروشیمی، درآمدهای ارزی دولت افزایش یافته و دسترسی به این درآمدها نیز تسهیل خواهد شد. توان دولت در تامین کالاهای اساسی، مواد اولیه و ماشینآلات افزایش مییابد و صادرات کالا و خدمات ایرانی نیز به بازار تسهیل میشود. همه این شرایط به افزایش ارزآوری و بالا رفتن درآمدها و کاهش نرخ ارز منجر خواهد شد. ضمن اینکه راه جذب سرمایه خارجی نیز فراهم میشود و اگر در ادامه ایران بتواند با کاهش ریسکها، عضویت در FATF و بالا بردن استانداردهای نظام بانکی، شرایط اعتباری خودش را در بازارها بالا ببرد، اقتصاد میتواند راه بسیار هموارتری را برای رشد و توسعه بپیماید. از دید اقتصادی، بزرگترین دستاورد احتمالی تفاهم اسلامآباد برای ایران افزایش درآمدهای ارزی و کاهش ریسک اقتصاد ایران است. اما اگر این تفاهم به یک توافق پایدار و قابلاتکا تبدیل نشود، اثر آن در حد یک شوک روانی مثبت در بازار ارز و بورس باقی خواهد ماند. پس عامل تعیینکننده این است که آیا در ۶۰ روز آینده توافق نهایی درباره تحریمها، نفت و نظام بانکی حاصل میشود یا نه. اگر فرض کنیم یک توافق نهایی و نسبتاً پایدار حاصل شود، اثر آن روی شاخصهای مختلف اقتصادی همزمان ظاهر نمیشود. بعضی متغیرها ظرف چند روز واکنش نشان میدهند و بعضی دیگر به یک تا چند سال زمان نیاز دارند. این همان نقطه خطری است که میتواند باعث شود «کاسبان جنگ» وارد شده و از آب گلآلود ماهی بگیرند. اقتصاد ایران برای سالها گروگان «کاسبان تحریم» بود که توانستند با زیرکی مانع از هرگونه توافقی در راستای رفع تحریمها شوند و از فقیرتر شدن هر چه بیشتر مردم پول دربیاورند. امروز هم خطر کاسبان جنگ بهخوبی احساس میشود. از منظر اقتصاد سیاسی، خطر شکست یک تفاهم یا توافق معمولاً در ماههای اول بیشتر از سالهای بعد است؛ دقیقاً به این دلیل که هزینههای سیاسی توافق زودتر دیده میشود، اما منافع اقتصادی آن دیرتر ظاهر میشود. همانطور که در مورد برجام رخ داد، تفاهم اسلامآباد یا توافق ژنو هم میتواند عمر کوتاهی داشته باشد و از بین برود. حالا پرسش این است که برای حفظ این توافق چه باید کرد. قاعدتاً در هر دو کشور گروههایی وجود دارند که به توافق بدبین هستند و سودای از بین بردنش را در سر دارند. برخی افراد و گروهها اساساً آمریکا را غیرقابلاعتماد میدانند و با اشاره به تجربه خروج ترامپ از برجام، او را فرد مناسبی برای توافق نمیدانند. ضمن اینکه اگر امتیازاتی مانند باز کردن تنگه هرمز داده شود اما در مقابل امتیاز محسوسی نصیب ایران نشود، این گروهها با تمام توان بر طبل رسوایی خواهند کوفت. در مقابل در آمریکا هم بخشی از جمهوریخواهان هر توافقی با ایران را که شبیه برجام باشد زیر سوال میبرند. ضمن اینکه نزدیک شدن به انتخاباتهای میاندورهای یا ریاستجمهوری میتواند موضوع ایران را دوباره به ابزار رقابت سیاسی تبدیل کند. همچنین برخی مخالفان منطقهای نیز میتوانند نقش مهمی در برهم خوردن توافق ایفا کرده و بر فضای سیاسی هر دو کشور اثرگذار باشند. کشورهایی که نگران افزایش نفوذ منطقهای ایران هستند یا گروههایی که از تداوم تنش سود میبرند، احتمالاً تلاش خواهند کرد تا روند مذاکرات را کند کنند، هزینه سیاسی توافق را بالا ببرند یا از طریق بحرانهای امنیتی و نظامی فضای بیاعتمادی ایجاد کنند. احتمالاً بزرگترین دشمن هرگونه توافق بین ایران و آمریکا، اسرائیل خواهد بود که باید از طرف ایالاتمتحده مهار شود.
باید امیدوار بود برخلاف برجام که بیشتر یک توافق سیاسی بود، تفاهم اسلامآباد و توافق پیامد آن که منافع اقتصادی ملموسی را در نظر گرفته است، برای طرفین و دیگر کشورهای منطقه جذابتر باشد و دستاوردهای ملموسی مانند سرمایهگذاری مشترک و خرید و فروش کالا و خدمات به بار بیاورد تا این بار همه در پی حفظ این قرارداد بسیار مهم باشند.