شناسه خبر : 51956 لینک کوتاه

راز رونق

چگونه نشریات جدید انجمن‌های علمی به صدر رتبه‌بندی‌ها رسیدند؟

حامد وحیدی/ نویسنده نشریه 
 

46در دنیای علم و پژوهش، مجلات علمی یکی از مهم‌ترین ابزارهای انتشار و ارزیابی دانش به‌شمار می‌آیند. در رشته اقتصاد نیز همانند بسیاری از حوزه‌های علمی دیگر، جایگاه و اعتبار مجلات نقش مهمی در شکل‌دهی به مسیرهای پژوهشی، ارزیابی عملکرد پژوهشگران و حتی تصمیم‌گیری‌های دانشگاهی و سیاست‌گذاری علمی دارد. اغلب دانشگاه‌ها، موسسه‌های پژوهشی و نهادهای تامین مالی مطالعات، برای سنجش کیفیت پژوهش‌ها از جایگاه مجله‌ای که مقاله در آن منتشر شده است، استفاده می‌کنند. به همین دلیل، رتبه‌بندی مجلات علمی به یکی از موضوعات مهم در اقتصاد علم و همچنین در جامعه دانشگاهی تبدیل شده است. این رتبه‌بندی‌ها نه‌تنها نشان‌دهنده میزان تاثیرگذاری علمی یک مجله هستند، بلکه به پژوهشگران کمک می‌کنند تا تصمیم بگیرند نتایج پژوهش‌های خود را در کدام مجلات منتشر کنند. در سال‌های اخیر، تحول مهمی در فضای مجلات اقتصاد رخ داده است. چندین مجله جدید از سوی انجمن‌های علمی معتبر در حوزه اقتصاد راه‌اندازی شده‌اند که در مدت زمانی نسبتاً کوتاه توانسته‌اند جایگاه قابل‌توجهی در رتبه‌بندی‌های علمی به‌دست آورند. این موضوع، توجه بسیاری از پژوهشگران را به خود جلب کرده است، زیرا در حالت معمول مجلات جدید برای کسب اعتبار و افزایش میزان ارجاعات علمی به زمان زیادی نیاز دارند. اما برخی از این مجلات تازه‌تاسیس با سرعتی چشمگیر در میان مجلات معتبر اقتصاد قرار گرفته‌اند. بررسی این پدیده می‌تواند درک بهتری از نحوه شکل‌گیری اعتبار علمی مجلات و سازوکارهای انتشار دانش در اقتصاد فراهم کند.

مقاله «رشد چشمگیر مجلات جدید انجمن‌های علمی در علم اقتصاد»  نوشته جان هَم، جولیان رایت و زیقیویه دقیقاً به بررسی همین موضوع می‌پردازد. نویسندگان در این پژوهش تلاش می‌کنند تا با استفاده از داده‌های به‌روز و روش‌های پیشرفته رتبه‌بندی مجلات، جایگاه مجلات جدیدی را که از سوی انجمن‌های علمی اقتصاد منتشر شده‌اند تحلیل کنند. تمرکز اصلی مقاله بر هفت مجله جدید است که به‌وسیله سه انجمن مهم اقتصادی راه‌اندازی شده‌اند: چهار مجله از سوی انجمن اقتصاد آمریکا (AEA)، دو مجله از سوی انجمن اقتصادسنجی (Econometric Society) و یک مجله از سوی انجمن اقتصاد اروپا (EEA).  این مجلات در سال‌های اخیر به‌سرعت در میان ژورنال‌های تاثیرگذار اقتصاد قرار گرفته‌اند و همین امر پرسش‌هایی درباره عوامل موفقیت آنها ایجاد کرده است. نویسندگان برای بررسی این موضوع از داده‌های مربوط به ارجاعات علمی میان مجلات اقتصاد استفاده می‌کنند و با بهره‌گیری از یکی از روش‌های شناخته‌شده رتبه‌بندی مجلات در اقتصاد، جایگاه این مجلات را در میان سایر نشریات علمی ارزیابی می‌کنند. این روش که بر پایه یک فرآیند تکرارشونده برای اندازه‌گیری تاثیر متقابل مجلات بر یکدیگر است، به‌گونه‌ای طراحی شده است که تاثیر ارجاعات علمی را به‌شکلی دقیق‌تر منعکس کند. علاوه بر این، در تحلیل مقاله از نسخه تعدیل‌شده این روش استفاده می‌شود که شدت ارجاع‌دهی در رشته‌های مختلف را در نظر می‌گیرد. این تعدیل باعث می‌شود مجلاتی که در حوزه‌هایی با تعداد ارجاعات بیشتر فعالیت می‌کنند، به‌طور مصنوعی رتبه بالاتری دریافت نکنند.

اهمیت این پژوهش از آن جهت است که نتایج آن می‌تواند برای گروه‌های مختلف در جامعه علمی اقتصاد مفید باشد. پژوهشگران می‌توانند از این نتایج برای انتخاب مجلات مناسب برای انتشار مقالات خود استفاده کنند، مدیران دانشگاهی و روسای دانشکده‌ها می‌توانند در ارزیابی عملکرد علمی اعضای هیات علمی از آن بهره ببرند و نهادهای تامین مالی نیز می‌توانند در تصمیم‌گیری درباره حمایت از پروژه‌های پژوهشی به این رتبه‌بندی‌ها توجه کنند. 

روش رتبه‌بندی مجلات در مقاله

یکی از جنبه‌های مهم این مقاله که در درک نتایج آن نقش اساسی دارد، روش رتبه‌بندی مجلات اقتصادی است که نویسندگان از آن استفاده کرده‌اند. در بسیاری از مطالعات مربوط به ارزیابی مجلات علمی، معیار اصلی سنجش اعتبار مجلات، تعداد ارجاعاتی است که مقالات آن مجله از سایر مقالات دریافت می‌کنند. اما نویسندگان این مقاله از یک روش پیشرفته‌تر استفاده کرده‌اند که در ادبیات اقتصاد بسیار رایج است و بر پایه «ضریب تاثیر تکرارشونده» بنا شده است. در این روش، اهمیت یک مجله فقط بر اساس تعداد ارجاعات محاسبه نمی‌شود، بلکه کیفیت مجلاتی که آن ارجاعات را انجام داده‌اند نیز در نظر گرفته می‌شود. در این رویکرد، اگر یک مجله از سوی مجلات معتبرتر ارجاع بیشتری دریافت کند، ارزش و اعتبار آن ارجاعات بیشتر محسوب می‌شود. به بیان دیگر، ارجاعی که از یک مجله بسیار معتبر دریافت می‌شود، اهمیت بیشتری نسبت به ارجاع از یک مجله کم‌اعتبار دارد. نکته مهم دیگری که در این مقاله در نظر گرفته شده، تفاوت در «شدت ارجاع‌دهی» در حوزه‌های مختلف اقتصاد است. برخی از زیرشاخه‌های اقتصاد به‌طور طبیعی تعداد ارجاعات بیشتری در مقالات خود دارند، زیرا مقالات آنها منابع بیشتری را ذکر می‌کنند. همان‌طور که پیشتر گفتیم، برای حل این مشکل، نویسندگان از نسخه تعدیل‌شده این روش استفاده کرده‌اند که به «روش ناوردا» معروف است. این روش اثر تفاوت در تعداد منابع مقالات را تعدیل می‌کند تا رتبه‌بندی مجلات عادلانه‌تر باشد.

علاوه بر این، نویسندگان برای اطمینان از اعتبار نتایج خود، یک روش ساده‌تر را نیز به کار می‌گیرند. در این روش تنها ارجاعات دریافت‌شده از پنج مجله برتر اقتصاد در نظر گرفته می‌شود. مقایسه نتایج دو روش نشان می‌دهد که در هر دو حالت، مجلات جدید انجمن‌های اقتصادی عملکرد بسیار خوبی داشته‌اند. این موضوع نشان می‌دهد که نتایج مقاله به یک روش خاص محدود نیست و موفقیت این مجلات در معیارهای مختلف رتبه‌بندی نیز قابل مشاهده است.

یافته‌های پژوهش

در این مقاله، نویسندگان به بررسی این موضوع می‌پردازند که چرا مجلات جدیدی که از سوی انجمن‌های معتبر اقتصادی راه‌اندازی شده‌اند، توانسته‌اند در مدت زمان کوتاهی جایگاه بالایی در رتبه‌بندی‌های علمی به‌دست آورند. نخستین یافته مهم آنها این است که این مجلات جدید، صرف‌نظر از روش رتبه‌بندی مورد استفاده، عملکرد بسیار خوبی از خود نشان می‌دهند. بنابراین موفقیت آنها وابسته به یک روش خاص اندازه‌گیری نیست و در معیارهای مختلف قابل مشاهده است. پس از تایید این عملکرد قوی، پرسش اصلی مقاله این است که چه عواملی باعث این موفقیت شده است؛ به‌ویژه اینکه برخی از این مجلات بلافاصله پس از تاسیس، حتی از مجلات قدیمی‌تر و مشابه نیز پیشی گرفته‌اند. برای پاسخ به این پرسش، نویسندگان از تحلیل‌های رگرسیونی و همچنین شواهد توصیفی استفاده می‌کنند تا نقش عوامل مختلف را بررسی کنند.

در گام نخست، آنها چند عامل قابل ‌مشاهده را که به‌طور معمول می‌توانند بر ضریب تاثیر مجله اثر بگذارند، بررسی می‌کنند. از جمله این عوامل می‌توان به تعداد مقالات منتشرشده در هر سال، قدرت علمی و تجربه سردبیران، و میزان ارجاعات دریافتی از مجلات مادر اشاره کرد. نتایج نشان می‌دهد که برخی از این متغیرها از نظر آماری معنادار هستند؛ برای مثال، مجلاتی که سردبیران قوی‌تر و باتجربه‌تری دارند یا مقالات بیشتری منتشر می‌کنند، معمولاً ضریب تاثیر بالاتری دارند. با‌این‌حال، زمانی که این عوامل در مدل رگرسیونی کنترل می‌شوند، اثر مثبت و معنادار «مجله جدید بودن» همچنان باقی می‌ماند. به بیان ساده، حتی با در نظر گرفتن تجربه سردبیران و تعداد مقالات، باز هم مجلات جدید انجمن‌ها بهتر از مجلات مقایسه‌ای عمل می‌کنند. بنابراین این عوامل به‌تنهایی نمی‌توانند توضیح‌دهنده موفقیت چشمگیر آنها باشند. نویسندگان همچنین بررسی می‌کنند که آیا ارجاعات بیشتر از سوی مجلات مادر می‌تواند دلیل این عملکرد باشد یا خیر؟ نتایج نشان می‌دهد که مجلات جدید معمولاً ارجاعات بیشتری از مجله مادر خود دریافت می‌کنند، اما کنترل این عامل نیز فقط مقدار کمی از اثر مجله جدید را کاهش می‌دهد. تنها در مورد مجله انجمن اقتصاد اروپا (JEEA) که مجله مادر مشخصی ندارد، این عامل اهمیت کمتری دارد. در مجموع، وابستگی به مجلات مادر نمی‌تواند توضیح اصلی موفقیت باشد.

در ادامه، مقاله به شواهدی اشاره می‌کند که نشان می‌دهد سردبیران مجلات جدید در سال‌های ابتدایی انتشار، از اقتصاددانان برجسته دعوت کرده‌اند تا مقالات خود را در این مجلات منتشر کنند. برای آزمون این فرضیه، پژوهشگران، کیفیت نویسندگان را در سال‌های اولیه انتشار مجلات جدید با کیفیت نویسندگان مجلات مقایسه‌ای، مقایسه می‌کنند. شاخص‌های کیفیت، شامل رتبه دانشگاه محل فعالیت نویسنده و تعداد مقالات قبلی در پنج مجله برتر اقتصاد است. نتایج نشان می‌دهد که نویسندگان سال‌های آغازین مجلات جدید، به‌طور متوسط از دانشگاه‌های معتبرتری بوده‌اند و سابقه بیشتری در انتشار مقاله در مجلات برتر داشته‌اند. زمانی که این متغیرهای مربوط به کیفیت نویسندگان وارد الگو می‌شود، اثر مجله جدید به میزان قابل‌توجهی کاهش می‌یابد و در برخی موارد حتی از نظر آماری بی‌معنا می‌شود. این یافته نشان می‌دهد که جذب نویسندگان طرازاول نقش مهمی در موفقیت اولیه این مجلات داشته است. با این حال، نویسندگان اشاره می‌کنند که ممکن است این نتیجه، ناشی از درون‌زایی باشد؛ یعنی شاید اقتصاددانان برجسته از ابتدا انتظار داشته‌اند که این مجلات موفق خواهند شد و بنابراین تصمیم گرفته‌اند بهترین مقالات خود را به آنها ارسال کنند. چنین انتظاری می‌تواند ناشی از عواملی مانند زمان داوری سریع‌تر، امکان انتقال مقاله‌های ردشده از مجلات مادر همراه با گزارش داوری، یا اعتبار بالای انجمن منتشرکننده باشد. این وضعیت می‌تواند نوعی پیشگویی خودتحقق‌بخش ایجاد کند. برای کاهش نگرانی مربوط به درون‌زایی، نویسندگان متغیرهایی مبتنی‌بر «روابط حرفه‌ای» تعریف می‌کنند. نخستین متغیر، تعداد همکاران نزدیک سردبیران را که در سال نخست انتشار در مجله مقاله داشته‌اند، اندازه‌گیری می‌کند. متغیر دوم، تفاوت کیفیت میان همکاران سردبیران و سایر نویسندگان را می‌سنجد. نتایج نشان می‌دهد که متغیر دوم بسیار معنادار است و ورود آن به الگو، اثر مجلات جدید را به‌طور قابل‌توجهی کاهش می‌دهد. این یافته حاکی از آن است که شبکه حرفه‌ای سردبیران و مشارکت همکاران باکیفیت آنها در سال‌های ابتدایی، نقش مهمی در افزایش ضریب تاثیر این مجلات داشته است.

در نهایت، مقاله این پدیده را در چهارچوب نظری «گسترش برند» در ادبیات سازمان صنعتی تفسیر می‌کند. بر اساس این نظریه، یک برند معتبر می‌تواند با استفاده از اعتبار خود محصول جدیدی را با موفقیت عرضه کند. در مورد مجلات علمی، انجمن‌های معتبر با تکیه بر اعتبار گذشته خود توانسته‌اند اعتماد پژوهشگران را جلب کنند و آنها را به ارسال مقالات باکیفیت ترغیب کنند. با این حال، کیفیت در اینجا درون‌زاست و به باور نویسندگان، به رفتار سایر پژوهشگران بستگی دارد. به‌طور کلی، یافته‌های مقاله نشان می‌دهد که موفقیت سریع مجلات جدید انجمن‌های اقتصادی ترکیبی از اعتبار نهادی، جذب نویسندگان برجسته و نقش شبکه‌های حرفه‌ای سردبیران بوده است.

پرده پایانی

در بخش پایانی مقاله، نویسندگان به جمع‌بندی نتایج پژوهش خود درباره عملکرد مجلات جدید انجمن‌های اقتصادی می‌پردازند. آنها با استفاده از داده‌های به‌روز و روش استاندارد رتبه‌بندی مجلات در اقتصاد که بر پایه ضریب تاثیر تکرارشونده و تعدیل‌شده بر اساس کیفیت ارجاعات است، نشان می‌دهند که هفت مجله جدید شامل  AEJ-Applied ،AEJ-Macro ،AEJ-Micro ،AEJ-Policy ،QE ، TE و JEEA در مدت زمان کوتاهی عملکرد بسیار موفقی داشته‌اند. این مجلات حتی توانسته‌اند در حوزه‌های تخصصی خود از بسیاری از مجلات قدیمی‌تر و شناخته‌شده‌تر نیز پیشی بگیرند. چنین موفقیتی این پرسش مهم را مطرح می‌کند که چه عواملی باعث شده این مجلات از همان سال‌های ابتدایی انتشار، چنین جایگاه بالایی به‌دست آورند.

برای پاسخ به این پرسش، نویسندگان از تحلیل‌های آماری و همچنین شواهد توصیفی استفاده می‌کنند. آنها ابتدا نشان می‌دهند که در مقایسه با مجلات مشابه، این مجلات جدید معمولاً تعداد مقالات کمتری در سال منتشر می‌کنند و سردبیران آنها اغلب از دانشگاه‌های معتبرتر هستند و سابقه پژوهشی و تجربه بیشتری در ویرایش مجلات برتر دارند. علاوه بر این، مجلات جدیدی که زیر نظر انجمن اقتصاد آمریکا و انجمن اقتصادسنجی منتشر می‌شوند، ارجاعات بیشتری از مجلات مادر خود دریافت می‌کنند. با وجود این، زمانی که این عوامل در تحلیل آماری کنترل می‌شوند، تفاوت عملکرد میان مجلات جدید و سایر مجلات همچنان تا حد زیادی باقی می‌ماند. به عبارت دیگر، این ویژگی‌ها به‌تنهایی نمی‌توانند موفقیت چشمگیر این مجلات را توضیح دهند. در ادامه، نتایج نشان می‌دهد که در سال‌های آغازین انتشار، نویسندگان این مجلات معمولاً از دانشگاه‌های معتبرتری بوده‌اند و سابقه انتشار مقاله در مجلات برتر اقتصاد را بیشتر داشته‌اند. زمانی که این ویژگی‌ها در الگوی آماری وارد می‌شود، اثر مثبت مربوط به مجلات جدید تا حد زیادی کاهش می‌یابد و در مورد مجلات وابسته به انجمن اقتصادسنجی حتی از بین می‌رود. این یافته نشان می‌دهد که حضور نویسندگان برجسته در شماره‌های اولیه نقش مهمی در موفقیت این مجلات داشته است. نویسندگان به این نکته اشاره می‌کنند که ممکن است این رابطه تا حدی ناشی از درون‌زایی باشد. برای کاهش این مشکل، پژوهشگران متغیری مبتنی‌بر روابط حرفه‌ای سردبیران تعریف می‌کنند و تفاوت کیفیت میان نویسندگانی که همکار سردبیران هستند و سایر نویسندگان را بررسی می‌کنند. نتایج نشان می‌دهد که حضور همکاران سردبیران با کیفیت علمی بالا در سال‌های نخست انتشار، نقش مهمی در افزایش ضریب تاثیر این مجلات داشته است.

در نهایت، نویسندگان نتیجه می‌گیرند که موفقیت سریع این مجلات فقط به یک عامل خاص محدود نمی‌شود، بلکه ترکیبی از عوامل مختلف در آن نقش داشته‌اند. از جمله این عوامل می‌توان به دعوت فعالانه سردبیران از نویسندگان برجسته، زمان داوری سریع‌تر، امکان انتقال مقالات ردشده همراه با گزارش داوری از مجلات مادر و همچنین اعتبار بالای انجمن‌های منتشرکننده اشاره کرد. این اعتبار باعث می‌شود پژوهشگران انتظار داشته باشند سایر اقتصاددانان برجسته نیز مقالات خود را به این مجلات ارسال کنند. در نتیجه نوعی هماهنگی میان نویسندگان شکل می‌گیرد که به افزایش کیفیت مقالات و موفقیت مجله می‌انجامد. 

دراین پرونده بخوانید ...

دیدگاه تان را بنویسید