شناسه خبر : 51914 لینک کوتاه
تاریخ انتشار:

گمشده در اقتصاد

چرا میلیون‌ها نفر نه کار می‌کنند، نه درس می‌خوانند؟

حامد وحیدی/ نویسنده نشریه 

 

48وضعیت جوانان در هر کشور یکی از مهم‌ترین عوامل تعیین‌کننده مسیر توسعه اقتصادی و اجتماعی آن کشور به‌شمار می‌آید. جوانان بخش قابل‌توجهی از سرمایه انسانی جامعه را تشکیل می‌دهند و میزان مشارکت آنها در فعالیت‌های اقتصادی، آموزشی و مهارتی می‌تواند بر رشد اقتصادی، بهره‌وری نیروی کار و حتی ثبات اجتماعی تاثیر مستقیم داشته باشد. به همین دلیل، سیاست‌گذاران و پژوهشگران همواره تلاش کرده‌اند عواملی را که بر وضعیت اشتغال، آموزش و مشارکت اقتصادی جوانان اثر می‌گذارند شناسایی کنند و برای بهبود آنها راهکارهای مناسبی ارائه دهند.

در سال‌های اخیر، توجه ویژه‌ای به گروهی از جوانان معطوف شده است که نه در حال کار هستند، نه در نظام آموزشی حضور دارند و نه در دوره‌های مهارت‌آموزی و آموزش‌های حرفه‌ای شرکت می‌کنند. در ادبیات اقتصادی و اجتماعی، این گروه به NEET  شناخته می‌شوند که مخفف عبارت 

«Not in Employment, Education or Training» است. افزایش تعداد این افراد می‌تواند نشانه وجود مشکلات ساختاری در اقتصاد، بازار کار و نظام آموزشی باشد. جوانانی که در این وضعیت قرار می‌گیرند معمولاً با خطرات بیشتری ازجمله بیکاری بلندمدت، کاهش درآمدهای آتی، فقر، انزوای اجتماعی و کاهش فرصت‌های پیشرفت شغلی مواجه هستند. ازاین‌رو، بررسی عوامل موثر بر نرخ NEET  به یکی از موضوعات مهم در مطالعات بازار کار و توسعه اقتصادی تبدیل شده است.

مسئله جوانان NEET در ایران نیز اهمیتی ویژه‌ دارد. اقتصاد ایران طی دهه‌های اخیر با چالش‌های متعددی ازجمله تحریم‌های اقتصادی، نوسانات تورمی، رشد سریع جمعیت در برخی دوره‌ها، تغییرات ساختاری بازار کار و تفاوت‌های توسعه‌ای میان استان‌های مختلف مواجه بوده است. این شرایط می‌تواند فرصت‌های اشتغال و آموزش را برای جوانان در مناطق مختلف کشور تحت تاثیر قرار دهد. در برخی استان‌ها به‌دلیل برخورداری از زیرساخت‌های اقتصادی مناسب‌تر، فرصت‌های شغلی بیشتری وجود دارد، درحالی‌که برخی دیگر با محدودیت‌های زیادی در زمینه اشتغال، سرمایه‌گذاری و آموزش مواجه هستند. همچنین وضعیت زنان و مردان و تفاوت‌های موجود میان مناطق شهری و روستایی موجب می‌شود که آثار سیاست‌های اقتصادی بر همه گروه‌های جوانان یکسان نباشد. در چنین وضعیتی، شناخت عوامل اقتصادی و اجتماعی موثر بر نرخ NEET می‌تواند به سیاست‌گذاران کمک کند تا برنامه‌های اثرگذارتری برای کاهش بیکاری و افزایش مشارکت جوانان طراحی کنند. بااین‌حال، بسیاری از مطالعات انجام‌شده در این حوزه بیشتر بر عوامل اقتصادی در سطح ملی تمرکز داشته‌اند و کمتر به تفاوت‌های منطقه‌ای و ارتباط میان استان‌ها پرداخته‌اند. درحالی‌که در دنیای واقعی، شرایط اقتصادی یک منطقه می‌تواند بر مناطق مجاور نیز اثر بگذارد.

مقاله «تحلیل عوامل کلان اقتصادی موثر بر وضعیت جوانان NEET در ایران با رویکرد داده‌های پنل فضایی» که حامد رحمانی و همکاران نگاشته‌اند، با هدف بررسی دقیق‌تر این موضوع به مطالعه وضعیت جوانان NEET  در ۳۰ استان ایران می‌پردازد. پژوهشگران در این مطالعه تلاش کرده‌اند نقش مجموعه‌ای از متغیرهای اقتصادی و اجتماعی را در تعیین نرخ NEET بررسی کنند. ازجمله متغیرهای مورد استفاده در این تحقیق می‌توان به تولید ناخالص داخلی سرانه، نرخ بیکاری، نرخ تورم، مخارج دولت، ضریب جینی به‌عنوان شاخص نابرابری درآمدی، میزان شهرنشینی، آموزش‌های فنی و حرفه‌ای، ارزش افزوده بخش‌های اقتصادی و شاخص‌های سرمایه انسانی اشاره کرد.

یکی از ویژگی‌های مهم این پژوهش آن است که تنها به بررسی وضعیت کلی جوانان بسنده نکرده و تفاوت میان گروه‌های مختلف را نیز مورد توجه قرار داده است. در این مطالعه، وضعیت جوانان مرد و زن جداگانه بررسی شده و همچنین تفاوت‌های موجود میان مناطق شهری و روستایی نیز در تحلیل‌ها لحاظ شده است. ویژگی متمایز دیگر این مقاله استفاده از روش داده‌های پنل فضایی است. این روش امکان بررسی اثرات متقابل میان استان‌های مختلف را فراهم می‌کند و نشان می‌دهد که موقعیت‌های اقتصادی و اجتماعی هر استان تا چه اندازه می‌تواند بر استان‌های همجوار تاثیر بگذارد. نتایج مطالعه نشان می‌دهد که رشد اقتصادی، سرمایه انسانی و مخارج دولت نقش مهمی در کاهش نرخ NEET دارند و همچنین ارتباط معناداری میان وضعیت استان‌های مجاور وجود دارد. این یافته‌ها نشان می‌دهد که برای کاهش نرخ جوانان خارج از اشتغال، آموزش و مهارت‌آموزی، فقط اجرای سیاست‌های عمومی در سطح ملی کافی نیست و لازم است تفاوت‌های منطقه‌ای، شرایط زنان و مردان و ویژگی‌های مناطق شهری و روستایی نیز در سیاست‌گذاری‌ها مورد توجه قرار گیرد.

مفاهیم مهم مقاله

مقاله حاضر تلاش می‌کند به یکی از مهم‌ترین چالش‌های اجتماعی و اقتصادی ایران در سال‌های اخیر پاسخ دهد؛ چالشی که به وضعیت جوانانی مربوط می‌شود که نه شاغل هستند، نه در حال تحصیل‌اند و نه در دوره‌های مهارت‌آموزی شرکت می‌کنند. این گروه در سال‌های اخیر به یکی از شاخص‌های مهم برای سنجش وضعیت جوانان و کارایی بازار کار تبدیل شده‌اند. برخلاف نرخ بیکاری که فقط افرادی را در بر می‌گیرد که به‌دنبال کار هستند، شاخص NEET تصویر گسترده‌تری ارائه می‌دهد و جوانانی را نیز شامل می‌شود که به هر دلیل از چرخه اشتغال، آموزش و مهارت‌آموزی خارج شده‌اند. به همین دلیل، بسیاری از پژوهشگران بر این باورند که این شاخص می‌تواند نمای بهتری از میزان محرومیت و انزوای اقتصادی و اجتماعی جوانان مطرح کند. نویسندگان این مقاله بر این باورند که بررسی وضعیت جوانان در ایران فقط از طریق آمارهای کلی بیکاری امکان‌پذیر نیست. اقتصاد ایران با چالش‌هایی مانند تحریم‌های اقتصادی، تورم‌های بالا، نوسانات رشد اقتصادی، تغییرات جمعیتی و تفاوت‌های گسترده میان استان‌های مختلف روبه‌رو بوده است. در چنین وضعیتی، فرصت‌های شغلی و آموزشی در سراسر کشور به شکل یکسان توزیع نشده‌اند و برخی استان‌ها نسبت به سایر مناطق از امکانات و ظرفیت‌های بیشتری برخوردار هستند. بنابراین، هدف اصلی پژوهش این است که مشخص کند چه عوامل کلان اقتصادی در سطح استان‌ها بر نرخ NEET تاثیر می‌گذارند و این تاثیرات چگونه میان زنان و مردان و همچنین مناطق شهری و روستایی متفاوت است.

یکی از مهم‌ترین مفاهیمی که این مقاله بر آن تاکید می‌کند، خود مفهوم NEET است. این مفهوم در سال‌های اخیر به‌طور گسترده در مطالعات بازار کار و سیاست‌گذاری اجتماعی مورد استفاده قرار گرفته است. اهمیت آن در این است که فقط به نبود شغل توجه نمی‌کند، بلکه وضعیتی را بررسی می‌کند که در آن فرد عملاً از مهم‌ترین مسیرهای پیشرفت اقتصادی و اجتماعی کنار مانده است. جوانی که نه کار می‌کند، نه تحصیل می‌کند و نه مهارتی می‌آموزد، در معرض خطر بیشتری برای بیکاری بلندمدت، فقر، کاهش درآمدهای آینده و حتی مشکلات اجتماعی قرار دارد. ازاین‌رو، افزایش نرخ NEET می‌تواند هشداری درباره وجود مشکلات عمیق‌تر در ساختار اقتصادی و اجتماعی یک کشور باشد. دومین مفهوم مهم و نسبتاً جدید در این پژوهش، استفاده از رویکرد فضایی یا جغرافیایی در تحلیل داده‌هاست. در بسیاری از مطالعات اقتصادی، استان‌ها یا مناطق مختلف به‌صورت واحدهای مستقل بررسی می‌شوند؛ اما نویسندگان این مقاله استدلال می‌کنند که واقعیت اقتصادی پیچیده‌تر از این است. وضعیت اقتصادی یک استان می‌تواند بر استان‌های همجوار نیز اثر بگذارد. برای مثال، کمبود فرصت‌های شغلی در یک منطقه ممکن است موجب مهاجرت جوانان به استان‌های دیگر شود، یا رونق اقتصادی یک استان بتواند فرصت‌های بیشتری برای مناطق اطراف ایجاد کند. به همین دلیل، پژوهش روش اقتصادسنجی فضایی را به‌کار می‌گیرد تا این ارتباطات منطقه‌ای و اثرات سرریز را نیز در نظر بگیرد.

مفهوم مهم دیگر در این مطالعه، ناهمگنی یا تفاوت میان گروه‌های مختلف جمعیتی است. نویسندگان نشان می‌دهند که همه جوانان به یک شکل تحت تاثیر وضعیت اقتصادی قرار نمی‌گیرند. وضعیت زنان و مردان، ساکنان شهرها و روستاها و همچنین جوانان استان‌های مختلف می‌تواند تفاوت‌های چشمگیری با یکدیگر داشته باشد. به‌ویژه در مورد زنان، مقاله به شکاف میان سطح تحصیلات و فرصت‌های شغلی اشاره می‌کند. در سال‌های اخیر تعداد زیادی از زنان ایرانی به آموزش عالی دسترسی پیدا کرده‌اند، اما بازار کار نتوانسته متناسب با این افزایش سطح تحصیلات فرصت‌های شغلی مناسب ایجاد کند. این مسئله موجب شده است که بخشی از سرمایه انسانی آموزش‌دیده کشور نتواند به‌طور کامل وارد فعالیت‌های اقتصادی شود. در کنار این موارد، مقاله به مفهوم طرد اجتماعی نیز توجه دارد. از دیدگاه نویسندگان، مسئله NEET فقط یک موضوع اقتصادی نیست، بلکه ابعاد اجتماعی مهمی نیز دارد. زمانی که جوانان برای مدت طولانی از بازار کار و نظام آموزشی دور می‌مانند، ارتباط آنها با بسیاری از نهادهای اجتماعی و فرصت‌های پیشرفت فردی تضعیف می‌شود. در نتیجه، پیامدهای این وضعیت می‌تواند فراتر از کاهش درآمد باشد و بر مشارکت اجتماعی، امید به آینده و حتی ثبات اجتماعی اثر بگذارد.

یافته‌های پژوهش

این مطالعه با استفاده از داده‌های ۳۰ استان ایران و در یک دوره زمانی نسبتاً طولانی انجام شده است. هدف اصلی پژوهش این بوده که مشخص کند چه عواملی باعث افزایش یا کاهش نرخ جوانانی می‌شود که نه شاغل هستند، نه در حال تحصیل‌اند و نه در دوره‌های آموزشی و مهارت‌آموزی شرکت می‌کنند. همچنین پژوهشگران تلاش کرده‌اند تفاوت‌های موجود میان زنان و مردان و نیز مناطق شهری و روستایی را بررسی کنند تا تصویری دقیق‌تر از وضعیت جوانان در ایران ترسیم کنند. نتایج مطالعه نشان می‌دهد که موقعیت اقتصادی هر استان نقش پررنگی در وضعیت جوانان آن منطقه دارد. یکی از مهم‌ترین یافته‌های مقاله این است که رشد اقتصادی می‌تواند به کاهش نرخ NEET کمک کند. هرچه فعالیت‌های اقتصادی بیشتر شود و فرصت‌های شغلی افزایش یابد، احتمال حضور جوانان در بازار کار نیز بیشتر خواهد شد. همچنین سرمایه‌گذاری دولت و بهبود سرمایه انسانی، به‌ویژه در مناطق کمتر‌توسعه‌یافته و روستایی، می‌تواند نقش مهمی در کاهش این پدیده داشته باشد.

یافته مهم دیگر مقاله به تفاوت‌های منطقه‌ای مربوط می‌شود. نتایج نشان می‌دهد که نمی‌توان برای همه استان‌های کشور یک سیاست واحد در نظر گرفت. وضعیت اقتصادی، ساختار تولید، سطح توسعه و فرصت‌های شغلی در استان‌های مختلف تفاوت‌های زیادی با یکدیگر دارند. به همین دلیل، سیاستی که در یک استان موفق است، ممکن است در استانی دیگر نتیجه مطلوبی نداشته باشد. نویسندگان بر این باورند که برنامه‌های اشتغال و آموزش باید متناسب با ویژگی‌ها و نیازهای هر منطقه طراحی شوند. مقاله همچنین به نقش مهاجرت جوانان میان استان‌ها اشاره می‌کند. بسیاری از جوانان برای یافتن فرصت‌های شغلی بهتر از مناطق محروم به شهرهای بزرگ یا استان‌های توسعه‌یافته مهاجرت می‌کنند. این جابه‌جایی‌ها اگرچه می‌تواند برای برخی افراد فرصت‌های جدیدی ایجاد کند، اما همیشه به حل مشکل منجر نمی‌شود. در بسیاری از موارد، مهاجرت فقط باعث انتقال مشکل از یک منطقه به منطقه دیگر می‌شود و فشار بیشتری بر بازار کار و زیرساخت‌های شهری وارد می‌کند. یکی دیگر از یافته‌های مهم پژوهش، تفاوت چشمگیر وضعیت زنان و مردان است. نتایج نشان می‌دهد که نرخ NEET در میان زنان به مراتب بالاتر از مردان است. این موضوع نشان می‌دهد که بسیاری از زنان، حتی با وجود برخورداری از تحصیلات دانشگاهی، همچنان با موانعی برای ورود به بازار کار مواجه هستند. از نگاه نویسندگان، این مسئله به معنای استفاده نشدن از بخش مهمی از سرمایه انسانی کشور است و می‌تواند پیامدهای اقتصادی بلندمدتی به همراه داشته باشد. نکته مهم دیگر این است که مشکل NEET  در برخی مناطق کشور به‌صورت خوشه‌ای مشاهده می‌شود. به‌عبارت دیگر، استان‌هایی که نرخ بالای NEET دارند معمولاً در کنار استان‌های مشابه قرار گرفته‌اند. این موضوع نشان می‌دهد که مشکلات بازار کار و فرصت‌های اقتصادی محدود به مرزهای اداری استان‌ها نیست و می‌تواند به مناطق مجاور نیز سرایت کند. به همین دلیل، نویسندگان تاکید می‌کنند که سیاست‌گذاری در این حوزه باید با نگاهی منطقه‌ای و فراتر از مرزهای هر استان انجام شود.

پرده پایانی

این پژوهش نشان می‌دهد که مسئله آموزش و اشتغال جوانان در ایران فقط به کمبود فرصت‌های شغلی محدود نمی‌شود، بلکه نتیجه مجموعه‌ای از عوامل اقتصادی، اجتماعی و منطقه‌ای است که در طول زمان بر یکدیگر اثر گذاشته‌اند و نمی‌توان وضعیت جوانان را صرفاً با بررسی آمارهای ملی تحلیل کرد؛ زیرا شرایط اقتصادی و اجتماعی استان‌های مختلف کشور تفاوت‌های قابل‌توجهی با یکدیگر دارد و این تفاوت‌ها نقش مهمی در شکل‌گیری فرصت‌های شغلی و آموزشی ایفا می‌کنند. نتایج پژوهش همچنین نشان می‌دهد که استان‌ها به‌صورت جداگانه عمل نمی‌کنند و وضعیت هر منطقه می‌تواند بر مناطق اطراف نیز اثر بگذارد. به همین دلیل، سیاست‌هایی که فقط بر یک استان یا یک بخش خاص تمرکز دارند، ممکن است نتوانند به نتایج مطلوب دست پیدا کنند. از نگاه نویسندگان، رشد اقتصادی، سرمایه‌گذاری در آموزش و مهارت‌آموزی و توسعه سرمایه انسانی از مهم‌ترین عواملی هستند که می‌توانند به کاهش نرخ NEET کمک کنند. همچنین یافته‌ها نشان می‌دهد که بخش کشاورزی همچنان در مناطق روستایی نقش مهمی در حفظ اشتغال دارد، درحالی‌که در شهرها، بخش خدمات ظرفیت بیشتری برای جذب جوانان و ایجاد فرصت‌های شغلی جدید دارد.

این مطالعه بر اهمیت توجه به تفاوت‌های جنسیتی و منطقه‌ای نیز تاکید می‌کند. زنان و جوانان ساکن مناطق روستایی در بسیاری از موارد با موانع بیشتری برای ورود به بازار کار مواجه هستند و به همین دلیل، سرمایه‌گذاری در آموزش، مهارت‌آموزی و ایجاد فرصت‌های اقتصادی برای این گروه‌ها می‌تواند آثار قابل‌توجهی بر کاهش نرخ NEET داشته باشد.

دراین پرونده بخوانید ...

دیدگاه تان را بنویسید