شناسه خبر : 51911 لینک کوتاه
تاریخ انتشار:

قلب متورم

اقتصاد بیماری‌های قلبی در گفت‌وگو با الهام هوشمند

قلب متورم

ایران در سال‌های اخیر با موجی از تغییرات شتابان اجتماعی و اقتصادی روبه‌رو بوده است که تاثیرات آن بر لایه‌های مختلف زندگی شهروندان، ازجمله سلامت جسمانی، انکارناپذیر است. بیماری‌های قلبی-عروقی که پیشتر عارضه دوران سالمندی شناخته می‌شدند، امروز به یکی از بزرگ‌ترین چالش‌های نظام سلامت بدل شده‌اند و به‌شکلی نگران‌کننده در میان جوانان نیز ریشه دوانده‌اند. اما این بیماری‌ها تنها یک مسئله بیولوژیک نیستند؛ بلکه انعکاسی از سبک زندگی، فشارهای معیشتی و ناامنی‌های اقتصادی به‌شمار می‌روند که روزبه‌روز بر کیفیت زندگی ایرانیان سایه می‌افکند. تلاطم‌های اخیر و وضعیت پیچیده تورم، به علاوه تغییر در الگوهای مصرفی و غذایی، باعث شده است تا سلامت قلب به مثابه یک شاخص کلان از وضعیت سلامت جامعه بازخوانی شود. در این میان، هزینه‌های سرسام‌آور تشخیص و درمان در کنار کمبودهای دارویی، فشار مضاعفی بر دوش خانوارها گذاشته است. این وضعیت شکننده، نیازمند واکاوی دقیق از زاویه‌ای است که هم جنبه‌های پزشکی را پوشش دهد و هم واقعیت‌های سخت اقتصادی را. در گفت‌وگوی پیش‌رو، با دکتر الهام هوشمند، متخصص قلب و عروق و فوق‌تخصص اکوکاردیوگرافی، به تحلیل پیوند میان اقتصاد خانوار و سلامت قلب پرداختیم و سعی کردیم از تاثیرات مستقیم شوک‌های عصبی ناشی از شرایط معیشتی بر سلامت افراد بگوییم.

    ♦♦♦

در سال‌های اخیر، بیماری‌های قلبی-عروقی بیش از گذشته به یکی از دغدغه‌های اصلی سلامت عمومی در ایران تبدیل شده‌اند و به‌نظر می‌رسد سن ابتلا نیز در حال کاهش است. از نگاه شما، وضعیت کنونی این بیماری‌ها در کشور چگونه ارزیابی می‌شود و کدام عوامل اجتماعی، اقتصادی و سبک زندگی بیشترین نقش را در تشدید این روند ایفا کرده‌اند؟

متاسفانه، وضعیت فعلی بیماری‌های قلبی-عروقی در ایران زنگ خطری است که نمی‌توان به‌سادگی از کنار آن عبور کرد. ما در شرایطی هستیم که می‌توان گفت ایران، در مسیری مشابه با بسیاری از کشورهای صنعتی و توسعه‌یافته، شاهد روند رو‌به‌رشد و تصاعدی شیوع بیماری‌های قلبی است. این موضوع به هیچ‌وجه یک اتفاق تصادفی نیست، بلکه ارتباطی بسیار مستقیم و معنادار با تغییرات عمیق و بنیادین در شیوه زندگی مردم دارد. وقتی از شیوه زندگی صحبت می‌کنیم، مجموعه‌ای از مولفه‌ها مدنظر است که در کنار هم، تاب‌آوری سیستم قلبی-عروقی جامعه را به‌شدت کاهش داده‌اند.

یکی از مهم‌ترین عوامل، تغذیه نامناسب است. ما شاهد یک گذار خطرناک از غذاهای سنتی به سمت فست‌فودها، غذاهای آماده و غذاهای سرخ‌کرده با روغن‌های نامرغوب هستیم. این شیوه تغذیه نه‌تنها به افزایش چاقی در سطح جامعه منجر شده، بلکه سطح کلسترول و چربی‌های بد خون را در سنین پایین افزایش داده است. در کنار این، معضل بزرگ کم‌تحرکی است؛ سبک زندگی مدرن، مردم را به سمت نشستن‌های طولانی‌مدت، استفاده مداوم از خودروها و حذف فعالیت‌های فیزیکی ضروری سوق داده است. علاوه بر اینها، مصرف دخانیات و الکل هم متاسفانه در لایه‌های مختلف جامعه، به‌ویژه در میان نسل جوان، به‌شدت افزایش پیدا کرده است.

من به‌عنوان متخصص قلب، روزانه شاهد مراجعاتی هستم که برایم بسیار تامل‌برانگیز و البته نگران‌کننده است. ما با بیمارانی مواجه هستیم که در سنین بسیار پایین، در دهه دوم زندگی خود، یعنی ۲۰سالگی و حتی کمتر، با فشارخون‌های بسیار بالا و عوارض جدی ناشی از آن به مطب مراجعه می‌کنند. بسیاری از این افراد از چاقی رنج می‌برند، علائم افسردگی در آنها مشهود است و مهم‌تر از همه، تحرک بدنی کافی برای حفظ سلامت قلب ندارند. وقتی جوانی در ۲۰سالگی با چنین مشکلاتی روبه‌روست، مشخص است که «سبک زندگی» به‌معنای عام کلمه تغییر کرده و این تغییر، به نفع سلامت جامعه نبوده است. تمام این عوامل که برشمردم، باعث شده است که شاهد گسترش مشکلات قلبی-عروقی در تمامی رده‌های سنی باشیم و این موضوع دیگر محدود به سنین میانسالی یا سالمندی نیست، بلکه به بطن نسل جوان نیز نفوذ کرده است.

بیماری‌های قلبی بار مالی سنگینی بر دوش بیماران می‌گذارند. اگر بخواهیم نگاهی به جزئیات هزینه‌های مستقیم (تشخیصی و درمانی) در بخش خصوصی داشته باشیم، با چه اعداد و ارقامی مواجه هستیم؟

مسئله هزینه‌های بیماری‌های قلبی یک واقعیت تلخ و انکارناپذیر است. این بیماری‌ها نه‌تنها سلامت جسمی بیمار، بلکه ثبات و معیشت کل خانواده را درگیر می‌کنند. بار این بیماری‌ها به‌شکلی است که هم هزینه‌های مستقیم درمان را به خانواده تحمیل می‌کند و هم هزینه‌های غیرمستقیم ناشی از عدم توانایی فرد برای انجام کار و تامین معیشت را. باید صادقانه بگویم که در حال حاضر، با افزایش مداوم قیمت درمان‌ها روبه‌رو هستیم. این درمان‌ها گران هستند و هزینه‌های تست‌های تشخیصی هم به‌شکل سرسام‌آوری افزایش یافته است. درست است که اگر بخواهیم با بسیاری از کشورهای پیشرفته مقایسه کنیم، هزینه‌های درمانی در ایران همچنان بسیار کمتر است و دسترسی بیماران به متخصصان و فوق‌تخصص‌های قلب و عروق بسیار راحت‌تر از کشورهای دیگر انجام می‌شود، اما وقتی این اعداد را در ترازوی «درآمدهای مردم» و «سبد معیشتی خانوار» قرار می‌دهیم، می‌بینیم که همین هزینه‌ها نیز برای اقشار بزرگی از جامعه، بسیار زیاد و گاهی کمرشکن است.

اجازه بدهید برای اینکه مسئله شفاف‌تر شود، برخی از هزینه‌های پایه را در بخش خصوصی مرور کنم. برای مثال، برای یک بررسی ساده مانند «اکوی قلب» که ابزار اولیه ما برای تشخیص است، هزینه در بخش خصوصی به دو میلیون و ۵۰۰ هزار تومان رسیده است. نوار قلب ساده که جزو ابتدایی‌ترین اقدامات است، ۴۰۰ هزار تومان هزینه دارد. ویزیت یک متخصص یا فوق‌تخصص قلب و عروق نیز بین ۵۰۰ تا ۶۰۰ هزار تومان است. اینها هزینه‌های ویزیت و تشخیص اولیه هستند. اما زمانی که بیمار نیاز به بررسی‌های دقیق‌تر داشته باشد، هزینه‌ها به‌شکل جهشی افزایش پیدا می‌کنند. برای مثال، برای «اسکن قلب» هزینه بسیار بالاست و حدود ۱۳ تا ۱۴ میلیون تومان برای بیمار تمام می‌شود. یا برای «سی‌تی آنژیو»، هزینه می‌تواند حدود ۲۶ میلیون تومان و گاهی بسته به مرکز و تجهیزات، حتی بیشتر از این ارقام هم باشد.

در مراحل بالاتر، اگر بیمار نیاز به «آنژیوگرافی» داشته باشد، هزینه آنژیوگرافی ساده در حال حاضر ۴۵ تا ۶۰ میلیون تومان است. حالا تصور کنید اگر بیمار در حین آنژیو نیاز به تعبیه «استنت» یا همان فنر قلب داشته باشد، هزینه به‌شدت بالاتر می‌رود و به‌طور متوسط ۱۱۰ تا ۱۳۰ میلیون تومان هزینه برای بیمار در بخش‌های خصوصی ایجاد می‌کند. برای جراحی‌های سنگین‌تر قلب، مانند عمل‌های باز، هزینه‌ها در بیمارستان‌های خصوصی به‌طور متوسط چیزی بین ۵۵۰ تا ۶۵۰ میلیون تومان برآورد می‌شود. البته این هزینه‌هایی است که در بخش خصوصی مطرح است. نکته مثبت این است که اگر این بیماران به بخش‌های دولتی مراجعه کنند و از پوشش بیمه‌ای برخوردار باشند، بخش بسیار زیادی از این هزینه‌ها از سوی بیمارستان و بیمه‌ها پوشش داده می‌شود؛ به‌طوری‌که تصور می‌کنم حدود ۸۰ تا ۹۰ درصد هزینه‌های بستری در بیمارستان‌های دولتی از طریق بیمه‌های پایه و تکمیلی قابل‌پوشش است. برای داروهای پایه نیز، برخی اقلام تا حدود ۷۰ درصد زیر پوشش بیمه قرار دارند.

به کمبودهای دارویی اشاره کردید. وضعیت پوشش بیمه‌ای داروهای قلبی در حال حاضر به چه صورت است و آیا بیماران با چالش خاصی در تامین دارو مواجه هستند؟

بله، مسئله دارو یک نقطه بحرانی است. تا سال گذشته، ما در مورد تهیه داروهایی که برای بیماران نسخه می‌کردیم، واقعاً مشکل جدی و حادی نداشتیم. یعنی نسخه به داروخانه می‌رفت و بیمار دارو را دریافت می‌کرد. اما متاسفانه از ابتدای امسال و در همین چند ماه اخیر، با توجه به شرایط جدیدی که برای کشور پیش آمده، شاهد تغییرات بسیار بدی در وضعیت دسترسی به داروها هستیم. امروز می‌بینیم که بسیاری از داروهای کاملاً معمولی که قبلاً بیماران به‌راحتی تهیه می‌کردند -نه داروهای خاص یا داروهای تک‌نسخه‌ای، بلکه داروهای بسیار روتین قلبی- در دسترس نیستند و تهیه آنها برای بیمار به یک کابوس تبدیل شده است.

بیماران وقتی به مطب مراجعه می‌کنند، با نگرانی از من می‌پرسند که برای تهیه قرص چربی «آتورواستاتین ۴۰» یا داروهایی که برای کنترل تپش قلب استفاده می‌شوند مانند «متوپرولول»، چه کنند؟ اینها داروهای بسیار روتین، پایه و روزمره بیماران قلبی هستند. بیماران به من می‌گویند که مجبورند برای تامین نیاز یک ماه خود، به داروخانه‌های مختلف شهر سر بزنند و از هر کدام، فقط یک ورق تهیه کنند تا شاید در پایان ماه بتوانند داروی خود را تکمیل کنند. در حال حاضر، ما با یک مشکل جدی در تهیه بسیاری از داروهای روتین و اصلی قلبی مواجه هستیم که به شکل مستقیم بر روند درمان بیماران تاثیر منفی می‌گذارد.

علاوه بر عواملی که در ابتدای گفت‌وگو به آنها اشاره کردید، تلاطم‌های اقتصادی، تورم، آلودگی هوا و استرس‌های ناشی از وضعیت‌های اجتماعی تا چه حد در افزایش بروز این بیماری‌ها نقش دارند؟

اینها عوامل اثرگذار مستقیم هستند. تاثیر اقتصاد بر سلامت قلب، یک رابطه مستقیم و اجتناب‌ناپذیر است. وقتی ما در کشوری هستیم که تورم در آن بالاست و معیشت مردم زیر فشار شدید قرار دارد، شرایط مساعدی برای سلامت عمومی وجود ندارد. بسیاری از افرادی که قبلاً شغل‌های باثبات داشتند، اکنون از شغل خود تعدیل شده‌اند یا کسب‌وکارشان به‌دلیل فشارهای اقتصادی از بین رفته است. تمام اینها، فشارهای عصبی و استرس بسیار شدیدی به مردم وارد می‌کند. استرس، خود یکی از عوامل اصلی افزایش فشار خون است. استرس باعث افزایش ضربان قلب می‌شود و در بلندمدت، فرد را به سمت افسردگی سوق می‌دهد.

از سوی دیگر، وقتی فرد درآمدش کاهش می‌یابد یا به دلیل تورم از لحاظ اقتصادی ضعیف می‌شود، اولین چیزی که از سبد زندگی‌اش حذف می‌شود، «توجه به سلامت» است. کسی که قبلاً برای سلامت خودش هزینه می‌کرد، مثلاً باشگاه می‌رفت، یا تغذیه سالم‌تری داشت، الان هزینه باشگاه را ندارد. اصلاً نمی‌تواند به سلامت خودش فکر کند، چون مجبور است تمام تمرکزش را روی نیازهای بسیار پایه و حیاتی بقا بگذارد. وقتی افراد به‌جای رسیدگی به سلامت، فقط درگیر این هستند که چطور روزگار بگذرانند، دیگر فرصتی برای توجه به اصول پیشگیرانه باقی نمی‌ماند. این اضطراب دائمی که در جامعه وجود دارد، خود باعث افزایش فشار خون و ضربان قلب می‌شود. حتی در بسیاری از مراجعات که بررسی می‌کنیم، شاید ما نتوانیم یک بیماری ساختاری مهم در عروق پیدا کنیم، اما همین احساس ناامنی، اضطراب و نگرانی مداوم، باعث می‌شود که حال بیمار خوب نباشد و نتواند کارهای روتین زندگی خود را به‌درستی انجام دهد.

در پایان، با توجه به روند روبه‌رشد بیماری‌های قلبی و فشار اقتصادی ناشی از هزینه‌های درمان، چه توصیه‌هایی برای شهروندان و همچنین سیاست‌گذاران حوزه سلامت دارید؟ به‌نظر شما چه اقداماتی می‌تواند در کاهش بار بیماری‌های قلبی-عروقی و کنترل هزینه‌های سنگین پیشگیری، تشخیص و درمان این بیماری‌ها موثر باشد؟

به‌عنوان متخصص قلب، توصیه اصلی من این است که باید باور داشته باشیم که «پیشگیری» بسیار مهم‌تر و کم‌هزینه‌تر از درمان است. می‌توانیم از قبل جلوی بسیاری از مشکلات قلبی-عروقی را بگیریم. بخش عمده‌ای از این مشکلات، با تغییر شیوه زندگی قابل‌تعدیل هستند. حتی بیمارانی که از نظر ژنتیکی در معرض گرفتگی عروق قرار دارند، با چکاپ‌های سریع‌تر، به‌موقع‌تر و اصلاح عوامل خطری که در کنار ژنتیک قرار می‌گیرند (مثل بی‌تحرکی، چاقی، مصرف سیگار و شیوه بد غذا خوردن)، می‌توانند آن مشکلات را کنترل کنند. می‌توانیم با کم کردن سایر ریسک‌فاکتورها، آن اثرات ژنتیکی را تا حد زیادی خنثی کنیم.

اما مهم‌ترین چیزی که می‌توان به سیاست‌گذاران توصیه کرد، در یک کلمه خلاصه می‌شود: «آگاهی». سیاست‌گذاری ما در حوزه سلامت، متاسفانه در مسیر درستی نیست. ما می‌بینیم که در شبکه تلویزیونی خودمان، به‌جای ترویج سلامت، تبلیغ پفک و چیپس و خوراکی‌های ناسالم می‌شود. باید در این تبلیغات تغییر ایجاد کرد. باید شیوه درست زندگی کردن، ورزش کردن و رسیدگی به خود را رواج داد. متاسفانه ما در زمینه ایجاد یک سطح خوب از آرامش روحی و امنیت که پایه سلامت جسم است، زیرساخت‌های بسیار ضعیفی داریم. انگار اصلاً سیاست‌گذاری ما توجهی به این مسئله ندارد و جزو اولویت‌هایش نیست که بخواهد جامعه‌ای بسازد که افراد در آن به فکر سلامت خود باشند.

مجموعه اینها باید در بستر جامعه‌ای باشد که در آن نشاط وجود داشته باشد، مردم احساس امنیت کنند و امیدوار باشند. زیرمجموعه تمام توصیه‌های پزشکی، یک جامعه سالم و بانشاط است. امیدوارم در شرایطی بهتر، در روزهایی که مردم احساس امنیت بیشتری دارند و حال روحی‌شان بهتر است، بیشتر بتوانند به سلامت جسمی‌شان فکر کنند و ما در آینده شاهد کاهش بار بیماری‌های قلبی-عروقی در کشور باشیم. سیاست‌گذاران باید بدانند که هزینه پیشگیری، بسیار کمتر از هزینه‌های درمانی و جراحی‌های سنگین قلبی است که امروز گریبان‌گیر جامعه شده است.

دراین پرونده بخوانید ...