شناسه خبر : 51864 لینک کوتاه
تاریخ انتشار:

گره دریایی

چگونه اختلال در گلوگاه‌های دریایی بر تجارت بین‌الملل اثر می‌گذارد؟

حامد وحیدی/ نویسنده نشریه 

 

46برای یک کشور جزیره‌ای مانند اندونزی، دریا فقط یک مسیر حمل‌ونقل نیست، بلکه بخشی از زیرساخت حیاتی اقتصاد ملی به‌شمار می‌رود. بخش بزرگی از تجارت جهانی از طریق دریا انجام می‌شود و کالاها، مواد اولیه، انرژی و محصولات صادراتی، از شبکه‌ای از مسیرهای دریایی عبور می‌کنند که برخی از آنها به‌دلیل موقعیت جغرافیایی خاص خود اهمیت راهبردی پیدا کرده‌اند. این مسیرها که به «گلوگاه‌های دریایی» معروف هستند، نقاطی باریک و محدود در شبکه تجارت جهانی‌اند که اختلال در آنها می‌تواند پیامدهایی فراتر از صنعت حمل‌ونقل داشته باشد و بر قیمت کالاها، امنیت انرژی، زنجیره‌های تامین و حتی رشد اقتصادی کشورها اثر بگذارد. در سال‌های اخیر نیز افزایش تنش‌های ژئوپلیتیک، درگیری‌های منطقه‌ای و ناامنی در برخی آبراه‌های مهم جهان باعث شده است توجه سیاست‌گذاران و پژوهشگران بیش از گذشته به نقش این گلوگاه‌ها در اقتصاد جهانی جلب شود.

مقاله «اختلال در گلوگاه‌های دریایی و آسیب‌پذیری اقتصادی اندونزی» با همین نگاه، به بررسی تاثیر این مسیرهای راهبردی بر اقتصاد اندونزی می‌پردازد. نویسندگان مقاله استدلال می‌کنند که برای کشوری مانند اندونزی، گلوگاه‌های دریایی صرفاً یک موضوع فنی یا مرتبط با کشتیرانی نیستند، بلکه متغیری مهم در سطح اقتصاد کلان محسوب می‌شوند. دلیل این موضوع آن است که حجم تجارت خارجی اندونزی بسیار بزرگ است و بخش قابل‌توجهی از آن، از مسیرهای دریایی مشخص و محدودی عبور می‌کند. برآوردهای مقاله نشان می‌دهد که ارزش تجارت کالایی اندونزی در سال ۲۰۲۵ به حدود ۵۲۵ میلیارد دلار رسیده که معادل بیش از یک‌سوم تولید ناخالص داخلی این کشور است. چنین رقمی نشان می‌دهد که هرگونه اختلال در مسیرهای اصلی تجارت می‌تواند اثرات گسترده‌ای بر فعالیت‌های اقتصادی این کشور داشته باشد.

نویسندگان با استفاده از داده‌های تجاری، اطلاعات مسیرهای دریایی و الگوهای ارزیابی ریسک، میزان وابستگی اندونزی به مهم‌ترین گلوگاه‌های دریایی جهان را بررسی کرده‌اند. نتایج نشان می‌دهد که بخش بزرگی از تجارت این کشور از مسیرهایی مانند تنگه تایوان، تنگه مالاکا، باب‌المندب و کانال سوئز عبور می‌کند. بااین‌حال، نویسندگان تاکید می‌کنند که حجم تجارت عبوری از یک مسیر لزوماً به‌معنای بیشترین ریسک نیست. برخی مسیرها اگرچه حجم کمتری از تجارت را جابه‌جا می‌کنند، اما به‌دلیل احتمال بالاتر اختلال، تهدید بزرگ‌تری برای اقتصاد به‌شمار می‌روند. بر همین اساس، باب‌المندب، تنگه تایوان و کانال سوئز، مهم‌ترین منابع ریسک سالانه برای تجارت اندونزی شناسایی شده‌اند.

یکی از مهم‌ترین بخش‌های مقاله به تنگه هرمز اختصاص دارد. در نگاه نخست، ریسک ناشی از اختلال در این تنگه برای اندونزی چندان بزرگ به‌نظر نمی‌رسد، اما نویسندگان نشان می‌دهند که این نتیجه می‌تواند گمراه‌کننده باشد. بخش قابل‌توجهی از واردات نفت خام، گاز مایع و برخی مواد اولیه صنعتی اندونزی از کشورهای حوزه خلیج فارس تامین می‌شود و تقریباً همه این محموله‌ها از تنگه هرمز عبور می‌کنند. بنابراین هرگونه بحران در این منطقه می‌تواند امنیت انرژی اندونزی را با چالش مواجه کند، حتی اگر در محاسبات متعارف ریسک تجاری، آثار آن چندان بزرگ به‌نظر نرسد.

درنهایت، مقاله تصویری پیچیده‌تر از آسیب‌پذیری اقتصادی اندونزی ارائه می‌دهد. از یک‌سو، این کشور به برخی مسیرهای حیاتی دریایی و تامین‌کنندگان انرژی وابستگی قابل‌توجهی دارد، اما از سوی دیگر، صادرکننده بزرگ محصولاتی مانند زغال‌سنگ، گاز طبیعی مایع و روغن پالم است؛ کالاهایی که در زمان افزایش قیمت جهانی انرژی می‌توانند درآمد صادراتی کشور را افزایش دهند. به همین دلیل، نویسندگان معتقدند که ارزیابی اثرات اختلال در گلوگاه‌های دریایی نباید تنها بر هزینه‌ها و آسیب‌ها متمرکز باشد، بلکه باید منافع احتمالی ناشی از نوسانات قیمت‌های جهانی را نیز در نظر بگیرد. این نگاه، چهارچوبی جامع‌تر برای درک رابطه میان تجارت جهانی، امنیت انرژی و سیاست‌گذاری اقتصادی ارائه می‌کند.

پارادوکس گلوگاه‌های دریایی

در اقتصاد جهانی امروز، تجارت بین‌المللی به‌شدت به مسیرهای حمل‌ونقل دریایی وابسته است. بخش بزرگی از نفت، گاز، کالاهای صنعتی و مواد اولیه از طریق مسیرهایی عبور می‌کند که در ظاهر بسیار باریک و محدود هستند، اما در عمل شریان‌های اصلی اقتصاد جهانی محسوب می‌شوند. این «گلوگاه‌های دریایی» شامل نقاطی مانند تنگه هرمز، کانال سوئز، تنگه مالاکا و تنگه تایوان هستند. اهمیت این مسیرها فقط در حجم بالای تجارت عبوری از آنها نیست، بلکه در این است که هرگونه اختلال در آنها می‌تواند اثرات گسترده‌ای بر قیمت انرژی، زنجیره تامین جهانی و حتی ثبات اقتصادی کشورها داشته باشد. به همین دلیل، تحلیل ریسک این گلوگاه‌ها به یکی از موضوعات مهم در اقتصاد بین‌الملل و سیاست‌گذاری اقتصادی تبدیل شده است.

این مقاله تلاش می‌کند نشان دهد که نگاه سنتی به ریسک گلوگاه‌های دریایی، تصویر کاملی از واقعیت ارائه نمی‌دهد. به‌طور معمول، تحلیلگران از مدل‌هایی استفاده می‌کنند که براساس «ریسک مورد انتظار» کار می‌کنند؛ یعنی احتمال وقوع یک اختلال در یک مسیر دریایی در طول یک سال، ضرب‌در میزان خسارت احتمالی آن. این روش برای رخدادهای معمول و قابل‌پیش‌بینی تا حدی مفید است، اما مشکل زمانی ایجاد می‌شود که با رویدادهای کم‌احتمال اما بسیار پراثر مواجه هستیم. برای مثال، تنگه هرمز یکی از مهم‌ترین مسیرهای انتقال انرژی در جهان است، اما اگر تنها براساس میانگین‌های سالانه به آن نگاه کنیم، ممکن است تصور شود که اهمیت چندانی برای کشورهایی مانند اندونزی ندارد. براساس محاسبات سنتی، میزان تجارت در معرض ریسک برای اندونزی از این مسیر فقط حدود ۱۶ میلیون دلار در سال برآورد می‌شود؛ رقمی بسیار کوچک در مقیاس اقتصاد ۵۰۰ میلیارددلاری این کشور. اما این تصویر زمانی تغییر می‌کند که به وقایع عینی نگاه کنیم. برای مثال، در یک سناریوی واقعی، کاهش شدید عبور کشتی‌ها از این تنگه باعث افزایش قیمت نفت جهانی و جهش قیمت گاز در اروپا شد. چنین شوک‌هایی به‌سرعت به اقتصاد کشورهایی مانند اندونزی منتقل می‌شود. دلیل این تناقض در این است که مدل‌های سنتی ریسک، وابستگی‌های واقعی اقتصاد را به‌طور کامل نشان نمی‌دهند. اندونزی بخش قابل‌توجهی از نفت خام، گاز مایع و مواد اولیه صنعتی خود را از کشورهایی مانند عربستان سعودی و امارات تامین می‌کند. این کشورها نیز به‌شدت به تنگه هرمز وابسته هستند. بنابراین اگر این مسیر دچار اختلال شود، زنجیره تامین انرژی اندونزی مستقیم تحت تاثیر قرار می‌گیرد.

از سوی دیگر، مقاله به نکته مهم دیگری نیز اشاره می‌کند؛ همه اثرات اختلال‌های دریایی منفی نیستند. اگرچه افزایش قیمت نفت ممکن است هزینه واردات انرژی را بالا ببرد، اما همین افزایش قیمت می‌تواند برای اندونزی که یکی از بزرگ‌ترین صادرکنندگان زغال‌سنگ و روغن پالم در جهان است، یک فرصت ایجاد کند. وقتی قیمت جهانی انرژی افزایش می‌یابد، تقاضا برای جایگزین‌ها مانند زغال‌سنگ بالا می‌رود و درآمد صادراتی اندونزی نیز افزایش پیدا می‌کند. این یعنی یک شوک واحد می‌تواند همزمان هم هزینه ایجاد کند و هم درآمد.

مقاله همچنین تاکید می‌کند که شبکه گلوگاه‌های دریایی به هم پیوسته است و نمی‌توان هر مسیر را جداگانه تحلیل کرد. اختلال در یک نقطه مانند تنگه هرمز می‌تواند به افزایش فشار بر مسیرهای دیگر مانند کانال سوئز یا تنگه مالاکا منجر شود. این موضوع به‌ویژه برای اندونزی اهمیت دارد، زیرا این کشور هم به مسیرهای بین‌المللی وابسته است و هم خود دارای مجموعه‌ای از تنگه‌های داخلی مانند سوندا و ماکاسار است که نقش مهمی در تجارت منطقه‌ای دارند. بنابراین، اندونزی هم در معرض ریسک خارجی قرار دارد و هم در ساختار داخلی خود بخشی از این شبکه پیچیده است.

در مجموع، پیام اصلی مقاله این است که برای درک واقعی اثر گلوگاه‌های دریایی بر اقتصاد اندونزی، نمی‌توان تنها به میانگین‌های آماری یا مدل‌های ساده ریسک تکیه کرد. باید به این نکته توجه داشت که یک شوک در سیستم حمل‌ونقل جهانی می‌تواند همزمان چند اثر متفاوت داشته باشد: افزایش هزینه‌ها، تغییر در امنیت تامین انرژی، و حتی ایجاد فرصت‌های صادراتی. به همین دلیل، نویسندگان پیشنهاد می‌کنند که تحلیل ریسک باید به‌جای یک عدد ساده، مجموعه‌ای از کانال‌های مختلف را جداگانه بررسی کند تا تصویر دقیق‌تری از آسیب‌پذیری و فرصت‌های اقتصاد اندونزی به‌دست آید.

تجارت خارجی و مسیرهای حیاتی دریایی

اقتصاد اندونزی تا حد زیادی به تجارت خارجی وابسته است، هرچند میزان این وابستگی نسبت به برخی کشورهای آسیای جنوب‌شرقی کمتر است. یکی از شاخص‌های رایج برای سنجش این موضوع، نسبت تجارت کالا به تولید ناخالص داخلی (GDP) است. براساس داده‌های بانک جهانی، این نسبت برای اندونزی در سال ۲۰۱۵ حدود ۳۴ درصد بود و در سال ۲۰۲۴ به حدود 7/ 35 درصد رسید. برآوردهای داخلی برای سال ۲۰۲۵ نشان می‌دهد که این نسبت به حدود 4/ 36 درصد رسیده است؛ به این معنا که صادرات کالا حدود 6/ 19 درصد و واردات حدود 8/ 16 درصد از تولید ناخالص داخلی اندونزی را تشکیل می‌دهد. این ارقام نشان می‌دهد که تجارت خارجی نقش مهمی در اقتصاد اندونزی دارد، اما اقتصاد این کشور به اندازه برخی همسایگان خود وابسته به تجارت نیست. برای مثال، در سال ۲۰۲۴ نسبت تجارت به GDP در فیلیپین حدود ۴۵ درصد، در تایلند بیش از ۱۱۵ درصد، در مالزی حدود ۱۴۹ درصد، در ویتنام نزدیک به ۱۶۵ درصد و در سنگاپور بیش از ۱۷۶ درصد بوده است. دلیل این تفاوت آن است که برخی از این کشورها به‌شدت به تولیدات صنعتی صادرات‌محور یا خدمات ترانزیتی وابسته‌اند. در مقابل، اندونزی علاوه بر تجارت خارجی، بازار داخلی بزرگی نیز دارد که بخش قابل‌توجهی از فعالیت اقتصادی را تشکیل می‌دهد. بااین‌حال، حتی همین سطح از وابستگی نیز باعث می‌شود که مسیرهای دریایی و گلوگاه‌های کشتیرانی در اقتصاد اندونزی اهمیت زیادی پیدا کنند.

برای درک بهتر این موضوع، باید به ساختار کالاهایی که اندونزی صادر و وارد می‌کند توجه کرد. در سال ۲۰۲۵، مهم‌ترین کالاهای صادراتی این کشور شامل سوخت‌های معدنی (مانند زغال‌سنگ و فرآورده‌های انرژی)، روغن‌های گیاهی به‌ویژه روغن پالم، آهن و فولاد، تجهیزات الکتریکی، خودرو، سنگ‌های قیمتی و محصولات نیکل بوده‌اند. در سمت واردات نیز بیشترین سهم مربوط به سوخت‌های معدنی، ماشین‌آلات صنعتی، تجهیزات الکتریکی، خودرو، پلاستیک، آهن و فولاد و مواد شیمیایی بوده است. این ترکیب کالاها اهمیت مسیرهای دریایی را بیشتر روشن می‌کند. علاوه بر نوع کالاها، ساختار شرکای تجاری اندونزی نیز در میزان آسیب‌پذیری آن در برابر اختلال‌های دریایی اهمیت دارد. در سال ۲۰۲۵، چین بزرگ‌ترین شریک تجاری اندونزی بود و حدود 5/ 29 درصد از کل تجارت کالایی این کشور را به خود اختصاص داد. پس از آن ایالات‌متحده، سنگاپور، ژاپن، مالزی، هند و کره جنوبی قرار دارند. در مجموع، حدود ۶۳ درصد تجارت اندونزی با همین هفت کشور انجام می‌شود. چنین تمرکزی باعث می‌شود که مسیرهای دریایی مرتبط با شرق آسیا اهمیت ویژه‌ای پیدا کنند، زیرا تجارت با کشورهایی مانند چین، ژاپن و کره جنوبی از مسیرهایی عبور می‌کند که شامل چندین گلوگاه دریایی مهم است. از سوی دیگر، برخی شرکای تجاری نقش دوگانه دارند. برای مثال، سنگاپور نه‌تنها یک شریک تجاری مهم برای اندونزی است، بلکه یکی از بزرگ‌ترین مراکز ترانزیت کالا در منطقه نیز محسوب می‌شود. بنابراین بخشی از تجارت اندونزی با سنگاپور در واقع به‌معنای اتصال به شبکه گسترده‌تری از حمل‌ونقل دریایی در منطقه تنگه مالاکاست.

درنهایت، موقعیت بندری اندونزی نیز در این شبکه اهمیت زیادی دارد. بیش از ۱۰۰ بندر در این کشور وجود دارد که شبکه‌ای به‌هم‌پیوسته از حمل‌ونقل دریایی را شکل می‌دهند. این شبکه باعث می‌شود که اختلال در یک مسیر یا گلوگاه دریایی لزوماً به یک شکل بر کل اقتصاد اندونزی اثر نگذارد، بلکه اثر آن بسته به نوع کالا، مسیر حمل و بندرهای درگیر متفاوت باشد.

پرده پایانی

اقتصاد اندونزی در برابر اختلال‌های گلوگاه‌های دریایی، وضعیت ساده و یک‌بعدی ندارد، بلکه  ساختاری پیچیده و چندلایه دارد. به بیان ساده، اگر مسیرهای مهم دریایی جهان دچار مشکل شوند، اثر آن فقط به افزایش هزینه حمل‌ونقل یا کاهش تجارت محدود نمی‌شود، بلکه از چند کانال مختلف وارد اقتصاد می‌شود و همزمان می‌تواند هم آسیب و هم فرصت ایجاد کند.

نخستین نکته‌ای که مقاله روی آن تاکید می‌کند این است که ریسک‌های دریایی در اندونزی متمرکز هستند. یعنی تعداد محدودی از مسیرهای دریایی بیشترین نقش را در تجارت این کشور دارند. اگر یکی از این مسیرها دچار بحران شود، اثر آن سریع و گسترده خواهد بود. اما همه این ریسک‌ها شبیه هم نیستند؛ بعضی از آنها در حالت عادی اهمیت بیشتری دارند و بعضی دیگر فقط در شرایط بحران شدید (مثلاً جنگ یا انسداد کامل مسیر) به یک تهدید بزرگ تبدیل می‌شوند. نکته مهم دیگر این است که مقاله نشان می‌دهد وابستگی اندونزی فقط به صادرات و واردات کالاهای معمولی محدود نیست، بلکه بخش‌های مختلف اقتصاد مثل صنعت، معدن، کشاورزی و انرژی همگی از این مسیرها تاثیر می‌گیرند. حتی مسیرهای داخلی اندونزی هم نقش مهمی دارند، چون مثل یک شبکه پشتیبان عمل می‌کنند و در زمان بحران کمک می‌کنند تجارت کشور کاملاً متوقف نشود.

در مورد تنگه هرمز نیز این موضوع مطرح می‌شود که این مسیر شاید در آمارهای معمولی، ریسک خیلی بزرگی برای اندونزی نشان ندهد، اما درواقع از نظر امنیت انرژی بسیار مهم است. چون بخش مهمی از نفت، گاز مایع و برخی مواد صنعتی از کشورهای اطراف این تنگه تامین می‌شود. اگر این مسیر دچار اختلال شود، اندونزی ممکن است با افزایش هزینه انرژی و فشار بر صنایع روبه‌رو شود. بااین‌حال، مقاله یک نکته مهم و کمتر‌دیده‌شده را هم اضافه می‌کند؛ همین بحران‌ها می‌توانند برای اندونزی فرصت ایجاد کنند. وقتی قیمت جهانی انرژی بالا می‌رود، صادرات کالاهایی مثل زغال‌سنگ، روغن پالم و گاز طبیعی این کشور سودآورتر می‌شود. بنابراین یک شوک جهانی می‌تواند همزمان هزینه واردات را بالا ببرد و درآمد صادرات را هم افزایش دهد.

دراین پرونده بخوانید ...

دیدگاه تان را بنویسید