شناسه خبر : 51883 لینک کوتاه
تاریخ انتشار:

تاب‌آوری مطلوب

اقتصادها در شرایط بحرانی چگونه دوام می‌آورند؟

سعید ابوالقاسمی /نویسنده نشریه  

10نخستین تیرهایی که در جنگ شلیک می‌شوند، فقط ارتش و نیروهای رزمی کشورها را درگیر نمی‌کنند، بلکه پای بودجه، بازار، ارز و سفره مردم را هم به رویارویی نظامی و تنش‌های بین‌المللی باز می‌کنند. جنگ فقط ابعاد نظامی ندارد. صفی که برای خرید نان شکل می‌گیرد، جهشی که در نرخ ارز اتفاق می‌افتد، بازارهای مختلفی که تحت تاثیر قرار می‌گیرند، و هر تصمیمی که از نظر اقتصادی گرفته می‌شود، بخشی از میدان محسوب می‌شود. در چنین شرایطی است که فرضیه‌های اقتصاددانان دستخوش تغییر می‌شوند و حالا «تاب‌آوری اقتصادها» حرف اول و آخر را می‌زنند. زمانی که جنگ آغاز می‌شود، بحران‌هایی به همراه می‌آورد که پرسش‌های جدیدی در عرصه اقتصادی خلق می‌کند. جنگ سبب می‌شود کشورها دیگر نپرسند نرخ رشد چند درصد خواهد بود، یا سرمایه‌گذاری خارجی چه میزان افزایش می‌یابد؟ پرسش‌ها در زمان جنگ تغییر می‌کنند. پس از وقوع جنگ، جامعه می‌پرسد آیا نظام پرداخت کار می‌کند؟ آیا کالاهای اساسی به‌دست مردم می‌رسد؟ آیا دولت می‌تواند بدون اینکه اقتصاد در مارپیچ تورمی گرفتار شود، هزینه‌های خود را تامین کند؟ تغییر جهت پرسش‌های اقتصادی در زمان جنگ، از تغییر جهت کلی اقتصاد زاییده می‌شود. چرا که در زمان جنگ و بحران، اقتصاد از «مدیریت توسعه» به «مدیریت بقا» تغییر جهت می‌دهد. گزارش بانک جهانی به نام «تاب‌آوری در برابر شکنندگی، تعارض و خشونت» که به‌تازگی منتشر شده نیز همین موضوع را مطرح می‌کند. پرسش اساسی گزارش بانک جهانی این است که «اقتصادها در محیط‌های سرشار از ابهام و نااطمینانی و در وضعیتی که تنش‌های ژئوپلیتیک و خشونت فراگیر می‌شود، چگونه مقاومت می‌کنند و این مقاومت تا چه سطحی ادامه می‌یابد؟». این گزارش تاکید می‌کند که تاب‌آوری فقط ادامه حیات را مدنظر قرار نمی‌دهد: «ممکن است یک نظام اقتصادی در ظاهر پایدار بماند، اما این ثبات می‌تواند نتیجه فشار بر خانوارها، فرسایش سرمایه انسانی یا تقویت ساختارهای رانتی باشد؛ یعنی، تاب‌آوری یک مفهوم خنثی است که هم می‌تواند به صلح و توسعه پایدار کمک کند و هم به بازتولید شکنندگی بپردازد.» نمونه‌های چنین وضعیتی در اقتصاد ایران و اوکراین پس از جنگ وجود دارد. در‌حالی‌که ایران با تنش‌های شدید منطقه‌ای و درگیری مستقیم با آمریکا یا اسرائیل روبه‌رو شده، این پرسش بیش از هر زمان دیگری اهمیت دارد که اقتصاد ایران در صورت تشدید درگیری چه کاری می‌تواند انجام دهد؟ پیش از آن، تجربه جنگ هشت‌ساله با عراق نشان داد دولت می‌تواند با جیره‌بندی، کنترل واردات، بسیج منابع داخلی و گسترش اقتصاد دولتی، حداقل‌های بقا را حفظ کند. اما همزمان با همه این موارد، تورم مزمن، کاهش سرمایه‌گذاری و متعاقب آن، کم شدن سطح رفاه نیز دامن‌گیر اقتصاد شد. اوکراین هم تجربه مشابهی را از سر گذراند. اقتصاد اوکراین پس از جنگ با تکیه بر کمک‌های خارجی، بازتعریف ردیف‌های اعتباری بودجه و استمرار فعالیت بخش خصوصی توانست عملکرد حیاتی خود را حفظ کند. گزارش بانک جهانی به این موضوع اشاره می‌کند که اقتصادها در زمان جنگ و بحران چه باید بکنند تا تاب‌آوری، به تحمل رنج تبدیل نشود و بازسازی، رشد و صلح پایدار را به همراه داشته باشد؟

از مدیریت رشد به مدیریت بقا

بانک جهانی در قالب گزارش «تاب‌آوری در برابر شکنندگی، تعارض و خشونت»، بر یک تغییر الگوی مهم تاکید می‌کند. به باور تهیه‌کنندگان این گزارش، زمانی که کشوری وارد جنگ، تعارض یا بحران‌های شدید امنیتی می‌شود، منطق سیاست‌گذاری اقتصادی آن کشور به‌صورت بنیادین تغییر می‌کند. در زمان‌های عادی، دولت‌ها اقتصاد را با هدف افزایش رشد، ارتقای بهره‌وری، جذب سرمایه‌گذاری و بهبود رفاه عمومی مدیریت می‌کنند. اما در شرایط بحران، این اهداف بلندمدت جای خود را به اولویتی بسیار مهم‌تر و ضروری‌تر می‌دهند. در اولویت‌بندی جدید، پرسش اصلی این نیست که اقتصاد تا چه اندازه رشد خواهد کرد، بلکه این است که آیا اقتصاد می‌تواند به کار خود ادامه دهد؟ به گفته بانک جهانی، در محیط‌های سرشار از شکنندگی و خشونت، نخستین وظیفه سیاست‌گذاران اقتصادی، حفظ ظرفیت‌های اساسی نظام اجتماعی و اقتصادی است. این ظرفیت‌ها اجازه می‌دهند جامعه حتی در فشار شدید نیز به فعالیت خود ادامه دهد. بر اساس آنچه در گزارش بانک جهانی تاکید شده، تاب‌آوری در چنین محیط‌هایی به‌معنای توانایی کنشگران اقتصادی برای واکنش پیش‌دستانه یا واکنشی به شوک‌ها و فشارهای ناشی از تعارض و خشونت است. این واکنش باید به‌شکلی انجام شود که عملکردهای حیاتی جامعه از کار نیفتد. عملکردهای ضروری اقتصادهای درگیر با جنگ و بحران، در چند بخش خلاصه می‌شوند که از آن جمله می‌توان به تامین پایدار غذا و کالاهای اساسی، دسترسی به انرژی، تداوم ارائه خدمات درمانی و دارویی، امکان تامین مالی دولت، کارکرد نظام بانکی و پرداخت‌ها و حفظ حداقلی اعتماد عمومی به نهادهای اقتصادی اشاره کرد. درصورتی‌که هر کدام از این اجزا با اختلال روبه‌رو شود، بحران اقتصادی با بحران اجتماعی در هم خواهد آمیخت. به باور اقتصاددانان، اقتصادی که با بحران و جنگ روبه‌رو می‌شود، باید در درجه نخست از «فروپاشی سیستمی» جلوگیری کند. این نکته، همان چیزی است که گزارش بانک جهانی نیز بر آن تاکید می‌کند: «در محیط‌های دچار شکنندگی، شوک‌ها اغلب نه به‌صورت مقطعی، بلکه به شکل فشارهای مداوم و انباشته ظاهر می‌شوند؛ فشارهایی که ممکن است ماه‌ها یا حتی سال‌ها ادامه داشته باشند. در چنین شرایطی، تاب‌آوری اقتصادی فقط واکنش به یک شوک کوتاه‌مدت نیست، بلکه به‌معنای مدیریت روزمره یک وضعیت پر از تنش و طولانی‌مدت است.» دولت‌ها در چنین شرایطی اولویت‌های اقتصادی خود را دوباره تعریف می‌کنند. در طول جنگ جهانی دوم، اقتصادهای اروپایی و آمریکایی به‌سرعت ساختار تولید خود را تغییر دادند تا منابع به سمت نیازهای فوری جنگ و معیشت جامعه هدایت شود. در سال‌های اخیر نیز اقتصاد اوکراین، پس از آغاز جنگ، بخش وسیعی از سیاست‌گذاری اقتصادی خود را بر حفظ خدمات عمومی، تامین مالی دولت و استمرار فعالیت نظام بانکی متمرکز کرد. حتی در اقتصادهای پیشرفته نیز نخستین اولویت در بحران، حفظ کارکردهای حیاتی در نظر گرفته می‌شود و دستیابی به رشد اقتصادی در اولویت‌های بعدی قرار می‌گیرد. آن‌گونه که بانک جهانی گزارش داده، تاب‌آوری اقتصادی فقط به‌معنای دوام آوردن نیست. ممکن است اقتصاد یک کشور در بحران بتواند کارکردهای حیاتی خود را حفظ کند، اما این کار گاهی با هزینه‌های سنگینی برای رفاه جامعه، سرمایه انسانی یا ظرفیت رشد آینده همراه است. در چنین وضعیتی، مدیریت اقتصاد دو هدف تعادلی برای خود در نظر می‌گیرد. جلوگیری از فروپاشی در کوتاه‌مدت و حفظ ظرفیت بازسازی در بلندمدت، اصلی‌ترین هدف‌های تعادلی دولت‌ها در زمان جنگ و بحران به‌شمار می‌روند.10.1

تاب‌آوری؛ فضیلت یا اجبار؟

ادبیات سیاسی، تاب‌آوری را فضیلت می‌داند و آن را در توانایی یک سیستم برای بازگشت به حالت اولیه پس از یک شوک بزرگ خلاصه می‌کند. گزارش تاب‌آوری بانک جهانی این توصیف را با چالشی جدی روبه‌رو می‌کند. بر اساس این گزارش، تاب‌آوری فقط یک صفت مثبت یا مطلوب نیست. بانک جهانی برای توضیح بیشتر، مرز بسیار باریکی میان توانمندی و فرسودگی پس از تاب‌آوری ترسیم می‌کند. آنچه نویسندگان گزارش تاب‌آوری بانک جهانی مدنظر قرار داده‌اند این است که مفهوم تاب‌آوری نباید به ابزاری برای نادیده گرفتن رنج مردم تبدیل شود. زمانی که در جنگ یا بحران از تاب‌آوری اقتصادی صحبت می‌کنیم، باید این پرسش مطرح شود که «چه کسی و با چه قیمتی قرار است این تاب‌آوری را داشته باشد؟». آنچه تحلیلگران به‌عنوان ثبات و مقاومت اقتصاد توصیف می‌کنند، نباید مکانیسم بقای دردناک خانوارها باشد. گزارش بانک جهانی مخالف آن است که خانوارها برای زنده ماندن در شرایط تاب‌آوری، از کیفیت زندگی، سلامت و آینده خود هزینه کنند. خط قرمز گزارش بانک جهانی، مخاطره‌های اخلاقی استفاده از برچسب تاب‌آوری است. زمانی که یک جامعه در برابر بحران‌های مداوم، کمبودها و فشارهای معیشتی از خود مقاومت نشان می‌دهد، این خطر وجود دارد که سیاست‌گذاران یا ناظران بیرونی، این انطباق اجباری را نشانه‌ای از سلامت سیستم در نظر بگیرند. درحالی‌که این تاب‌آوری ممکن است فقط به‌معنای تحمل وضعیت غیرقابل‌قبول باشد. در چنین شرایطی، مردم در حال کنار آمدن (Coping) هستند و شکوفا شدن (Thriving) را رها کرده‌اند. در اقتصادهایی که با جنگ و بحران روبه‌رو می‌شوند، این پدیده به‌صورت فرسایش پنهان ظاهر می‌شود. گزارش بانک جهانی اشاره می‌کند که تاب‌آوری در بیشتر مواقع موضوعی نامرئی است. زمانی که یک سیستم بانکی در اوج بحران سقوط نمی‌کند، یا هنگامی که بازارها با وجود تورم‌های سه‌رقمی همچنان به عرضه کالا ادامه می‌دهند، در ظاهر یک موفقیت تکنیکی برای آن اقتصاد ایجاد می‌شود، اما این ثبات ظاهری در لایه‌های زیرین به قیمت فروش دارایی‌های مولد خانوار، حذف مواد مغذی از سفره‌ها یا ترک تحصیل کودکان و نوجوانان تمام می‌شود. این نوع تاب‌آوری «تاب‌آوری کاهنده» نامیده می‌شود. در این نوع تاب‌آوری، سیستم زنده می‌ماند، اما ضعیف‌تر، فقیرتر و در برابر شوک‌های بعدی شکننده‌تر خواهد شد. گزارش بانک جهانی به جنبه تاریک دیگری از این مفهوم نیز اشاره می‌کند: «تاب‌آوری ساختارهای مخرب، اقتصاد را تحت تاثیر قرار می‌دهد؛ برخی نهادهای غیررسمی، شبکه‌های رانت‌جو و حتی بازارهای سیاه نیز می‌توانند در شرایط بحران بسیار تاب‌آور باشند؛ جنگ و تعارض بستری را فراهم می‌کند که در آن، ساختارهای ناکارآمد به قیمت استثمار دیگران، خود را بازتولید کنند و در برابر تغییر مقاوم شوند؛ در این حالت، تاب‌آوری نه‌فقط یک فضیلت نیست، بلکه به مانعی برای اصلاحات و رسیدن به صلح و رفاه پایدار تبدیل می‌شود.» بانک جهانی تاکید می‌کند که تاب‌آوری واقعی آن است که به‌جای تحمیل بار بحران بر دوش ضعیف‌ترین گروه‌های جامعه، ظرفیت‌های ساختاری برای جذب شوک افزایش یابد: «اگر تاب‌آوری به معنای پذیرش دائمی بحران و عادی‌سازی اضطرار باشد، دیگر یک فضیلت اقتصادی نیست، بلکه نقاب جدیدی است که بر چهره فقر و فرسودگی گذاشته می‌شود.» بانک جهانی تاکید می‌کند که سیاست‌گذار اقتصادی باید بداند زنده ماندن اقتصاد به هر قیمتی، به‌معنای موفقیت نیست.

عبور ایمن اقتصاد از جنگ

ادبیات سنتی اقتصاد جنگ، موفقیت سیستم را با شاخص بقا می‌سنجد. شاخص‌های این سنجش، پرسش‌هایی بسیار ساده هستند، اما پاسخ‌های آن، جهت‌گیری‌های وسیعی را در برابر اقتصاد پس از جنگ قرار می‌دهد که می‌تواند کمک کند کشورها از بحران‌های اقتصادی عبور کنند. پرسش‌هایی مانند اینکه آیا نان تامین شد و آیا حامل‌های انرژی به‌دست مصرف‌کنندگان نهایی رسیدند، شرایطی را فراهم می‌کنند که اقتصادهای جنگ‌زده با رویکردهایی جدید به مسیر خود ادامه دهند. بانک جهانی در گزارش تاب‌آوری خود تاکید کرده که در محیط‌های متاثر از تعارض و خشونت، هدف اصلی نباید فقط بازگشت به وضعیت پیش از بحران باشد. چرا که همان وضعیت پیشین، مستعد بروز بحران‌های جدید و تجربه‌نشده است. تاب‌آوری مطلوب، ظرفیت‌هایی را ایجاد می‌کند که به اقتصاد اجازه می‌دهد ساختارهای جنگ‌زده، مسیر رشد آینده را طی کنند. صندوق بین‌المللی پول هم در یک گزارش جدید، بازسازی اوکراین در زمان جنگ را به‌عنوان مثال مطرح کرد و مفهوم «بازسازی بهتر» را مدنظر قرار داد. بر اساس این رویکرد، اقتصاد موفق در زمان جنگ، اقتصادی است که از دل ویرانی‌ها، نهادهایی مدرن‌تر، شفاف‌تر و مقاوم‌تر بیرون می‌کشد. تماماً دیجیتالی شدن خدمات دولتی و نظام پرداخت در اوکراین، آن هم درست زمانی که جنگ در جریان بود، زیربنای اقتصاد شفاف پس از جنگ در این کشور را شکل خواهد داد. حفظ سرمایه انسانی در زمان جنگ نیز راهکار دیگری است که بانک جهانی به آن اشاره می‌کند. بر اساس این گزارش، در زمان جنگ، سرمایه فیزیکی مانند پل‌ها، کارخانه‌ها و نیروگاه‌ها از بین می‌روند، اما خطر بزرگ‌تر، فرسایش سرمایه انسانی است که کشورها را تهدید می‌کند. اقتصادی که در زمان جنگ نتواند نظام بهداشت و آموزش را حفظ کند و به ارتقای مهارت‌های نیروی کار خود بپردازد، حتی اگر در جنگ نظامی پیروز شود نیز در زمان آتش‌بس و صلح، بازنده خواهد بود. حفظ یکپارچگی نخبگان و نیروی کار با بدنه اقتصاد، موجب تاب‌آوری با نگرش به آینده در کشورها و اقتصادهای تاثیر‌پذیرفته از جنگ می‌شود. سازمان همکاری‌های اقتصادی و توسعه، فرار مغزها در زمان بروز جنگ را بزرگ‌ترین مانع برای بازسازی سریع پس از پایان بحران مطرح می‌کند. در نتیجه، بر اساس گزارش بانک جهانی، اقتصادی که با به‌کارگیری سیاست‌های حمایتی هوشمند، از مهاجرت متخصصان جلوگیری می‌کند، مقدمات افزایش سرعت بازسازی پس از جنگ را فراهم می‌کند. در چنین وضعیتی، نهادها و اعتماد عمومی نیز مسئولیت ویژه‌ای را بر عهده دارند. بانک جهانی در چهارچوب تحلیلی خود، بر نقش کلیدی رفتارها و باورها تاکید می‌کند. در شرایط جنگ، اعتماد عمومی همچون یک دارایی اقتصادی عمل می‌کند: «زمانی که مردم به سیاست‌های پولی و ارزی دولت اعتماد داشته باشند، از رفتارهای هیجانی در بازارها پرهیز می‌کنند.» اقتصادهایی که به سلامت از جنگ عبور می‌کنند، نهادهای خود را در طول بحران قربانی تصمیمات کوتاه‌مدت نکرده‌اند. حفظ استقلال نسبی بانک مرکزی، شفافیت در تخصیص منابع و جلوگیری از غلبه اقتصاد رانتی و زیرزمینی، تضمین می‌کند که پس از پایان جنگ و تنش، سرمایه‌گذاران داخلی و بین‌المللی تمایل به بازگشت داشته باشند. گزارش بانک جهانی یک نقطه تاریک هم دارد: «سیستم‌های رانت‌جویی که در سایه بحران شکل می‌گیرند، می‌توانند به‌شدت تاب‌آور باشند و مانع از گذار اقتصاد به وضعیت عادی شوند.» بااین‌حال، تفاوت اقتصادهای پیروز و شکست‌خورده در عبور از بحران، در ظرفیت مدیریت دوگانه خود را نشان می‌دهد. از یک‌سو، مدیریت بقا با تامین فوری معیشت و از سوی دیگر، حفظ ظرفیت‌های تولیدی، در دو جبهه مقابل یکدیگر قرار می‌گیرند. گزارش ارزیابی سریع آسیب‌ها و نیازها که از سوی بانک جهانی و اتحادیه اروپا تهیه شده نیز نشان می‌دهد کلید موفقیت، اولویت‌بندی بازسازی بخش‌هایی است که بیشترین زنجیره تامین را در اقتصاد دارند. بر پایه گزارش تاب‌آوری بانک جهانی، اقتصادی در بحران موفق خواهد بود که نظام پرداخت خود را از فروپاشی حفظ کند، با افزایش مهارت، سرمایه انسانی را توسعه دهد و از فدا شدن شفافیت نهادی با تصمیمات پشت پرده جلوگیری کند تا اعتماد عمومی بیشتر تقویت شود.

دراین پرونده بخوانید ...