جیب خالی
افزایش دمای زمین چگونه بر فقر و نابرابری اثر میگذارد؟
در سالهای اخیر تغییرات اقلیمی از یک موضوع تخصصی برای دانشمندان محیط زیست به یکی از مهمترین دغدغههای اقتصادی و اجتماعی جهان تبدیل شده است. زمانی صحبت از گرمایش زمین بیشتر به ذوب شدن یخهای قطبی، افزایش سطح آب دریاها یا تهدید گونههای جانوری محدود میشد، اما امروز ابعاد این پدیده بسیار گستردهتر از آن چیزی است که در نگاه نخست بهنظر میرسد. افزایش دمای هوا اکنون بر کشاورزی، اشتغال، سلامت، مهاجرت، امنیت غذایی و حتی ثبات اقتصادی کشورها اثر میگذارد. به همین دلیل، بسیاری از پژوهشگران بر این باورند که تغییرات اقلیمی دیگر صرفاً یک مسئله زیستمحیطی نیست، بلکه یکی از مهمترین چالشهای توسعه در قرن بیستویکم است.
برای درک بهتر این موضوع کافی است زندگی یک کشاورز را در نظر بگیریم که درآمد او به میزان محصول برداشتشده از زمین وابسته است. اگر چند سال متوالی با گرمای شدیدتر، خشکسالی طولانیتر یا بارندگیهای نامنظم مواجه شود، تولید محصول او کاهش پیدا کرده و درآمد خانوارش افت میکند. یا کارگری را تصور کنیم که در فضای باز مشغول فعالیت است. افزایش دما میتواند ساعتهای کاری او را کاهش و توان جسمیاش را تحتتاثیر قرار دهد. در هر دو حالت، افزایش دما به طور مستقیم سبب کاهش درآمد میشود. اما مسئله تنها به کاهش درآمد محدود نمیشود. خانوارهای فقیر معمولاً پسانداز، بیمه یا منابع مالی کافی برای مقابله با چنین شوکهایی ندارند و به همین دلیل آسیب بیشتری متحمل میشوند. در مقابل، خانوارهای ثروتمندتر از امکانات بیشتری برای سازگاری با شرایط جدید برخوردارند. نتیجه آن است که شکاف میان فقیر و غنی عمیقتر میشود.
با وجود اهمیت این موضوع، بخش قابلتوجهی از پژوهشهای اقتصادی گذشته، بیشتر بر اثرات تغییرات اقلیمی بر رشد اقتصاد، تولید کشاورزی، سلامت یا بهرهوری نیروی کار متمرکز بودهاند. در مقابل، شواهد تجربی درباره تاثیر مستقیم افزایش دما بر فقر و نابرابری در مقیاس جهانی محدود بوده است. یکی از دلایل این مسئله، دشواری دسترسی به دادههای مناسب است. فقر و نابرابری پدیدههایی هستند که در داخل هر کشور نیز تفاوتهای چشمگیری دارند و میانگینهای ملی اغلب نمیتوانند واقعیت زندگی مردم در مناطق مختلف را بهدرستی منعکس کنند.
در همین چهارچوب، مقاله «تاثیرات گرمایش جهانی بر فقر و نابرابری در سطوح زیرملی»، نوشته های-آن دانگ، استفان هالگت، مین کونگ نگوین و ترونگ-آن ترین، تلاش میکند تصویری دقیقتر از پیامدهای اقتصادی گرمایش جهانی ارائه دهد. نویسندگان با استفاده از یکی از گستردهترین پایگاههای داده موجود درباره فقر و نابرابری، اطلاعات بیش از هزار و 600 منطقه در ۱۴۱ کشور جهان را طی سالهای ۲۰۰۴ تا ۲۰۲۲ بررسی کردهاند. نوآوری اصلی این پژوهش در آن است که بهجای اتکا به میانگینهای کشوری، تفاوتهای درون کشورها را نیز در نظر میگیرد؛ تفاوتهایی که اغلب در مطالعات پیشین نادیده گرفته شدهاند.
نتایج این پژوهش تصویری نگرانکننده ارائه میدهد. نویسندگان نشان میدهند که افزایش دما نهتنها فقر را افزایش میدهد، بلکه به تشدید نابرابری درآمدی نیز میانجامد. براساس برآوردهای آنها، تنها یک درجه سانتیگراد افزایش دمای سالانه میتواند میلیونها نفر را به زیر خط فقر سوق دهد و شکاف درآمدی میان گروههای مختلف جامعه را تعمیق کند. این آثار بهویژه در کشورهای فقیرتر و مناطقی که وابستگی بیشتری به کشاورزی دارند شدیدتر است. یافتههای مقاله همچنین نشان میدهد که بررسی دادهها در سطح ملی ممکن است شدت واقعی این تهدید را کمتر از واقعیت نشان دهد و درک ما از پیامدهای اقتصادی تغییرات اقلیمی را ناقص کند.
مقاله چه میگوید؟
این مقاله به یکی از مهمترین پرسشهای اقتصاد توسعه و اقتصاد محیط زیست میپردازد: آیا افزایش دمای زمین فقط یک مسئله زیستمحیطی است یا میتواند به شکل مستقیم فقر و نابرابری را نیز تشدید کند؟ نویسندگان نشان میدهند که گرمایش جهانی فقط بر طبیعت و آبوهوا اثر نمیگذارد، بلکه زندگی اقتصادی میلیونها نفر را نیز تحتتاثیر قرار میدهد و بهویژه برای فقیرترین جوامع جهان پیامدهای سنگینی به همراه دارد. نویسندگان توضیح میدهند که تاکنون پژوهشهای زیادی درباره تاثیر تغییرات اقلیمی بر رشد اقتصاد، کشاورزی، سلامت، بهرهوری نیروی کار و حتی جرم و خشونت انجام شده است، اما شواهد تجربی درباره تاثیر مستقیم گرمایش جهانی بر فقر و نابرابری در مقیاس جهانی محدود بوده است. یکی از دلایل این کمبود، دشواری دسترسی به دادههای مناسب فقر و نابرابری است. بسیاری از کشورهای فقیر بهطور منظم آمارهای دقیق درآمد و مصرف خانوارها را منتشر نمیکنند و از طرف دیگر، فقر و نابرابری در داخل کشورها نیز بسیار متفاوت است.
برای روشن شدن این موضوع، نویسندگان مثال اندونزی را مطرح میکنند. در این کشور برخی مناطق غربی تقریباً فقر بسیار کمی دارند، درحالیکه در برخی مناطق شرقی بیش از ۴۰ درصد جمعیت، زیر خط فقر زندگی میکنند. همچنین دمای هوا در مناطق مختلف کشور تفاوت زیادی دارد. اگر فقط به میانگین ملی نگاه کنیم، این تفاوتهای بزرگ دیده نمیشود. به بیان ساده، میانگین کشوری مانند این است که دمای دو اتاق را که یکی بسیار گرم و دیگری بسیار خنک است با هم ترکیب کنیم و به عددی متوسط برسیم؛ عددی که شرایط واقعی هیچیک از دو اتاق را نشان نمیدهد.
بر همین اساس، پژوهشگران بهجای استفاده از دادههای ملی، اطلاعات بیش از هزار و 600 منطقه زیرملی را بررسی کردهاند. نتایج نشان میدهد که افزایش دما تاثیر معناداری بر فقر و نابرابری دارد؛ هر یک درجه سانتیگراد افزایش دمای سالانه میتواند نرخ فقر را بین 63/ 0 تا 18/ 1 واحد درصد افزایش دهد. شاید این عدد در نگاه نخست کوچک بهنظر برسد، اما وقتی به جمعیت میلیاردی جهان تعمیم داده شود، بهمعنای افزایش دهها میلیون نفر به جمعیت فقیر جهان است. براساس سناریوهای مختلف، گرمایش جهانی میتواند تا سال ۲۰۳۰، ۶۲ تا ۹۹ میلیون نفر به تعداد فقیران جهان اضافه کند. این مطالعه همچنین نشان میدهد که افزایش دما نابرابری درآمدی را نیز بیشتر میکند. دلیل این موضوع آن است که همه افراد به یک اندازه در برابر گرما آسیبپذیر نیستند. برای مثال، یک کشاورز فقیر که درآمدش به محصول زمین وابسته است یا یک کارگر ساختمانی که در فضای باز کار میکند، در برابر موجهای گرما بسیار آسیبپذیرتر از فردی است که در یک دفتر مجهز به سیستم سرمایشی مشغول کار است. در نتیجه، درآمد گروههای فقیر سریعتر کاهش مییابد و فاصله آنها با گروههای ثروتمند بیشتر میشود.
نویسندگان همچنین نشان میدهند که این آثار در همه کشورها یکسان نیست. کشورهای فقیر، بهویژه کشورهای آفریقای جنوب صحرا، بیشترین آسیب را از افزایش دما میبینند. علت آن است که این کشورها بیشتر به کشاورزی وابستهاند و توانایی کمتری برای سازگاری با تغییرات اقلیمی دارند. در مقابل، کشورهایی که بخش صنعت و تولید در اقتصاد آنها سهم بیشتری دارد، معمولاً کمتر تحتتاثیر قرار میگیرند. نتایج مقاله همچنین نشان میدهد که کشورهایی با نهادهای سیاسی قویتر و حکومتهای پاسخگوتر، توانایی بیشتری برای کاهش آثار منفی گرمایش جهانی دارند.
فراتر از محیط زیست
مهمترین یافته این پژوهش آن است که افزایش دمای زمین فقط یک مسئله زیستمحیطی نیست، بلکه آثار مستقیم و قابلتوجهی بر وضعیت معیشت مردم و توزیع درآمد در جوامع مختلف دارد. نویسندگان برای بررسی این موضوع، تاثیر تغییرات دما را، هم در سطح کشورها و هم در سطح مناطق و استانهای داخل کشورها ارزیابی کردهاند. نتایج نشان میدهد که هرچند در هر دو سطح رابطهای میان افزایش دما و تشدید فقر و نابرابری مشاهده میشود، اما این رابطه در دادههای زیرملی بسیار شفافتر و از نظر آماری معنادارتر است. به بیان دیگر، اگر فقط به میانگینهای ملی نگاه کنیم، بخش مهمی از آثار واقعی گرمایش جهانی پنهان میماند.
همانطور که گفته شد، هر یک درجه سانتیگراد افزایش در متوسط دمای سالانه میتواند نرخ فقر را 63/ 0 تا 18/ 1 واحد درصد افزایش دهد. اگر این ارقام را نسبت به میانگین نرخ فقر نمونه مورد بررسی که حدود 5/ 7 درصد بوده است محاسبه کنیم، به افزایش نسبی بین 3/ 8 تا 6/ 15درصدی فقر میرسیم. برای درک بهتر این موضوع میتوان فرض کرد منطقهای دارای نرخ فقر 10 درصد است؛ در چنین شرایطی تنها یک درجه افزایش دما میتواند این نرخ را به حدود 8/ 10 تا 6/ 11 درصد برساند. در مقیاس جهانی، چنین تغییری بهمعنای سقوط میلیونها نفر دیگر به زیر خط فقر خواهد بود.
نکته جالبتوجه آن است که این اثرات برای فقیرترین گروههای جامعه، شدیدتر مشاهده میشود. پژوهشگران از چند خط فقر مختلف استفاده کردهاند و دریافتهاند که تاثیر افزایش دما بر افرادی که در پایینترین سطوح درآمدی قرار دارند، بسیار بیشتر از گروههای با درآمد بالاتر است. این نتیجه با واقعیتهای اقتصادی نیز سازگار است، زیرا خانوارهای فقیر معمولاً منابع مالی، پسانداز، بیمه و امکانات کمتری برای مقابله با شوکهای اقلیمی دارند و در نتیجه آسیبپذیری بیشتری در برابر گرما، خشکسالی یا کاهش تولید کشاورزی از خود نشان میدهند.
در کنار فقر، افزایش دما بر نابرابری درآمدی نیز اثر محسوسی دارد. نتایج نشان میدهد که هر یک درجه سانتیگراد افزایش دما، شاخص جینی را بین 463/ 0 تا 684/ 0 واحد افزایش میدهد. این تغییر بهمعنای رشد حدود 3/ 1 تا 9/ 1درصدی نابرابری درآمدی است. همچنین شاخص تایل، که یکی دیگر از معیارهای سنجش نابرابری است، بین 5/ 4 تا 1/ 5 درصد افزایش پیدا میکند. این یافتهها نشان میدهد که گرمایش جهانی فقط باعث فقیرتر شدن بخشی از جامعه نمیشود، بلکه فاصله میان فقرا و ثروتمندان را نیز بیشتر میکند.
گرما؛ از ایتالیا تا نامیبیا
نویسندگان برای ملموستر شدن نتایج، دو کشور ایتالیا و نامیبیا را با یکدیگر مقایسه میکنند. ایتالیا یکی از کشورهایی است که سطح نابرابری نسبتاً پایینتری دارد و شاخص جینی آن حدود 6/ 34 است، درحالیکه نامیبیا با شاخص جینی 8/ 53 یکی از نابرابرترین کشورهای جهان محسوب میشود. یافتههای مقاله نشان میدهد که افزایش دما تاثیر چندانی بر نابرابری در ایتالیا ندارد، اما در نامیبیا موجب تشدید محسوس شکاف درآمدی میشود. به همین دلیل، حتی یک درجه افزایش دما میتواند فاصله نابرابری میان این دو کشور را حدود 4/ 2 درصد بیشتر کند.
پژوهشگران همچنین تلاش کردهاند توضیح دهند که این تاثیرات از چه مسیرهایی بهوجود میآید. یکی از مهمترین کانالها بخش کشاورزی است. بسیاری از کشورهای فقیر در مناطق گرمسیری قرار دارند و بخش بزرگی از اقتصاد آنها به کشاورزی وابسته است. افزایش دما میتواند موجب کاهش رطوبت خاک، افت سلامت پوشش گیاهی و درنهایت کاهش عملکرد محصولات کشاورزی شود. تحلیلهای مقاله نشان میدهد که بخشی از رابطه میان افزایش دما و رشد فقر و نابرابری از طریق آسیب به بخش کشاورزی منتقل میشود. اما کشاورزی تنها عامل موثر نیست و عواملی مانند کاهش بهرهوری نیروی کار، مهاجرتهای اجباری و حتی افزایش تنشها و درگیریهای اجتماعی نیز در این میان نقش دارند.
در بخش دیگری از پژوهش، نویسندگان آثار احتمالی گرمایش جهانی در آینده را برآورد کردهاند. آنها با استفاده از الگوهای اقلیمی بینالمللی و سناریوهای مختلف انتشار گازهای گلخانهای پیشبینی کردهاند که تا سال 2030 متوسط دمای کشورهای موردبررسی 2/ 1 تا 9/ 1 درجه سانتیگراد نسبت به میانگین تاریخی افزایش خواهد یافت. این افزایش دما میتواند نرخ فقر جهانی را بین 75/ 0 تا 2/ 1 واحد درصد بالا ببرد که معادل رشد 10 تا 9/ 15درصدی فقر است. براساس برآوردهای بانک جهانی، در سال 2030 حدود 622 میلیون نفر در فقر شدید زندگی خواهند کرد. نتایج این مقاله نشان میدهد که از این تعداد، بین 3/ 62 تا 7/ 98 میلیون نفر فقط بهدلیل آثار گرمایش جهانی به جمعیت فقیران اضافه خواهند شد. به بیان دیگر، اگر دمای زمین در سطح میانگین سالهای گذشته باقی میماند، دهها میلیون نفر کمتر در فقر زندگی میکردند.
پیشبینیها درباره نابرابری نیز نگرانکننده است. براساس سناریوهای مختلف، شاخص جینی جهانی میتواند بین 56/ 0 تا 88/ 0 واحد افزایش یابد که معادل رشد 6/ 1 تا 5/ 2درصدی نابرابری است. همچنین مشخص شده است که شدیدترین افزایش فقر و نابرابری در سناریوهایی رخ میدهد که انتشار گازهای گلخانهای با سرعت بیشتری ادامه پیدا کند. به همین دلیل، نویسندگان نتیجه میگیرند که گرمایش جهانی نهتنها یک بحران اقلیمی، بلکه یک تهدید جدی برای توسعه اقتصادی، کاهش فقر و برقراری عدالت اجتماعی در جهان محسوب میشود.
پرده پایانی
این پژوهش تصویری روشن از یکی از کمتردیدهشدهترین پیامدهای تغییرات اقلیمی ارائه میدهد؛ پیامدی که نه در یخهای قطبی و نه در نمودارهای دما، بلکه در زندگی روزمره میلیونها انسان قابلمشاهده است. گرمایش جهانی فقط بهمعنای افزایش دمای هوا نیست، بلکه پدیدهای است که میتواند بر درآمد، فرصتهای شغلی، امنیت غذایی و کیفیت زندگی افراد اثر بگذارد و روند توسعه اقتصادی را با چالشهای جدی مواجه کند. یافتههای این مطالعه نشان میدهد که افزایش دما بهطور معناداری با رشد فقر و تشدید نابرابری همراه است و این اثرات در مناطق فقیرتر و کشورهایی که وابستگی بیشتری به کشاورزی دارند شدیدتر ظاهر میشود. همچنین نتایج پژوهش نشان میدهد که بررسی دادهها در سطح ملی نمیتواند تصویر کاملی از واقعیت ارائه دهد و بسیاری از آثار اقتصادی و اجتماعی تغییرات اقلیمی تنها زمانی آشکار میشوند که شرایط مناطق مختلف یک کشور بهصورت جداگانه مورد مطالعه قرار گیرد. از سوی دیگر، پیشبینیهای مقاله حاکی از آن است که در صورت ادامه روند فعلی گرمایش زمین، دهها میلیون نفر دیگر ممکن است تا پایان این دهه به زیر خط فقر سقوط کنند و شکاف درآمدی در بسیاری از کشورها افزایش یابد. این موضوع نشان میدهد که تغییرات اقلیمی به مسئلهای مرتبط با عدالت اجتماعی و توسعه پایدار نیز تبدیل شده است.
دیدگاه تان را بنویسید