شناسه خبر : 51916 لینک کوتاه
تاریخ انتشار:

دومینوی فقر

فقر چگونه مانع توسعه پایدار می‌شود؟

آزاده خرمی‌مقدم/ نویسنده نشریه 
 

50کودکی را تصور کنید که به‌دلیل فقر، از مدرسه باز می‌ماند و به‌جای کلاس درس، وارد بازار کار می‌شود. یا مادری که به‌دلیل نبود امکانات بهداشتی، فرزند بیمارش را از دست می‌دهد. یا کشاورزی که بر اثر تغییرات اقلیمی و خشکسالی، تمام محصولش را از دست می‌دهد و به ورطه فقر عمیق‌تر فرو می‌رود. اینها فقط چند نمونه از ابعاد فقر هستند که فراتر از کمبود درآمد، به کرامت، سلامت، آموزش و آینده انسان‌ها لطمه می‌زنند. فقر، چرخه‌ای معیوب است که از نسلی به نسل دیگر منتقل می‌شود و راه را بر هرگونه پیشرفت و توسعه می‌بندد. در دنیایی که هر روز خبرهایی از پیشرفت هوش مصنوعی، سفرهای فضایی و فناوری‌های نوین می‌شنویم، هنوز صدها میلیون نفر برای تامین ابتدایی‌ترین نیازهای زندگی می‌جنگند. همین تناقض، پرسشی اساسی را پیش‌روی سیاست‌گذاران قرار داده است: آیا می‌توان از توسعه پایدار سخن گفت، درحالی‌که بخش بزرگی از جمعیت همچنان در دام فقر گرفتار مانده‌اند؟

پژوهش «فقر؛ مانعی مرکزی بر سر راه اجرای اهداف توسعه پایدار سازمان ملل» که والتر لیل فیلو و همکارانش در سال 2021 در نشریه Environmental Science and Policy منتشر کردند، پاسخی روشن به این پرسش می‌دهد. نویسندگان با بررسی دیدگاه متخصصان توسعه پایدار در 36 کشور جهان به این نتیجه رسیده‌اند که فقر فقط یکی از چالش‌های توسعه نیست، بلکه مهم‌ترین مانعی است که می‌تواند تحقق بسیاری از اهداف توسعه پایدار را با شکست روبه‌رو کند.

فقر؛ فراتر از یک عدد

سال‌هاست که نهادهای بین‌المللی برای سنجش فقر از شاخص درآمد استفاده می‌کنند. براساس این معیار، میلیون‌ها نفر در جهان هنوز با کمتر از 90/1 دلار در روز زندگی می‌کنند. اما نویسندگان مقاله بر این باورند که این عدد فقط سطح ظاهری مسئله را نشان می‌دهد و نمی‌تواند عمق محرومیت را توضیح دهد. از نگاه این پژوهش، فقر یک پدیده چندبعدی است؛ وضعیتی که در آن انسان نه‌تنها درآمد کافی ندارد، بلکه از دسترسی به آموزش، خدمات درمانی، آب سالم، تغذیه مناسب، امنیت اجتماعی، فرصت‌های شغلی و امکان مشارکت در تصمیم‌گیری‌های عمومی نیز محروم است. به همین دلیل، فقر مانند ریشه‌ای پنهان عمل می‌کند که شاخه‌های آن به تمام بخش‌های جامعه نفوذ می‌کند. هرچه این ریشه عمیق‌تر شود، دستیابی به سلامت، عدالت، آموزش باکیفیت، برابری و حتی حفاظت از محیط‌ زیست دشوارتر خواهد شد.

همین نگاه سبب شده است که سازمان ملل، «ریشه‌کن کردن فقر» را به‌عنوان نخستین هدف توسعه پایدار انتخاب کند؛ زیرا بدون حل این مسئله، تحقق سایر اهداف نیز پیش از آنکه یک برنامه عملی باشد، به آرزویی دست‌نیافتنی شبیه خواهد بود.

اهداف توسعه پایدار و چالش فقر

سازمان ملل متحد در سال 2015، 17 هدف توسعه پایدار را برای دستیابی به آینده‌ای بهتر و پایدارتر برای همه تدوین کرد. این اهداف، طیفی وسیع از مسائل جهانی ازجمله فقر، گرسنگی، سلامت، آموزش، برابری جنسیتی، آب پاک، انرژی پاک، کار شایسته، کاهش نابرابری‌ها، اقدام اقلیمی و صلح را پوشش می‌دهند. اما پرسش اصلی اینجاست: چگونه می‌توان به این اهداف دست یافت، درحالی‌که فقر، به‌عنوان یک مانع اساسی، همچنان پابرجاست؟ این مقاله، با طرح سه پرسش کلیدی، به‌دنبال پاسخ به این معضل است: آیا با فقر، به‌عنوان یک مسئله پایدار، در سازوکارهای حکمرانی و اجرایی به‌درستی برخورد می‌شود؟ کدام‌یک از اهداف توسعه پایدار، بیشترین آسیب را از فقر می‌بیند؟ چالش‌های اصلی بر سر راه اجرای هدف اول توسعه پایدار که همان «فقر صفر» است، کدام‌اند؟ پاسخ به این پرسش‌ها نه‌تنها به درک عمیق‌تر از ماهیت فقر کمک می‌کند، بلکه راهکارهایی برای غلبه بر این چالش جهانی ارائه می‌دهد.

نویسندگان مقاله به‌جای آنکه پاسخ این پرسش‌ها را در میان جدول‌های آماری یا گزارش‌های رسمی جست‌وجو کنند، سراغ کسانی رفتند که هر روز با واقعیت توسعه و فقر سروکار دارند؛ استادانی که سال‌ها درباره نابرابری پژوهش کرده‌اند، پژوهشگرانی که اثرات تغییرات اقلیمی را بر زندگی جوامع فقیر مطالعه کرده‌اند و کارشناسانی که در سازمان‌های بین‌المللی، از نزدیک با چالش‌های توسعه پایدار مواجه هستند. آنها از چهار گوشه جهان، از کشورهای توسعه‌یافته تا اقتصادهای نوظهور و کشورهای کم‌درآمد، یک پرسش مشترک را مطرح کردند: بزرگ‌ترین مانع تحقق اهداف توسعه پایدار چیست و فقر چه نقشی در این میان ایفا می‌کند؟

پاسخ‌ها از 34 کشور جهان گردآوری شد؛ پاسخ‌هایی که هر کدام از دل تجربه‌ای متفاوت می‌آمدند، اما درنهایت تصویری واحد را ترسیم می‌کردند. پژوهشگران برای آنکه فقط به اعداد و درصدها محدود نشوند، پرسشنامه‌ای طراحی کردند که هم امکان تحلیل آماری را فراهم می‌کرد و هم به شرکت‌کنندگان اجازه می‌داد روایت خود را از ریشه‌های فقر، موانع توسعه و راه‌حل‌های ممکن بیان کنند. به همین دلیل، این پژوهش فقط مجموعه‌ای از نمودارها و داده‌های کمی نیست؛ بلکه روایت مشترک ده‌ها متخصص از قاره‌های مختلف است که از زاویه‌ای متفاوت به یک واقعیت واحد نگاه کرده‌اند. کنار هم قرار گرفتن این دیدگاه‌ها، تصویری جامع‌تر از فقر ارائه می‌دهد؛ تصویری که نشان می‌دهد پشت هر عدد و هر شاخص اقتصادی، زندگی انسان‌هایی قرار دارد که توسعه پایدار برای آنها نه یک شعار جهانی، بلکه تفاوت میان داشتن یا نداشتن یک فرصت، یک شغل، یک کلاس درس یا حتی یک وعده غذای کافی است. همین رویکرد به نویسندگان اجازه داد تا از سطح آمار عبور کنند و به لایه‌های عمیق‌تر مسئله برسند؛ لایه‌هایی که نشان می‌دهد فقر چگونه با ضعف حکمرانی، کمبود آموزش، بحران‌های زیست‌محیطی، نابرابری و کمبود منابع مالی درهم تنیده شده و به گرهی تبدیل شده است که باز کردن آن، پیش‌شرط دستیابی به تمام اهداف توسعه پایدار به‌شمار می‌رود.

دومینوی مخرب

اگر اهداف توسعه پایدار را به ساختمانی 17طبقه تشبیه کنیم، فقر همان پی ساختمان است؛ پایه‌ای که اگر سست باشد، هیچ‌یک از طبقات بالایی دوام نخواهند آورد. این دقیقاً همان تصویری است که نتایج پژوهش پیش‌روی ما قرار می‌دهد. تقریباً همه کارشناسان شرکت‌کننده در این مطالعه، تصویری مشابه از آینده ترسیم کرده‌اند. بیش از 98 درصد آنان معتقدند فقر به مانعی جدی برای اجرای اهداف توسعه پایدار در کشورشان تبدیل شده است؛ مانعی که فقط به هدف نخست، یعنی «ریشه‌کن کردن فقر»، محدود نمی‌شود، بلکه سایه خود را بر تمام برنامه‌های توسعه‌ای جهان می‌گستراند.

به بیان دیگر، فقر یک مسئله مستقل نیست؛ زنجیره‌ای است که حلقه‌های آن به یکدیگر متصل‌اند. وقتی خانواده‌ای درآمد کافی ندارد، نخستین قربانی سفره آن خانواده است. سوءتغذیه کودکان افزایش می‌یابد و هدف «گرسنگی صفر» از دسترس دورتر می‌شود. کودکی که با شکم گرسنه به مدرسه می‌رود، توان یادگیری کمتری دارد و احتمال ترک تحصیلش بیشتر است؛ بنابراین هدف «آموزش باکیفیت» نیز آسیب می‌بیند. همان کودک در بزرگسالی فرصت‌های شغلی محدودتری خواهد داشت، درآمد پایین‌تری کسب می‌کند و احتمال گرفتار شدن نسل بعدی در چرخه فقر نیز افزایش می‌یابد.

به همین دلیل، پاسخ‌دهندگان این پژوهش بیشترین تاثیر فقر را بر چهار هدف کلیدی توسعه پایدار مشاهده کرده‌اند: ریشه‌کن کردن فقر، پایان دادن به گرسنگی، تضمین سلامت و رفاه و فراهم کردن آموزش با‌کیفیت برای همه. این چهار هدف در واقع ستون‌هایی هستند که بسیاری از اهداف دیگر بر آنها استوار شده‌اند. اما دامنه اثر فقر بسیار گسترده‌تر از اینهاست. وقتی خانواده‌ها با کمبود منابع مالی روبه‌رو هستند، دختران بیش از دیگران از تحصیل باز می‌مانند و شکاف جنسیتی عمیق‌تر می‌شود، دسترسی به آب آشامیدنی سالم و خدمات بهداشتی محدود می‌شود، اشتغال پایدار جای خود را به مشاغل غیررسمی و کم‌درآمد می‌دهد و نابرابری‌های اقتصادی و اجتماعی هر روز گسترده‌تر می‌شود. فقر در این روایت، مانند اولین قطعه یک دومینو است. با سقوط آن، قطعه بعدی نیز فرو می‌افتد؛ گرسنگی، بیماری، بی‌سوادی، بیکاری، نابرابری و محرومیت، یکی پس از دیگری از راه می‌رسند و سرانجام تمام سازه توسعه پایدار را به لرزه درمی‌آورند.

موانع پنهان فقرزدایی

اگرچه فقر در نگاه نخست یک مسئله اقتصادی به‌نظر می‌رسد، اما نتایج این پژوهش نشان می‌دهد که ریشه‌های آن بسیار عمیق‌تر و پیچیده‌تر از کمبود درآمد یا منابع مالی است. کارشناسان شرکت‌کننده در این مطالعه، مجموعه‌ای از موانع ساختاری و نهادی را شناسایی کرده‌اند که همچون دیوارهای نامرئی، مسیر دستیابی به هدف «فقر صفر» را دشوار می‌کنند. در میان این موانع، یک عامل با فاصله‌ای چشمگیر در صدر قرار گرفته است: حکمرانی ضعیف. از نگاه پاسخ‌دهندگان، کیفیت حکمرانی مهم‌ترین تعیین‌کننده موفقیت یا شکست سیاست‌های مقابله با فقر است. حکمرانی ضعیف در این پژوهش، مفهومی چندلایه دارد؛ از فساد اداری و نبود شفافیت گرفته تا ناکارآمدی سیاست‌گذاری، ضعف هماهنگی میان نهادهای دولتی و فقدان سازوکارهای پاسخگویی. نکته کلیدی آن است که حتی در شرایطی که منابع مالی کافی در اختیار دولت‌ها قرار دارد، نبود حکمرانی موثر می‌تواند تمام برنامه‌های کاهش فقر را بی‌اثر کند. به بیان دیگر، پول به تنهایی کافی نیست؛ آنچه تعیین‌کننده است، نحوه مدیریت، توزیع و استفاده از این منابع است.

در رتبه بعد، کمبود منابع مالی قرار دارد. بسیاری از کشورهای در حال توسعه با محدودیت‌های جدی در بودجه‌های عمومی روبه‌رو هستند و برای اجرای سیاست‌های حمایتی، ایجاد زیرساخت‌های اجتماعی و گسترش برنامه‌های کاهش فقر، به سرمایه‌گذاری داخلی و حمایت‌های بین‌المللی وابسته‌اند. بااین‌حال، پژوهش تاکید می‌کند که این عامل، هرچند مهم، در مقایسه با ضعف حکمرانی نقش ثانویه دارد. سومین مانع کلیدی، نبود ظرفیت اجرایی و مدیریت نامناسب است. این مسئله به ضعف در برنامه‌ریزی، اجرای ناقص پروژه‌ها، کمبود نیروی انسانی متخصص و نبود ساختارهای کارآمد برای پیاده کردن سیاست‌ها مربوط می‌شود. در چنین شرایطی، حتی دقیق‌ترین برنامه‌ها نیز در مرحله اجرا با شکست مواجه می‌شوند و فاصله میان سیاست‌گذاری و واقعیت اجتماعی افزایش می‌یابد.

در کنار این سه مانع اصلی، پاسخ‌دهندگان به مجموعه‌ای از چالش‌های مکمل نیز اشاره کرده‌اند. نبود سیاست‌های عمومی منسجم، نابرابری‌های ساختاری در جامعه، کمبود داده‌های دقیق برای تصمیم‌گیری و ضعف ابزارهای سنجش و پایش، ازجمله عواملی هستند که پیچیدگی مبارزه با فقر را دوچندان می‌کنند.

چرخه ویرانگر

فقر هرگز به‌تنهایی حرکت نمی‌کند. درست زمانی که جامعه‌ای تلاش می‌کند خود را از دام محرومیت بیرون بکشد، بحرانی دیگر از راه می‌رسد و تمام دستاوردها را به عقب می‌راند. یکی از مهم‌ترین یافته‌های این پژوهش، تاکید بر همین پیوند پیچیده میان فقر و بحران‌های جهانی، به‌ویژه تغییرات اقلیمی است. تغییر اقلیم دیگر یک هشدار برای آینده نیست؛ واقعیتی است که امروز زندگی میلیون‌ها نفر را تحت تاثیر قرار داده است. خشکسالی‌های طولانی، سیلاب‌های ویرانگر، طوفان‌های شدید و افزایش دمای زمین، بیش از همه به سراغ کسانی می‌روند که کمترین توانایی را برای مقابله با آنها دارند.

برای کشاورزی که تمام درآمدش به بارش چند ماه سال وابسته است، یک فصل خشکسالی فقط به‌معنای کاهش محصول نیست؛ به‌معنای از دست دادن درآمد، فروش دارایی‌ها، ترک تحصیل فرزندان و گاه مهاجرت اجباری است. برای ماهیگیری که زندگی‌اش به سلامت دریا گره خورده، تغییر اکوسیستم‌های دریایی می‌تواند پایان یک حرفه و آغاز چرخه‌ای از بیکاری و فقر باشد. ساکنان مناطق ساحلی نیز با هر سانتی‌متر افزایش سطح آب دریا، بیش از گذشته خانه، زمین و امنیت معیشتی خود را در معرض تهدید می‌بینند. به همین دلیل، نویسندگان مقاله معتقدند تغییرات اقلیمی نه‌تنها یک بحران زیست‌محیطی، بلکه یکی از مهم‌ترین عوامل بازتولید فقر در جهان است. این پدیده منابع طبیعی را تخریب می‌کند، تولید کشاورزی را کاهش می‌دهد، امنیت غذایی را به خطر می‌اندازد، مهاجرت‌های اجباری را افزایش می‌دهد و شکاف میان جوامع فقیر و ثروتمند را عمیق‌تر می‌کند. در چنین شرایطی، خانواده‌هایی که پیش از این نیز در مرز فقر زندگی می‌کردند، بیش از دیگران در معرض سقوط به فقر مطلق قرار می‌گیرند.

اما تغییرات اقلیمی تنها بحرانی نیست که مسیر توسعه را دشوار کرده است. نویسندگان مقاله به همه‌گیری کووید 19 نیز به‌عنوان نمونه‌ای روشن از شکنندگی دستاوردهای توسعه اشاره می‌کنند. ویروسی که در ابتدا یک بحران سلامت به‌نظر می‌رسید، در مدتی کوتاه به بحرانی اقتصادی و اجتماعی تبدیل شد و میلیون‌ها شغل را از بین برد. تعطیلی کسب‌وکارها، رکود اقتصادی، اختلال در زنجیره‌های تامین و کاهش درآمد خانوارها، میلیون‌ها نفر را دوباره به زیر خط فقر کشاند؛ افرادی که بسیاری از آنها تلاش کرده بودند از این چرخه خارج شوند. درواقع همه‌گیری کرونا نشان داد که مبارزه با فقر مسیری خطی و هموار نیست و یک شوک جهانی می‌تواند در مدتی کوتاه دستاوردهای چندین‌ساله کشورها را از بین ببرد. از همین‌رو نویسندگان تاکید می‌کنند که سیاست‌های کاهش فقر نمی‌توانند جدا از برنامه‌های مقابله با تغییرات اقلیمی، افزایش تاب‌آوری جوامع، نظام سلامت و مدیریت بحران طراحی شوند.

راه خروج از چرخه فقر

اگر این پژوهش در بخش‌های پیشین، تصویری نگران‌کننده از پیوند فقر با گرسنگی، بیماری، نابرابری و بحران‌های اقلیمی ترسیم می‌کند، در پایان تلاش می‌کند روزنه‌ای از امید نیز نشان دهد. نویسندگان معتقدند فقر سرنوشتی محتوم نیست؛ چرخه‌ای است که می‌توان آن را شکست، البته به‌شرط آنکه دولت‌ها، نهادهای بین‌المللی و جوامع محلی، مبارزه با آن را به مجموعه‌ای از سیاست‌های هماهنگ و بلندمدت تبدیل کنند. توسعه پایدار با ساختن شهرهای هوشمند یا دستیابی به فناوری‌های پیشرفته تعریف نمی‌شود؛ توسعه پایدار زمانی معنا پیدا می‌کند که هیچ کودکی به‌دلیل فقر از مدرسه باز نماند، هیچ خانواده‌ای با یک بحران اقتصادی به ورطه محرومیت سقوط نکند و هیچ انسانی آینده خود را قربانی نابرابری و بی‌عدالتی نبیند.

فقر همان قفل سنگینی است که سال‌ها بر در توسعه جهان نشسته است. کلید گشودن آن نیز در همین مقاله ترسیم شده است؛ حکمرانی بهتر، آموزش فراگیر، همبستگی اجتماعی، عدالت اقتصادی و همکاری جهانی. اگر این کلید با اراده‌ای جمعی به کار گرفته شود، شاید سایه‌های بلند فقر از کوچه‌های جهان کنار بروند و وعده توسعه پایدار، از یک شعار بین‌المللی به واقعیتی ملموس برای میلیون‌ها انسان تبدیل شود. همان‌طور که مطابق دیدگاه کارشناسان هیچ راه‌حل جادویی برای ریشه‌کن کردن فقر وجود ندارد. آنچه می‌تواند مسیر توسعه پایدار را هموار کند، مجموعه‌ای از اقدامات به‌هم‌پیوسته است که هر کدام بخشی از این پازل پیچیده را تکمیل می‌کنند.

دراین پرونده بخوانید ...

دیدگاه تان را بنویسید