شناسه خبر : 51303 لینک کوتاه

از تنهایی تا پیوند اجتماعی

چرا تنهایی، ریسک اقتصادی نوظهور است؟

 

مولود پاکروان / دبیر تحریریه 

پیش از آنکه صدای آدم‌ها را بشنویم، صفحه‌ها با ما حرف می‌زنند. تلفن‌های هوشمند پیش از همسر، همکار یا همسایه بیدار می‌شوند و شب‌ها آخرین کسی هستند که به ما شب‌به‌خیر می‌گویند. بیش از عزیزانمان، اسکرین‌ها، موس‌ها و کیبوردها را لمس می‌کنیم. بیش از دیداری گرم با دوستانمان، برایشان استیکرهای بوسه و آغوش می‌فرستیم. جهان امروز پر از صداست، پر از تصویر، پر از پیام؛ اما در دل این شلوغی بی‌وقفه، چیزی، آرام‌آرام ناپدید شده است؛ حس باهم‌ بودن.

تنهایی در جهان معاصر دیگر به معنای تنها زندگی کردن نیست. بسیاری از انسان‌های تنها، در میان جمع زندگی می‌کنند، در شبکه‌های اجتماعی گاهی صدها فالوئر دارند، در گروه‌های کاری عضو هستند و روزانه با ده‌ها نفر پیام ردوبدل می‌کنند. این ارتباطات اما، اغلب سطحی، شتاب‌زده و بی‌ریشه‌اند. فناوری وعده اتصال داده بود، اما حالا ما را از تجربه روابط عمیق محروم کرده است؛ روابطی که نیازمند حضور، زمان، سکوت و حتی آسیب‌پذیری است. موبایل‌های هوشمند، شبکه‌های اجتماعی و اکنون هوش مصنوعی، به‌تدریج، نقش‌هایی را بر عهده گرفته‌اند که زمانی در اختیار خانواده، دوستان و جمع‌های انسانی بود. الگوریتم‌ها گوش می‌دهند، پاسخ می‌دهند، دلداری می‌دهند و حتی توصیه می‌کنند. برای انسانی که زیر فشار اقتصادی، استرس‌های اجتماعی و اضطراب آینده زندگی می‌کند، این همراهان دیجیتال، کم‌هزینه‌تر، همیشه در دسترس‌تر و بی‌قضاوت‌تر به نظر می‌رسند. در برابر آنها کمتر آسیب‌پذیریم؛ می‌توانیم بی‌هیچ هزینه‌ای پشت نقاب‌ها پنهان شویم، زندگی دیگران را دید بزنیم و از خود واقعی‌مان محافظت کنیم. اما آنچه جایگزین می‌شود، دیگر نامش ارتباط نیست؛ شبیه‌سازی ارتباط است. در این وانفسا، هوش مصنوعی هم با سرعتی خیره‌کننده وارد خلأ روابط انسانی شده است. از چت‌بات‌هایی که نقش مشاور روانی را بازی می‌کنند تا دستیارهایی که جای هم‌صحبت را می‌گیرند. این فناوری‌ها بی‌تردید می‌توانند مفید باشند، اما پرسش اساسی این است: آیا قرار است درمان تنهایی، حذف انسان از معادله رابطه باشد؟ یا این فقط نشانه‌ای از عقب‌نشینی جمعی ما از دشواری ارتباط با یکدیگر است؟ انزوای ما تنها حاصل ترس‌ها، کمبود وقت، اشتهای سیری‌ناپذیر برای دیدن و دیده شدن، و حرکت با موج فناوری نیست. مشکلات اقتصادی هم به این تنهایی دامن زده‌اند. فقر، بیکاری، تورم و بی‌ثباتی، انسان را به درون خود، عقب می‌رانند. وقتی بقا به دغدغه اصلی بدل می‌شود، روابط اجتماعی به حاشیه می‌روند. دیدارها کمتر می‌شوند، جمع‌ها کوچک‌تر، و اعتماد شکننده‌تر. جامعه‌ای که در آن آینده مبهم است، جامعه‌ای است که افرادش محتاط‌تر، منزوی‌تر و تنهاتر می‌شوند. تنهایی امروز، بیش از آنکه نتیجه نبود ارتباط باشد، حاصل تغییر کیفیت ارتباط است. جهانی که در آن همه به‌هم وصل‌ هستند، اما کمتر کسی «دیده» می‌شود. شاید چالش اصلی عصر ما نه توسعه فناوری‌های ارتباطی، بلکه بازتعریف معنای ارتباط است؛ غافل از این نکته ساده و درعین‌حال فراموش‌شده، که هیچ الگوریتمی، جای حضور انسانی را نمی‌گیرد. سازمان بهداشت جهانی در تازه‌ترین گزارش خود با عنوان «از تنهایی تا پیوندهای اجتماعی»، بر یک نکته اساسی تاکید می‌کند؛ تنهایی دیگر یک تجربه فردی حاشیه‌ای یا صرفاً یک مسئله روان‌شناختی نیست، بلکه به چالش مهم سلامت عمومی در مقیاس جهانی تبدیل شده است.1 از منظر این سازمان، سلامت انسان تنها به نبود بیماری محدود نمی‌شود، بلکه شامل سلامت جسمی، روانی و اجتماعی است و تنهایی دقیقاً در نقطه‌ای قرار دارد که این سه بعد به یکدیگر گره می‌خورند. در این گزارش، تنهایی یک احساس ذهنی دردناک ناشی از شکاف میان روابط اجتماعی مطلوب و روابط موجود تعریف می‌شود؛ مفهومی که با «انزوای اجتماعی» تفاوت دارد. انزوای اجتماعی به کمبود عینی تعاملات و روابط اشاره می‌کند، درحالی‌که تنهایی می‌تواند حتی در میان جمع و در حضور ارتباطات متعدد نیز تجربه شود. سازمان بهداشت جهانی تاکید می‌کند که هر دو پدیده، به‌طور مستقل و در تعامل با یکدیگر، پیامدهای عمیقی برای سلامت افراد و جوامع دارند. اهمیت پرداختن به تنهایی از آنجا ناشی می‌شود که شواهد علمی فزاینده‌ای نشان می‌دهد این پدیده با افزایش خطر مرگ زودرس، بیماری‌های قلبی-عروقی، اختلالات روانی، افسردگی و کاهش کیفیت زندگی مرتبط است.

این مطالعه که گزارشی تحلیلی از بحران پنهان سلامت اجتماعی و پیامدهای اقتصادی آن است، از سوی کمیسیون ارتباطات اجتماعی سازمان بهداشت جهانی و بر پایه ترکیبی از داده‌های جهانی، مرور نظام‌مند پژوهش‌ها، تحلیل‌های جمعیتی و شواهد سیاستی انجام شده است. هدف اصلی گزارش، ارتقای جایگاه پیوند اجتماعی به یک اولویت جهانی، کاهش انگ پیرامون تنهایی، و فراهم کردن مبنایی علمی برای سیاست‌گذاری، مداخله و اقدام جمعی در سطح کشورها و جوامع است. بر اساس داده‌های این گزارش، نزدیک به یک‌ششم جمعیت جهان (حدود ۱۶ درصد) در بازه زمانی سال‌های ۲۰۱۴ تا ۲۰۲۳ احساس تنهایی را تجربه کرده‌اند؛ پدیده‌ای که سالانه با حدود ۸۷۱ هزار مرگ زودرس در جهان مرتبط دانسته می‌شود.

گستره جهانی تنهایی

گزارش سازمان بهداشت جهانی که در ماه ژوئن 2025 منتشر شد، تاکید می‌کند که سلامت اجتماعی -یعنی کیفیت و کمیت روابط انسانی- نقشی هم‌سنگ سلامت جسم و روان، در عملکرد اقتصادی افراد و جوامع دارد. پیوندهای اجتماعی قوی، ریسک ابتلا به بیماری‌ها را کاهش می‌دهند، بر طول عمر می‌افزایند و از طریق بهبود اعتماد، همکاری و سرمایه اجتماعی، به رشد اقتصاد کمک می‌کنند. در مقابل، تنهایی و انزوای اجتماعی با افزایش بیماری‌های مزمن، افسردگی، اضطراب، کاهش مشارکت اقتصادی و افت بهره‌وری همراه‌ هستند. داده‌های گزارش نشان می‌دهد تنهایی، پدیده‌ای جهانی و فراگیر است که همه گروه‌های سنی و مناطق را دربر می‌گیرد، اما شدت آن یکسان نیست. بیشترین شیوع تنهایی در میان نوجوانان ۱۳ تا ۱۷ سال (9 /20 درصد) و جوانان ۱۸ تا ۲۹ سال (4 /17 درصد) مشاهده می‌شود؛ موضوعی که زنگ خطر مهمی برای آینده بازار کار و سرمایه انسانی به‌شمار می‌رود. از منظر جغرافیایی، کشورهای کم‌درآمد بیشترین نرخ تنهایی را دارند؛ به‌طوری که حدود ۲۴ درصد از جمعیت این کشورها احساس تنهایی را گزارش کرده‌اند. منطقه آفریقا با ۲۴ درصد، مدیترانه شرقی با ۲۱ درصد و جنوب شرق آسیا با ۱۸ درصد، در صدر قرار دارند، درحالی‌که اروپا با حدود ۱۰ درصد کمترین میزان تنهایی گزارش‌شده را به خود اختصاص داده است (آیا این یافته‌ها با تصوراتمان از تنهایی مردم در کشورهای غربی در تضاد نیست؟).

در کنار تنهایی، انزوای اجتماعی -که به‌طور عینی به کمبود تعاملات و روابط اشاره دارد- نیز به‌ویژه در میان سالمندان گسترده است؛ برآوردها نشان می‌دهد ۲۵ تا ۳۴ درصد افراد مسن در جهان، از نظر اجتماعی منزوی هستند. این وضعیت، فشار مضاعفی بر نظام‌های بازنشستگی، مراقبت‌های بهداشتی و خدمات اجتماعی وارد می‌کند.

گزارش سازمان بهداشت جهانی تاکید می‌کند که تنهایی و انزوای اجتماعی، هزینه‌هایی فراتر از رنج فردی دارند. از منظر اقتصادی، این پدیده‌ها با افزایش مرگ‌ومیر، بیماری‌های قلبی-عروقی، دیابت نوع دو، اختلالات روانی و کاهش امید به زندگی مرتبط‌ هستند. این پیامدها به شکل مستقیم به افزایش هزینه‌های درمانی، کاهش مشارکت در بازار کار، غیبت شغلی، کاهش بهره‌وری و افت نوآوری منجر می‌شوند. به علاوه، بر مبنای برآوردها، تنهایی سالانه عامل یا تسهیل‌کننده حدود ۸۷۱ هزار مرگ در جهان است؛ رقمی که از نظر اثرگذاری با برخی عوامل خطر کلاسیک سلامت عمومی قابل‌مقایسه است. علاوه بر این، هزینه‌های اقتصادی تنهایی برای کارفرمایان، از طریق کاهش عملکرد کارکنان و افزایش فرسودگی شغلی و برای دولت‌ها، از طریق افزایش مخارج سلامت و حمایت اجتماعی قابل‌توجه است، هرچند این هزینه‌ها هنوز به‌طور کامل محاسبه نشده‌اند. اما این احساس مرگبار و پرهزینه، از کجا می‌آید؟

گزارش WHO به‌طور محتاطانه به عوامل ساختاری اشاره می‌کند که اغلب دلایل افزایش تنهایی مطرح و معرفی می‌شوند: شهرنشینی، صنعتی شدن، تغییر الگوهای خانوادگی، زندگی تک‌نفره، تحرک شغلی بالا و تحولات فناوری دیجیتال. هرچند شواهد قطعی درباره افزایش تاریخی تنهایی محدود است، اما برخی عوامل خطر فردی نیز به‌خوبی شناسایی شده‌اند. از آن جمله می‌توان به وضعیت نامناسب سلامت جسم و روان، افسردگی، مجرد بودن، زندگی تنها، بیکاری یا اشتغال ناپایدار و طراحی نامناسب محیط‌های شهری اشاره کرد. در مورد فناوری دیجیتال، گزارش موضعی متعادل می‌گیرد و می‌نویسد: فناوری می‌تواند ابزار اتصال باشد، اما استفاده افراطی یا جایگزینی روابط حضوری با تعاملات سطحی دیجیتال –به‌ویژه در میان جوانان- ممکن است خطر تنهایی و مشکلات سلامت روان را افزایش دهد. این مسئله برای اقتصاد دیجیتال و سیاست‌گذاری در حوزه فناوری اهمیت ویژه‌ای دارد.

متغیری نوظهور در تحلیل اقتصادی

یافته‌های گزارش «از تنهایی تا پیوندهای اجتماعی» سازمان بهداشت جهانی، بار دیگر نقش اقتصاد در تنهایی و پیامدهای تنهایی بر اقتصاد را برجسته کرده است. اقتصاددانان دهه‌هاست با متغیرهایی چون سرمایه انسانی، سرمایه اجتماعی و اعتماد نهادی سروکار دارند، اما گزارش جدید WHO نشان می‌دهد که تنهایی و گسست اجتماعی به‌تدریج در حال تبدیل ‌شدن به یکی از ریسک‌های سیستماتیک اقتصادهای مدرن هستند. این گزارش، تنهایی را نه یک تجربه فردی، بلکه یک پدیده ساختاری با پیامدهای قابل‌سنجش اقتصادی معرفی کرده است.

همان‌طور که پیشتر گفته شد، پدیده تنهایی سالانه با حدود ۸۷۱ هزار مرگ زودرس در جهان ارتباط دارد؛ رقمی که آن را در کنار عوامل خطر کلاسیکی مانند مصرف دخانیات یا کم‌تحرکی قرار می‌دهد. از منظر اقتصاد کلان، چنین سطحی از مرگ‌ومیر، بیماری و افت عملکرد اجتماعی، به‌طور مستقیم بر رشد اقتصاد، هزینه‌های عمومی و بهره‌وری نیروی کار اثر می‌گذارد. همچنین، گزارش تاکید می‌کند که «سلامت اجتماعی» -یعنی کیفیت، کمیت و کارکرد روابط انسانی- سومین ستون سلامت، در کنار سلامت جسم و روان است. این مفهوم به طور مستقیم با مفاهیمی نظیر اعتماد، همکاری، مشارکت اقتصادی و سرمایه اجتماعی پیوند دارد. جوامعی که پیوندهای اجتماعی قوی‌تری دارند، معمولاً هزینه‌های درمانی کمتری متحمل می‌شوند، نرخ مشارکت اقتصادی بالاتری دارند و در برابر شوک‌های اقتصادی و اجتماعی تاب‌آورترند. در مقابل، گسست اجتماعی با افزایش بیماری‌های مزمن، افسردگی، اضطراب و کاهش امید به زندگی همراه است؛ عواملی که همگی فشار مضاعفی بر بودجه عمومی و نظام سلامت وارد می‌کنند. یکی از یافته‌های مهم گزارش، شیوع بالاتر تنهایی در میان نسل‌های جوان‌تر است. این داده‌ها برای اقتصاد آینده نگران‌کننده‌ هستند. نسل جوان، ستون فقرات بازار کار، نوآوری و رشد آینده است. گسترش تنهایی در این گروه سنی می‌تواند به افزایش اختلالات روانی، افت مهارت‌های اجتماعی، کاهش بهره‌وری و حتی کاهش تمایل به مشارکت اقتصادی منجر شود.

شکاف درآمدی و منطقه‌ای نیز با تاکید بر جغرافیای تنهایی، پیام روشنی برای اقتصاد دارد. تنهایی در کشورهای کم‌درآمد شایع‌تر است؛ حدود ۲۴ درصد جمعیت این کشورها احساس تنهایی را گزارش کرده‌اند. منطقه مدیترانه شرقی (که ایران نیز در آن قرار دارد) با نرخ حدود ۲۱ درصد از مناطق با شیوع بالاتر تنهایی محسوب می‌شود. این همبستگی میان فقر، نابرابری و گسست اجتماعی، نشان می‌دهد که تنهایی می‌تواند هم پیامد و هم تشدیدکننده توسعه‌نیافتگی باشد.

هزینه‌های اقتصادی تنهایی

گزارش سازمان بهداشت جهانی تصریح می‌کند که هزینه‌های اقتصادی تنهایی هنوز به‌طور کامل برآورد نشده‌اند، اما شواهد موجود از چند کانال اصلی حکایت دارند. نخست، افزایش هزینه‌های سلامت. تنهایی با بیماری‌های قلبی-عروقی، دیابت نوع دو و اختلالات روانی مرتبط است؛ بیماری‌هایی که برای نظام سلامت بسیار پرهزینه‌ هستند. افسردگی، اضطراب و فرسودگی شغلی ناشی از گسست اجتماعی، به کاهش تمرکز، افزایش غیبت شغلی و افت عملکرد منجر می‌شود. همه این عوامل به کاهش بهره‌وری نیروی کار منتهی می‌شوند. کاهش سرمایه اجتماعی سومین پیامد افزایش تنهایی است. کاهش اعتماد و مشارکت اجتماعی، هزینه مبادله را در اقتصاد افزایش و کارایی بازارها را کاهش می‌دهد. و درنهایت، فشار بر نظام‌های حمایتی، دیگر پیامد بحران جهانی تنهایی است چرا که سالمندان منزوی (۲۵ تا ۳۴ درصد در سطح جهان) نیاز بیشتری به خدمات مراقبتی و حمایتی دارند.

ایران در جغرافیای تنهایی

اگرچه گزارش WHO داده مستقیمی درباره ایران ارائه نمی‌دهد، اما دلالت‌های آن برای اقتصاد و جامعه ایران قابل‌توجه است.

 جمعیت جوان و تنهایی پنهان:

ایران جامعه‌ای نسبتاً جوان با نرخ بالای تحصیلات دانشگاهی و درعین‌حال، دچار چالش بیکاری و نااطمینانی شغلی است؛ ترکیبی که طبق شواهد گزارش، ریسک تنهایی را افزایش می‌دهد.

  شهرنشینی و فرسایش روابط محلی:

رشد کلان‌شهرها، تضعیف محله‌محوری و کاهش فضاهای عمومی موثر، می‌تواند به کاهش پیوندهای اجتماعی منجر شود.

  فشار اقتصادی و سرمایه اجتماعی:

تورم مزمن، نابرابری و نااطمینانی اقتصادی، با کاهش اعتماد و مشارکت اجتماعی، می‌تواند گسست اجتماعی را تشدید کند و زمینه‌ساز احساس تنهایی شود.

 هزینه‌های پنهان برای نظام سلامت:

افزایش اختلالات روانی و بیماری‌های مزمن مرتبط با تنهایی، درنهایت به افزایش هزینه‌های عمومی سلامت منجر خواهد شد.

سیاست‌ها و راهکارها؛ سرمایه‌گذاری در پیوند اجتماعی

بخش دوم گزارش WHO به راه‌حل‌ها می‌پردازد و نشان می‌دهد که پیوند اجتماعی یک حوزه سیاست‌گذاری نوظهور، اما حیاتی است. تاکنون تنها هشت کشور -عمدتاً کشورهای با درآمد بالا مانند دانمارک، ژاپن، آلمان، سوئد و بریتانیا- سیاست‌های ملی مشخصی برای مقابله با تنهایی تدوین کرده‌اند. این سیاست‌ها بر رویکرد کل جامعه، کاهش انگ اجتماعی، تقویت شواهد علمی و همکاری بین‌بخشی تاکید دارند.

از منظر اقتصادی، گزارش بر اهمیت زیرساخت‌های اجتماعی مانند حمل‌ونقل عمومی، فضاهای عمومی، کتابخانه‌ها، پارک‌ها و خدمات اجتماعی تاکید می‌کند؛ زیرساخت‌هایی که اگرچه هدف اصلی‌شان اتصال اجتماعی نیست، اما نقشی کلیدی در ایجاد تعامل، اعتماد و سرمایه اجتماعی دارند. سرمایه‌گذاری در این حوزه‌ها می‌تواند بازدهی اقتصادی بلندمدت از طریق افزایش مشارکت اجتماعی و کاهش هزینه‌های سلامت داشته باشد. در سطح فردی و روابط شخصی نیز شواهد فزاینده‌ای از اثربخشی مداخلات روان‌شناختی، به‌ویژه درمان‌های شناختی-رفتاری، در کاهش تنهایی وجود دارد. بااین‌حال، گزارش تاکید می‌کند که راه‌حل‌ها باید متناسب با گروه‌های جمعیتی طراحی شوند. فناوری‌های نوین مانند هوش مصنوعی و واقعیت مجازی می‌توانند بخشی از راه‌حل باشند، اما ریسک‌ها و پیامدهای ناخواسته آنها نیز نیازمند ارزیابی دقیق است.

کمیسیون ارتباطات اجتماعی سازمان بهداشت جهانی، پنج حوزه راهبردی برای دهه آینده پیشنهاد می‌کند؛ سیاست‌گذاری، پژوهش، مداخلات، داده و اندازه‌گیری، و بسیج اجتماعی. هدف نهایی، تبدیل پیوند اجتماعی به یک اولویت جهانی هم‌تراز با سایر عوامل تعیین‌کننده سلامت و توسعه است. از منظر اقتصادی، این رویکرد به معنای نگاه به روابط اجتماعی به‌عنوان یک سرمایه مولد است؛ سرمایه‌ای که می‌تواند بهره‌وری، رشد پایدار و تاب‌آوری اقتصادی را تقویت کند.

گزارش «از تنهایی تا پیوند اجتماعی» نشان می‌دهد که تنهایی نه یک مسئله حاشیه‌ای، بلکه یک چالش ساختاری اقتصادهای مدرن است. نادیده گرفتن آن، به افزایش هزینه‌های سلامت، کاهش سرمایه انسانی و تضعیف انسجام اجتماعی می‌انجامد. در مقابل، سرمایه‌گذاری آگاهانه در پیوندهای اجتماعی می‌تواند بازدهی چندلایه -از سلامت فردی تا رشد اقتصاد- به همراه داشته باشد. پیام گزارش روشن است؛ اقتصاد بدون پیوند اجتماعی، اقتصادی شکننده است. این گزاره، مهر تاییدی بر گفته جوزف استیگلیتز، نوبلیست اقتصاد است: اقتصادی که پیوندهای اجتماعی را نادیده می‌گیرد، درنهایت به جامعه‌ای ناکارآمد و ناپایدار منتهی می‌شود. از این منظر، تنهایی فقط مسئله فردی نیست، شکست سیاست‌گذاری است!

پی‌نوشت:

1- From Loneliness to Social Connection, Report of the WHO Commission on Social Connection (2025)

دراین پرونده بخوانید ...