شناسه خبر : 51940 لینک کوتاه
تاریخ انتشار:

بازگشت کم‌رمق

آیا رونق به کسب‌وکارهای اینترنتی بازگشته است؟

مینا علیزاده /نویسنده نشریه  

14در سال‌های اخیر اینترنت از یک ابزار ارتباطی به یکی از مهم‌ترین زیرساخت‌های اقتصادی کشور تبدیل شده است. هزاران کسب‌وکار در حوزه‌های فروش آنلاین، خدمات دیجیتال، تولید محتوا، آموزش مجازی، حمل‌ونقل، تبلیغات، فناوری اطلاعات و شبکه‌های اجتماعی، بخش عمده فعالیت خود را بر بستر اینترنت بنا کرده‌اند. در چنین شرایطی هرگونه اختلال، محدودیت یا قطع دسترسی به اینترنت می‌تواند آثار اقتصادی گسترده‌ای بر درآمد بنگاه‌ها، اشتغال و سرمایه‌گذاری برجای بگذارد. تجربه دوره‌های اخیر محدودیت اینترنت نشان داد که بسیاری از کسب‌وکارها با کاهش فروش، از دست دادن مشتریان، اختلال در زنجیره تامین، افزایش هزینه‌های عملیاتی و حتی تعطیلی موقت یا دائمی مواجه شده‌اند. برخی فعالان اقتصادی نیز بازارهای خود را از دست داده یا ناچار به تعدیل نیروی انسانی شده‌اند. در نتیجه اینترنت دیگر صرفاً یک ابزار فناوری نیست، بلکه به بخشی از سرمایه و دارایی مولد کسب‌وکارها تبدیل شده است.

خبر اتصال دوباره به جهان برخط، بی‌تردید برای جامعه و به‌ویژه کسب‌وکارهایی که در خاموشی اینترنت زیان بسیاری متحمل شدند، خوشایند و امیدوارکننده بود. اما، با وجود برقراری دوباره اینترنت، پرسشی مهم همچنان باقی است: آیا با بازگشت اینترنت، رونق اقتصادی نیز به‌سرعت بازمی‌گردد؟ آیا کسب‌وکارهایی که در دوره محدودیت متحمل زیان شده‌اند، می‌توانند مشتریان، درآمدها و بازارهای ازدست‌رفته خود را بازیابی کنند؟ یا اینکه بخشی از خسارت‌های واردشده ماهیتی ماندگار دارد و حتی پس از رفع محدودیت‌ها نیز ادامه خواهد یافت؟ اهمیت پاسخ به این پرسش‌ها از آن جهت است که تجربه جهان نشان داده است بازگشت یک زیرساخت، لزوماً به‌معنای بازگشت اعتماد، تقاضا و فعالیت اقتصادی نیست. بسیاری از کسب‌وکارها برای احیای فعالیت خود نیازمند زمان، سرمایه در گردش، بازیابی ارتباط با مشتریان و اطمینان نسبت به پایداری شرایط هستند. از سوی دیگر تکرار اختلال‌ها می‌تواند نااطمینانی را افزایش دهد و بر تصمیم فعالان اقتصادی برای سرمایه‌گذاری در اقتصاد دیجیتال اثر بگذارد. این گزارش در گفت‌وگو با پشوتن پورپزشک، مدیرعامل پادرو و نایب‌رئیس اتحادیه کسب‌وکارهای مجازی، در پاسخ به این پرسش تهیه شده است که آیا بازگشت اینترنت به‌معنای بازگشت رونق به کسب‌وکارهاست یا زخم‌های اقتصادی ناشی از اختلال و محدودیت ماندگارتر از آن است که با وصل شدن دوباره اینترنت ‌ترمیم شود؟

تپش نامرئی

اقتصاد دیجیتال برخلاف بسیاری از بخش‌های سنتی اقتصاد با دودکش کارخانه‌ها، ویترین مغازه‌ها یا صف مشتریان شناخته نمی‌شود. نبض این اقتصاد در جایی نامرئی می‌تپد؛ در شبکه‌ای از ارتباطات، داده‌ها، تراکنش‌ها و تعاملاتی که هر ثانیه میان میلیون‌ها کاربر و هزاران کسب‌وکار جریان دارد. به همین دلیل، وقتی این جریان دچار وقفه می‌شود آثار آن لزوماً در خیابان‌ها دیده نمی‌شود، اما در پشت صحنه بخش مهمی از فعالیت اقتصادی کشور تحت تاثیر قرار می‌گیرد. در ماه‌های گذشته بسیاری از فعالان حوزه اقتصاد دیجیتال روزهایی را تجربه کردند که بیش از آنکه نگران رقابت، فروش یا توسعه کسب‌وکار خود باشند، درگیر مسئله‌ای بنیادی‌تر بودند؛ اینکه آیا اساساً امکان ادامه فعالیت وجود دارد یا خیر. در چنین شرایطی، اولویت بسیاری از کسب‌وکارها از رشد و توسعه به بقا تغییر پیدا کرد. شرکت‌هایی که تا پیش از آن، برای افزایش سهم بازار برنامه‌ریزی می‌کردند ناگهان خود را در موقعیتی دیدند که مهم‌ترین دغدغه‌شان حفظ مشتریان موجود، مدیریت هزینه‌ها و جلوگیری از توقف فعالیت بود.

در نگاه نخست ممکن است تصور شود با بازگشت دسترسی به اینترنت این مشکلات نیز به پایان رسیده‌اند. اما واقعیت اقتصاد پیچیده‌تر از آن است که بتوان با بازگشت یک زیرساخت، انتظار بازگشت فوری همه فرصت‌های ازدست‌رفته را داشت. تجربه بسیاری از کسب‌وکارها نشان می‌دهد خسارت‌های اقتصادی معمولاً بسیار ماندگارتر از عامل ایجادکننده آن هستند. یک کارخانه پس از قطع برق دوباره آغاز به کار می‌کند، اما سفارش لغوشده لزوماً بازنمی‌گردد. یک فروشگاه پس از باز شدن درهایش فعالیت خود را از سر می‌گیرد، اما مشتری ازدست‌رفته الزاماً برنمی‌گردد. در اقتصاد دیجیتال نیز همین منطق حاکم است.

بخش قابل‌توجهی از ارزش کسب‌وکارهای اینترنتی نه در دارایی‌های فیزیکی، بلکه در روابطی نهفته است که طی سال‌ها میان آنها و مخاطبانشان شکل گرفته است. اعتماد مشتری، وفاداری مخاطب، اعتبار برند، جایگاه در بازار و شبکه ارتباطی فعالان اقتصادی سرمایه‌هایی هستند که در هیچ ترازنامه‌ای به‌طور کامل ثبت نمی‌شوند، اما گاهی ارزش آنها از ساختمان، تجهیزات و سرمایه نقدی نیز بیشتر است. هنگامی که اختلال در ارتباطات رخ می‌دهد نخستین آسیبی که وارد می‌شود، دقیقاً متوجه همین سرمایه‌های نامرئی است.

برای بسیاری از صاحبان کسب‌وکارهای آنلاین نیز، مسئله فقط کاهش درآمد در یک دوره زمانی مشخص نبود. آنچه نگرانی بیشتری ایجاد کرد، تغییر رفتار مشتریان بود. مصرف‌کننده‌ای که نتواند در زمان نیاز، به خدمات یا کالا دسترسی داشته باشد، به‌دنبال مسیر جایگزین می‌رود. بخشی از این جابه‌جایی‌ها موقتی است، اما بخشی دیگر به تغییر عادت می‌انجامد. در بازار رقابتی امروز گاهی از دست دادن یک مشتری، به معنای از دست دادن ده‌ها خرید آینده است.

وابسته به پویایی

در این میان باید یادآور شد که کسب‌وکارهای دیجیتال معمولاً بیش از سایر بخش‌های اقتصادی به پویایی وابسته‌اند. بسیاری از آنها براساس جریان روزانه کاربران، سفارش‌ها، بازدیدها و تعاملات فعالیت می‌کنند. وقفه طولانی در این چرخه می‌تواند ساختار درآمدی آنها را دچار اختلال کند. در چنین شرایطی، حتی اگر فعالیت دوباره آغاز شود، بازگشت به سطح قبلی درآمد و سودآوری نیازمند زمان خواهد بود. به بیان دیگر بازگشت اینترنت ممکن است آغاز روند ترمیم باشد، اما الزاماً پایان خسارت‌ها نیست.

نکته مهم دیگر، تاثیر این وضعیت بر چشم‌انداز سرمایه‌گذاری در اقتصاد دیجیتال است. سرمایه‌گذار پیش از هر چیز به دنبال ثبات و قابلیت پیش‌بینی است. هرچه ریسک‌های محیطی بیشتر باشد، هزینه سرمایه نیز افزایش پیدا می‌کند. زمانی که فعالان اقتصادی نسبت به پایداری زیرساخت‌های مورد نیاز خود اطمینان نداشته باشند، تصمیم‌گیری برای توسعه کسب‌وکار دشوارتر می‌شود. این مسئله تنها به شرکت‌های بزرگ محدود نیست و حتی یک فروشگاه کوچک اینترنتی یا یک تیم نوپای استارت‌آپی نیز برای برنامه‌ریزی آینده به حدی از ثبات نیاز دارد.

درعین‌حال نباید فراموش کرد که اقتصاد دیجیتال ایران طی سال‌های اخیر، به یکی از مهم‌ترین مسیرهای اشتغال‌زایی برای نسل جوان تبدیل شده است. هزاران نفر بدون نیاز به سرمایه‌های سنگین، فقط با تکیه بر دانش، مهارت و دسترسی به فضای آنلاین توانسته‌اند برای خود شغل ایجاد کنند. از برنامه‌نویسان و طراحان گرفته تا تولیدکنندگان محتوا، فروشندگان آنلاین، متخصصان تبلیغات دیجیتال و فعالان آموزش مجازی، همگی بخشی از زیست‌بوم اقتصادی جدیدی هستند که حیات آن به ارتباط پایدار وابسته است. از این منظر، هرگونه اختلال در این فضا به‌طور مستقیم با معیشت بخش قابل‌توجهی از نیروی کار کشور گره خورده است. بااین‌حال، تصویر موجود کاملاً تیره و ناامیدکننده هم نیست. بسیاری از فعالان این حوزه بر این باورند که اقتصاد دیجیتال به‌دلیل ماهیت انعطاف‌پذیر خود ظرفیت بالایی برای بازیابی دارد. در هفته‌های اخیر نشانه‌هایی از بازگشت تدریجی فعالیت‌ها مشاهده شده است. برخی کسب‌وکارها از افزایش دوباره سفارش‌ها خبر می‌دهند، برخی شرکت‌ها برنامه‌های تبلیغاتی خود را از سر گرفته‌اند و بخشی از بازار در حال بازیابی ارتباط با مشتریان است. اما هنوز برای قضاوت درباره میزان موفقیت این روند زود است.

پشوتن پورپزشک، مدیرعامل پادرو و نایب‌رئیس اتحادیه کسب‌وکارهای مجازی، نیز در این‌باره باور دارد که اتصال دوباره اینترنت پس از یک قطعی طولانی‌مدت و فرساینده ۸۸روزه، در نگاه اول و از منظر ناظران بیرونی ممکن است شبیه به باز کردن جریان آب در یک شبکه لوله‌کشی آسیب‌دیده به‌نظر برسد؛ با این فرض سنتی و مکانیکی که شیر آب را باز می‌کنیم و جریان با همان حجم و دبی قبلی برقرار می‌شود، پلت‌فرم‌ها لود می‌شوند و ترافیک روانه بازار می‌شود. اما کسانی که در لایه عملیاتی تجارت الکترونیک، لجستیک و اقتصاد دیجیتال ایران فعالیت می‌کنند، به‌خوبی می‌دانند که زیرساخت ارتباطی، ترافیک صرف یا پهنای باند نیست، بلکه جریان خون اعتماد، ثبات عادات کاربری و پیش‌بینی‌پذیری در رگ‌های بازار است. قطعی‌های پی‌درپی و ساختاری در یک سال اخیر، پیکره این شبکه را دچار ترک‌های عمیق کرده است، به‌طوری که دیگر آب به‌درستی در این ظرف شکسته جریان پیدا نمی‌کند. پورپزشک می‌گوید: اشتباه استراتژیک و مکرر سیاست‌گذار در این است که تصور می‌کند خسارت قطعی زیرساخت فرمولی خطی و قابل بازگشت دارد؛ یعنی اگر ۸۸ روز شبکه را قطع کنیم، ۸۸ روز زیان دیده‌ایم و با وصل شدن مجدد آن همه‌چیز از همان ثانیه‌ای که منجمد شده بود دوباره استارت می‌خورد. واقعیت میدان اما بسیار صریح‌تر، بی‌رحم‌تر و متاسفانه ماندگارتر است و برای درک این نسیان اجتماعی، باید لایه‌های پنهان این بحران را کالبدشکافی کرد.

این فعال اقتصادی می‌افزاید: تکان‌دهنده‌ترین داده‌ای که در روزهای پس از اتصال مجدد شبکه از سوی رسانه‌ها و دیتاماینرها فاش شد، نشان داد که ۶۸ درصد از کاربران فعال اینستاگرام بعد از وصل شدن اینترنت دیگر به این پلت‌فرم بازنگشته‌اند و تعداد فعالان روزانه آن به کانال ۴۲۷ هزار نفر سقوط کرده است. بخشی از این ریزش بی‌سابقه در هاب اصلی خرده‌فروشی آنلاین کشور حاصل ناپایداری زیرساخت و هزینه سرسام‌آور فیلترشکن‌های باکیفیت است که در آن هزینه دسترسی از ارزش افزوده پلت‌فرم پیشی گرفته است. یک آنلاین‌شاپ کوچک پوشاک را تصور کنید که پیش از قطعی روزانه، ۱۰۰ سفارش بر پایه ترافیک ارگانیک و تعامل زنده ثبت می‌کرد. وقتی دوسوم مخاطبان به‌دلیل خستگی روانی یا قفل‌شدگی روی عادات جدید دیگر حضور ندارند، ویترین این مغازه عملاً رو به یک خیابان متروکه باز می‌شود. اتصال مجدد شبکه برای این فروشنده، دقیقاً مثل این است که بگوییم مغازه‌ات فک پلمب شد و می‌توانی کرکره را بالا بدهی، درحالی‌که بقیه ساکنان آن محل دیگر وجود نداشته باشند.

این رکود در لایه عمیق‌تر با افت ۷۷درصدی لایک‌ها و سقوط ۷۳درصدی کامنت‌ها خودش را نشان می‌دهد. یعنی کاربری که وصل شده هم باز دچار انفعال حرکتی و ترومای رفتاری شده است. در اقتصاد دیجیتال، کامنت ابزاری فانتزی نیست، بلکه سوخت اصلی الگوریتم و تعیین‌کننده نرخ تبدیل به خرید است، زیرا اعتماد و دیالوگ درباره قیمت و کیفیت در همین بخش شکل می‌گیرد. وقتی ثبت کامنت سقوط می‌کند، هوش مصنوعی پلت‌فرم، سیگنال مرگ ترافیک دریافت کرده و پست‌ها را به افراد کمتری نشان می‌دهد. کاربر امروز به شبحی منفعل تبدیل شده که صرفاً اسکرول می‌کند. او یا سرعت کافی اینترنت برای نوشتن ندارد، یا انگیزه تعامل مالی را از دست داده و این یعنی فروش کسب‌وکارها از فونداسیون متلاشی شده است.

او تصریح می‌کند که همزمان، گزارش پلت‌فرم‌های شغلی نظیر ای-استخدام یک تصویر متناقض را ثبت کرده است. از یک‌سو شاهد جهش آگهی‌های استخدامی شرکت‌ها هستیم و از سوی دیگر با افت ۱۰درصدی ارسال رزومه و کاهش ۵۰درصدی کل فرصت‌های شغلی نسبت به سال گذشته مواجهیم. ممکن است در مواجهه نخست با این آمار جهش آگهی‌ها را نشانه بازگشت رونق ببینیم، اما واقعیت اینجاست که این حرکت، تشنج ناشی از خفگی و تقاضای معوق شرکت‌هایی است که درآمدهای جاری خود را در این ۸۸ روز از دست داده‌اند و حالا برای بقا نیازمند ترمیم فوری تیم‌های خود هستند. در نقطه مقابل، نیروی متخصص ارشد در وضعیت نااطمینانی عمیق دچار فلج تحلیلی می‌شود، ریسک جابه‌جایی را نمی‌پذیرد و ترجیح می‌دهد روی صندلی فعلی خود منجمد بماند تا ببیند چه تقدیر بیرونی برای زیرساخت رقم می‌خورد؛ فرآیندی که خروجی آن چیزی جز فرسایش تیم‌ها و موج جدید مهاجرت سرمایه‌های انسانی نیست. عملاً همین رکود که قطعی‌های پی‌درپی ایجاد کرده است، کاهش حجم کار، اجبار به تعدیل نیروی انسانی و در نهایت رکود اقتصادی در این بخش از اقتصاد ایران است.

چالش عدم پیش‌بینی‌پذیری

کارشناسان بر این باورند که بزرگ‌ترین پایدارکننده یک اقتصاد مولد مفهوم پیش‌بینی‌پذیری است. وقتی پایداری زیرساخت اصلی به یک متغیر تصادفی و تابع تصمیمات غیرقابل‌پیش‌بینی تبدیل می‌شود، افق برنامه‌ریزی مدیران از توسعه بلندمدت به بقای هفتگی تقلیل می‌یابد. به گفته پورپزشک، هزینه واقعی این بحران تنها ضرر عددی روزانه چند میلیون‌دلاری یا آسیب هزاران میلیاردتومانی به بدنه شرکت‌ها نیست، بلکه صرف ریسک بسیار بالایی است که به هرگونه تصمیم برای سرمایه‌گذاری در این بخش تحمیل می‌شود. وقتی یک صندوق سرمایه‌گذاری خطرپذیر می‌بیند که جریان درآمدی یک پلت‌فرم با یک کلید بیرونی، به مدت سه ماه کاملاً صفر می‌شود، نرخ تنزیل را بالا می‌برد و به این نتیجه عقلانی می‌رسد که خرید تتر، طلا یا خروج سرمایه، بازدهی مطمئن‌تری نسبت به توسعه فناوری دارد؛ اتفاقی که ریشه‌های جذب سرمایه را می‌خشکاند.

واقعیت این است که زخم‌های واردشده به بدنه اقتصاد دیجیتال ایران، ماهیتی انباشتی، ماندگار و ردپادار دارند. اتصال مجدد اینترنت، شرط لازم برای نفس کشیدن سلول‌های نیمه‌مرده این اقتصاد است، اما قطعاً شرط کافی برای احیا و رونق نیست. آمارها به‌روشنی ثابت می‌کنند که سیستم پس از هر شوک سنگین، به نقطه تعادل قبلی بازنمی‌گردد، بلکه در یک نقطه تعادل جدید، اما به‌مراتب پایین‌تر و متزلزل‌تر مستقر می‌شود. اقتصاد ایران هزینه سنگینی بابت فرسایش اعتماد عمومی، تغییر اجباری عادات کاربری و تخریب افق سرمایه‌گذاری پرداخت کرده است؛ تا زمانی که زیرساخت ارتباطی به‌عنوان یک حق قطعی، پایدار و ضرورت پیش‌بینی‌پذیری اقتصاد دیجیتال به‌ رسمیت شناخته نشود، تکانه‌های مثبت پس از قطع و وصل شدن‌های گاه‌وبی‌گاه، تنها چسب زخم زدن به زخم‌های عمیق این بخش مهم و آینده‌ساز اقتصاد خرد و کلان است، نه بازگشت به فضای امیدوار به رونق و خلق ثروت.

 

دراین پرونده بخوانید ...