شناسه خبر : 51851 لینک کوتاه
تاریخ انتشار:

شمعی در باد

چرا صنعت نشر رو به افول است؟

مینا علیزاده /نویسنده نشریه  

24صنعت نشر ایران اکنون در نقطه‌ای ایستاده که بسیاری از چالش‌های اقتصادی، اجتماعی و فناورانه کشور را می‌توان در آن مشاهده کرد. بازاری که زمانی یکی از مهم‌ترین عرصه‌های تولید و گردش سرمایه فرهنگی محسوب می‌شد، اکنون با کاهش تقاضا، افزایش هزینه‌ها و تغییر رفتار مخاطبان روبه‌رو است. فعالان این حوزه می‌گویند مسئله فقط گران‌شدن کتاب یا کاهش قدرت خرید نیست، بلکه مجموعه‌ای از تحولات همزمان از دگرگونی سبک زندگی و تغییر الگوهای مصرف محتوا گرفته تا نااطمینانی‌های اقتصادی و افت پویایی اجتماعی شرایطی را رقم زده که بر کل زنجیره نشر اثر گذاشته است. در چنین فضایی عملکرد نمایشگاه بین‌المللی کتاب تهران نیز به‌عنوان مهم‌ترین رویداد سالانه این صنعت، تصویری از واقعیت‌های امروز بازار کتاب ارائه می‌دهد. هرچند این رویداد همچنان یکی از اصلی‌ترین فرصت‌های فروش و ارتباط ناشران با مخاطبان به‌شمار می‌رود، اما تجربه امسال نشان داد که صنعت نشر بیش از گذشته تحت تاثیر عوامل بیرونی قرار گرفته است. بررسی دیدگاه فعالان این حوزه نشان می‌دهد رکود بازار کتاب را نمی‌توان به یک علت مشخص نسبت داد؛ بلکه نتیجه انباشت مجموعه‌ای از فشارها و تصمیماتی است که درنهایت بر میزان فروش، رفتار مخاطبان و چشم‌انداز آینده نشر تاثیر گذاشته‌اند.

تضعیف اکوسیستم نشر

در اقتصاد، برخی بازارها فقط محل مبادله کالا نیستند، بلکه به‌مثابه دماسنجی عمل می‌کنند که تغییرات عمیق‌تر جامعه را نشان می‌دهند. بازار مسکن از انتظارات تورمی خبر می‌دهد، بازار خودرو نشانه‌ای از قدرت خرید خانوارهاست و بازار کتاب بیش از هر چیز تصویری از وضعیت طبقه متوسط و سرمایه فرهنگی یک جامعه ارائه می‌کند. به همین دلیل بررسی وضعیت صنعت نشر در ایران امروز صرفاً مطالعه یک فعالیت فرهنگی نیست، بلکه تلاشی برای فهم بخشی از تحولات اقتصادی و اجتماعی کشور در سال‌های اخیر است. درحالی‌که طی یک دهه گذشته بخش قابل‌توجهی از تحلیل‌های اقتصادی بر متغیرهایی مانند نرخ ارز، تورم، رشد اقتصادی و سرمایه‌گذاری متمرکز بوده‌اند کمتر به این پرسش پرداخته شده که این تحولات چه اثری بر مصرف کالاهای فرهنگی گذاشته‌اند. کتاب یکی از نخستین کالاهایی است که در دوران فشار اقتصادی از سبد خانوار حذف می‌شود. نه به این دلیل که اهمیت خود را از دست داده است، بلکه به این دلیل که در سلسله‌مراتب نیازهای روزمره پس از مسکن، خوراک، آموزش، درمان و حمل‌ونقل قرار می‌گیرد. به همین دلیل افت فروش کتاب را می‌توان نشانه‌ای از تضعیف قدرت خرید طبقه متوسط و کاهش توان مصرف فرهنگی جامعه دانست.

مروری بر وضعیت صنعت نشر در سال‌های اخیر نشان می‌دهد که این بازار با مجموعه‌ای از بحران‌های همزمان مواجه شده است؛ بحران‌هایی که از یک‌سو به ساختار اقتصاد کلان کشور و از سوی دیگر به تحولات فناوری و تغییر الگوهای مصرف فرهنگی مربوط می‌شوند. در این میان نمایشگاه بین‌المللی کتاب تهران و نسخه مجازی آن، تصویری نسبتاً روشن از روندهای حاکم بر بازار ترسیم می‌کند. هرچند برگزاری نمایشگاه مجازی در سال‌های اخیر توانسته است بخشی از محدودیت‌های جغرافیایی را برطرف کند و مخاطبان شهرهای کوچک را به بازار کتاب متصل کند، اما آمارهای فروش و تجربه فعالان این حوزه از واقعیتی متفاوت حکایت دارد؛ بازاری که سال‌به‌سال کوچک‌تر شده و برای بسیاری از ناشران به عرصه‌ای دشوارتر از گذشته تبدیل شده است.

نشر در ایران امروز در میانه یک فشار چندلایه قرار گرفته است. نخستین لایه به افزایش هزینه‌های تولید مربوط می‌شود. کاغذ، مقوا، خدمات چاپ، صحافی، حمل‌ونقل و توزیع همگی تحت تاثیر تورم مزمن و شوک‌های ارزی سال‌های اخیر با افزایش شدید قیمت رو‌به‌رو شده‌اند. در اقتصادی که طی دهه گذشته بارها جهش‌های ارزی را تجربه کرده، هیچ بخشی از زنجیره تولید از آثار این تکانه‌ها مصون نمانده است. ناشران نیز از این قاعده مستثنی نیستند. افزایش هزینه‌های تولید باعث شده قیمت پشت جلد کتاب‌ها با سرعتی به‌مراتب بیشتر از رشد درآمد خانوارها افزایش پیدا کند؛ شکافی که درنهایت به کاهش تقاضا منجر شده است. اما مسئله فقط به هزینه‌های تولید محدود نمی‌شود. زنجیره نشر از مرحله تولید محتوا تا رسیدن کتاب به‌دست مخاطب با مشکلات ساختاری متعددی دست‌و‌پنجه نرم می‌کند. شبکه توزیع، کتاب‌فروشی‌ها و شرکت‌های پخش نیز زیر فشار کاهش تقاضا قرار گرفته‌اند. فعالان این حوزه از افزایش چک‌های برگشتی، کاهش نقدینگی و دشوارترشدن گردش مالی سخن می‌گویند؛ وضعیتی که پیش از این در چنین ابعادی در صنعت نشر دیده نشده بود.

در کنار این، عوامل اقتصادی و تحولات فناوری نیز قواعد بازی را تغییر داده است. گسترش شبکه‌های اجتماعی، رشد پلتفرم‌های محتوایی و ظهور ابزارهای مبتنی‌بر هوش مصنوعی هم فرصت‌های جدیدی برای تولید و توزیع محتوا ایجاد کرده‌اند و هم بخشی از زمان و توجه مخاطبان را از کتاب دور کرده‌اند. رقابت امروز ناشران فقط با دیگر ناشران نیست؛ کتاب باید برای جلب‌توجه مخاطب با حجم عظیمی از محتوای رایگان و فوری در فضای دیجیتال رقابت کند. این تغییر الگوی مصرف فرهنگی به‌ویژه در میان نسل‌های جدید یکی از مهم‌ترین چالش‌های پیش‌روی صنعت نشر در جهان و ایران به‌شمار می‌آید.

چراغی که همچنان روشن است

شاید مهم‌ترین عامل تعیین‌کننده وضعیت بازار کتاب را باید در وضعیت اقتصادی خانوارها جست‌وجو کرد. کاهش درآمد واقعی طبقه متوسط، افزایش هزینه‌های زندگی و استمرار تورم‌های بالا باعث شده بخش بزرگی از خانوارها ناچار به بازنگری در الگوی مصرف خود شوند. در چنین موقعیتی کتاب به کالایی تبدیل می‌شود که خرید آن به تعویق می‌افتد یا به‌کلی حذف می‌شود. این اتفاق نشانه‌ای از فرسایش تدریجی طبقه‌ای است که طی دهه‌های گذشته مهم‌ترین موتور محرک تولید و مصرف محصولات فرهنگی در ایران بوده است. از همین منظر وضعیت صنعت نشر را می‌توان فراتر از یک مسئله صنفی تحلیل کرد. آنچه امروز در بازار کتاب رخ می‌دهد بازتابی از روندهای بزرگ‌تری است که اقتصاد ایران طی دو دهه اخیر تجربه کرده است؛ روندی که با کاهش رشد اقتصادی، افزایش نااطمینانی، جهش‌های ارزی، تشدید تحریم‌ها و کاهش قدرت خرید خانوارها همراه بوده است. در ادبیات اقتصادی دوره طولانی رکود و افت شاخص‌های توسعه را گاه با عنوان دهه ازدست‌رفته توصیف می‌کنند؛ تعبیری که بسیاری از فعالان اقتصادی معتقدند می‌توان برای بخش مهمی از تجربه ایران در سال‌های اخیر نیز به کار برد.

با وجود این تصویر نگران‌کننده، صنعت نشر هنوز نشانه‌هایی از پویایی و مقاومت را در خود حفظ کرده است. تجربه ناشران نشان می‌دهد که در بسیاری از شهرهای کوچک و دور از مراکز اصلی فرهنگی کشور همچنان تقاضای جدی برای کتاب‌های تخصصی، فکری و تحلیلی وجود دارد. برخلاف تصور رایج، نسل جوان به‌طور کامل از کتاب فاصله نگرفته است و همچنان بخشی از مخاطبان وفادار بازار را تشکیل می‌دهد. همین مخاطبان هستند که اجازه داده‌اند چراغ بسیاری از انتشاراتی‌ها در سال‌های دشوار اخیر خاموش نشود. با این همه پرسش اصلی همچنان پابرجاست؛ آیا صنعت نشر می‌تواند از زیر بار فشارهای اقتصادی، محدودیت‌های ساختاری و تغییرات فناوری عبور کند؟ پاسخ به این پرسش فقط برای ناشران و کتاب‌فروشان اهمیت ندارد. سرنوشت بازار کتاب در واقع بخشی از سرنوشت طبقه متوسط ایران و چشم‌انداز اقتصاد فرهنگی کشور را روایت می‌کند؛ روایتی که امروز بیش از هر زمان دیگری نیازمند توجه و بازخوانی است.

حسین جاوید، مدیر انتشارات سده، که این گزارش در مشورت با او نوشته شده، بر این باور است که وضعیتی که امروز صنعت نشر با آن مواجه شده است، نتیجه یک عامل واحد نیست و نمی‌توان گفت که فقط مسائل اقتصادی، اجتماعی یا حتی جنگ موجب شکل‌گیری این شرایط شده‌اند، بلکه مجموعه‌ای از عوامل در کنار یکدیگر چنین وضعیتی را رقم زده‌اند. اکنون وضعیت روحی، روانی و اجتماعی جامعه به سمتی حرکت کرده است که حتی اگر مخاطب توان خرید کتاب را داشته باشد یا کتاب در دسترس او قرار گیرد، فرآیند مطالعه و خواندن کتاب دشوارتر از گذشته شده است. این دشواری هم ناشی از تحولات فناورانه است و هم به شرایط زیست امروز ما به‌عنوان انسان ایرانی بازمی‌گردد؛ شرایطی که با دشواری‌های متعددی همراه شده است.

جاوید می‌افزاید: در ماه‌های گذشته دانشگاه‌ها مدارس و بسیاری از مراکز علمی تعطیل یا نیمه‌تعطیل بودند. این مراکز همواره از موتورهای محرک بازار نشر محسوب می‌شدند. همچنین گردهمایی‌ها، رونمایی‌ها، جشن‌ها و رویدادهای فرهنگی که نقش مهمی در پویایی صنعت نشر داشتند یا متوقف شدند یا با محدودیت‌های جدی مواجه بودند. البته خوشبختانه طی دو تا سه هفته اخیر شرایط تا حدودی باثبات‌تر شده و مردم به‌تدریج در حال بازگشت به زندگی عادی خود هستند، اما واقعیت این است که طی حدود سه تا چهار ماه گذشته با وضعیتی بسیار بغرنج، نامطمئن و مبهم روبه‌رو بودیم. همه این عوامل در کنار مشکلات اقتصادی که از قبل نیز وجود داشت دست‌به‌دست هم دادند تا فروش نمایشگاه کتاب پویایی صنعت نشر و بسیاری از شاخص‌های این حوزه با افت محسوسی مواجه شود.

مدیر انتشارات سده می‌افزاید: عوامل متعددی نقش داشتند. نخست آنکه قیمت کتاب به‌شکل چشمگیری افزایش یافته است. ما که خود از فعالان صنعت نشر هستیم زمانی که وارد کتاب‌فروشی‌ها می‌شویم گاهی از قیمت کتاب‌ها تعجب می‌کنیم. البته بلافاصله به یاد می‌آوریم که همان روز قیمت کاغذ، هزینه چاپ، زینک و سایر هزینه‌های تولید را از بازار دریافت کرده‌ایم و می‌دانیم که در چنین موقعیتی قیمت درج‌شده روی کتاب حتی منطقی نیز به‌نظر می‌رسد. به بیان دیگر در وضعیتی قرار گرفته‌ایم که حتی فعالان صنعت نشر نیز کتاب را کالایی گران می‌بینند. بنابراین طبیعی است که مردم نیز چنین احساسی داشته باشند و از قیمت کتاب ناراضی باشند.

عدم‌اقبال به نمایشگاه کتاب

نمایشگاه بین‌المللی کتاب تهران نیز از پیامدهای رکود حاکم بر بازار نشر و فضای فرهنگی کشور بی‌نصیب نمانده است. به باور فعالان صنعت نشر، مجموعه‌ای از عوامل ازجمله محدودیت‌های اینترنتی، کاهش تحرک اجتماعی و فرهنگی تغییر در سازوکار حمایت‌های دولتی، تصمیمات اجرایی بحث‌برانگیز و افزایش هزینه‌های جانبی بر عملکرد این رویداد تاثیر مستقیم گذاشت. شرایطی که نه‌فقط میزان مراجعه و خرید مخاطبان را کاهش داد، بلکه بسیاری از ناشران را نیز با چالش‌های تازه‌ای در فروش حضوری و مجازی مواجه کرد و موجب شد نمایشگاه امسال که مجازی برگزار شد نتواند انتظارات فعالان این حوزه را برآورده کند.

جاوید از عواملی می‌گوید که درنهایت به عدم‌رونق نمایشگاه کتاب امسال منجر شده است. نخست آنکه نمایشگاه در حالی برگزار شد که اینترنت کشور با محدودیت‌های جدی روبه‌رو بود. ناشران همواره از طریق شبکه‌های اجتماعی مانند اینستاگرام، تلگرام و سایر پلتفرم‌ها برای معرفی آثار خود ایجاد موج رسانه‌ای و هدایت مخاطبان به سمت خرید حضوری یا مجازی استفاده می‌کردند. با محدود شدن اینترنت این امکان تا حد زیادی از بین رفت. از سوی دیگر پویایی اجتماعی و فرهنگی جامعه در پایین‌ترین سطح خود قرار داشت. جامعه کتاب‌خوان به‌دلیل پیوند عمیق‌تری که با فناوری و اینترنت دارد بیش از سایر گروه‌ها تحت تاثیر این شرایط قرار گرفت. نتیجه آن شکل‌گیری نوعی خمودگی، دلزدگی و ناامیدی بود که طبیعتاً بر فضای نمایشگاه نیز اثر گذاشت و موجب شد نمایشگاه از رونق سال‌های گذشته برخوردار نباشد.

در کنار این مسائل، برخی تصمیمات مدیریتی نیز به وضعیت دامن زد؛ ازجمله حذف بن‌های خرید کتاب. در سال‌های گذشته برای اهل قلم، دانشجویان، طلاب، استادان دانشگاه و حتی برخی گروه‌های عمومی جامعه بن‌های خرید یا تخفیف‌های مشخصی در نظر گرفته می‌شد که استفاده از آنها ساده و شفاف بود. اما امسال تخفیف‌ها به‌گونه‌ای طراحی شده بودند که مخاطب به‌سختی می‌توانست از آنها استفاده کند. حتی این تصور ایجاد می‌شد که برگزارکنندگان چندان تمایلی به استفاده گسترده مخاطبان از این تسهیلات ندارند. در نتیجه حمایت دولتی عملاً کاهش یافت.

به باور مدیر انتشارات سده، یکی دیگر از تصمیمات بحث‌برانگیز، برگزاری همزمان نمایشگاه کتاب‌های الکترونیک و کتاب‌های چاپی بود. مخاطب زمانی که مشاهده می‌کرد نسخه الکترونیکی یک کتاب ۶۰ هزار تومان قیمت دارد، اما نسخه چاپی همان کتاب یک میلیون و ۲۰۰ هزار تومان است، با شکاف قیمتی بسیار بزرگی مواجه می‌شد. این اختلاف قیمت، حتی اگر او را به خرید نسخه الکترونیکی ترغیب نمی‌کرد، دست‌کم موجب می‌شد از خرید نسخه چاپی منصرف شود. این وضعیت تصویر نامناسبی از بازار کتاب ایجاد کرد. از سوی دیگر اطلاع‌رسانی کافی نیز در این زمینه صورت نگرفت. حتی بسیاری از ناشران که اخبار حوزه نشر را به‌طور مستمر دنبال می‌کنند، در روزهای نخست نمایشگاه متوجه شدند که قرار است کتاب‌های الکترونیکی در کنار کتاب‌های چاپی عرضه شوند. همین مسئله باعث شد بسیاری از ناشران فرصت به‌روزرسانی قیمت‌ها یا بارگذاری آثار جدید خود را در پلتفرم‌های فروش نداشته باشند. در شبکه‌های اجتماعی نیز نمونه‌های متعددی از سردرگمی مخاطبان مشاهده می‌شد.

موضوع دیگر، برگزاری همزمان نمایشگاه‌ها و فروش‌های ویژه کتاب از سوی پلتفرم‌هایی مانند دیجی‌کالا، اسنپ، فروشگاه‌های خصوصی حوزه کتاب و مراکزی مانند باغ کتاب بود. بسیاری از این مجموعه‌ها نیز از عنوان نمایشگاه کتاب برای معرفی رویدادهای خود استفاده می‌کردند. این مسئله باعث سردرگمی بیشتر مخاطبان شد.

 جاوید در جمع‌بندی دلایل استقبال‌نشدن از نمایشگاه کتاب امسال می‌گوید: در مجموع کارشناسان معتقدند که تمامی عوامل یادشده به همراه افزایش شدید هزینه‌های پست و بسته‌بندی موجب افت محسوس فروش نمایشگاه شد. برای ارسال یک کتاب گاه بین ۷۰ تا ۱۲۰ هزار تومان هزینه پست پرداخت می‌کردیم و علاوه بر آن هزینه پاکت، بسته‌بندی، چاپ برچسب و سایر ملزومات نیز بین ۳۰ تا ۶۰ هزار تومان بود. در نتیجه در برخی موارد نزدیک به ۲۰۰ هزار تومان هزینه اضافی برای ارسال هر سفارش پرداخت می‌شد. این در حالی بود که فروشگاه‌های بزرگ یا پلتفرم‌های تجارت الکترونیک می‌توانستند چندین کالا را در یک بسته ارسال کنند و هزینه‌های لجستیک را به میزان قابل‌توجهی کاهش دهند.

درنهایت به‌نظر می‌رسد بازار کتاب امروز بیش از آنکه صرفاً با رکود فروش تعریف شود، در حال تجربه جابه‌جایی جایگاه فرهنگی خود است؛ از کالای طبقه متوسط به کالایی انتخابی و گزینشی. در این میان، اقتصاد، فناوری و تغییر سبک زندگی همزمان نقش‌آفرین‌اند و نشر را از یک صنعت فرهنگی پایدار به بازاری ناپایدار و واکنشی تبدیل کرده‌اند؛ بازاری که بیشتر تاب‌آور است تا پررونق.

دراین پرونده بخوانید ...

پربیننده ترین اخبار این شماره

پربیننده ترین اخبار تمام شماره ها