دیجیتال سنتی
چرا اقتصاد دیجیتال ایران گرفتار موانع اقتصاد سنتی شد؟
مینا علیزاده /نویسنده نشریه
اقتصاد دیجیتال قرار بود آینده اقتصاد ایران باشد. بخشی که بتواند بدون نیاز به منابع عظیم طبیعی، بدون وابستگی به کارخانههای بزرگ و بدون گرفتار شدن در محدودیتهای اقتصاد سنتی مسیر تازهای برای رشد ایجاد کند. وعده اقتصاد دیجیتال، وعده شکستن مرزها بود. کاهش هزینهها، افزایش رقابت، دسترسی آسانتر مصرفکنندگان به خدمات و ایجاد فرصت برای نسل جدیدی از کارآفرینان. از اساس نیز اقتصاد دیجیتال در بسیاری از کشورها با این تصور شکل گرفت که فناوری میتواند موانع سنتی رشد را کاهش دهد. یک کسبوکار اینترنتی برای آغاز فعالیت خود به کارخانه، زمین بزرگ یا شبکه توزیع گسترده نیاز ندارد. یک برنامهنویس میتواند محصولی تولید کند که میلیونها کاربر داشته باشد و یک پلتفرم دیجیتال میتواند در مدتی کوتاه، بازاری بزرگ ایجاد کند. همین ویژگیها باعث شد بسیاری تصور کنند اقتصاد دیجیتال میتواند راهی برای عبور از محدودیتهای ساختاری اقتصادهای سنتی باشد. در کشور ما نیز ظهور پلتفرمهای بزرگ، فروشگاههای اینترنتی، تاکسیهای آنلاین، خدمات پرداخت، شرکتهای فناوری مالی و دهها کسبوکار نوآور، این امید را ایجاد کرد که شاید اقتصاد دیجیتال بتواند بخشی از مشکلات تاریخی اقتصاد ایران را حل کند. اما امروز نشانههایی دیده میشود که این بخش نیز با همان چالشهایی روبهرو شده که سالها گریبان صنایع سنتی را گرفته بود.
زیر سایه قواعد قدیمی
ابتدا قرار بود فناوری قواعد بازی را تغییر دهد؛ قرار بود جوانی که تنها سرمایهاش یک لپتاپ، یک ایده و چند خط کد است بتواند بدون عبور از راهروهای پیچیده اداری و بدون نیاز به سرمایههای نجومی کسبوکاری بسازد که به هزاران یا حتی میلیونها نفر خدمات ارائه کند. اقتصاد دیجیتال برای بسیاری از ایرانیها فقط یک شاخه جدید اقتصادی نبود؛ نشانهای از امکان ساختن آیندهای متفاوت بود. آیندهای که در آن موقعیت جغرافیایی، سرمایه اولیه، روابط سنتی و دسترسی به منابع محدودکننده نباشد. در نخستین سالهای گسترش کسبوکارهای اینترنتی این امید چندان دور از دسترس بهنظر نمیرسید. فروشگاههای آنلاین شکل گرفتند، تاکسیهای اینترنتی وارد خیابانها شدند، پرداختهای الکترونیکی جای پول نقد را گرفتند و خدماتی که پیشتر نیازمند مراجعه حضوری و صرف ساعتها زمان بود، در چند لمس روی صفحه تلفن همراه خلاصه شد. گروهی از جوانان متخصص نیز توانستند شرکتهایی ایجاد کنند که نه صاحب معدن بودند و نه کارخانه، اما ارزش اقتصادی قابلتوجهی تولید میکردند.
این تصویر، اقتصاد دیجیتال را به یکی از معدود حوزههایی تبدیل کرد که میتوانست روایتی متفاوت از توسعه در ایران ارائه دهد. در اقتصادی که سالها به درآمدهای نفتی، صنایع بزرگ و ساختارهای دولتی وابسته بود شرکتهای فناوری نشان دادند که دانش و خلاقیت نیز میتواند به سرمایه تبدیل شود. اما این مسیر بهتدریج با موانعی روبهرو شد که پیشتر، صنایع قدیمی کشور را زمینگیر کرده بود. موانعی که نه از ماهیت فناوری، بلکه از ساختار اقتصاد و شیوه تصمیمگیری سرچشمه میگرفت. اکنون پس از گذشت بیش از یک دهه بسیاری از فعالان این حوزه با پرسشی اساسی مواجهاند؛ اینکه آیا فناوری توانسته قواعد اقتصاد ایران را تغییر دهد یا اقتصاد ایران فناوری را در قواعد قدیمی خود حل کرده است؟
یکی از نخستین نشانههای این تغییر، کاهش امکان ورود بازیگران جدید به بازار است. در سالهای ابتدایی، فضای دیجیتال عرصهای بازتر بهنظر میرسید. یک تیم کوچک میتوانست با محصولی خلاقانه وارد بازار شود و در مدتی کوتاه کاربران زیادی جذب کند. امروز اما، بسیاری از حوزهها در اختیار تعدادی معدود از پلتفرمهای بزرگ قرار گرفته است. قدرت مالی، حجم دادههای کاربران، شبکه گسترده خدمات و توان تبلیغاتی این مجموعهها، رقابت را برای کسبوکارهای کوچک دشوار کرده است. این وضعیت لزوماً بهمعنای تخلف شرکتهای بزرگ نیست. رشد پلتفرمها در ذات اقتصاد دیجیتال میتواند به تمرکز بازار بینجامد، زیرا هرچه تعداد کاربران یک خدمت بیشتر باشد ارزش آن نیز افزایش مییابد. مشکل از جایی آغاز میشود که سازوکارهای تنظیم رقابت، شفافیت و حمایت از ورود بازیگران تازه، همزمان با رشد بازار توسعه پیدا نمیکند. در چنین شرایطی، فضایی که قرار بود انحصارهای سنتی را از میان ببرد، ممکن است باعث ظهور شکل جدیدی از انحصار شود.
مانع دیگر، بیثباتی مقررات است. کسبوکار دیجیتال بیش از هر چیز به امکان برنامهریزی نیاز دارد. سرمایهگذار باید بداند قانونی که امروز مبنای فعالیت یک شرکت است، فردا ناگهان تغییر نمیکند. کارآفرین باید بتواند آینده بازار، هزینهها و شیوه ارائه خدمات خود را تا حدی پیشبینی کند. در ایران اما بسیاری از تصمیمها بدون گفتوگوی کافی با بخش خصوصی و بدون در نظر گرفتن پیامدهای بلندمدت گرفته میشوند. گاهی یک بخشنامه، یک محدودیت تازه یا تغییر در شیوه صدور مجوز میتواند الگوی کسبوکار یک شرکت را دگرگون کند. نتیجه این بیثباتی افزایش ریسک سرمایهگذاری است. سرمایهای که میتوانست صرف توسعه محصول، جذب نیرو یا ورود به بازارهای جدید شود، به سمت فعالیتهای کمریسکتر حرکت میکند. بخشی از شرکتها نیز بهجای تمرکز بر نوآوری ناچارند بخش قابلتوجهی از انرژی خود را صرف تطبیق با مقررات متغیر و حل اختلاف با نهادهای مختلف کنند.
از اختلال تا انحصار
زیرساخت ارتباطی نیز به یکی از نقاط آسیبپذیر اقتصاد دیجیتال تبدیل شده است. اینترنت برای شرکتهای فناوری چیزی شبیه جاده، برق و آب برای صنایع سنتی است. اختلال، کاهش کیفیت یا محدودیت در دسترسی، به شکل مستقیم بر فروش، ارتباط با مشتریان و ادامه فعالیت اثر میگذارد. کسبوکار اینترنتی نمیتواند در فضایی رشد کند که مهمترین زیرساخت آن همواره با عدم قطعیت همراه باشد. پیامد این وضعیت فقط کاهش درآمد شرکتهای بزرگ نیست. هزاران فروشنده خرد، تولیدکننده محتوا، برنامهنویس، طراح، مدرس و ارائهدهنده خدمات آنلاین، معیشت خود را بر پایه دسترسی پایدار به فضای مجازی شکل دادهاند. برای این گروه، هر اختلال بهمعنای از دست رفتن بخشی از بازار و کاهش درآمد روزانه است. بنابراین آسیب به زیرساخت دیجیتال بیش از آنکه یک موضوع فنی باشد، مسئلهای اقتصادی و اجتماعی است.
البته نمیتوان با وجود این مشکلات، اقتصاد دیجیتال را پروژهای شکستخورده دانست. این حوزه همچنان یکی از معدود بخشهایی است که ظرفیت رشد سریع، ایجاد اشتغال تخصصی، افزایش بهرهوری و حضور در بازارهای بینالمللی را دارد. مسئله اصلی این نیست که فناوری نتوانسته اقتصاد ایران را تغییر دهد؛ مسئله این است که از فناوری انتظار داشتهایم بدون اصلاح محیط اقتصادی، نهادی و حقوقی بهتنهایی بار تحول را بر دوش بکشد. اقتصاد دیجیتال نمیتواند در فضایی جدا از اقتصاد کشور رشد کند. تورم، نااطمینانی، انحصار، ضعف رقابت، تصمیمهای ناگهانی و دشواری سرمایهگذاری دیر یا زود به بخش فناوری نیز منتقل میشوند. پلتفرمها شاید ظاهر متفاوتی داشته باشند، اما اگر در همان ساختار معیوب فعالیت کنند ممکن است بهتدریج رفتار همان بنگاههای سنتی را در پیش بگیرند.
حسین سلاحورزی، فعال اقتصادی و رئیس پیشین اتاق ایران، نیز در این باره معتقد است که یکی از مهمترین وعدههای اقتصاد دیجیتال از همان ابتدا افزایش رقابت بود. فناوری قرار بود ورود بازیگران جدید را آسانتر کند و انحصارهای قدیمی را کاهش دهد. اما تجربه سالهای اخیر نشان میدهد که بازارهای دیجیتال نیز میتوانند به سمت تمرکز حرکت کنند. در بسیاری از بازارهای دیجیتال مزیت اصلی نصیب شرکتهایی میشود که زودتر رشد کردهاند و توانستهاند تعداد بیشتری کاربر، داده و سرمایه جذب کنند. این ویژگی که در اقتصاد دیجیتال به اثر شبکه معروف است، باعث میشود فاصله میان بازیگران بزرگ و کوچک بهسرعت افزایش پیدا کند. پلتفرمی که کاربران بیشتری دارد، خدمات بیشتری ارائه میدهد و داده بیشتری جمعآوری میکند، میتواند موقعیت خود را تثبیت کند. در نتیجه اقتصادی که قرار بود رقابتیتر باشد، ممکن است در برخی حوزهها به بازاری با چند بازیگر بزرگ تبدیل شود. این مسئله البته فقط مختص ایران نیست و در بسیاری از اقتصادهای پیشرفته نیز درباره قدرت شرکتهای بزرگ فناوری بحثهای گستردهای شکل گرفته است. اما در ایران محدود بودن اندازه بازار، دشواری جذب سرمایه و موانع ورود به بازارهای جهانی میتواند این روند را تشدید کند.
از سوی دیگر بسیاری از کارآفرینان دیجیتال در آغاز فعالیت خود تصور میکردند فناوری میتواند آنها را از مشکلات رایج بنگاههای سنتی دور نگه دارد. اما با گذشت زمان، بسیاری از همان موانع قدیمی دوباره ظاهر شدند. تغییرات ناگهانی مقررات، نبود چهارچوبهای پایدار، دشواری پیشبینی آینده، محدودیت دسترسی به منابع مالی و پیچیدگی تعامل با نهادهای مختلف مشکلاتی هستند که کسبوکارهای دیجیتال نیز با آنها مواجه شدهاند. به گفته سلاحورزی، در اقتصادهای توسعهیافته، یکی از مهمترین عوامل رشد شرکتهای فناوری دسترسی به سرمایه خطرپذیر، ارتباط با دانشگاهها، بازارهای جهانی و نیروی انسانی متخصص است. اما در ایران بسیاری از این حلقهها با محدودیت مواجهاند. سرمایهگذاری خطرپذیر هنوز عمق کافی پیدا نکرده است، ارتباط با بازارهای جهانی دشوار است و مهاجرت نیروی متخصص یکی از نگرانیهای اصلی فعالان این حوزه محسوب میشود. به این ترتیب شرکتهایی که قرار بود نماد اقتصاد آینده باشند، اغلب درگیر همان مسئلهای میشوند که بنگاههای سنتی دههها با آن دستوپنجه نرم کردهاند؛ اینکه چگونه در محیطی با عدم قطعیت بالا، برای آینده برنامهریزی کنند.
فناوری نو، قواعد کهنه
البته در این میان نباید از یاد برد که اقتصاد دیجیتال بیش از هر بخش دیگری به زیرساخت وابسته است. برای یک کارخانه، برق و مواد اولیه اهمیت حیاتی دارد. برای یک کسبوکار دیجیتال، اینترنت و دسترسی پایدار به شبکه جهانی همان نقش را ایفا میکند. در سالهای اخیر، محدودیتهای دسترسی به اینترنت، کاهش کیفیت ارتباطات، دشواری دسترسی به خدمات جهانی و محدودیت استفاده از برخی ابزارهای فناوری به یکی از مهمترین نگرانیهای فعالان اقتصاد دیجیتال تبدیل شده است. اقتصاد دیجیتال بدون ارتباط پایدار با جهان نمیتواند به ظرفیت کامل خود برسد. بسیاری از شرکتهای فناوری برای توسعه محصول، جذب مشتری، استفاده از خدمات ابری، همکاری بینالمللی و حضور در بازارهای جهانی به زیرساخت ارتباطی گسترده نیاز دارند. هرچه این ارتباط محدودتر شود، فرصت رشد نیز کاهش پیدا میکند. رئیس پیشین اتاق ایران در این باره میگوید: این مسئله باعث شده است بخشی از شرکتهای ایرانی بهجای تمرکز بر نوآوری و توسعه بازار، انرژی خود را صرف حل مسائل زیرساختی و تطبیق با محدودیتها کنند. اما یکی از پرسشهای اصلی درباره اقتصاد دیجیتال ایران این است که آیا مشکل اصلی کمبود فناوری است؟ آیا ایران به اندازه کافی برنامهنویس، متخصص یا ایده نوآورانه ندارد؟ پاسخ بسیاری از فعالان این حوزه منفی است. ایران طی سالهای گذشته نیروی انسانی توانمند در حوزه فناوری تربیت کرده و نمونههای موفقی از کسبوکارهای دیجیتال ایجاد شدهاند. مسئله اصلی بیشتر به محیطی بازمیگردد که این کسبوکارها در آن فعالیت میکنند. اقتصاد دیجیتال برای رشد نیازمند همان چیزهایی است که هر اقتصاد دیگری به آنها نیاز دارد؛ یعنی ثبات قوانین، رقابت، دسترسی به سرمایه، حقوق مالکیت، ارتباط با اقتصاد جهانی و امکان برنامهریزی بلندمدت. به همین دلیل، مسئله اقتصاد دیجیتال ایران را نمیتوان صرفاً یک مسئله فناوری دانست. فناوری تنها ابزار است. آنچه مسیر موفقیت یا شکست را تعیین میکند، کیفیت نهادها و قواعد بازی اقتصادی است.
با وجود همه مشکلات نمیتوان منکر دستاوردهای اقتصاد دیجیتال ایران شد. میلیونها نفر امروز از خدمات آنلاین استفاده میکنند، کسبوکارهای جدیدی شکل گرفتهاند و بسیاری از فعالیتهای اقتصادی بدون پلتفرمهای دیجیتال قابل تصور نیستند. سلاحورزی بر این باور است که اقتصاد دیجیتال هنوز یکی از معدود حوزههایی است که میتواند فرصتهای جدید رشد ایجاد کند. اما برای تحقق این ظرفیت باید از یک تصور ساده عبور کرد. اینکه فقط با ورود فناوری، مشکلات اقتصادی حل میشوند. تجربه سالهای گذشته نشان داده است که فناوری بهتنهایی نمیتواند جایگزین اصلاحات نهادی شود. اگر قواعد اقتصادی تغییر نکند حتی مدرنترین کسبوکارها نیز ممکن است در همان چهارچوبهای قدیمی گرفتار شوند.
موانع قدیمی؛ شمایلی جدید
اقتصاد دیجیتال زمانی جذاب بود که تصور میشد میتواند از بسیاری از محدودیتهای تاریخی اقتصاد ایران عبور کند. کسبوکارهای فناوری قرار بود بدون نیاز به سرمایههای سنگین، بدون وابستگی به منابع طبیعی و بدون گرفتار شدن در ساختارهای قدیمی، فرصتهایی تازه برای رشد ایجاد کنند. قرار بود یک ایده خوب، یک تیم کوچک و یک بازار بزرگ بتواند جایگزین مسیرهای سنتی کسبوکار شود. اما تجربه سالهای گذشته نشان داده است که فناوری بهتنهایی نمیتواند قواعد اقتصاد را تغییر دهد. اقتصاد دیجیتال نیز درنهایت درون همان محیط نهادی و اقتصادی فعالیت میکند که بنگاههای سنتی سالها با آن مواجه بودهاند. اگر اقتصاد با نااطمینانی، تغییرات مکرر مقررات، دشواری دسترسی به سرمایه، محدودیت ارتباط با جهان و ضعف رقابت مواجه باشد، شرکتهای فناوری نیز از این مشکلات مصون نخواهند بود. تفاوت فقط در شکل مسئله است. همان موانع قدیمی این بار در قالبی جدید ظاهر میشوند. شاید مهمترین تفاوت اقتصاد دیجیتال با اقتصاد سنتی سرعت رشد و مقیاسپذیری آن باشد. یک شرکت فناوری میتواند در مدتی کوتاه میلیونها کاربر جذب کند و به یکی از بازیگران مهم بازار تبدیل شود. اما همین ویژگی، چالشهای جدید نیز ایجاد میکند. بازارهای دیجیتال بهدلیل اهمیت داده و اثر شبکه، مستعد تمرکز هستند و شرکتهایی که زودتر رشد میکنند، میتوانند مزیت بزرگی نسبت به رقبا پیدا کنند. بنابراین اقتصادی که قرار بود رقابت را افزایش دهد ممکن است در شرایطی خاص به سمت شکلهای جدید تمرکز حرکت کند.
تجربه کشورهای موفق نشان میدهد که اقتصاد دیجیتال بیش از هر چیز به اعتماد، ثبات، سرمایهگذاری و ارتباط با بازارهای جهانی نیاز دارد. فناوری زمانی میتواند موتور رشد شود که در کنار آن نهادهای اقتصادی نیز توان همراهی داشته باشند. بدون این پیششرطها حتی پیشرفتهترین فناوریها نیز ممکن است در چهارچوب مشکلات قدیمی گرفتار شوند. آینده اقتصاد دیجیتال ایران به این بستگی دارد که آیا میتواند از الگوهای سنتی فاصله بگیرد یا نه. اگر قرار باشد همان موانع، همان محدودیتها و همان قواعد ناکارآمد گذشته ادامه پیدا کند، اقتصاد دیجیتال تنها شکل جدیدی از همان اقتصاد قدیمی خواهد بود. اما اگر قواعد بازی تغییر کند، همین بخش میتواند به یکی از معدود موتورهای رشد، بهرهوری و نوآوری در اقتصاد ایران تبدیل شود.