شناسه خبر : 52076 لینک کوتاه
تاریخ انتشار:

تراژدی هورالعظیم

چرا باید مستند فراموش‌شده را دید؟

جواد حیدریان/ نویسنده نشریه 

54تالاب هورالعظیم، زیست‌بوم ارزشمند و استراتژیک در جنوب غربی کشور، در طول دهه‌های اخیر در تنگنای خشکی و بی‌توجهی قرار دارد. امسال نیز وضعیت اگرچه اندکی بهتر از سال‌های قبل گزارش شده، اما گزارش‌های رسمی و گفته‌های مسئولان نشان می‌دهد وضعیت تالاب نه‌تنها مناسب نیست، بلکه آمارهای متناقض، وعده‌های تکراری و بی‌عملی در مواجهه با تهدیدات جدی، نگرانی‌ها را نسبت به هورالعظیم عمیق‌تر می‌کند. براساس اعلام اداره کل حفاظت محیط زیست خوزستان، حداقل حق‌آبه تعیین‌شده برای هور در شرایط خشکسالی، سالانه یک میلیارد و ۳۸۳ میلیون مترمکعب است. بااین‌حال، گزارش وزارت نیرو به این اداره کل حاکی از آن است که در شش ماه نخست سال آبی ۱۴۰5-۱۴۰4 (از مهر ۱۴۰۴ تا اسفند ۱۴۰۴)، کمتر از ۴۰۰ میلیون مترمکعب (یعنی کمتر از ۳۰ درصد) از این حق‌آبه عظیم به تالاب رسیده است. هرچند با افزایش بارش‌های بهاری در فروردین و اردیبهشت ۱۴۰۵، این رقم تا تیرماه به حدود ۶۰ درصد افزایش یافت، اما این میزان نیز به هیچ وجه برای حفظ حیات این اکوسیستم شکننده در گرمای تابستان ۱۴۰۵ کافی نیست، چرا که با شروع فصل گرما و افزایش تبخیر، باز هم شاهد عقب‌نشینی آب و تشدید بحران خواهیم بود. در همین حال، مدیرعامل سازمان آب و برق خوزستان در گفته‌هایی خوش‌بینانه در تیرماه ۱۴۰۵، از «برقراری جریان آب در ورودی‌های تالاب» و بازگشت شرایط به «وضعیت مطلوب» خبر می‌دهد.

با همه مسائل مرتبط با هورالعظیم نباید از نقش مخرب فعالیت‌های صنعتی، به‌ویژه اکتشاف و استخراج نفت در حریم این تالاب غافل شد که نه‌تنها با مصرف بی‌رویه آب، فشار بر منابع آبی را دوچندان می‌کند، بلکه خطر نشت آلودگی و تخریب فیزیکی بستر تالاب را نیز به همراه دارد. مدیرکل محیط زیست خوزستان در بازدید تیرماه ۱۴۰۵ از یک دستگاه حفاری نفتی در میدان سهراب، بر لزوم رعایت ضوابط زیست‌محیطی تاکید کرده است.

درنهایت باید تاکید کرد که بحران هورالعظیم فقط به مرزهای ایران محدود نمی‌شود و بخش وسیعی از این تالاب در خاک عراق قرار دارد که خشک شدن آن در سال‌های اخیر، به‌ویژه آتش‌سوزی گسترده در سال ۱۴۰۴، تاثیری مستقیم بر تشدید گردوغبار و آلودگی هوای خوزستان در بهار و تابستان ۱۴۰۵ داشته است. معاون محیط زیست انسانی خوزستان در خرداد ۱۴۰۵ به‌صراحت اعلام کرده که بیشترین منشأ گردوغبار استان، کانون‌های خارجی، به‌ویژه در عراق، کویت و عربستان هستند و با وجود انعقاد طرح‌های مشترک با عراق از جمله انتخاب منطقه میشداغ به‌عنوان پایلوت در سال ۱۴۰۴، هیچ اقدام عملی موثری از سوی همسایه غربی در سال ۱۴۰۵ انجام نشده و تبادل داده‌های پایش و پیش‌بینی نیز به شکل مناسبی صورت نمی‌گیرد. این در حالی است که مسئولان ایرانی فقط به گلایه از بی‌عملی طرف عراقی اکتفا کرده و راهکار جدی برای فشار دیپلماتیک یا اجرای اقدامات جایگزین در نوار مرزی ارائه نداده‌اند.

*

وضعیت تالاب در حالی در چند دهه اخیر مسئله کنشگران محیط ‌زیست بود و در کشاکش سوءمدیریت بین‌بخشی داخلی، خشکسالی، ضعف دیپلماسی آب و جاه‌طلبی آبی ترکیه، سوریه و عراق روزبه‌روز به احتضار می‌رفت که مهدی افشار‌نیک، روزنامه‌نگار و فیلمساز با مشارکت وزارت نفت در بررسی وضعیت تالاب، بحران آب، استخراج نفت و دیپلماسی آبی و... فیلم مستند «فراموش‌شده» را ساخت. فیلمی که در سه کشور ایران، عراق و ترکیه فیلمبرداری شد و البته حواشی متعددی نیز به همراه داشت. اما نتیجه فیلم مستند فراموش‌شده به بسیاری از ابهامات فنی و تخصصی و حواشی پیرامون تالاب بزرگ یا هورالعظیم پاسخ می‌دهد.

مهدی افشار‌نیک که با همراهی گروهی از کنشگران و متخصصان محیط ‌زیست از جمله محمد درویش و علی درویشان و... فیلم را به سرانجام رسانده، در واکنش به اینکه در حین ساخت با حاشیه‌هایی در شبکه‌های اجتماعی روبه‌رو شد و با این اتهام مواجه شد که فیلم در پی سفیدشویی وزارت و شرکت نفت در تاثیر منفی و مخربش در تالاب هورالعظیم است، می‌گوید: راستش فکر می‌کنم امروز دیگر نتیجه نهایی بهترین پاسخ به آن حاشیه‌هاست. زمان، داور منصف‌تری از هیاهوی روزمره است. آن زمان گفته می‌شد چون سرمایه‌گذار فیلم شرکت نفت است، قرار است فیلم به‌نوعی سفیدشویی عملکرد صنعت نفت باشد. اما امروز روشن شده که آن قضاوت‌ها چقدر شتاب‌زده و نادقیق بود. برای خود من این اتهام کمی عجیب بود. پیش از «فراموش‌شده»، من مستند «زیر صفر مرزی» را ساخته بودم و آنجا هم نشان داده بودم که در روایت، استقلال حرفه‌ای‌ام را حفظ می‌کنم و هیچ‌گاه نسبت به سرمایه‌گذار تعهد محتوایی نداشته‌ام. همیشه حرفی را زده‌ام که به آن باور داشته‌ام. گریزی از آن هم نیست. در آن منطقه وقتی می‌خواهید فیلم بسازید باید با شرکت نفت وارد یک نوع همکاری شوید. حالا این همکاری وقتی یک چهارچوب مشخصی دارد مانند آنچه من در دو مستندی که ساختم رعایت کردم و اعمال سلیقه کارفرما را در محتوا برنتافتم، یک وقتی هم هست که این چهارچوب رعایت نمی‌شود. برخی از دوستان که انتقاد کردند سابقه من را می‌دانستند، ولی باز این مسئله را پیش کشیدند. از طرفی هم بخشی از آن حواشی بیشتر ریشه در فضای سیاسی و رقابت‌های سیاسی درون نفتی داشت تا خود فیلم. متاسفانه از همان روزهای آغاز تولید، فضایی علیه فیلم شکل گرفت و عده‌ای هم آن روایت‌ها را تکرار کردند. البته واقعاً ما (من و آقای دوریش) هیچ دلخوری نداریم. اینها بخشی از هزینه پرداختن به موضوعات حساس است. درنهایت، چیزی که باقی می‌ماند خود اثر است، نه حاشیه‌های پیرامون آن. اگر امروز درباره «فراموش‌شده» صحبت می‌کنیم، به خاطر خود فیلم است، نه جنجال‌هایی که روزی پیرامونش صورت گرفت.

در فیلم فراموش‌شده، دوربین از مرز ایران عبور می‌کند و به عراق و ترکیه می‌رود. برخی از منتقدان معتقدند که لحن پرسشگری فیلم را در مواجهه با آن کشورها نسبت به بخش‌های مربوط به ایران در تخریب تالاب هورالعظیم ملایم‌تر می‌دانند. افشارنیک دلایل این تفاوت را اینچنین توضیح می‌دهد: اتفاقاً این نکته برای ما یکی از دلایل اصلی ساخت فیلم بود. هورالعظیم یک مسئله صرفاً ایرانی نیست که بخواهیم آن را از زاویه منافع یک کشور روایت کنیم. این تالاب یک اکوسیستم مشترک است و بحران آن مرز سیاسی نمی‌شناسد. ما در ساخت فیلم به‌دنبال این نبودیم که یک فیلمساز ایرانی باشیم که از بیرون به کشورهای دیگر نگاه می‌کند یا بخواهیم علیه یا به نفع یک کشور موضع بگیریم. مسئله ما خود هورالعظیم بود و زندگی مردمانی که در اطراف آن زندگی می‌کنند؛ مردمانی که ایرانی و عراقی‌بودنشان، تغییری در نسبت آنها با این طبیعت ایجاد نمی‌کند. اتفاقاً یکی از مشکلات ما این است که میان کشورهای منطقه هنوز گفت‌وگوی جدی و سازنده محیط ‌زیستی شکل نگرفته است. اگر قرار است هورالعظیم نجات پیدا کند، این موضوع نیازمند همکاری فراتر از مرزهاست. ما هیچ ماموریتی نداشتیم که از منافع یک وزارتخانه یا یک دستگاه خاص دفاع کنیم. ماموریت ما این بود که یک بحران چندکشوری را به تصویر بکشیم؛ بحرانی که هم محیط زیست را تهدید می‌کند، هم معیشت و زندگی مردم را. شاید به همین دلیل است که دوربین ما از ایران عبور می‌کند و به عراق و ترکیه می‌رود؛ چون مسئله‌ای که درباره آن حرف می‌زنیم، متعلق به یک جغرافیای سیاسی نیست، متعلق به یک زیست‌بوم است. خلاصه که ما به‌دنبال ایجاد زمینه تفاهم و گفت‌وگو بودیم. من روزی که از عراق برمی‌گشتیم، به خنده به دوستان گفتم بی‌خیال گفت‌وگو با آمریکا و غرب و آن سوی دنیا... ما با همین عراق برادر و هم‌سفره خودمان هم گفت‌وگوی سازنده نداریم.

آلودگی نفتی در هورالعظیم تاثیر مستقیم بر زندگی مردم و اکوسیستم تالاب گذاشته است. در فراموش‌شده تلاش شده است این آلودگی‌ها پنهان نمانند و فیلم تا اندازه‌ای تلاش می‌کند به این ابهامات پاسخ دهد.

کارگردان فیلم در توضیح به مخاطب ارجاع می‌دهد که بهتر است آنها میزان پاسخ فیلم به این دغدغه‌ها را توضیح دهند؛ اما خب وقتی درباره هورالعظیم صحبت می‌کنیم، نباید مسئله را به یک عامل تقلیل دهیم. این تالاب نتیجه مجموعه‌ای از فشارهاست؛ از تغییرات اقلیمی و کاهش منابع آب ‌گرفته تا نحوه مدیریت انسانی و فعالیت‌های صنعتی. دقیقاً یکی از اهداف فیلم همین بود. چون معمولاً در افکار عمومی این‌طور جا افتاده که مسئله هورالعظیم تک‌عاملی است. مثلاً حق‌آبه که باید سد کرخه آب را رها کند که نمی‌کند. یا کشاورزانی که نباید کشت دوم و سوم را انجام دهند و می‌دهند، یا مهم‌تر از همه توسعه نفتی در منطقه. نزد فعالان اجتماعی و محیط زیستی معمولاً در هر طیف یکی از این عوامل برجسته می‌شود. حرف ما این است که اگر می‌خواهیم برای هور فکری کنیم باید اول، همه عوامل را با هم ببینیم و از نگاه تک‌بخشی دست برداریم، هم اینکه توجه داشته باشیم بخش مهمی از مسئله فقدان رابطه و گفت‌وگو و تفاهم و همکاری با عراق است. هر چقدر ما این سمت ایران با هور خوب رفتار کنیم، توسعه نفتی را رعایت کنیم، حق‌آبه را بدهیم، کشاورزی را کنترل کنیم و... اگر عراق حق‌آبه را ندهد عملاً هیچ اتفاقی نیفتاده است. واقعاً هیچ اتفاقی. ورود به مسئله هورالعظیم و تلاش برای حل بحران ارتقای سطح حکمرانی کشور هم در محیط زیست، هم در سیاست آبی، هم در سیاست نفتی و هم در دیپلماسی است.

کارگردان فیلم با این توضیح که ما در فیلم «فراموش‌شده» تلاش کردیم نه حکم صادر کنیم و نه چیزی را پنهان کنیم، اضافه می‌کند: وظیفه مستند برای من این نیست که جای دادگاه بنشیند؛ وظیفه‌اش این است که پرسش‌های درست مطرح کند، واقعیت‌های میدانی را نشان دهد و مخاطب را با پیچیدگی یک مسئله مواجه کند.

بین سدسازی در ترکیه، مدیریت داخلی آب در ایران، آلودگی‌ها و محدودیت منابع آب ورودی از عراق، باید پرسید کدام یک بزرگ‌ترین تهدید برای خشکی هورالعظیم است؟ آیا می‌توان از نوعی همدستی عوامل مختلف در این بحران صحبت کرد؟ افشارنیک می‌گوید، هر پاسخی به این سوال بدهد ممکن است به برجسته‌سازی یک عامل و سفیدشویی از یک عامل دیگر متهم شود؛ به‌نظرم هورالعظیم قربانی یک عامل واحد نیست. خطر اصلی همین نگاه تک‌علتی است که گاهی برای مسائل پیچیده ارائه می‌شود. هورالعظیم یک اکوسیستم فرامرزی است و سرنوشت آن به رفتار همه کشورهای درگیر وابسته است. تغییرات اقلیمی فشار را بیشتر و بدتر کرده است. مدیریت منابع آب در داخل کشورها اثرگذار بوده، پروژه‌های توسعه‌ای و صنعتی به‌خصوص نفتی نقش پررنگی داشتند. بنابراین شاید بهتر باشد به‌جای واژه همدستی برای تخریب بین کشورها در مورد هورالعظیم، از یک زنجیره تصمیم‌ها و بی‌توجهی‌ها صحبت کنیم؛ تصمیم‌هایی که در طول زمان، یک اکوسیستم حساس را آسیب‌پذیر کرده‌اند.

با این همه برخی به من می‌گویند، «شما عامل نقش منفی توسعه نفتی را برجسته‌تر کرده‌اید تا آدم احساس کند خواسته‌اید فقط خیال مخالفان و منتقدان را راحت کنید که فیلم به‌دنبال سفیدشویی از شرکت نفت نیست». من در پاسخ معمولاً می‌گویم: نه، من سال 1397 هم یک مستند دیگر در این منطقه ساختم؛ «زیر صفرمرزی» الان در یوتیوب هست. می‌توانید مشاهده کنید. آنجا هم همین نگاه را دارم. حتی تلخ‌تر و تندتر. بله، نقش نفت پررنگ است. چون دامنه تاثیراتش بیشتر است. توسعه نفتی چه در عراق و چه در ایران غیر از مداخلات فاجعه‌بار در اکوسیستم منطقه یک مسئله مزمن را موجب شده است. آن‌ هم اینکه کلاً بی‌خیالی نسبت به سرنوشت محیط زیستی این منطقه را یک امر رایج و ساده‌ کرد. این بدترین کار بود. وقتی نفتی‌ها فرهنگ برخورد با هور را رایج کردند، سد کرخه هم آموخت که می‌تواند حق‌آبه محیط زیست را در اولویت چندم بگذارد و به امور دیگر برسد. نیشکر هم آموخت که می‌تواند آب سنگین آلوده را در مجاورت هور رها کند. کشاورزی هم آموخت که می‌تواند کشت دوم و سوم داشته باشد و همه‌شان هم آموختند وقتی مسئله داغ و بحرانی می‌شود هر کدام پشت آن علت دیگر که خودشان در آن دخیل نیستند پنهان شوند و افکار عمومی را در این زمینه گیج کنند که پس مشکل کجاست و کیست.

بحران هورالعظیم، هم عامل انسانی دارد و هم عامل اقلیمی. تغییر اقلیم و افزایش دما و دخالت‌های انسانی و صنعتی از هم منفک نیستند. این دو را نمی‌توان از هم جدا کرد. تغییر اقلیم یک فشار جهانی است، اما اینکه یک منطقه چگونه در برابر این فشار آسیب‌پذیر یا مقاوم شود، به تصمیم‌های انسانی مربوط است. ممکن است یک منطقه با تغییرات اقلیمی مواجه باشد، اما مدیریت درست بتواند شدت آسیب را کاهش دهد. در هورالعظیم، آنچه برای سازنده فیلم اهمیت داشته، نشان دادن همین رابطه میان طبیعت و تصمیم‌های انسانی است؛ «فیلم تلاش نمی‌کند یک مقصر نهایی معرفی کند. تلاش می‌کند نشان دهد وقتی مجموعه‌ای از تصمیم‌های اقتصادی، مدیریتی و زیست‌محیطی در کنار هم قرار می‌گیرند، نتیجه آن می‌تواند بحرانی باشد که سال‌ها بعد خود را نشان می‌دهد.»

مهدی افشارنیک، کارگردان فیلم «فراموش‌شده»، توضیح می‌دهد که چرا برای طرح مسئله بحران هورالعظیم سراغ سینما و مستند رفته است و به‌جای فیلم یک گزارش یا مقاله علمی ننوشته است؛ «آمارها و داده‌ها ضروری‌اند، اما همیشه نمی‌توانند تجربه زیسته انسان‌ها را منتقل کنند. وقتی درباره هورالعظیم حرف می‌زنیم، فقط درباره سطح آب یا میزان آلودگی صحبت نمی‌کنیم. درباره زندگی مردمی صحبت می‌کنیم که رابطه تاریخی و فرهنگی با این سرزمین دارند. سینمای مستند امکان مشاهده و همدلی ایجاد می‌کند. دوربین می‌تواند فاصله میان یک عدد در گزارش و یک انسان که پیامد آن عدد را زندگی می‌کند، از بین ببرد. برای من، ساخت فیلم راهی بود برای اینکه یک بحران زیست‌محیطی از سطح یک خبر عبور کند و به مسئله‌ای انسانی تبدیل شود.» 

دراین پرونده بخوانید ...

دیدگاه تان را بنویسید