دروازهبان اقتصاددان
مت فریز چگونه درون دروازه میایستد؟
یکی از متفاوتترین بازیکنان جام جهانی 2026 مت فریز بود. او درحالیکه دروازهبان اصلی تیم ملی آمریکا و باشگاه نیویورکسیتی است، مدرک اقتصادش را از دانشگاه هاروارد گرفته است. فریز به تحلیل دادههای فوتبالی علاقهمند است و حتی در دوران دانشجویی پروژههایی درباره ارزشگذاری باشگاههای MLS و تحلیل آماری ضربههای پنالتی انجام داده بود. او معتقد است، نگاه تحلیلی و اقتصادی به تصمیمگیری، در عملکردش در داخل زمین نیز نقش مهمی دارد.
اگر چند دهه پیش از هواداران فوتبال میپرسیدید یک دروازهبان خوب باید چه ویژگیهایی داشته باشد، احتمالاً بیشتر از واکنش سریع، قدرت بدنی، تمرکز و شجاعت میگفتند. امروز اما علاوهبر همه این موارد، یک ویژگی دیگر هم اهمیت پیدا کرده است؛ «توانایی تحلیل». دروازهبان دیگر فقط مقابل توپ نمیایستد. او پیش از شروع مسابقه با انبوهی از دادهها روبهروست؛ از الگوی ضربههای پنالتی مهاجمان و نحوه ارسال سانترها گرفته تا رفتار بازیکنان حریف در موقعیتهای مختلف. بخشی از تصمیمی که در چنددهم ثانیه داخل زمین گرفته میشود، ساعتها قبل در اتاقهای تحلیل باشگاه شکل گرفته است.
مت فریز یکی از چهرههای همین نسل تازه است. او فقط به این دلیل مورد توجه قرار نگرفته که دروازهبان تیم ملی آمریکا و باشگاه نیویورکسیتی است. او مسیر متفاوتی را هم طی کرده؛ مسیری که از کلاسهای اقتصاد هاروارد گذشته و به زمین فوتبال رسیده است. زمانی که بسیاری از همنسلانش تمام وقت خود را صرف تمرین میکردند، او اقتصاد میخواند و روی پروژههایی کار میکرد که موضوعشان ارزشگذاری باشگاههای لیگ فوتبال آمریکا و تحلیل آماری ضربههای پنالتی بود.
فوتبال هم در همین سالها تغییر کرده است. باشگاهها برای خرید بازیکن، انتخاب ترکیب، طراحی تمرین و حتی تصمیمهای تاکتیکی، بیش از گذشته به داده و مدلهای آماری تکیه میکنند. در چنین فضایی، ذهنی که با اقتصاد و تحلیل داده آشنا باشد، بخشی از ابزاری است که میتواند به تصمیمگیری داخل زمین کمک کند.
فوتبال در کنار کتاب
علاقه مت فریز به اقتصاد و تحلیل، از سالهای دانشگاه شروع نشد. او در خانوادهای بزرگ شد که درس خواندن و پژوهش، بخشی از زندگی روزمره آن بود. پدرش، اندرو فریز، پزشک و پژوهشگر حوزه ژندرمانی بود و مادرش در مدیریت سلامت تحصیل کرده بود. برادرانش هم مسیرهای دانشگاهی را دنبال کردند و یکی از آنها عضو تیم پارویی سنگینوزن هاروارد شد. در چنین خانوادهای، فوتبال هیچوقت در نقطه مقابل تحصیل قرار نگرفت.
همین نگاه باعث شد زمانی که در سالهای نوجوانی پیشنهاد حضور در آکادمی منچستریونایتد مطرح شد، فریز تصمیمی متفاوت بگیرد. او بهجای رفتن به انگلیس، هاروارد را انتخاب کرد؛ تصمیمی که برای یک فوتبالیست جوان چندان معمول نبود. حتی پدرش هم نگران بود. فوتبال حرفهای، برخلاف مسیری که او در پزشکی و پژوهش میشناخت، آیندهای قابل پیشبینی نداشت و هیچ تضمینی برای موفقیت در آن نبود.
بااینحال، فریز قصد نداشت میان دانشگاه و فوتبال یکی را انتخاب کند. او میخواست هر دو را پیش ببرد. اقتصاد خواند، در کنار آن درسهایی از علوم کامپیوتر گذراند و تلاش کرد آنچه در کلاس یاد میگیرد، به زمین فوتبال بیاورد. یکی از پروژههایش طراحی مدلی برای برآورد گلهای مورد انتظار بود؛ مفهومی که امروز به یکی از ابزارهای رایج تحلیل فوتبال تبدیل شده است. پژوهش دیگری هم درباره ضربههای پنالتی انجام داد؛ موقعیتی که به اعتقاد او، بیش از هر بخش دیگری از فوتبال با تصمیمگیری در شرایط عدم قطعیت شباهت دارد.
اما مسیر او همیشه هموار نبود. فریز پس از سه ترم، برای پیوستن به فیلادلفیا یونیون هاروارد را ترک کرد، اما خیلی زود فهمید رسیدن به فوتبال حرفهای، پایان رقابت نیست. مدتی نیمکتنشین بود و همان دوره، به گفته خودش، یکی از مهمترین لحظههای زندگیاش را تجربه کرد؛ روزی که مقابل آینه ایستاد و از خودش پرسید میخواهد چه کسی باشد. بعد از همان دوره بود که دوباره به هاروارد برگشت، درسش را ادامه داد و سرانجام در سال ۲۰۲۲ مدرک اقتصادش را گرفت؛ یک سال پس از آنکه پدرش را از دست داده بود. اندرو فریز هیچوقت ندید پسرش در جام جهانی از دروازه آمریکا محافظت میکند، اما شاید همان نگاهی که در خانه به او آموخته شده بود، مهمترین سرمایهای بود که تا آن روز همراهش ماند؛ اینکه تصمیمهای بزرگ، فقط با استعداد گرفته نمیشوند و به صبر، نظم و یادگیری هم نیاز دارند.
وقتی مت فریز در سال ۲۰۱۶ وارد دانشگاه هاروارد شد، کمتر کسی تصور میکرد چند سال بعد نام او در جام جهانی بر سر زبانها بیفتد. او در هاروارد اقتصاد خواند؛ انتخابی که برای یک فوتبالیست حرفهای چندان معمول نیست. تمرینهای فشرده فوتبال، مسابقات دانشگاهی و درسهای سنگین اقتصاد، برنامه روزانه او را شکل میدادند. بااینحال، فوتبال هیچوقت از دانشگاه جدا نبود. فریز بخشی از پروژههای درسی خود را به موضوعاتی اختصاص داد که به زمین بازی نزدیک بودند؛ از ارزشگذاری باشگاههای لیگ فوتبال آمریکا (MLS) گرفته تا بررسی الگوهای آماری ضربههای پنالتی.
این علاقه بعدها هم همراه او ماند. در مصاحبههای مختلف گفته است که مطالعه اقتصاد، نگاهش را به تصمیمگیری تغییر داده است. از نظر او، بسیاری از موقعیتهای داخل زمین را میتوان مانند یک مسئله تحلیلی دید؛ موقعیتهایی که هر انتخاب، احتمال موفقیت و هزینه متفاوتی دارد. همین نگاه موجب شد داده و آمار برای او صرفاً گزارشهایی نباشند که تحلیلگران پیش از مسابقه آماده میکنند، بلکه بخشی از فرآیند تصمیمگیریاش درون دروازه باشند.
این مسیر البته فقط به مت فریز محدود نمیشود. فوتبال در سالهای اخیر به یکی از دادهمحورترین صنایع جهان تبدیل شده است. باشگاهها دیگر فقط برای استعدادیابی یا نقلوانتقالات از تحلیل داده استفاده نمیکنند. امروز عملکرد بازیکنان در طول تمرین، کیفیت خواب، میزان خستگی، احتمال مصدومیت، محل شوتها، نوع پاسها و حتی واکنش دروازهبانها در موقعیتهای مختلف، بهصورت لحظهای ثبت و تحلیل میشود. تصمیمهایی که زمانی به تجربه مربیان وابسته بود، حالا پشتوانهای از میلیونها داده ثبتشده دارد.
اقتصاد در زمین فوتبال
دروازهبان، بیش از هر پست دیگری، با تصمیمگیریهای لحظهای مواجه است. یک قدم جلوتر یا عقبتر، یک خروج زودهنگام یا دیرهنگام، یک انتخاب میان دفع یا مهار توپ؛ همه اینها در کسری از ثانیه رخ میدهد. فریز معتقد است که ذهنیت اقتصادی، به او کمک میکند این تصمیمها را بهینه کند. در اقتصاد، تصمیمگیری در عدم قطعیت، یکی از مباحث کلیدی است. مدلهایی مانند «حداکثرسازی مطلوبیت»، «انتخاب عقلانی» یا «تحلیل هزینه-فایده» در ظاهر مفاهیم نظری هستند، اما در عمل، دروازهبان را در لحظههای حساس همراهی میکنند. فریز بارها گفته که هنگام مواجهه با مهاجم، ذهنش ناخودآگاه درگیر ارزیابی احتمالات میشود: احتمال شوت به کدام زاویه، احتمال پاس، احتمال دریبل و احتمال اینکه خروج از دروازه، ریسک بیشتری نسبت به ماندن داشته باشد.
این نگاه، فوتبال را برای او به یک مسئله اقتصادی تبدیل میکند که باید در آن، با کمترین اطلاعات، بهترین تصمیم را گرفت. درواقع، فریز درون دروازه همان کاری را میکند که اقتصاددانها پشت میزهای تحلیل انجام میدهند: «مدیریت ریسک».
یکی از حوزههایی که فریز در دوران دانشجویی روی آن کار کرده، تحلیل آماری ضربههای پنالتی بوده است. پنالتی، شاید نزدیکترین نقطه تماس اقتصاد و فوتبال باشد؛ جایی که رفتار انسان، فشار روانی، انتخابهای لحظهای و احتمالات، در یک صحنه کوتاه جمع میشوند. فریز در پروژه دانشگاهیاش، دادههای صدها پنالتی MLS را بررسی کرده بود؛ جهت شوت، سرعت ضربه، رفتار دروازهبان، الگوهای تکرارشونده مهاجمان، تاثیر فشار مسابقه بر تصمیمگیری. او به این نتیجه رسیده بود که بسیاری از مهاجمان، در شرایط فشار بالا، به سمت «انتخابهای محافظهکارانه» میروند؛ یعنی ضربههایی با ریسک کمتر، حتی اگر احتمال گلشدنشان کمتر باشد. این همان چیزی است که اقتصاد رفتاری درباره «گریز از ریسک» توضیح میدهد.
یک ضربه پنالتی برای بسیاری از هواداران، لحظهای است که در چند ثانیه تمام میشود؛ مهاجم پشت توپ قرار میگیرد، دروازهبان انتخاب میکند و توپ به یکی از دو سرنوشت ممکن میرسد. اما برای فریز، این لحظه مجموعهای از تصمیمها و احتمالهاست. اینکه مهاجم در موقعیتهای مشابه چه کرده، در شرایط فشار چه انتخابی داشته و دروازهبان چگونه میتواند از این اطلاعات برای تصمیم بهتر استفاده کند. همین موضوع او را از بسیاری از بازیکنان جدا میکند. فریز تلاش نمیکند فقط با واکنش سریع و تجربه دروازهبانی موفق شود؛ او بهدنبال پیداکردن الگوهایی است که بتوانند به تصمیمهای لحظهای کمک کنند.
در فوتبال حرفهای امروز، این نوع نگاه چندان دور از فضای کلی این ورزش نیست. باشگاهها سالهاست از داده و تحلیل برای شناخت بهتر بازیکنان استفاده میکنند، اما مت فریز نمونهای جالب از بازیکنی است که این نگاه را از پشت میز تحلیل به داخل زمین آورده است؛ بازیکنی که میان کلاس اقتصاد هاروارد و محوطه جریمه یک ارتباط شخصی پیدا کرده است.
برای یک دروازهبان، تفاوت میان یک مهار معمولی و یک واکنش تعیینکننده، گاهی در فاصله چند سانتیمتری یا چندصدم ثانیه خلاصه میشود. اما پشت این تصمیمهای سریع، مجموعهای از تجربهها و اطلاعات قرار دارد که بازیکن در طول سالها جمع میکند. فریز بهواسطه علاقهاش به اقتصاد، به این بخش پنهان فوتبال توجه بیشتری نشان داد. او بهجای اینکه فقط نتیجه یک صحنه را ببیند، بهدنبال دلیل پشت آن بود. چرا یک دروازهبان در یک موقعیت موفق میشود و در موقعیتی مشابه شکست میخورد؟ آیا میتوان تصمیمهای درست را قبل از وقوع پیشبینی کرد؟
همین پرسشها موجب شد ضربههای پنالتی برای او به موضوعی جذاب تبدیل شود. پنالتی یکی از معدود لحظات فوتبال است که در آن، بازیکن و دروازهبان تقریباً بدون واسطه مقابل هم قرار میگیرند. مهاجم باید تصمیم بگیرد کجا ضربه بزند و دروازهبان باید حدس بزند چه تصمیمی گرفته خواهد شد.
فریز در مطالعات خود درباره پنالتیها به چیزی فراتر از مهارت فنی توجه میکرد. پنالتیزن فقط یک ضربهزن نیست؛ مجموعهای از رفتارهای قابل بررسی دارد. ممکن است بازیکنی در مسابقات حساس انتخابهای متفاوتی داشته باشد، ممکن است در فشار بیشتر به یک سمت خاص تمایل پیدا کند یا در طول زمان الگوهای مشخصی در ضربههایش شکل بگیرد.
این همان نقطهای بود که اقتصاد برای فریز از یک رشته دانشگاهی به یک ابزار فوتبالی تبدیل شد. اقتصاد به او یاد داده بود که تصمیمها در خلأ اتفاق نمیافتند؛ هر انتخاب نتیجه شرایط، اطلاعات موجود و احتمالهای مختلف است.
علاوهبر این، فریز در دوران هاروارد، پروژهای درباره ارزشگذاری باشگاههای MLS انجام داده بود. او بررسی کرده بود که چگونه عوامل مختلف، از درآمدهای روز مسابقه تا قراردادهای پخش تلویزیونی، از ارزش برند تا عملکرد ورزشی، در تعیین ارزش یک باشگاه نقش دارند. این پروژه، نگاه او را به فوتبال تغییر داد. فریز بعدها گفت که فهمیدن سازوکار اقتصادی باشگاهها، باعث شد بفهمد هر تصمیم در زمین، چگونه میتواند درنهایت بر ارزش باشگاه اثر بگذارد. یک مهار حساس، یک اشتباه، یک خروج اشتباه، یا یک بازی درخشان، فقط یک اتفاق ورزشی نیست؛ یک داده اقتصادی است که در مدلهای ارزشگذاری باشگاهها وارد میشود.
این نگاه، فریز را به بازیکنی تبدیل کرده که فوتبال را علاوهبر زاویه فنی، از زاویه اقتصادی نیز میبیند. او میداند که عملکردش، بخشی از دارایی باشگاه است؛ دارایی که باید حفظ و تقویت شود.
از اقتصاد باشگاه تا درون دروازه
نگاه مت فریز به فوتبال، فقط به اتفاقهایی که داخل زمین میافتاد محدود نمیشد. زمانی که در هاروارد اقتصاد میخواند، یکی از پروژههایش به ارزشگذاری باشگاههای لیگ MLS اختصاص داشت. او در این پروژه بررسی کرده بود که چه عواملی موجب میشوند ارزش یک باشگاه افزایش پیدا کند؛ از درآمدهای روز مسابقه و قراردادهای پخش تلویزیونی گرفته تا ارزش برند، عملکرد ورزشی و قرارداد بازیکنان. برای او، فوتبال فقط مسابقهای نبود که هر هفته برگزار میشد. پشت هر بازی، مجموعهای از تصمیمهای اقتصادی قرار داشت که آینده یک باشگاه را هم تحت تاثیر قرار میداد.
این موضوع برای فریز، فقط یک پروژه دانشگاهی باقی نماند. بعدها در چند گفتوگو توضیح داد که مطالعه اقتصاد باعث شده فوتبال را از زاویه دیگری ببیند. اگر پیش از آن، یک مهار یا یک اشتباه فقط بخشی از جریان مسابقه بود، حالا هر اتفاق در داخل زمین، میتوانست بخشی از تصویری باشد که از یک بازیکن، یک تیم یا حتی یک باشگاه ساخته میشود. شاید به همین دلیل، علاقه او به اقتصاد با مسیری که فوتبال حرفهای آمریکا طی کرده، چندان بیارتباط نیست. لیگ MLS از همان سالهای نخست با قواعد اقتصادی متفاوتی شکل گرفت؛ سقف دستمزد، ساختار متمرکز قراردادها، قراردادهای مشترک پخش و مدلی که تلاش میکرد میان رقابت ورزشی و پایداری مالی تعادل ایجاد کند. در چنین فضایی، اقتصاد فقط موضوع مدیران باشگاهها نبود. بازیکنان هم بخشی از همین ساختار بودند و عملکرد آنها میتوانست بر ارزش اقتصادی باشگاه اثر بگذارد.
وقتی فریز وارد فوتبال حرفهای شد، این دو مسیر برایش از هم جدا نبودند. همان مفاهیمی که در کلاسهای اقتصاد درباره آنها مطالعه کرده بود، حالا در محیطی دیگر پیشرویش قرار داشتند. باشگاهها با کمک دادهها درباره جذب بازیکن تصمیم میگرفتند، عملکرد تیم را تحلیل میکردند و برای کاهش ریسک مصدومیت یا افزایش بازده بازیکنان از مدلهای آماری استفاده میکردند. فریز هم این دادهها را فقط گزارشهایی برای کادر فنی نمیدید؛ آنها بخشی از اطلاعاتی بودند که میتوانستند به تصمیمهایش درون دروازه کمک کنند.
جام جهانی ۲۰۲۶، جایی بود که این مسیر بیش از هر زمان دیگری دیده شد. تماشاگران واکنشهای او را میدیدند، اما آن واکنشها فقط نتیجه چنددهم ثانیه نبودند. پشت هر خروج، هر مهار و هر تصمیم، ساعتها بررسی حریف، شناخت الگوهای بازی و اطلاعاتی قرار داشت که پیش از شروع مسابقه جمعآوری شده بودند.
فریز هنوز همان کاری را انجام میدهد که هر دروازهبانی باید انجام دهد؛ جلوگیری از گلخوردن. تفاوت در این است که او سالها پیش، پیش از آنکه در جام جهانی روبهروی بهترین مهاجمان دنیا قرار بگیرد، تلاش کرده بود بفهمد تصمیمها چگونه گرفته میشوند؛ چه پشت میز تحلیل، چه در کلاسهای اقتصاد و چه در محوطه جریمه. شاید همین مسیر، دلیل اصلی تفاوت او با بسیاری از دروازهبانهای همنسلش باشد؛ تفاوتی که بیشتر از آنکه در شیوه شیرجهزدن دیده شود، در نوع نگاهش به بازی پیداست.
دیدگاه تان را بنویسید