شناسه خبر : 51852 لینک کوتاه
تاریخ انتشار:

در تنگنای بقا

بهرنگ کیائیان از چالش‌های صنعت نشر می‌گوید

در تنگنای بقا

بازار کتاب و صنعت نشر در ایران سال‌هاست با مجموعه‌ای از مشکلات ساختاری و اقتصادی روبه‌روست، اما به‌نظر می‌رسد در سال‌های اخیر شدت این چالش‌ها بیش از گذشته خود را نشان داده است. افزایش چشمگیر هزینه‌های تولید، از کاغذ و چاپ گرفته تا صحافی و سایر خدمات مرتبط، فشار مضاعفی بر ناشران وارد کرده و درعین‌حال کاهش قدرت خرید مخاطبان نیز معادلات این بازار را تغییر داده است. در چنین شرایطی ناشران ناچار شده‌اند خود را با واقعیت‌های جدید وفق دهند؛ واقعیت‌هایی که از یک‌سو به تغییر الگوی قیمت‌گذاری کتاب و کاهش تیراژها منجر شده و از سوی دیگر بر تصمیم کتاب‌فروشان و انتخاب مخاطبان نیز اثر گذاشته است. فعالان حوزه نشر بر این باورند که مسئله کتاب صرفاً به اقتصاد محدود نمی‌شود و مشکلاتی مانند موانع اداری همچنان از دغدغه‌های جدی این حوزه به‌شمار می‌روند. در کنار این مسائل، ظهور فناوری‌های نوین و گسترش هوش مصنوعی نیز پرسش‌های تازه‌ای را پیش‌روی صنعت نشر قرار داده است. بهرنگ کیائیان، مدیر انتشارات چشمه، با اشاره به فشارهای فزاینده اقتصادی بر صنعت نشر و مجموعه چالش‌های ساختاری این حوزه، بر این باور است که تداوم بی‌ثباتی اقتصادی، افزایش هزینه‌های تولید، ضعف حمایت‌های حقوقی و محدودیت‌های موجود در فضای نشر می‌تواند آینده صنعت کتاب را با چالش‌های جدی‌تری مواجه کند و بر تنوع تولیدات فرهنگی، فعالیت ناشران و دسترسی مخاطبان به کتاب تاثیر بگذارد.

    ♦♦♦

به‌نظر می‌رسد صنعت نشر امروز همزمان با مشکلات مزمن و دیرینه‌ای مانند ممیزی و نبود کپی‌رایت و همچنین تنگناهای جدید اقتصادی و فناورانه مواجه است. از نگاه شما مهم‌ترین چالش‌های نشر در شرایط کنونی چیست و کدام‌یک بیش از دیگر عوامل بر سرنوشت این صنعت اثر گذاشته است؟

اگر بخواهیم مشکلات صنعت نشر را در سطحی کلان‌تر طبقه‌بندی کنیم، بخشی از این مسائل را باید در زمره مشکلات مزمن و دیرینه‌ای قرار داد که ناشران سال‌هاست با آنها دست‌وپنجه نرم می‌کنند. مسائلی مانند ممیزی، نبود نظام کپی‌رایت در ایران و مجموعه‌ای از موانع حقوقی و ساختاری که در طول سال‌ها نه‌تنها برطرف نشده‌اند، بلکه به بخشی از واقعیت روزمره فعالیت ناشران تبدیل شده‌اند. این مسائل آنقدر سابقه دارند که بسیاری از فعالان این حوزه آنها را جزئی از شرایط همیشگی کار خود می‌دانند. در کنار این مشکلات قدیمی، مسئله اقتصاد نیز در سال‌های اخیر به یکی از جدی‌ترین دغدغه‌های صنعت نشر تبدیل شده است. اگر در گذشته ناشران با مجموعه‌ای از چالش‌های فرهنگی و حقوقی مواجه بودند، امروز فشارهای اقتصادی به‌شکلی پررنگ‌تر از همیشه خود را نشان می‌دهد. به‌نظر من وضعیتی که امروز صنعت نشر با آن روبه‌روست حاصل یک عامل واحد نیست. نمی‌توان گفت صرفاً مسائل اقتصادی یا فقط مسائل اجتماعی چنین شرایطی را رقم زده‌اند؛ مجموعه‌ای از عوامل در کنار یکدیگر این وضعیت را ایجاد کرده‌اند. اما اگر بخواهیم از میان این عوامل یکی را به‌عنوان مهم‌ترین چالش روز انتخاب کنیم بی‌تردید باید به اقتصاد اشاره کرد. در یک دهه گذشته شرایط اقتصادی هر سال دشوارتر شده است و اکنون به نقطه‌ای رسیده‌ایم که آثار آن را در تمام بخش‌های زنجیره نشر می‌توان مشاهده کرد. برای نمونه قیمت کاغذ در یک سال گذشته حدود سه تا چهار برابر افزایش یافته است. این افزایش حتی از نرخ‌های رسمی تورم نیز بسیار بیشتر بوده و به همین دلیل ناشران در عمل با شرایطی متفاوت از آنچه در آمارهای رسمی منعکس می‌شود مواجه هستند. وقتی مهم‌ترین ماده اولیه تولید کتاب در چنین بازه کوتاهی چند برابر می‌شود، طبیعی است که قیمت نهایی کتاب نیز افزایش پیدا کند. به همین دلیل از زمستان سال گذشته تاکنون متوسط قیمت کتاب تقریباً دو برابر شده است. این اتفاق تنها یک عدد یا یک شاخص اقتصادی نیست، بلکه به طور مستقیم بر رفتار ناشران، کتاب‌فروشان و مخاطبان تاثیر می‌گذارد. در کنار مسائل اقتصادی، صنعت نشر با تحولاتی مواجه است که نمی‌توان آنها را صرفاً مشکل نامید. یکی از مهم‌ترین مسائل گسترش هوش مصنوعی و پیشرفت فناوری‌های نوین است. ما به‌عنوان ناشر ناچاریم خود را با این شرایط جدید تطبیق دهیم. این اتفاق تنها در ایران رخ نداده است و ناشران در سراسر جهان با چنین مسئله‌ای مواجه هستند. شاید تفاوت ما با بسیاری از کشورهای دیگر در این باشد که آنها زودتر با این تغییرات روبه‌رو شده‌اند و تجربه بیشتری در مدیریت آنها دارند. به همین دلیل می‌توان از تجربه ناشران موفق در کشورهای دیگر استفاده کرد و مسیرهای آزموده‌شده را مورد توجه قرار داد. هوش مصنوعی می‌تواند فرصت‌های مهمی برای صنعت نشر ایجاد کند. این فناوری می‌تواند در فرآیند آماده‌سازی کتاب، ویرایش متون، مدیریت داده‌ها و کاهش بخشی از هزینه‌های تولید نقش موثری ایفا کند. در شرایطی که هزینه‌ها روزبه‌روز افزایش پیدا می‌کنند هر ابزاری که بتواند بخشی از هزینه‌های تولید را کاهش دهد برای ناشران اهمیت خواهد داشت. اما از سوی دیگر همین فناوری نگرانی‌هایی را نیز ایجاد کرده است. حوزه ترجمه یکی از بخش‌هایی است که بیش از سایر بخش‌ها تحت تاثیر قرار گرفته است. اگرچه هوش مصنوعی در زبان فارسی هنوز به مرحله‌ای نرسیده که بتواند جایگزین کامل مترجمان شود، اما در متون علمی و تخصصی که جنبه‌های احساسی و ادبی کمتری دارند تاثیر آن کاملاً محسوس است. به‌نظر می‌رسد در سال‌های آینده این تاثیر بیشتر نیز خواهد شد و فعالان این حوزه ناچار خواهند بود خود را با شرایط جدید سازگار کنند.

با وجود افزایش قیمت کتاب و کاهش قدرت خرید خانوارها، آیا الگوی مطالعه و خرید کتاب در ایران تغییر کرده است؟ از نگاه شما مخاطبان کتاب امروز چه تفاوتی با گذشته دارند و این تغییرات چه تاثیری بر بازار نشر گذاشته است؟

آنچه امروز بیش از هر موضوع دیگری بر تصمیم‌های ناشران و مخاطبان اثر می‌گذارد مسئله قیمت است. برخلاف برخی تصورها، من اعتقاد ندارم که در ایران با کمبود کتابخوان مواجه هستیم. در دوره‌های مختلف نیز بارها گفته شده بود که مردم دیگر کتاب نخواهند خواند و کتاب از سبد فرهنگی خانوار حذف خواهد شد، اما چنین اتفاقی رخ نداده است. آنچه تغییر کرده، شیوه خرید و مصرف کتاب است. امروز کتاب به کالایی تبدیل شده که مخاطب هنگام خرید آن بیش از گذشته به قیمت توجه می‌کند. زمانی ممکن بود افراد چند کتاب را بدون حساسیت خاصی نسبت به قیمت خریداری کنند، اما اکنون برای هر جلد کتاب زمان بیشتری صرف تصمیم‌گیری می‌شود. با وجود این شرایط، علاقه مردم به دانستن و آگاهی یافتن همچنان وجود دارد. همین نیاز به فهم بیشتر مسائل و شناخت بهتر جهان پیرامون باعث می‌شود کتاب همچنان جایگاه خود را حفظ کند. در ماه‌های اخیر نیز شاهد بوده‌ایم که کتاب‌فروشی‌ها همچنان مراجعه‌کننده دارند و بازار کتاب به‌طور کامل از رونق نیفتاده است. پس از تعطیلات نوروز و با بازگشت تدریجی مردم به روال عادی زندگی کتاب‌فروشی‌ها دوباره شاهد حضور مخاطبان بوده‌اند. همچنین تعداد عناوینی که ناشران منتشر کرده‌اند نشان می‌دهد که صنعت نشر هنوز زنده است و به فعالیت خود ادامه می‌دهد. رشد کتاب‌های الکترونیکی و صوتی نیز نشانه دیگری از همین موضوع است. فروش کتاب‌های الکترونیکی و صوتی در سال‌های اخیر رشد قابل‌توجهی داشته و این موضوع نشان می‌دهد که کتاب نه‌تنها از زندگی مردم حذف نشده، بلکه در قالب‌های تازه‌ای نیز در حال گسترش است.

نمایشگاه مجازی کتاب در سال‌های نخست با استقبال قابل‌توجهی روبه‌رو شد، اما به‌نظر می‌رسد در سال‌های اخیر بخشی از جذابیت و کارکرد خود را از دست داده است. به‌نظر شما چه عواملی در کاهش استقبال از این رویداد نقش داشته‌اند؟

در مورد نمایشگاه مجازی کتاب به‌نظر می‌رسد شرایط امسال با سال‌های گذشته تفاوت داشت. در سال‌های قبل یکی از مهم‌ترین عوامل موفقیت نمایشگاه مجازی، اعتبارهای خریدی بود که دولت در اختیار مردم قرار می‌داد و فقط در نمایشگاه قابل‌استفاده بود. این اعتبارها انگیزه‌ای جدی برای خرید کتاب ایجاد می‌کردند. اما امسال چنین اتفاقی رخ نداد و به‌جای آن، تنها تخفیفی محدود برای خریداران در نظر گرفته شد. این تخفیف نیز سقف مشخصی داشت و در عمل نمی‌توانست نقش تعیین‌کننده‌ای در تصمیم مخاطبان ایفا کند. از سوی دیگر امروز فروشگاه‌های آنلاین کتاب با تخفیف‌های بیشتر و امکانات متنوع‌تر فعالیت می‌کنند. مخاطب می‌تواند به‌راحتی وارد یک سایت تخصصی فروش کتاب شود، کتاب مورد نظر خود را جست‌وجو کند، دسته‌بندی‌های مختلف را ببیند و در بسیاری از موارد با تخفیف‌هایی بیشتر از نمایشگاه مجازی خرید انجام دهد. در چنین شرایطی طبیعی است که نمایشگاه مجازی بخشی از مزیت رقابتی خود را از دست بدهد. به‌نظر من یکی از دلایل اصلی کاهش رونق نمایشگاه مجازی کتاب در سال جاری همین مسئله بوده است.

چرا اکنون بسیاری از ناشران به حذف قیمت از پشت جلد کتاب روی آورده‌اند و این موضوع چه ارتباطی با افزایش هزینه‌های تولید و بحران نقدینگی در صنعت نشر دارد؟

در ماه‌های اخیر بسیاری از ناشران به این نتیجه رسیده‌اند که درج قیمت ثابت روی کتاب دیگر با واقعیت‌های اقتصادی امروز سازگار نیست. در گذشته ناشر موظف بود کتاب را با همان قیمت درج‌شده عرضه کند؛ حتی اگر چند سال از چاپ آن گذشته بود. اما اکنون شرایط به‌گونه‌ای است که هزینه‌های تولید به‌سرعت تغییر می‌کنند و قیمت ثابت نمی‌تواند پاسخگوی این نوسانات باشد. مشکل فقط به افزایش قیمت مواد اولیه محدود نمی‌شود. ناشر تقریباً تمام هزینه‌های تولید کتاب را پیش از عرضه پرداخت می‌کند. هزینه کاغذ، چاپ، صحافی، طراحی، صفحه‌آرایی و بسیاری از هزینه‌های دیگر پیش از آنکه حتی یک نسخه از کتاب فروخته شود پرداخت شده‌اند. اما درآمد ناشر معمولاً با فاصله زمانی چندماهه بازمی‌گردد. چک‌هایی که از پخش‌کنندگان یا کتاب‌فروشان دریافت می‌شود اغلب چندماهه هستند و در این فاصله هزینه‌های جدید با قیمت‌های روز پرداخت می‌شوند. به این ترتیب ناشر درحالی‌که با هزینه‌های امروز کار می‌کند درآمدی مبتنی ‌بر قیمت‌های گذشته دریافت می‌کند. افزایش مداوم هزینه‌های خدمات چاپ نیز فشار مضاعفی ایجاد کرده است. در گذشته معمولاً ابتدای هر سال نرخ‌های جدید اعلام می‌شد و تا پایان سال تغییر چندانی نمی‌کرد. اما امروز ممکن است قیمت‌ها چندبار در طول یک سال تغییر کنند. حتی اقلامی که زمانی سهم ناچیزی در هزینه تولید کتاب داشتند، اکنون به هزینه‌های قابل‌توجهی تبدیل شده‌اند. در نتیجه این شرایط، کل زنجیره نشر در تلاش است تا دوره‌های زمانی تسویه‌حساب را کوتاه‌تر کند. ناشران از پخش‌کنندگان انتظار پرداخت سریع‌تر دارند و پخش‌کنندگان نیز همین انتظار را از کتاب‌فروشان دارند. این روند شاید در کوتاه‌مدت بخشی از مشکلات نقدینگی را کاهش دهد، اما راه‌حلی اساسی برای بحران موجود نیست. مشکل اصلی همچنان پابرجاست و آن، شکاف میان سرعت رشد هزینه‌ها و توان بازار برای تطبیق با این تغییرات است. در چنین شرایطی انعطاف بیشتر در قیمت‌گذاری کتاب می‌تواند بخشی از مشکلات را کاهش دهد. به‌نظر می‌رسد قیمت شناور کتاب باید رسمیت بیشتری پیدا کند تا ناشران بتوانند متناسب با تغییرات اقتصادی تصمیم‌گیری کنند. همچنین برخی مقررات قدیمی که سال‌هاست در صنعت نشر وجود دارند نیازمند بازنگری هستند. بخشی از این مقررات شاید در گذشته کارکرد مشخصی داشته‌اند، اما امروز بیش از آنکه کمک‌کننده باشند به مانعی در برابر فعالیت ناشران تبدیل شده‌اند.

تداوم این وضعیت در بلندمدت چه پیامدهایی دارد؟

ببینید، وضعیت فعلی بازار کتاب پیامدهای فرهنگی مهمی به همراه داشته است. امروز بسیاری از کتاب‌فروشی‌ها با پدیده‌ای مواجه هستند که برای علاقه‌مندان کتاب بسیار نگران‌کننده است؛ قفسه‌هایی که به‌تدریج خالی‌تر می‌شوند. سرعت افزایش قیمت‌ها به اندازه‌ای بالاست که کتاب‌فروش پس از فروش بخشی از موجودی خود همیشه نمی‌تواند همان تعداد کتاب را دوباره جایگزین کند. به همین دلیل تنوع موجودی کتاب‌فروشی‌ها به‌تدریج کاهش می‌یابد و این اتفاق در بلندمدت به زیان کل بازار کتاب خواهد بود. این وضعیت باعث شده ریسک‌پذیری در بازار نیز کاهش پیدا کند. کتاب‌فروشان و پخش‌کنندگان بیش از گذشته به سراغ کتاب‌هایی می‌روند که از فروش آنها اطمینان بیشتری دارند. در نتیجه کتاب‌های کلاسیک و آثار شناخته‌شده بیش از دیگر کتاب‌ها مورد توجه قرار می‌گیرند. مخاطبان نیز به‌دلیل محدودیت‌های اقتصادی ترجیح می‌دهند سراغ آثاری بروند که ارزش آنها پیشتر اثبات شده است. کتاب‌های نویسندگانی مانند داستایفسکی، کامو یا زولا در چنین شرایطی شانس بیشتری برای فروش دارند، زیرا مخاطب احساس می‌کند با انتخاب آنها ریسک کمتری متحمل می‌شود. در مقابل، کتاب‌های تازه، آثار تجربی، داستان‌های فارسی و آثاری که برای شناخته شدن نیازمند معرفی و تبلیغ بیشتری هستند بیش از همه آسیب می‌بینند. کتاب‌فروش وقتی با محدودیت منابع مالی روبه‌روست ترجیح می‌دهد کتابی را در قفسه قرار دهد که احتمال فروش سریع‌تری دارد. همین مسئله باعث می‌شود فرصت دیده شدن برای بسیاری از آثار جدید کاهش پیدا کند.

در شرایطی که صنعت نشر همزمان با فشارهای اقتصادی، مشکلات حقوقی و موانع اجرایی روبه‌روست، مهم‌ترین حمایت‌هایی که می‌توانند به تداوم فعالیت ناشران و پویایی بازار کتاب کمک کنند کدام‌اند؟

بخش مهمی از مشکلات فعلی صنعت نشر به نحوه مواجهه سیاست‌گذاران با این حوزه بازمی‌گردد. دولت نباید در برابر ناشر قرار بگیرد، بلکه باید در کنار او بایستد. وظیفه دولت تسهیل‌گری و حمایت از فعالیت‌های فرهنگی است. وقتی ناشر ماه‌ها برای دریافت مجوز یک کتاب زمان صرف می‌کند، اما همان کتاب به‌سرعت در قالب نسخه‌های غیرقانونی یا فایل‌های رایگان در دسترس قرار می‌گیرد، این پرسش مطرح می‌شود که چرا سازوکارهای حمایتی لازم وجود ندارد. اگر قرار است وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی یا هر نهاد دیگری در این حوزه نقش‌آفرین باشد، باید بیش از هر چیز از حقوق ناشران دفاع کند، با قاچاق کتاب مقابله کند، فرآیندهای اداری را تسهیل کند و زمینه دسترسی بیشتر مردم به کتاب را فراهم آورد. بسیاری از فرآیندهایی که امروز ناشران ناچار به طی کردن آنها هستند می‌توانند ساده‌تر و سریع‌تر انجام شوند. فعالان حوزه کتاب از نویسندگان و مترجمان گرفته تا ناشران و کتاب‌فروشان از شریف‌ترین و متعهدترین گروه‌های فرهنگی جامعه هستند. بسیاری از آنها می‌توانستند در حوزه‌های دیگر فعالیت کنند و درآمد بیشتری داشته باشند، اما همچنان در این عرصه باقی مانده‌اند. به همین دلیل این حوزه بیش از هر چیز به ثبات، حمایت و کاهش موانع نیاز دارد. کتابخوان در ایران وجود دارد و علاقه به مطالعه همچنان زنده است. مسئله اصلی این است که شرایط تولید، توزیع و دسترسی به کتاب تا چه اندازه می‌تواند از این علاقه پشتیبانی کند. هر اندازه این مسیر هموارتر شود، صنعت نشر نیز فرصت بیشتری برای ادامه حیات و رشد خواهد داشت.

دراین پرونده بخوانید ...

پربیننده ترین اخبار این شماره

پربیننده ترین اخبار تمام شماره ها