شرارت شایعات
چرا شنیدهها از دادههای واقعی، قویتر عمل میکند؟
این روزها که هنوز تهدید جنگ، سایه شوم خود را از سرمان برنداشته، شبها هر صدایی تداعیکننده طنین پدافند و انفجار موشک است و تورم، هر صبح، پیش از ما از خواب بیدار میشود تا بر تن معیشتمان لرزه بیندازد، اقتصاد ایران هم بیش از هر زمان دیگری، به بازاری از روایتها بدل شده است. بازاری که در آن، شایعات و اخبار دروغین یا دستکاریشده چنان قدرتمند و سریع منتشر میشوند که دادههای رسمی هم به گرد پایشان نمیرسند. واکنشهای جامعه جنگزده پریشان به این شایعات نیز دور از انتظار نیست؛ برخی برای خرید ارز به صرافیها هجوم میبرند، برخی طلا میخرند و میفروشند، و برخی دیگر از هراس گران شدن روغن و شوینده و پوشک بچه، قفسههای فروشگاهها را خالی میکنند. حتی وقتی مقامهای رسمی از کنترل کامل شرایط خبر میدهند، بخشهایی از جامعه همچنان بر اساس روایتهای غیررسمی رفتار میکنند. این روزها، حقیقت دیگر منتظر تایید مسئولان نمیماند؛ ترس زودتر تصمیم میگیرد!
اقتصاد ایران در سالهای اخیر فقط با تحریم، کسری بودجه یا کمبود منابع مواجه نبوده، بلکه با بحران مزمن نااطمینانی دستوپنجه نرم کرده است. جامعهای که هر روز با شوکهای سیاسی، تنشهای منطقهای، جهشهای ارزی و اخبار ضدونقیض روبهروست، بهتدریج یاد گرفته پیش از آنکه مطمئن شود، واکنش نشان دهد. بنابراین شایعه، حتی اگر اثبات نشده باشد، نوعی هشدار زودهنگام تلقی میشود.
از جنگ اخیر هم که بگذریم، حافظه جمعی ما نمونههایی از این دست، کم ندیده است. در مقاطع مختلف، شایعات مربوط به افزایش ناگهانی قیمت بنزین با شکلگیری صفهای عریض و طویل در پمپ بنزینها همراه میشد. گاهی، خبرهای غیررسمی درباره کمبود روغن، برنج یا دارو، مردم را به خریدهای هیجانی وامیداشت. در بحران بورس سال ۱۳۹۹ نیز کانالهای مجازی و سیگنالفروشان، نقشی جدی در شکلگیری موجهای هیجانی خریدوفروش داشتند؛ موجهایی که میلیونها نفر را وارد بازاری کرد که بسیاری از آنها شناخت دقیقی از آن نداشتند و بهزودی به مالباختگان بورس تبدیل شدند. حتی شایعات مربوط به مسدود شدن حسابهای بانکی یا محدودیت برداشت پول، در برخی مقاطع باعث نگرانی عمومی و هجوم مردم به دستگاههای خودپرداز شد. خاطرات همه ما پر است از رخدادهایی که بهروشنی نشان میدهد آنچه بازارها را جابهجا میکند فقط واقعیت اقتصادی نیست، بلکه ترس از آینده است. اما چرا شایعه در بازارها از واقعیت قویتر عمل میکند و شبکههای اجتماعی چگونه این چرخه را تشدید کردهاند؟
روایتگری در ابهام
شایعه، در سادهترین تعریف، خبری تاییدنشده است که در شرایط ابهام و اضطراب اجتماعی، دهانبهدهان یا شبکهبهشبکه منتقل میشود. اما در جهان امروز، شایعه فقط یک خبر غلط نیست، بلکه نوعی واکنش جمعی به کمبود اطلاعات قابلاعتماد است. از منظر علوم ارتباطات، شایعه معمولاً زمانی شکل میگیرد که جامعه با رخدادی مهم، مبهم و اضطرابآور روبهرو میشود، اما پاسخ روشن و قانعکنندهای برای آن ندارد. در چنین موقعیتی، ذهن جمعی برای پر کردن خلأ اطلاعات، شروع به ساختن روایت میکند.
نظریهپردازان ارتباطات از دههها پیش توضیح دادهاند که شدت شایعه تابع دو عامل است: «اهمیت موضوع» و «ابهام اطلاعات». هرچه مسئله برای مردم حیاتیتر باشد -مانند جنگ، تورم، قیمت ارز یا امنیت اقتصادی- و هرچه اطلاعات رسمی کمتر، متناقضتر یا دیرتر منتشر شوند، احتمال شکلگیری و گسترش شایعه بیشتر میشود. در شرایط بحران، مردم نیاز دارند آینده را پیشبینی کنند، حتی اگر این پیشبینی بر پایه اطلاعات ناقص باشد. آنها تحمل بلاتکلیفی طولانی را ندارند. ازاینرو، یک خبر غیررسمی درباره افزایش قیمت بنزین، دلار یا احتمال کمبود کالا میتواند سریعتر از تکذیبیههای رسمی پذیرفته شود. باور شایعه از این منظر، تلاشی برای کاهش نااطمینانی است. وقتی مردم احساس میکنند آینده مبهم است و اطلاعات رسمی نمیتواند بهسرعت اضطراب آنها را کاهش دهد، روایتهای غیررسمی نقش قطبنمای ذهنی پیدا میکنند. به همین دلیل، پژوهش درباره شایعه دیگر فقط موضوعی مرتبط با رسانه یا ارتباطات نیست؛ اقتصاددانان رفتاری، جامعهشناسان و پژوهشگران علوم داده نیز تلاش کردهاند توضیح دهند چرا افراد در دورههای بحران، بیش از حقیقت، به روایتهای هیجانی واکنش نشان میدهند و چگونه همین روایتها میتوانند رفتار بازارها را تغییر دهند. پژوهش مشهور دانشگاه امآیتی با عنوان «اخبار نادرست سریعتر از حقیقت منتشر میشوند» که در سال 2018، بر اساس بررسی ۱۲۶ هزار خبر منتشرشده در توئیتر انجام شد، نشان داد اخبار نادرست بسیار سریعتر و گستردهتر از اخبار واقعی منتشر میشوند. این مطالعه تاکید میکرد عامل اصلی این پدیده، رباتها نیستند، بلکه خود انسانها هستند. کاربران معمولاً به اخباری واکنش بیشتری نشان میدهند که بار احساسی قویتری داشته باشند؛ اخباری که ترس، تعجب یا خشم ما را برمیانگیزند. مطالعهای دیگر با نام «مدل عاملمحور از نوسانات ناشی از شایعه در بازارهای مالی» که در مارس 2026 در «مجله مالی رفتاری و تجربی» منتشر شده است، نیز نشان میدهد شایعات میتوانند حتی بدون تغییر واقعی در متغیرهای اقتصادی، در بازار نوسان واقعی ایجاد کنند. این پژوهش توضیح میدهد چگونه ترس از زیان و رفتار گلهای باعث میشود بازارها از ارزش واقعی فاصله بگیرند و صرفاً بر اساس ادراک جمعی حرکت کنند. یافته دیگر این مطالعه نیز جالب است. هم سواد مالی و هم توانایی شناختی، تعیینکنندههایی مهم در گسترش شایعات در بازار سهام هستند؛ توانایی شناختی بالاتر (پایینتر) و سواد مالی بیشتر (کمتر)، به کاهش (افزایش) انتشار شایعات منجر میشود.
ذهن بحرانزده
اقتصاددانان رفتاری بر این باورند که انسانها در تصمیمگیری، همیشه کاملاً عقلانی رفتار نمیکنند. حتی در شرایط عادی نیز احساسات، سوگیریهای ذهنی و رفتار جمعی بر انتخابهای اقتصادی اثر میگذارند، اما در دورههای بحران، این تاثیرات تشدید میشوند.
از منظر اقتصاد رفتاری نخستین دلیل، نقش هیجان در پردازش اطلاعات است. دادههای واقعی معمولاً پیچیده، کند و نیازمند تفسیر هستند، اما شایعات ساده، فوری و احساسیاند. مغز انسان به اطلاعاتی واکنش سریعتر نشان میدهد که ساده باشند و ترس، خشم یا اضطراب ایجاد کنند. عامل دوم، زیانگریزی است؛ مفهومی که دنیل کانمن و آموس تورسکی مطرح کردند. افراد معمولاً از زیان احتمالی بیش از کسب سود، میترسند. بنابراین در شرایط مبهم، افراد ترجیح میدهند حتی بر اساس اطلاعات ناقص واکنش نشان دهند تا مبادا فرصت جلوگیری از ضرر را از دست بدهند. به همین دلیل، یک شایعه درباره افزایش قیمت ارز میتواند بسیار سریعتر از گزارش رسمی بانک مرکزی منتشر شود، زیرا مردم احساس میکنند بیتوجهی به آن ممکن است هزینه سنگینی در پی داشته باشد.
اقتصاد رفتاری همچنین بر نقش «رفتار گلهای» تاکید میکند. در بحرانها، افراد اغلب بهجای تحلیل مستقل، رفتار دیگران را مبنای تصمیم قرار میدهند. وقتی تعداد زیادی از مردم به سمت خرید ارز، طلا یا کالاهای اساسی میروند، دیگران نیز همان رفتار را تکرار میکنند؛ نه لزوماً بهدلیل اطمینان از صحت خبر، بلکه از ترس جاماندن از جمع. به همین دلیل است که در دورههای بحرانی، شایعه صرفاً سریعتر از حقیقت حرکت نمیکند، بلکه با نیازهای روانی انسان در شرایط نااطمینانی هماهنگتر است و از این رو، تاثیر قدرتمندتری دارد.
بازار توجه
اگر در گذشته شایعه در صف نانوایی، تاکسی یا بازار منتقل میشد، امروز شبکههای اجتماعی سرعت و دامنه انتشار آن را هزاران برابر کردهاند. تلگرام، اینستاگرام، ایکس و دیگر شبکهها به میدان اصلی شکلگیری انتظارات اقتصادی تبدیل شدهاند. بسیاری مواقع، بازارها پیش از آنکه به دادههای رسمی واکنش نشان دهند، به موجهایی واکنش نشان میدهند که در فضای مجازی شکل گرفته است. گاهی خود موج روانی شکلگرفته در شبکههای اجتماعی کافی است تا مردم رفتار اقتصادیشان را تغییر دهند و همان تغییری را ایجاد کنند که در ابتدا فقط دربارهاش شایعه ساخته شده بود. مرور یافتههای پژوهشهای متعددی که به بررسی انتشار اطلاعات در شبکههای اجتماعی، فیکنیوزها و بازارهای مالی و نقش شبکههای اجتماعی در رفتار سرمایهگذاران پرداختهاند، نشان میدهد در دورههای بحران مالی و افزایش نااطمینانی اقتصادی، شدت و سرعت انتشار شایعات در شبکههای اجتماعی بهطور معناداری افزایش مییابد. بر مبنای تحلیل پژوهشگران، شبکههای اجتماعی با کاهش هزینه انتشار اطلاعات و تقویت محتوای هیجانی از طریق الگوریتمهای توصیهگر، به شکلگیری «بازار داغ شایعات» کمک میکنند. بازاری که در آن اخبار غیررسمی سریعتر از دادههای معتبر دستبهدست میشود و میتواند به شکل مستقیم بر نوسانات قیمت و رفتار جمعی سرمایهگذاران اثر بگذارد. از نگاه تحلیلگران، شبکههای اجتماعی به چند دلیل به گسترش شایعات دامن میزنند. نخست، سرعت. در شبکههای اجتماعی اطلاعات پیش از آنکه صحتشان بررسی شود، منتشر و بازنشر میشوند. در بحرانها، این سرعت اهمیت بیشتری پیدا میکند، زیرا مردم احساس میکنند اگر چند دقیقه دیرتر واکنش نشان دهند، ممکن است فرصت حفظ دارایی یا امنیت خود را از دست بدهند. عامل دوم، ساختار الگوریتمی این شبکههاست. پلتفرمهای اجتماعی بر اساس «اقتصاد توجه» کار میکنند؛ یعنی هرچه محتوایی بتواند توجه بیشتری جلب کند، بیشتر دیده میشود. خبرهای ترسناک، شوکآور و خشمبرانگیز معمولاً بیشتر کلیک میخورند، بیشتر بازنشر میشوند و تعامل بیشتری دریافت میکنند. شبکههای اجتماعی همچنین مرز میان خبر، تحلیل و حدس را کمرنگ کردهاند. در گذشته، رسانههای رسمی میان خبر و تفسیر تمایز قائل میشدند، اما امروز یک توئیت، ویدئو یا اسکرینشات میتواند همزمان نقش خبر، تحلیل و هشدار را بازی کند. همین موضوع باعث میشود کاربران در شرایط بحرانی نتوانند بهراحتی اطلاعات معتبر را از روایتهای هیجانی تشخیص دهند. حتی اگر منشأ اولیه خبر نامعتبر باشد، تکرار گسترده آن میتواند به آن نوعی اعتبار اجتماعی بدهد. در ایران -بهطور خاص- که بخش مهمی از جامعه اخبار اقتصادی را لحظهبهلحظه از کانالهای تلگرامی، صفحات اینستاگرامی یا گروههای مجازی دنبال میکند، شبکههای اجتماعی عملاً به بازار موازی اطلاعات تبدیل شدهاند. بسیاری از مردم پیش از مراجعه به رسانههای رسمی، قیمت دلار، اخبار جنگ یا پیشبینی آینده را در این فضاها جستوجو میکنند. همین موضوع باعث شده شایعه در فضای مجازی بتواند مستقیم بر بازارهای مالی، رفتار مصرفکننده و حتی احساس امنیت روانی جامعه اثر بگذارد.
بحران اعتماد؛ متغیر پنهان
اما شاید مهمترین دلیل قدرت گرفتن شایعات، بحران اعتماد عمومی باشد. در اغلب جوامع، مردم در زمان بحران به نهادهای رسمی مراجعه میکنند، زیرا تصور میکنند اطلاعات آنها دقیقتر و معتبرتر است. اما در اقتصادهایی که جامعه بارها تجربه اطلاعات متناقض، تکذیبهای دیرهنگام یا تصمیمهای ناگهانی را داشته، این اعتماد بهتدریج فرسایش پیدا میکند. در ایران -برای مثال- تجربههای مختلف اقتصادی و سیاسی در حافظه جمعی باقی ماندهاند؛ از شوک ناگهانی قیمت بنزین و بحران بورس گرفته تا جهشهای ارزی، محدودیتهای بانکی و تصمیمهای خلقالساعه اقتصادی. همین تجربهها باعث شده بخشی از جامعه تصور کند اطلاعات رسمی همیشه کامل، شفاف یا بهموقع نیست. در نتیجه، مردم نسبت به روایتهای غیررسمی حساستر شدهاند و گاهی آنها را واقعیتر از دادههای رسمی تلقی میکنند. بحران اعتماد همچنین نوعی نااطمینانی عمیق نسبت به آینده ایجاد میکند. وقتی جامعه احساس کند قواعد اقتصادی دائم در حال تغییر است و هیچ تصویر روشنی از آینده وجود ندارد، افراد تلاش میکنند از هر منبع ممکنی، نشانهای برای پیشبینی آینده بهدست آورند. در این شرایط، تکذیب رسمی نیز گاهی اثر معکوس دارد. وقتی اعتماد عمومی آسیب دیده باشد، برخی افراد تکذیب را علامتی از پنهان بودن بحران تعبیر میکنند. به همین دلیل است که حتی گاهی پس از تکذیب یک خبر، موج شایعه نهفقط متوقف نمیشود، بلکه گستردهتر هم میشود. بحران اعتماد همچنین باعث تقویت اقتصاد غیررسمی اطلاعات میشود. کانالهای ناشناس، تحلیلگران بدون تخصص یا صفحات مجازی میتوانند به منابع اصلی شکلدهی انتظارات اقتصادی تبدیل شوند. بسیاری از مردم برای تصمیمگیریهای اقتصادی، به سیگنالهایی توجه میکنند که در شبکههای اجتماعی و این محافل غیررسمی دستبهدست میشود.
اقتصاد هراس
مهمترین پیامد شایعه اما، تغییر رفتار جمعی پیش از وقوع واقعی بحران است. حتی اگر یک خبر درنهایت نادرست از آب درآید، واکنش مردم به آن میتواند اثرات واقعی و ماندگار بر بازارها داشته باشد. دلیل این مسئله آن است که در اقتصاد، شایعه پیش از هر چیز، انتظارات را هدف قرار میدهد. بازارها بیش از آنکه بر اساس واقعیت امروز حرکت کنند، بر مبنای تصور مردم از آینده نوسان میکنند. وقتی شایعهای درباره جهش نرخ ارز یا کمبود کالا منتشر میشود، مردم برای جلوگیری از زیان احتمالی دست به اقدام فوری میزنند؛ خرید ارز، احتکار کالا، خروج سرمایه یا هجوم به بازار طلا. همین واکنشها میتواند خودِ بحران را واقعی کند؛ پدیدهای که اقتصاددانان آن را «پیشگویی خودمحققشونده» مینامند. در چنین وضعیتی، ترس از بحران، خود به عامل شکلگیری بحران تبدیل میشود. شایعه همچنین هزینه نااطمینانی را افزایش میدهد. سرمایهگذاران در فضایی که هر روز با اخبار ضدونقیض و روایتهای غیررسمی مواجهاند، کمتر قادر به تصمیمگیری بلندمدت خواهند بود. در نتیجه سرمایهگذاری کاهش مییابد، فعالیتهای سوداگرانه تقویت شده و اقتصاد بیش از پیش کوتاهمدت و هیجانی میشود. در سطح اجتماعی نیز شایعه اعتماد عمومی را فرسایش میدهد. وقتی جامعه نتواند میان خبر معتبر و اطلاعات نادرست تمایز قائل شود، احساس ناامنی روانی گسترش پیدا میکند. افراد بیشتر به شبکههای غیررسمی و روایتهای غیرقابل راستیآزمایی پناه میبرند و این چرخه بیاعتمادی بازتولید میشود. اما شایعه گاهی برای برخی گروهها «سودآور» هم هست. در دورههای بحران اقتصادی، بازیگران مختلف ممکن است از التهاب روانی بازار منفعت ببرند. سفتهبازان ارزی، دلالان کالا، برخی معاملهگران بازار طلا یا حتی کانالهای سیگنالفروشی در فضای مجازی میتوانند از موجهای هیجانی سود کسب کنند. در فضای مجازی نیز اقتصاد شایعه گاهی به یک کسبوکار تبدیل میشود. کانالها و صفحاتی که اخبار هیجانی و نگرانکننده منتشر میکنند، معمولاً مخاطب بیشتری جذب میکنند، بازدید بالاتری میگیرند و از طریق تبلیغات یا فروش سیگنالهای اقتصادی، درآمد بهدست میآورند. به عبارتی، ترس و نااطمینانی برای گروهی یک فشار روانی است و برای گروهی دیگر، منبع تولید سود و قدرت!
با این همه، بیدلیل نیست که در یک جامعه بحرانزده، بازارها پیش از آنکه به دادهها گوش دهند، به ترسها واکنش نشان میدهند. مردم منتظر گزارشهای رسمی نمیمانند. بهجای آن به نخستین روایتی واکنش نشان میدهند که بتواند آینده مبهم را توضیح دهد. و همین شاید خطرناکترین نقطه بحران باشد. در این وضعیت اقتصاد بهجای آنکه بر اساس واقعیتهای عینی مدیریت شود، تحت تاثیر روایتهای هراسآلود آشفتهتر میشود. اینجاست که شایعه دیگر فقط از بحران نشات نمیگیرد؛ بلکه خود به بخشی از بحران تبدیل میشود..
دیدگاه تان را بنویسید