اخلاقیات بازار
چرا کتاب اقتصاد اخلاقی برای ما مهم است؟
چاپ کتاب تازه الوین راث با نام «اقتصاد اخلاقی» (Moral Economics) که در مدت زمانی کوتاه تحسین بسیاری از اقتصاددانان برجسته جهان را برانگیخته، برای آکادمیسینهای ایرانی نیز خبر جذابی است. نهفقط به این دلیل که نویسنده آن یکی از مهمترین اقتصاددانان معاصر و برنده جایزه نوبل اقتصاد در سال ۲۰۱۲ است، بلکه از آن جهت که بخش مهمی از این کتاب بر پایه پژوهشهای اقتصاددانان، پزشکان و پژوهشگران ایرانی نوشته شده است. الوین راث برای اقتصاددانان ایرانی به چند دلیل چهرهای شناختهشده است. نخست به این دلیل که هفتهنامه «تجارت فردا» تاکنون دو گفتوگوی اختصاصی با او انجام داده است. دلیل دیگر، ارتباط نزدیک او با محمد اکبرپور، اقتصاددان جوان ایرانی و استاد دانشگاه استنفورد است که همکار و همسایه او نیز هست. راث همچنین سالهاست که سیدفرشاد فاطمی، استاد دانشگاه شریف را میشناسد و با مهدی فیضی از دانشگاه فردوسی نیز مکاتبات علمی متعددی داشته است. اما مهمتر از همه، حوزه تخصصی الوین راث است که شهرت جهانیاش را مدیون پژوهش در «طراحی بازار» و طراحی سازوکارهای تخصیص و تطبیق در بازارهای خاص میدانند. اتفاقاً در همین حوزه، اقتصاددانان ایرانی نیز طی سالهای اخیر پژوهشهای مهمی انجام دادهاند. پژوهشهایی که نهتنها در معتبرترین محافل علمی جهان مورد توجه قرار گرفتهاند، بلکه اکنون در کتاب تازه یکی از سرشناسترین اقتصاددانان دنیا نیز بازتاب یافتهاند. آنچه در این گزارش و صفحات پیشرو میخوانید، روایت همین پیوندهاست. پیوند میان اقتصاد، اخلاق، فقه و پژوهش. میان پژوهشهای دانشگاهی و واقعیت پیچیده بازارهایی که سالهاست در ایران وجود دارد و اکنون به یکی از مهمترین نمونههای مورد بحث در ادبیات جهانی «اقتصاد اخلاقی» تبدیل شده است.
اپیزود اول: گفتوگو با راث بزرگ
مدت کوتاهی پس از آنکه الوین راث بهطور مشترک با لوید شپلی جایزه نوبل اقتصاد را دریافت کرد، هفتهنامه تجارت فردا از او درخواست گفتوگو کرد که خیلی زود پاسخ مثبت داد. سیدفرشاد فاطمی که آن روزها در مدرسه اقتصادی لندن، تحصیلاتش را به پایان رسانده بود، زحمت انجام این گفتوگو را بر عهده گرفت و در اسفند ۱۳۹۱ موفق شدیم گفتوگویی با برنده جایز نوبل اقتصاد انجام دهیم که در شماره ۳۴ تجارت فردا منتشر شد. حتی عکسهای آن گفتوگو نیز اختصاصی تجارت فردا بود. دکتر فاطمی در بخشی از این گفتوگو خطاب به راث گفت: «حتماً به خاطر دارید که ایده اولیه مقاله من درباره بازار کلیه در ایران، نخستینبار از سوی شما مطرح شد. در واقع، زمانی که با پروفسور بهاسکار -استاد راهنمای من در یونیورسیتی کالج لندن- صحبت میکردید، موضوع مقاله را با او در میان گذاشتید. بهاسکار هم به من پیشنهاد کرد این بحث را ادامه دهم و من نیز همین کار را کردم. بنابراین میتوان گفت مقاله من حاصل گفتوگویی بود که با شما در دانشگاه کالج لندن داشتم.» مقاله مورد اشاره، بخشی از تز دکترای سیدفرشاد فاطمی بود و از نخستین پژوهشهایی بهشمار میرفت که با استفاده از دادههای ایران، سازوکار خریدوفروش کلیه را در چهارچوب ادبیات طراحی مکانیسم توضیح میداد.
اپیزود دوم: بازارهای قبیحه
۹ سال بعد از این میزگرد، در ماه دی ۱۴۰۰، پرونده مفصلی درباره بازار اعضای بدن منتشر کردیم و نوشتیم که همزمان با تشدید فقر، بازار فروش اعضای بدن در ایران گسترش یافته و تعداد کانالهای تلگرامی و صفحات اینستاگرامی که بستری برای این مبادلات فراهم کردهاند، روزبهروز بیشتر میشود. در آن پرونده نوشتیم: «اکثر افرادی که آگهی فروش اعضای بدن خود را در این کانالها منتشر میکنند، با مشکلات مالی روبهرو هستند. نگاهی به زمان راهاندازی این کانالها و صفحات مجازی نیز نشان میدهد که بازار خریدوفروش اعضای بدن، در سالهایی که اقتصاد ایران با رکود و تورم دستوپنجه نرم کرده، رونق گرفته است.»
همچنین نوشتیم که «برخی اقتصاددانان معتقدند باید اجازه داد بازار اعضای بدن شکل گیرد و نگرانیهای اخلاقی را باید کنار گذاشت تا افراد بتوانند از طریق فروش اعضای بدن خود به منافع رفاهی موردنیازشان دست یابند. در مقابل، گروهی دیگر بر این باورند که نگرانیهای اخلاقی درباره چنین معاملات قبیحی قابلچشمپوشی نیست و دولتها نباید زمینه شکلگیری این بازارها را فراهم کنند، چراکه اصلیترین گروهی که حاضر به فروش کلیه یا دیگر اعضای بدن خود میشوند، فقرا هستند؛ افرادی که زیر فشار محدودیتهای مالی تن به چنین کاری میدهند و این امر از منظر اخلاقی قابلدفاع نیست.» در همان شماره (438) میزگردی با حضور محمد اکبرپور از دانشگاه استنفورد و مهدی فیضی از دانشگاه فردوسی مشهد برگزار کردیم با این پرسش که تکلیف دولت در برابر خریدوفروش اعضای بدن چیست؟
آن روزها نظرات برخی از اقتصاددانان ازجمله الوین راث منتشر شد که معتقد بودند باید اجازه داد تا بازار اعضای بدن شکل گیرد و نگرانیهای اخلاقی را باید کنار گذاشت تا افراد بتوانند از طریق فروش اعضای بدن خود به منابع مورد نیازشان دست پیدا کنند. گری بکر هم زمانی گفته بود ازآنجاکه ما دو کلیه داریم که بدون یکی از آنها نیز میتوانیم زندگی کنیم، عملاً مازاد عرضه کلیه در جهان وجود دارد و درصورتیکه خریدوفروش کلیه مجاز شود و بازاری برای آن ایجاد شود، قیمت تعادلی شکل میگیرد. در مقابل، برخی دیگر هم چنین بازارهایی را جزو معاملات قبیحه میشمارند و بر این باورند که اعضای بدن را نباید خریدوفروش کرد. بهطور مشخص مایکل سندل و دبرا ساتز که از منتقدان اصلی بازار اعضای بدن هستند معتقدند شکلگیری چنین بازارهایی اول از همه به معنی استثمار فقرا از سوی ثروتمندان است، چراکه اصلیترین گروهی که حاضر به فروش کلیه خود خواهند بود، فقرا هستند. به اعتقاد آنها، این ادعا که در چنین بازاری یک شخص به شکل اختیاری کلیه خود را به فروش میرساند درست نیست، چراکه این شخص فقط بهدلیل محدودیتهای مالیاش حاضر به فروش اعضای بدن خود شده است. دلیل مهمی که مایکل سندل برای مخالفت خود طرح میکند این است که خریدوفروش کلیه، عمل اهدای کلیه را از یک عمل انساندوستانه اخلاقی به یک عمل تجاری تقلیل میدهد و زیبایی آن را نابود میکند.
اپیزود سوم: بازارهای عجیب
در اردیبهشت سال 1404 نیز پرونده مفصلی با طرح این پرسش منتشر کردیم که چرا ایران به مهد بازارهای عجیبوغریب تبدیل شده است؟ خانم صبا نوبری در گزارشی با مشورت و راهنمایی دکتر مهدی فیضی از دانشگاه فردوسی نوشت: «سالهای طولانی است که ایران به مهد بازارهای عجیبوغریب تبدیل شده است. اقتصاددانان بر این باورند که هر جا عرضه و تقاضا وجود داشته باشد، بازار شکل میگیرد و در ایران این اصل بهشکلی خلاقانه و گاه غیرمتعارف نمود یافته است. از بازارهای سنتی با قدمت چندصدساله تا بازارهای مدرن و غیرقانونی، ایران بازار بزرگی است که در آن هر چیزی، از اسکناس قدیمی تا اعضای بدن، میتواند موضوع معامله باشد. این پویایی، هرچند گاه چالشبرانگیز، نشاندهنده توانایی جامعه ایرانی در سازگاری با شرایط دشوار و خلق راهحلهای بدیع برای نیازهای روزمره است.»
اپیزود چهارم: اقتصاد اخلاق
چنانکه شرح داده شد، هفته گذشته نسخه کاغذی کتاب اقتصاد اخلاقی نوشته الوین راث منتشر شد. کتابی که درباره بازارهای مناقشهبرانگیز و معاملات قبیح است. یعنی بازارهایی که بخشی از جامعه خواهان ممنوعیت آنهاست، اما گروهی دیگر همچنان در آنها مشارکت میکنند. ترجمه فارسی این کتاب با تلاش دکتر مهدی فیضی، بهزودی از سوی انتشارات دنیای اقتصاد منتشر میشود.
واکنش اقتصاددانان سرشناس به کتاب تازه الوین راث نیز نشان میدهد که «اقتصاد اخلاقی» فقط یک کتاب دانشگاهی درباره کارکرد بازارها نیست، بلکه تلاشی جدی برای فهم نسبت پیچیده اخلاق، سیاستگذاری و اقتصاد در جهان امروز است. پیتر سینگر، فیلسوف اخلاق و نویسنده کتاب اخلاق در دنیای واقعی، درباره این اثر مینویسد: «الوین راث در کتاب اقتصاد اخلاقی، تفکر باز و مبتنیبر شواهد خود را درباره مسائل بحثبرانگیزی بهکار میگیرد که در نقطه تلاقی بازار و اخلاق قرار دارند. جایی که شیوه اندیشیدن او میتواند جان انسانهای بیشتری را نجات دهد.» آبیجیت بنرجی و استر دوفلو، برندگان جایزه نوبل اقتصاد و نویسندگان کتاب اقتصاد فقیر نیز کتاب تازه راث را حاصل سالها اندیشه و تجربه او میدانند و مینویسند: «بخش بزرگی از اقتصاد، برخلاف تصور رایج، به پدیدههایی اختصاص دارد که به دلایل مختلف خوب، بد و پیچیده، با پول نمیتوان آنها را خرید. این کتاب فوقالعاده، ثمره یک عمر اندیشه و پژوهش است.» کلودیا گلدین، دیگر برنده نوبل اقتصاد و نویسنده کتاب شغل و خانواده تاکید میکند که راث «با صراحت و همدلی، به بررسی مبادلاتی میپردازد که جامعه راه گریزی از آنها ندارد». پل میلگرام و رابرت ویلسون، دو برنده نوبل اقتصاد از دانشگاه استنفورد نیز کتاب اقتصاد اخلاقی را تلاشی برای فهم مرز میان بازار و اخلاق توصیف میکنند؛ به باور آنها «این کتاب اثری واقعبینانه برای درک این نکته است که بازار کجا به پایان میرسد، اخلاق از کجا آغاز میشود و چگونه میتوانیم جهانی طراحی کنیم که به هر دو احترام بگذارد».
الوین راث در کتاب جدید خود به موضوعاتی مانند خریدوفروش اعضای بدن ازجمله کلیه و خون، تنفروشی، مرگ خودخواسته، الکل، مواد مخدر و دیگر بازارهای اخلاقاً مناقشهبرانگیز میپردازد و میکوشد صورتمسئله را بدون داوری شتابزده و با شفافیت توضیح دهد. به باور او دانستن درباره این بازارها از این جهت مهم است که شاید بتوان با آزمونوخطا و تجربههای متفاوت، برای این بازارها نوعی مقرراتگذاری طراحی کرد که در هر جامعه، پاسخی کمهزینهتر و انسانیتر به همراه داشته باشد. نکته جالب آن است که راث در این کتاب بارها به تجربه ایران، فتوای مراجع تقلید و پژوهشهای اقتصاددانان و پزشکان ایرانی استناد میکند. او توضیح میدهد که بازار کلیه در ایران بدون پشتوانه فقهی امکان شکلگیری نداشت. یکی از مراجعی که برنده جایزه نوبل اقتصاد در کتاب خود به ایشان اشاره میکند، آیتالله مکارم شیرازی است. راث مینویسد: «فتوای آیتالله مکارم شیرازی ظریف و نکتهسنجانه است.» سپس توضیح میدهد که طبق این فتوا، «پول نباید بهای خود کلیه تلقی شود، بلکه در ازای اجازه برداشت عضو پرداخت میشود». این تمایز برای راث اهمیت زیادی دارد، چون نشان میدهد که فقه شیعه کوشیده میان فروش عضو بدن و اجازه برای پیوند عضو تفاوت قائل شود. راث همچنین به فتوای آیتالله فاضل لنکرانی اشاره میکند که بر اساس آن، دریافت عضو از فرد زنده از نظر فقهی کماشکالتر از خرید عضو از فرد متوفی است. بااینحال، اگر اهدای عضو موجب خطر مرگ یا عوارض شدید برای دهنده شود، جایز نخواهد بود. راث در ادامه نکتهای را برجسته میکند که از نظر او بسیار معنادار است. اینکه فروش کلیه در فقه اسلامی، بسیار کممسئلهتر از موضوعاتی مانند لقاح مصنوعی تلقی میشود. او نتیجه میگیرد که امر قبیح یا آنچه جامعه از نظر اخلاقی غیرقابلقبول میداند، در فرهنگها و سنتهای دینی مختلف متفاوت است. موضوعی که ممکن است در قم پذیرفتنیتر باشد، شاید در واتیکان کاملاً مردود تلقی شود. یکی از مهمترین ارجاعات کتاب، مقاله مشترک احد جعفریقدس و شکوفه ساوج است. دو متخصص بیماریهای کلیه که «مدل ایرانی خریدوفروش کلیه» را توضیح دادهاند. راث این مقاله را بهعنوان یکی از مهمترین توصیفهای نظام پیوند کلیه در ایران معرفی میکند. نظامی که در آن فروش کلیه میان افراد غیرخویشاوند، تحت نظارت دولت و انجمن حمایت از بیماران کلیوی انجام میشود. او همچنین به مقاله میترا مهدویمژده ارجاع میدهد که تجربه ایران را از منظر پزشکی و سیاستگذاری عمومی بررسی کرده است. ارجاع دیگر کتاب به پایاننامه دکترای الهام میرعشقی است؛ پژوهشی انسانشناسانه درباره تجربه فروشندگان کلیه، مذاکرات مالی و فضای اجتماعی بازار کلیه در ایران. راث از خلال این پژوهشها نشان میدهد که حتی در شرایط قانونی بودن بازار کلیه، فروشندگان همچنان با نوعی انگ اجتماعی روبهرو هستند و فروش کلیه در ایران هنوز عملی قبیح تلقی میشود. اما یکی دیگر از مهمترین ارجاعات کتاب، مقاله مشترک محمد اکبرپور، سیدفرشاد فاطمی و نگار مطوریان است. پژوهشی که راث چند صفحه از کتاب خود را به توضیح آن اختصاص داده است. این مقاله با استفاده از دادههای واقعی پیوندهای کلیه تهران در فاصله سالهای ۲۰۱۲ تا ۲۰۱۷، قیمت کلیه، زمان انتظار، اثر تورم، وضعیت درآمدی فروشندگان و خریداران و سازوکار بازار کلیه ایران را تحلیل میکند. راث بر اساس یافتههای این مقاله توضیح میدهد که فروشندگان کلیه معمولاً فقیرتر از خریداران هستند، اما بازاری که شکل گرفته، صرفاً انتقال عضو از فرد فقیر به فرد ثروتمند نیست. نویسنده همچنین توضیح میدهد که کاهش ارزش واقعی قیمت کلیه در نتیجه تورم، عرضه کلیه را کاهش داده است. راث همچنین به مقاله مشترک علی مقدسیکلیشومی و دنیل اسگروی اشاره میکند که با مطالعه میدانی فروشندگان کلیه در تهران، موضوعاتی مانند ریسکپذیری، صبر و رفتار تصمیمگیری آنان را بررسی کردهاند. مقاله مهدی فیضی و طناز معیندرباری نیز از دیگر ارجاعات کتاب است که ویژگیهای اهداکنندگان و گیرندگان کلیه، بهویژه در مشهد، را تحلیل میکند. راث در کتاب خود با اتکا به این پژوهشها تاکید میکند که ایران همچنان تنها کشور جهان است که بازار قانونی و تنظیمشده کلیه دارد. او مینویسد، برخی پزشکان غربی کیفیت جراحی و مراقبتهای پزشکی مرتبط با پیوند در ایران را تحسین کردهاند. یکی از مواردی که راث با استناد به پژوهشهای ایرانی به آن اشاره میکند این است که اگرچه فروش کلیه در ایران ممنوع نیست، اما همچنان با انگ اجتماعی همراه است. همچنین توضیح میدهد که اتباع خارجی اجازه خرید کلیه در ایران ندارند و پناهجویان افغان و عراقی نیز نمیتوانند کلیه بفروشند. اشاره به این موارد فقط از آن جهت اهمیت ندارد که نام بازار کلیه ایران در کتاب جدید برنده نوبل اقتصاد آمده، اهمیت اصلی در این است که نشان میدهد سالهاست پژوهشگران، پزشکان و اقتصاددانان ایرانی روی یکی از پیچیدهترین و حساسترین مسائل اخلاقی و اقتصادی جهان کار کردهاند و بخشی از این مباحث، پیش از آنکه در فضای عمومی جهان مطرح شود، موضوع تحقیق، مناقشه و گفتوگو در نشریات ایران و بهطور مشخص مجله تجارت فردا بوده است.
دیدگاه تان را بنویسید