شناسه خبر : 51814 لینک کوتاه
تاریخ انتشار:

چرخه مخرب

گفت‌وگو با علینقی مشایخی درباره پیامدهای تقدم امنیت بر توسعه

چرخه مخرب

توسعه و امنیت درهم‌تنیده‌اند. بدون توسعه امنیت شکل نمی‌گیرد، اما امنیت هم زمینه‌ساز توسعه است. البته همچنان مناقشه فکری در میان طیفی از نخبگان این است که کدام‌یک را باید در اولویت قرار دهیم. این در حالی است که توسعه به‌صورت پایدار تنها زمانی شکل می‌گیرد که در طیف امنیت، آزادی، فناوری و رشد اقتصاد، تعادل وجود داشته باشد. علینقی مشایخی، دانش‌آموخته دوره دکترای مدیریت دانشگاه ام‌آی‌تی و موسس و استاد‌تمام دانشکده مدیریت و اقتصاد دانشگاه صنعتی شریف، در مواجهه امنیت و توسعه، اولویت را به توسعه می‌دهد. در نگاه او اگر توسعه اتفاق نیفتد، امنیت هم از دست می‌رود. به همین دلیل است که این اقتصاددان تاکید می‌کند توسعه برای جامعه ایرانی «انتخاب» نیست، بلکه «الزام و اجبار» است.

    ♦♦♦

مسئله توسعه در ایران همیشه با مناقشه‌های فکری روبه‌رو بوده است. قبل از اینکه به این بحث بپردازیم که آیا باید امنیت را در اولویت قرار دهیم یا توسعه را؟، می‌خواهم این پرسش را طرح کنم که میان توسعه و امنیت چه ارتباط و پیوندی وجود دارد؟

امنیت، زمینه‌ساز توسعه است، اما اگر توسعه اتفاق نیفتد، امنیت از دست می‌رود. در این چهارچوب فکری به‌نظر می‌رسد توسعه بر امنیت، تقدم دارد. فرآیند توسعه در همه ابعاد می‌تواند امنیت را پایدار کند. اگر توسعه حاصل نشود، جوامع دیگر می‌توانند به رشد و پیشرفت برسند و در این صورت، جامعه بدون توسعه از کارزار پیشرفت عقب می‌افتد. اگر جامعه‌ای هم به توسعه دست نیابد، امنیت آن جامعه به خطر می‌افتد. زمانی‌که توسعه شکل بگیرد و شهروندان در جریان امر توسعه قرار گیرند، امیدواری در سطح کلان شکل می‌گیرد. با مشارکت و امیدواری شهروندان در جامعه، توسعه حاصل می‌شود و توسعه می‌تواند پایداری و امنیت هم به‌دنبال داشته باشد. اگر فرآیند توسعه متوقف شود، شهروندان و جوانان امیدوار به آینده نیستند. ناامیدی از آینده می‌تواند عصیان و اعتراض را به‌دنبال داشته باشد و این مسئله تنها می‌تواند زمینه‌ساز آن باشد که امنیت جامعه به خطر بیفتد. بنابراین توسعه در داخل، می‌تواند امنیت را هم پایدار کند. اگر توسعه شکل گیرد، در بیرون از مرزها (خارج) هم قدرت مادی شکل می‌گیرد. درواقع، کشوری که توسعه‌یافته باشد و نسبت به مسائل داخلی حساس باشد، می‌تواند قدرتمند ظاهر شود و در بیرون از مرزها هم برای خودش امنیت ایجاد کند. حال فرض کنید اگر کشوری توسعه‌یافته نباشد و در شرایط ضعیف و ناتوانی به‌سر برد و به‌دلیل توسعه‌نیافتگی، سطح ناامیدی‌ها بالا باشد، در آن‌ صورت آن کشور امکانات و لوازم مربوط به امنیت مرزها را هم در اختیار ندارد. بنابراین توسعه نسبت به امنیت تقدم دارد، زیرا توسعه می‌تواند هم به تامین امنیت در داخل و هم به تامین امنیت در خارج کمک کند. اگر توسعه شکل نگیرد، هیچ‌یک از مولفه‌های مربوط به امنیت نمی‌تواند قوام یابد. توسعه باید در جریان قرار گیرد تا حفظ امنیت به وجود آید. این گزاره که برای امنیت، بهتر است توسعه را نادیده بگیریم یا در اولویت‌های بعد قرار دهیم، پذیرفتنی و درست نیست.

چرا برخی از سیاستمداران و مقامات در کشورمان به امر توسعه نگاه خوش‌بینانه‌ای ندارند؟ برای مثال برخی نسبت به پدیده اینترنت به‌عنوان یکی از مهم‌ترین شاخص‌های توسعه‌یافتگی در دنیای امروز سوءظن دارند و آن را در پیوند با مقوله امنیت توجیه می‌کنند. شاید پرسش را به زبان هم دیگری بتوان عنوان کرد که چرا برخی از سیاستمداران با دوربین امنیتی به ساحت توسعه نگاه می‌کنند؟

به باورم این مسئله ریشه‌ای است. برخی از مدیران در کشورمان هدفشان توسعه یا رشد و پیشرفت جامعه نیست، بلکه هدف بنیادی، ترویج و گسترش یک تفکر یا ایدئولوژی خاص است و حتی این برداشت را مطلوب‌تر و درست‌تر می‌دانند. به این ترتیب از نگاه این نوع از مدیران، توسعه در اولویت‌های بعدی است. حتی اگر مبنا را هم رشد و گسترش یک ایده یا تفکر خاص بدانیم، بدون امکانات و لوازم پیشرفت و توسعه نمی‌توانید آن افکار و ایده‌ها را تقویت کنید یا ترویج دهید، حتی در این شرایط هم، توسعه همچنان باید در اولویت باشد. به همین دلیل می‌توان این‌گونه به این پرسش پاسخ داد؛ نخست اینکه مسئله توسعه ممکن است در اولویت نباشد و هدف بنیادی از نگاه برخی از مدیران اساساً توسعه نیست. دوم اینکه اگر با همان فرمان قبل و آن نگاه خاص بخواهیم به جلو برویم، چه‌بسا در توسعه عقب می‌مانیم و چالش‌های امنیتی بیشتری پیش‌رویمان قرار می‌گیرد. اگر توسعه اتفاق نیفتد، طیف زیادی از مردم و جوانان نسبت به آینده ناامید و مایوس می‌شوند. همان‌طور که قبلاً هم گفتم، نبود چشم‌انداز نسبت به آینده و فراگیر شدن ناامیدی به‌معنای اعتراض و عصیان است و شروع اعتراض‌ها، چالش‌های امنیتی را نیز به‌دنبال دارد. دلیل اینکه بستر اعتراض شکل گرفته، این است که امر توسعه به‌درستی اتفاق نیفتاده یا اینکه عقیم مانده و دلیل اینکه توسعه متوقف شده یا به‌طور کامل شکل نگرفته، این است که در اولویت نبوده. همه این مسائل زنجیروار با هم ارتباط و پیوند دارند و نبود یکی از آنها به‌معنای نبود دیگری است و به نظرم این نکته بسیار مهمی است که سیاست‌گذاران باید آن را مدنظر قرار دهند. اگر هدف اساسی در جامعه توسعه یا پیشرفت نباشد، خودبه‌خود به سمت فضای امنیتی می‌رویم. تداوم مسائل امنیتی یا شکل‌گیری ناآرامی‌ها، کنترل و آرامش جامعه را به‌هم می‌زند. البته اگر شهروندان در جریان توسعه قرار گیرند و مشارکت کنند، آن‌وقت با رفع چالش‌ها و شکل‌گیری توسعه اقتصادی، بسیاری از چالش‌های امنیتی هم می‌تواند رفع شود.

 برخی در مواجهه با سخنان شما مدعی این هستند که برخی از زیرساخت‌ها همچون اینترنت می‌تواند ابزار جاسوسی و مخل امنیت باشد، بنابراین ضرورت امنیت از توسعه مهم‌تر است و به‌همین دلیل باید در اولویت باشد. به نظرتان این گزاره را چگونه باید مورد تامل و کنکاش قرار داد؟

تکنولوژی، فناوری و زیرساخت‌ها و امکانات یا نرم‌افزارها به‌وجود آمده‌اند که در خدمت توسعه و شتاب‌بخشی به آن مقوله باشند. در دنیای امروز، دسترسی به تازه‌ترین و مهم‌ترین اطلاعات و داده‌های تجاری یا اقتصادی یا حتی امنیتی در بستر اینترنت شکل می‌گیرد. بدون زیرساخت‌ها و فناوری‌ها همچون اینترنت، شتاب‌بخشی به پیشرفت و توسعه سخت و شاید نشدنی باشد. ابزارهای تکنولوژی باید در خدمت توسعه باشند و اگر اولویت جامعه‌ای توسعه باشد، قطعاً این ابزارها در خدمت توسعه قرار می‌گیرد. البته مطمئن باشید همیشه و در همه‌جا نسبت به تکنولوژی سوءاستفاده‌هایی شکل می‌گیرد، اما این به معنای حذف آن تکنولوژی یا کنار گذاشتن آن نیست. اگر چرخ توسعه بچرخد، سوءاستفاده‌ها از تکنولوژی‌ها نیز کمتر می‌شود. در شرایط عدم توسعه‌یافتگی، تکنولوژی بیشتر می‌تواند ابزار جاسوسی و مخل امنیت باشد، زیرا بسیاری از مردم نسبت به اولویت‌ها و وضع جامعه نارضایتی دارند و این نارضایتی به‌دلیل این است که آن شهروندان یا مردم فضای توسعه را تجربه نکرده‌اند. این به‌معنای شکل‌گیری چرخه شومی است که می‌تواند فضا را به سمتی بدتر نیز سوق دهد. اگر تکنولوژی و ابزارهای آن به کمک تجارت، اقتصاد یا حتی امنیت نیاید، توسعه آسیب می‌بیند و فضای عقب‌ماندگی هم تشدید می‌شود. به همین دلیل باید این چرخه شوم را شکست و جهت‌گیری‌ها را به سمت توسعه سوق داد. این بدین معناست که اولویت باید توسعه باشد، آن‌وقت می‌توانیم در جامعه و نسل جدید امید ایجاد کنیم. مطمئن باشید اگر این شرایط مثبت را به وجود بیاوریم، تکنولوژی و ابزارهای آن به سمت جاسوسی یا مخل امنیت نمی‌روند، یا اگر حتی مورد سوءاستفاده هم قرار گیرد، بسیار اندک و قابل‌مهار است. زمانی‌که تکنولوژی و فناوری در خدمت جامعه است و همگان می‌توانند از آن استفاده کنند، امر توسعه و پیشرفت تسریع می‌یابد. نباید به بهانه بحث‌های مربوط به جاسوسی یا مخل امنیت، خودمان را از اینترنت یا امکانات تکنولوژی و ابزارهای آن محروم کنیم، زیرا در این ‌صورت به اراده خودمان به فرآیند توسعه لطمه وارد می‌کنیم. باز هم تکرار و تاکید می‌کنم، بدون توسعه، ناامیدی همه‌گیر می‌شود و با ناامیدی، عصیان و اعتراض پردامنه و شدت می‌گیرد. باید توسعه را مبنا و اولویت قرار دهیم و چاره و الزامی هم جز این نداریم. به‌نظر می‌رسد توسعه برای وضع کنونی جامعه انتخاب نباشد، بلکه الزام و اجبار باشد. نباید به ‌هیچ وجه نگران مسائل امنیتی ناشی از حضور تکنولوژی و ابزارهای آن باشیم. شکل‌گیری زمینه‌های حضور تکنولوژی و دسترسی همگانی به آن، به‌معنای امیدوار کردن جامعه به آینده است. جامعه امیدوار در شرایط سخت هم می‌تواند رو به‌ جلو حرکت و در امر توسعه مشارکت کند.

آیا نیاز هست در برابر هر پدیده‌ای که در خارج از مرزها شکل می‌گیرد و به‌عنوان تکنولوژی یا فناوری غربی از آن یاد می‌شود، نسخه داخلی داشته باشیم؟ چه توصیه‌ای دراین‌باره دارید؟

هیچ اشکالی ندارد که جوانان بااستعداد کشورمان یا نیروهای خلاق به‌دنبال نسخه به‌اصطلاح بومی در داخل باشند. برای مثال ساخت همین نرم‌افزارها یا اپلیکیشن‌های ایرانی در داخل به‌عنوان نسخه‌های مشابه خارجی می‌تواند برای ما مزیت و حُسن داشته باشد. توسعه اگر شکل گیرد، باید در خدمت همین جوانان بااستعداد سرزمینمان باشد که بتوانند الگوها و سازوکارهای مشابه در داخل خلق و ایجاد کنند که آنها هم دوباره در خدمت توسعه قرار گیرند. جوانان بااستعداد ما بعضی اوقات ابداعاتی ایجاد می‌کنند که نمونه‌های مشابه در خارج هم نیست. چه‌بسا همان نسخه ایرانی ویژگی‌هایی دارد که خارجی‌ها ندارند. نباید نیروی خلاق و جوانان بااستعداد را در این‌باره محدود کنیم. همین شبکه اجتماعی تلگرام را که مالک آن یک جوان روسیه‌ای است، در نظر بگیرید؛ نمونه روشنی است که باید در ملاحظاتمان به آن توجه کنیم. جوانان بااستعداد و فرزندان امروز، مدیران فردا هستند، نباید برای آنان محدودیت ایجاد کنیم. محدودیت ایجاد کردن در مسیر تکنولوژی یا ابزارهای آن در دنیای هوش مصنوعی دیگر جوابگو نیست. باید جوانان و استعدادهای ایرانی را به فعالیت بیشتر تشویق کنیم و توسعه تکنولوژی را در میان آنان سرعت ببخشیم. حتی باید برای نیروهای بااستعداد مشوق ایجاد کنیم که تکنولوژی داخلی همسو با تکنولوژی خارجی رشد یابد و به این ترتیب مزیت رقابتی ایجاد کنیم. محدودیت در مسیر تکنولوژی به معنای ناامیدی همین استعدادهاست. باید محدودیت‌ها و انحصارها را در هر وجهی و برای هر نوع تکنولوژی (داخلی یا خارجی)، از میان برداریم.

اکنون که تا حد زیادی به اهمیت توسعه در پیوند با امنیت تاکید کردید، به نظرتان امنیتی نگاه کردن به مسائل می‌تواند چه تاثیری بر رشد اقتصاد بگذارد و تقدم امنیت بر توسعه، چه پیامدهایی برای اقتصاد ایران دارد؟

اگر با دوربین امنیتی به مسائل نگاه کنیم یا درباره آنها نظر بدهیم، مطمئناً دسترسی به منابع و ابزار تکنولوژی محدود می‌شود. محدود شدن تکنولوژی مانع شکل‌گیری توسعه و رشد می‌شود. اگر توسعه هم عقیم بماند، فضای امنیتی تشدید می‌شود. به همین وجه، تشدید فضای امنیتی به معنای دست‌اندازی و مانع‌تراشی در توسعه است. این دقیقاً مصداق همان چرخه معیوبی است که از آن سخن گفتیم. باید هدف و سیبل اصلی توسعه باشد، توسعه برای امنیت هم لازم است. امنیت هم باید در خدمت توسعه باشد، نه مانع آن. ریل‌گذاری سیاست‌ها در داخل و خارج هم باید در مسیر توسعه باشد. از این حیث از دید سیاست‌گذاران و مدیران، توسعه باید هدف بنیادی و حرکت اصلی در جامعه باشد. تمام زیرساخت‌ها و شاخه‌های حکمرانی باید همسو با هم، توسعه را در اولویت قرار دهند. اولویت توسعه به معنای اهمیت دادن به مقوله امنیت است. اگر توسعه نباشد، همه فرآیندها و سیاست‌ها عقیم می‌ماند. به زبان ساده، بدون توسعه و پیشرفت همه‌چیز خراب و ویران می‌شود. با توسعه می‌توانیم در روابط خارجی با همسایگان یا سایر ملل در جهان قدرتمندتر ظاهر شویم. بدون توسعه آموزش جا می‌ماند. آموزش زیربناست. بدون آموزش، نیروی انسانی ماهر هم تربیت نمی‌شود. بدون توسعه، سیستم بهداشت و درمان از هم می‌پاشد و نمی‌تواند سرپا بماند. توسعه‌نیافتگی آموزش و بهداشت را هدف قرار می‌دهد. زمانی که نیروی انسانی بادانش و باتجربه نداشته باشید، آن‌وقت چیزی برای عرضه هم ندارید. بدون توسعه،‌ همه جنبه‌های حکمرانی آسیب می‌بیند. باید به این نقطه برسیم که همه چیز در خدمت توسعه باشد. با توسعه است که می‌توانیم عزت و اقتدار ملی، دینی و مذهبی را به جهانیان نشان بدهیم. با توسعه می‌توانیم نمونه و الگوی موفقی از خودمان به جهانیان نشان دهیم. با توسعه، جامعه سالم و شاداب داریم. بدون توسعه هیچ‌گاه نمی‌توانیم بر دیگران تاثیر بگذاریم، بنابراین جان کلام این است که توسعه همه‌چیز است. 

دراین پرونده بخوانید ...