شناسه خبر : 52238 لینک کوتاه
تاریخ انتشار:

تنگنای تصمیم‌گیری

گفت‌وگو با حسین مرعشی درباره توان اجرایی سیاست‌ها در دولت

تنگنای تصمیم‌گیری

چند روز پیش خبر اجرای طرح «نرخ چهارم بنزین» در کرمان منتشر شد، اما طرح خیلی زود متوقف شد. محمدرضا عارف، معاون اول رئیس‌جمهور، هم در توضیحاتی اعلام کرد که این طرح، بدون هماهنگی با دولت اجرا شده بود و به همین دلیل هم متوقف شده است. عارف همچنین یادآوری کرده بود که دولت قصد ندارد سهمیه اول بنزین را کاهش دهد، اما سهمیه دوم باید به‌تدریج کاهش یابد. اگرچه معاون اول رئیس‌جمهور تاکید کرد دولت در بلندمدت به سمت آزادسازی قیمت‌ها حرکت می‌کند، اما این مقام مسئول، حرکت به سمت آزادسازی را منوط به برگزاری کارگروهی در دولت کرد. ماجرای اخیر بنزین بار دیگر این پرسش را پیش کشید که دولت تا چه اندازه می‌تواند سیاستی را که از نظر اقتصادی ضروری می‌داند، به اجرا بگذارد. در نگاه نخست، می‌توان این اتفاق را به وجود اختلاف‌نظرهایی در دولت نسبت داد؛ اما اهمیت مسئله زمانی روشن می‌شود که بدانیم دولت با جامعه‌ای مواجه است که بر اثر سال‌ها تحمل تورم بالا، تا حد زیادی توان تحمل هزینه‌های اصلاحات را از دست داده است. حسین مرعشی در گفت‌وگو با تجارت فردا تاکید می‌کند که دولت توان اجرای اصلاحات اقتصادی را دارد، اما به‌دلیل شرایط خاص اقتصادی دست نگه داشته است.

  ♦♦♦

با توجه به تجربه اخیر دولت در اجرای سیاست اصلاح قیمت بنزین و ناتوانی در پیشبرد تصمیمی که از پیش مطرح شده بود، این پرسش پیش می‌آید که آیا مسئله را باید صرفاً در ضعف تصمیم‌گیری دولت جست‌وجو کرد یا آن را نشانه‌ای از کاهش ظرفیت حکمرانی و اجرای سیاست در ایران دانست؟ به‌نظر شما، دولت امروز تا چه اندازه از نظر منابع مالی، توان کارشناسی، ظرفیت بوروکراتیک و قدرت اقناع و همراه کردن جامعه، امکان اجرای سیاست‌های اصلاحی را دارد؟

ببینید، اولین مسئله این است که کشور در شرایط خیلی خاصی قرار دارد. جامعه، دولت و کنشگران اقتصادی، همه زیر فشار هستند. هیچ‌کدام در وضعیت عادی نیستند. جامعه، بعد از تحمل شش سال تورم بالای ۵۰ درصد، واقعاً تاب و توان پرداخت هزینه اصلاحات را ندارد، چراکه دیگر حاشیه‌ای در زندگی‌شان باقی نمانده است. منابع مالی خانوارها و بنگاه‌ها به‌سختی تامین می‌شود و در حدی است که بتوانند زنده بمانند و هر طور که هست سرپا باشند. جامعه در فشار حداکثری است. دولت در سال‌های اخیر با هزینه‌های بی‌سابقه مواجه شده است. درواقع دولت همزمان در حوزه‌های دفاعی و اداره کشور مجبور به تحمل هزینه‌هایی شده که پیش از این، سابقه نداشته است. از سوی دیگر، این هزینه‌ها در برهه‌ای تراشیده شده که دولت منابع اصلی درآمدی خود را که همان منابع نفتی است، از دست داده است. به‌طور خلاصه، دولت اکنون در شرایط فوق‌العاده سختی کشور را اداره می‌کند. به‌جز این، کنشگران اقتصادی هم که باید فعال باشند تا بتوانند چرخ‌های تولید کشور را سرپا نگه دارند در سال‌های گذشته، با معضلات زیادی مواجه شده‌اند. تولیدکنندگان و دیگر فعالان اقتصادی نتوانستند میزان تولید خود را افزایش دهند، در نتیجه توانایی پرداخت مالیات خود را نیز از دست دادند یا اینکه مجبور شدند این تکلیف را با تاخیر به دولت پرداخت کنند. بنابراین دولت از امکان استفاده از یکی از درآمدهای مهم خود یعنی مالیات نیز تا حدی محروم شد. همین موضوع سبب شد دولت نتواند درآمدهایی را که پیش‌بینی کرده بود، به‌دست آورد و درنهایت هم در وضعیتی قرار گرفته که به‌زحمت می‌تواند تولید و سطح اشتغال را حفظ کند. همچنین امکان مدیریت مشکلات را نیز تا حدی از دست داده است. تمام این موارد سبب می‌شود که دوباره به گزاره نخست بازگردیم و تاکید کنیم که شرایط کنونی ایران، بسیار خاص است و طبیعی است که در چنین وضعیتی، تصمیم‌گیری‌ها برای دولت آقای پزشکیان سخت باشد. دولت هرچند با تاخیر زیاد اما سرانجام در سال گذشته، تصمیم مهمی مبنی ‌بر حذف ارز ترجیحی گرفت. اکنون برای همه واضح و مبرهن است که دولت باید دست به چنین اقدامی می‌زد تا مانع از گسترده‌تر شدن رانت ارز ترجیحی شود، اما همین اقدام دولت موجب شد که تورم ماهانه تا ۱۵ درصد بالاتر برود. با توجه به اینکه دولت چهاردهم، سال گذشته نیز در برهه‌ای بسیار حساس دست به اجرای این تصمیم دشوار زد و بالاخره ارز ترجیحی را از اقتصاد ایران زدود، نمی‌توان گفت که این دولت، اهل تصمیم‌گیری‌های سخت نیست یا اینکه از تصمیم‌گیری‌های سخت هراسان است. منظور من این است که باید حتماً شرایط بسیار خاصی را که کشور در درون آن قرار گرفته، لحاظ کنیم.

می‌گویید دولت در شرایط فعلی به تنگنا افتاده است وگرنه هراسی از اخذ تصمیم‌های سخت ندارد. اگر این برداشت را بپذیریم، به‌نظر شما مانع اصلی تصمیم‌گیری درباره بنزین یا به‌طور کلی انجام اصلاحات اقتصادی کجاست؟ آیا دولت به‌دلیل نگرانی از پیامدهای اجتماعی و اقتصادی این اصلاحات، از ظرفیت و اختیار لازم برای تصمیم‌گیری برخوردار نیست؟

بله. ولی در‌حال‌حاضر، مشکلات کشور به حدی سنگین شده که می‌توانم قاطعانه به شما بگویم دولت در این روزها نشان داد که متاسفانه نمی‌تواند درباره بنزین تصمیم قاطعی بگیرد. مطلقاً نمی‌توان برای اصلاح این مورد در برهه فعلی دست به اقدامی زد و تجربه اخیر که شما به آن اشاره کردید نیز گویای همین نکته است. ساده‌ترین تصمیمی که دولت می‌خواست بگیرد این بود که قیمت سهمیه بنزین آزاد را افزایش دهد، اما همان‌طور که مشاهده کردید حتی امکان انجام آن هم وجود نداشت. فکر می‌کنم که لازم است شخص رئیس‌جمهور یعنی آقای پزشکیان، به همراهی روسای قوه قضائیه و مقننه با ارائه اطلاعات مکفی به مقام معظم رهبری، این تصمیم را بالاخره بگیرند. حتی باید پیشنهاد کرد که ایشان پیش از تصمیم‌گیری، اقدام به همراه کردن نیروهای مسلح کنند تا هر طور که شده، کشور از شرایط اقتصادی فعلی رهایی پیدا کند.

می‌توان درک کرد که منظور شما از شرایط فعلی و حساسیت‌های تصمیم‌گیری در آن چیست، اما برخی اقتصاددانان هشدار می‌دهند که هرچه انجام اصلاحات اقتصادی بیشتر به تعویق افتد، انجام آن سخت‌تر می‌شود. آیا ممکن است سیاست‌هایی که امروز با هزینه قابل‌مدیریت اجراشدنی هستند، در آینده به تصمیم‌هایی بسیار پرهزینه‌تر تبدیل شوند؟

هرچه زمان جلوتر برود، کشور نیازمند تصمیماتی دشوارتر می‌شود. درحالی‌که به‌نظر می‌رسد بنیه اقتصادی روزبه‌روز ضعیف‌تر می‌شود و تمام این موارد ممکن است کشور را به نقطه‌ای برساند که برای آن بحران‌هایی فزاینده‌ ایجاد کند. لازم است که مدیران عالی‌رتبه کشور پس از رسیدن به اجماع، بسیار سریع اقداماتی برای بهبود شرایط سیاسی و اقتصادی ایران انجام دهند و پس از آن، باید تدابیر بسیار سنجیده و شجاعانه اتخاذ شود. با توجه به اینکه هرچه اخذ این تصمیم‌ها طولانی‌تر شود، تصمیم‌گیری و اجرای آنها هم به هر حال سخت‌تر می‌شود، تاکید بر سرعت ضروری است. یعنی هرچه سیاست‌گذاران، اتخاذ این تصمیم‌ها را به تعویق بیندازند، هزینه اجرای آنها هم بالاتر می‌رود.

به‌نظر شما دولت تا کجا می‌تواند هزینه تعویق در تصمیم‌گیری و اجرای اصلاحات اقتصادی را بپذیرد؟ تعلل در اصلاحات اقتصادی، درحالی‌‌که توان اقتصادی جامعه و دولت به‌تدریج فرسوده می‌شود تا کجا جایز است؟

همان‌طور که هر فرد می‌تواند تصمیم‌های مهم خود را به تعویق بیندازد، دولت هم می‌تواند کارها و تصمیمات مهم را دیرتر انجام دهد، اما مسئله این است که هرچه تصمیم به تاخیر بیفتد، خطر تبدیل شدن مسائل اقتصادی به مسائل سیاسی و امنیتی افزایش پیدا می‌کند. ببینید، در یک روال معمول و عاقلانه اداره کشور، شما باید مسائل امنیتی را به مسائل سیاسی و مسائل سیاسی را به مسائل اقتصادی تبدیل کنید. حال تصور کنید که این جهت معکوس شود و ما به نقطه‌ای برسیم که تصمیمات از سر ناچاری اقتصادی گرفته شوند یا بدتر اینکه مسائل از حوزه اقتصاد به حوزه سیاسی و امنیتی منتقل شود. این کار به هیچ‌وجه عاقلانه نیست. اتفاقاتی که در سال گذشته رخ داد و تجربه تلخ دی‌ماه سال 1404 نیز گواهی بر امنیتی شدن مسئله اقتصادی هستند. تجربه تلخ سال ۱۴۰۴ از اعتراضات بازار نسبت به آزادسازی قیمت‌ها شروع شد و سرانجام به حوادث بسیار تلخ ۱۸ و ۱۹ دی‌ماه انجامید؛ حوادثی که درواقع داغی بر دل کشور و همه دلسوزان ایران گذاشت. بنابراین در پاسخ به پرسش شما تاکید می‌کنم که بله؛ البته که می‌توان تصمیم‌های نادرست را به تعویق انداخت، اما همزمان باید به‌خاطر آوریم که تاخیر در گرفتن تصمیمات اقتصادی لازم می‌تواند مسائل را از حوزه اقتصادی به حوزه سیاسی و امنیتی منتقل کند.

با توجه به همین توضیحی که فرمودید، آیا کاهش اعتماد و پذیرش اجتماعی باعث شده است که دولت، حتی در مواردی که راه‌حل اقتصادی وجود دارد و دولت این راه‌حل را می‌شناسد، نتواند آن را اجرا کند؟

به نظر من نه؛ چراکه دولت متوجه رسیدن کارد به استخوان مردم هست و محال است که بداند اقدامی می‌تواند زندگی مردم را بهبود ببخشد، اما از انجام آن دریغ کند. اساساً یکی از مهم‌ترین برنامه‌های آقای پزشکیان در انتخابات، بهبود وضعیت اقتصادی از طریق انجام اصلاحات اقتصادی بود. بنابراین نمی‌توان گفت دولت از پیامدهای اقتصادی تصمیمات خود یا فشارهایی که این شرایط بر زندگی مردم وارد می‌کند، بی‌خبر است. دولت می‌داند که وضعیت اقتصادی و معیشتی مردم دشوار شده است و می‌داند که ادامه این شرایط نمی‌تواند برای کشور قابل‌قبول باشد. مسئله این است که امروز نیاز داریم مسئولان ایران، از هر طیف و گرایشی که هستند، تلاش کنند کشور را متناسب با خواسته‌ها و نیازهای امروز جامعه نوسازی کنند. این موضوع نباید فقط به یک جریان سیاسی یا اصلاح‌طلبان محدود شود. حتی سران کشور نیز باید خواسته‌های جامعه امروز را در نظر بگیرند و کشور را به‌گونه‌ای نوسازی کنند که بتواند با نیازها و شرایط امروز جامعه منطبق باشد. جامعه تغییر کرده و طبیعی است که سیاست‌گذاری و اداره کشور نیز باید این تغییرات را در نظر بگیرد. نمی‌توان انتظار داشت نیازها و خواسته‌های جامعه تغییر کند، اما شیوه اداره کشور بدون تغییر باقی بماند. درواقع، مسئله فقط این نیست که دولت یک تصمیم اقتصادی مشخص را اجرا کند؛ مسئله این است که مجموعه تصمیم‌گیران کشور باید شرایط امروز را ببینند و متناسب با آن تصمیم بگیرند. این نوسازی، موضوعی ضروری است و همه جریان‌ها و طیف‌های سیاسی باید در آن نقش داشته باشند. البته این فرآیند پیچیدگی‌هایی دارد که باید در زمان مناسب به آنها پرداخته شود، اما اصل موضوع روشن است؛ کشور برای عبور از شرایط موجود نیازمند آن است که خود را با خواسته‌ها و نیازهای جامعه امروز منطبق کند.

دقیقاً پرسش من این بود که این وضعیت که به قول شما کارد به استخوان مردم رسیده است، ممکن است باعث شود سیاست‌گذاران نتوانند اصلاحات اقتصادی را اجرا کنند؟ به‌عبارت دیگر، آیا رسیدن فشارهای اقتصادی و معیشتی به این نقطه، خود یکی از موانع بر سر راه اجرای اصلاحات است؟ درواقع، این وضعیت را باید علت مشکلات و معضلات اقتصادی دانست یا معلول سیاست‌های نادرست اقتصادی؟

 فکر می‌کنم این تنگنایی که مردم در آن قرار گرفته‌اند، بیش از آنکه علت باشد، معلول شرایط بین‌المللی ایران است. حتی پربیراه نیست اگر بگوییم وضعیت موجود، کمتر از آنکه معلول شرایط اقتصادی باشد، نتیجه شرایط بین‌المللی کشور است. بنابراین اگر بخواهیم درباره ریشه این مشکلات صحبت کنیم، باید شرایط بین‌المللی ایران را هم در نظر بگیریم و نمی‌توان همه این وضعیت را فقط به عملکرد اقتصادی دولت یا سیاست‌های اقتصادی داخلی نسبت داد. الان و در حال حاضر، اقتصاد ایران عامل اصلی مشکلات معیشتی مردم نیست. همان‌گونه که می‌دانید و کاملاً روشن است، شرایط بین‌المللی کشور بسیار پیچیده و درهم‌تنیده است و مجموعه‌ای از تنش‌ها و فشارهای مختلف، اقتصاد ایران را تحت تاثیر قرار داده است. همین‌قدر بگویم که اگر کوه هم بود، با این همه تنش بین‌المللی که گریبان کشور را گرفته است، تا الان خرد شده بود. این شرایط، فشار بسیار سنگینی را به اقتصاد ایران وارد کرده است، اما با وجود تمام این فشارها، اقتصاد ایران توانسته است از خود تاب‌آوری نشان دهد. به‌نظر من، همین که اقتصاد ایران با وجود این حجم از فشارها و تنش‌های بین‌المللی همچنان توانسته است خود را حفظ کند، نشان می‌دهد که نمی‌توان تمام مشکلات موجود را ناشی از ضعف یا ناکارآمدی اقتصاد داخلی دانست. بنابراین، اگرچه وضعیت اقتصادی و معیشتی مردم دشوار است و فشار زیادی بر آنها وارد می‌شود، اما باید توجه داشت که این وضعیت در شرایطی شکل گرفته که کشور همزمان با فشارها و محدودیت‌های جدی در عرصه بین‌المللی مواجه بوده است. به همین دلیل، معتقدم تنگنایی که امروز مردم در آن قرار گرفته‌اند، بیش از آنکه علت مشکلات باشد، معلول مجموعه شرایطی است که کشور با آن مواجه بوده است. درواقع، اقتصاد ایران با وجود تمام فشارهایی که متوجه آن شده، به‌خوبی توانسته است از خود تاب‌آوری نشان دهد. این تاب‌آوری را نباید نادیده گرفت. اگر این فشارها را در نظر نگیریم، تحلیل ما از وضعیت موجود ناقص خواهد بود.

اگر این وضعیت ادامه پیدا کند، سرنوشت اقتصاد ایران چگونه می‌شود؟ با توجه به شرایطی که امروز با آن مواجه هستیم، دولت‌ها درنهایت برای عبور از این وضعیت باید چه اقداماتی انجام دهند؟ آیا همچنان می‌توان اصلاحات اقتصادی را به تعویق انداخت یا کشور ناچار است سرانجام به سمت تصمیم‌های اساسی‌تر حرکت کند؟

دولت به‌هرحال ناچار است دست به اصلاحات بزند. این امر، تابع روابط بین‌المللی ماست. اگر بتوانیم در عرصه بین‌المللی به حقوق خودمان دست پیدا کنیم و همزمان با آن، بتوانیم خطرات دشمن را هم مدیریت کنیم، همه چیز بهتر می‌شود. در چنین شرایطی جهت کلی دو شاخص اصلی اقتصاد، که یکی رشد اقتصادی منفی و دیگری تورم بالاست، تغییر می‌کند و روبه بهبود می‌رود؛ وضعیت اقتصادی برای مردم هم مساعدتر می‌شود. اگر دشمنان کینه‌ورزی کنند و مسئولان ما نتوانند در عرصه گفت‌وگوهای دیپلماتیک حقوق ملت ایران را احقاق کنند یا بحران روابط بین‌المللی و بحران روابط منطقه‌ای ادامه پیدا کند، شاهد تورم فزاینده و افت رشد اقتصادی خواهیم بود. بدیهی است که این موارد، اقتصاد ایران را به‌شدت در معرض خطر قرار می‌دهد.

دراین پرونده بخوانید ...