کابوس توسعه
چرا اقتصاد ایران هزینه تخریب محیط زیست را نادیده میگیرد؟
آسیه اسدپور/ نویسنده نشریه
زمین زیر پای مردم آرامآرام فرو مینشیند. نرخ فرونشست در جنوب غربی تهران سالانه از ۲۰ سانتیمتر فراتر رفته و در اصفهان به ۱۵ سانتیمتر رسیده است. شکافها به بافت شهرها نیز رخنه کردهاند و آثار تاریخی اصفهان، از پلهای زایندهرود تا میدان نقشجهان، در معرض خطر قرار گرفتهاند. در دیگر نقاط کشور هم وضعیت بحرانی است. از ۶۰۹ دشت ایران، بیش از ۴۰۰ دشت در وضعیت ممنوعه و بحرانی قرار دارند. خاک ایران با نرخ فرسایش سالانه 7/ 16 تن در هکتار، یعنی حدود سه برابر میانگین جهانی، بخشی از توان زیستی خود را از دست میدهد. خشکیدن بخش بزرگی از دریاچه ارومیه و بحران تالابهای بختگان و گاوخونی نیز بر گسترش کانونهای گردوغبار و طوفانهای نمک اثر گذاشته است. بیش از ۳۰ میلیون هکتار از اراضی کشور در معرض فرسایش بادی قرار دارند.
در زاگرس، خشکیدگی درختان، هجوم آفات و فشار زغالگیری، به بیش از یک میلیون هکتار از جنگلهای بلوط آسیب رسانده است. خلیج فارس زیر فشار پسابهای صنعتی و شورابه آبشیرینکنها قرار دارد. در شمال، جنگلهای هیرکانی با آتشسوزی، ویلاسازی و ورود پسماند و شیرابه به آبراهها و سفرههای زیرزمینی تهدید میشوند. وضعیت تنوع زیستی نیز نگرانکننده است؛ برآوردهای مورد استناد این گزارش، جمعیت یوزپلنگ آسیایی را کمتر از ۲۰ قلاده و میشمرغ را کمتر از ۳۰ قطعه نشان میدهند. در کلانشهرها، آلودگی هوا به مسئلهای مزمن تبدیل شده است. تهران و اصفهان هر سال دهها روز ناسالم را پشت سر میگذارند. استقرار صنایع سنگین و پالایشگاهی در اطراف اصفهان و مصرف سوختهای آلاینده در نیروگاهها، بر غلظت ذرات معلق کوچکتر از 5/ 2 میکرون میافزاید. برآوردهای مطرحشده، سالانه نزدیک به ۵۹ هزار مرگ زودرس در کشور را به آلودگی هوا نسبت میدهند و خسارت اقتصادی آن را ۱۷ تا ۲۳ میلیارد دلار اعلام میکنند. در جنوب غرب کشور نیز طوفانهای گردوغبار به کشاورزی آسیب میزنند و فشار مهاجرت را افزایش میدهند. حدود ۲۰ درصد از مساحت ایران در معرض خطر بالا یا بسیار بالای این پدیده قرار دارد.
ذخایر آب زیرزمینی هم با سرعتی نگرانکننده کاهش مییابند. برداشت بیش از ظرفیت تجدید آبخوانها، همراه با کاهش تغذیه طبیعی آنها، بسیاری از دشتها را به وضعیت بحرانی رسانده است. سدسازی و کاهش جریان رودخانهها نیز در برخی حوضهها بر این فشار افزودهاند. در حاشیه شهرها، انباشت زباله و دفن پسماند بدون جداسازی مناسب، به نفوذ شیرابه در خاک و آب میانجامد. نرخ پایین بازیافت و ضعف مدیریت پسماند، همان الگویی را تکرار میکند که در دیگر بخشها دیده میشود: افزایش هزینههای سلامت و تخریب منابعی که بهای استهلاک آنها در حسابهای رسمی اقتصاد بهدرستی منعکس نمیشود. اینها صورتحسابهای یک الگوی توسعه نامتوازن هستند. الگویی که برای جبران ناترازیهای کوتاهمدت، سرمایه طبیعی را مصرف میکند و هزینه تخریب را به آینده انتقال میدهد. «پیشفروش سرمایه زیستی برای منافع آنی» را میتوان برداشت این گزارش از وضعیت ایران در شاخص عملکرد زیستمحیطی ۲۰۲۶ دانست؛ شاخصی که پژوهشگران دانشگاههای ییل و کلمبیا تدوین کردهاند. ایران در این ارزیابی با امتیاز 42/ 38، در میان ۱۷۷ کشور در جایگاه ۱۰۷ قرار دارد. البته بیشتر دادههای این دوره تا سال ۲۰۲۴ را پوشش میدهند و نمیتوان آنها را تصویری کامل از تحولات دو سال اخیر دانست. رتبه کلی بهتنهایی همه ابعاد مسئله را نشان نمیدهد. برای شناخت وضعیت ایران باید به شاخصهای جزئی، از کیفیت هوا و مدیریت آب تا حفاظت از زیستگاهها و کاهش انتشار گازهای گلخانهای، رجوع کرد. درحالیکه کشورهای پیشرو برای کاهش فشار تولید بر محیط زیست تلاش میکنند، بخشهایی از اقتصاد ایران همچنان به مصرف ارزان آب و انرژی و انتقال هزینه آلودگی به جامعه متکیاند. نظام تصمیمگیری دههها آبخوانها، هوای پاک و تنوع زیستی را منابعی کمهزینه و گاه پایانناپذیر فرض کرده است. پیامد این نگاه، سودآوری ظاهری فعالیتهایی است که بخشی از هزینه واقعی خود را بر دوش مردم و نسلهای بعد میگذارند. تداوم این روند، تابآوری سرزمین را در برابر خشکسالی، بحران انرژی و شوکهای بیرونی کاهش میدهد و بازده سرمایهگذاریهای تازه را نیز تهدید میکند.
نفسهای سیاه
در میان شاخصهای سلامت محیطی، وضعیت آلودگی هوا از نگرانکنندهترین بخشهای کارنامه ایران است. براساس دادههای مورد استناد متن، ایران در شاخص مواجهه با دیاکسید گوگرد و مونوکسید کربن، در میان ۱۷۷ کشور رتبه ۱۶۶ را دارد. این جایگاه بیانگر ضعف عملکرد در سنجه مربوط است؛ بااینحال، نمیتوان از آن نتیجه گرفت که هوای ایران در مجموع فقط از هوای ۱۱ کشور پاکتر است. هر آلاینده و هر شاخص، تعریف و دامنه اندازهگیری مشخصی دارد. بخشی از این وضعیت با ناترازی انرژی ارتباط دارد. در فصل سرد، محدودیت تامین گاز نیروگاهها زمینه مصرف سوختهای مایع آلاینده را فراهم میکند. مازوتسوزی، بسته به کیفیت سوخت و تجهیزات کنترل آلودگی، میتواند انتشار دیاکسید گوگرد و ذرات معلق را افزایش دهد. در سنجه مرتبط با بار بیماری ناشی از ذرات معلق نیز امتیاز 64/ 7 و رتبه ۱۵۳ برای ایران عنوان شده است. اصطلاح «سالهای عمر تعدیلشده با ناتوانی» به مجموع سالهای ازدسترفته بر اثر مرگ زودرس و سالهای زندگی همراه با بیماری یا ناتوانی اشاره دارد؛ بنابراین نباید آن را صرفاً معادل سالهای عمر ازدسترفته دانست یا امتیاز شاخص را با تعداد سالها یکسان گرفت. ذرات ریز میتوانند تا عمق ریه نفوذ کنند و از مسیرهای التهابی بر دستگاه قلبی و عروقی نیز اثر بگذارند. مواجهه طولانیمدت با آنها با افزایش خطر بیماریهای تنفسی، قلبی و سکته ارتباط دارد. بااینحال، نسبت دادن قطعی سکتههای زودهنگام یا ناهنجاریهای مادرزادی به یک آلاینده، به شواهد اختصاصی نیاز دارد. دامنه بحران نیز به وارونگی دما در زمستان محدود نیست؛ در تابستان، ازون و گردوغبار میتوانند سلامت عمومی را تهدید کنند. تعطیلی مکرر مدارس و ادارات، یکی از پیامدهای این وضعیت است که علاوهبر اختلال در آموزش و کار، هزینههای اقتصادی به همراه دارد.
از آسمان آلوده که به حوضههای آبریز نگاه کنیم، شکل دیگری از همین بحران آشکار میشود. در حوزه تصفیه و بازچرخانی فاضلاب، رتبه ۱۱۰ و امتیاز 39/ 26 برای ایران بیان شده است. ضعف این بخش در کشوری با محدودیت شدید منابع آب، اهمیتی ویژه دارد. بخشی از صنایع سنگین و آببر مستقر در فلات مرکزی، همچنان به منابعی متکی هستند که ظرفیت تجدید آنها محدود است. در کنار برداشت آب، تخلیه پسابهای تصفیهنشده صنعتی و شهری میتواند کیفیت ذخایر باقیمانده را نیز کاهش دهد. پیامد برداشت بیش از حد از آبخوانها، در بسیاری از دشتها به شکل فرونشست ظاهر شده است. شکافهای زمین در اصفهان، فارس، یزد و جنوب تهران به حریم زیرساختهایی مانند خطوط ریلی، جادهها و فرودگاهها نزدیک شدهاند. این پدیده صرفاً تغییری زمینشناختی نیست؛ هزینه برداشتهایی است که بدون توجه به ظرفیت منابع انجام شدهاند. با فشرده شدن لایههای آبخوان، بخشی از ظرفیت ذخیره آب ممکن است بهطور برگشتناپذیر از بین برود. در چنین وضعیتی، حتی کاهش برداشت یا افزایش بارندگی نیز لزوماً ساختار پیشین آبخوان را بازنمیگرداند. توسعه صنعت و زیرساخت بر زمینی که پایداری آن تهدید شده، هزینه و خطر بیشتری دارد.
توهم باروری
در دادههای مورد استناد متن، ایران در شاخص بازدهی فیزیکی زراعی امتیاز ۱۰۰ و رتبه نخست را دارد، اما در مدیریت پایدار نیتروژن در جایگاه ۱۲۷ ایستاده است. این تفاوت، ضرورت توجه همزمان به تولید و هزینههای زیستمحیطی آن را نشان میدهد. بااینحال، از کنار هم گذاشتن این دو رتبه نمیتوان نتیجه گرفت که بازدهی کشاورزی ایران صرفاً محصول مصرف بیرویه کود است. چنین داوری به بررسی تعریف شاخص، نوع محصولات، الگوی آبیاری و میزان مصرف نهادهها نیاز دارد. مصرف بیش از نیاز کودهای نیتروژنی میتواند به آلودگی آب، افزایش انتشار گازهای گلخانهای و اختلال در تعادل خاک بینجامد. در متن اولیه، افت 5/ 30واحدی در سنجه مهار انتشار اکسید نیتروژن و رتبه ۱۴۷ نیز ذکر شده است؛ رقمی که تفسیر آن به شناخت دوره مقایسه و روش محاسبه وابسته است. این شاخص را نباید بهتنهایی گواه نابودی زیستی خاک دانست. بااینحال، مسئله اصلی روشن است: افزایش تولید هنگامی پایدار خواهد بود که کیفیت خاک، منابع آب و کارایی مصرف نهادهها نیز حفظ شوند. سیاست خودکفایی، اگر این محدودیتها را نادیده بگیرد، ممکن است امنیت غذایی امروز را به بهای کاهش توان تولید فردا تامین کند.
فشار بر منابع طبیعی به دشتها و زمینهای کشاورزی محدود نمیشود. توسعه جادهها، خطوط انتقال و فعالیتهای معدنی، در صورت نبود ارزیابی و نظارت کافی، زیستگاهها را قطعهقطعه میکند. ایران در شاخص پیوستگی مناطق تحت حفاظت، با امتیاز 12/ 8 در رتبه ۱۴۶ قرار گرفته است. داشتن مرزهای رسمی برای مناطق حفاظتشده، بهتنهایی اتصال زیستگاهها و امکان جابهجایی گونهها را تضمین نمیکند. جاده یا معدن میتواند بخشی از یک منطقه را از بخش دیگر جدا کند و مسیر دسترسی جانوران به آب، غذا یا زیستگاه مناسب را ببندد.
برای گونههایی مانند یوزپلنگ و پلنگ ایرانی، این گسست میتواند احتمال تصادف جادهای و تعارض با فعالیتهای انسانی را افزایش دهد و تبادل ژنتیکی میان جمعیتها را محدود کند. از سوی دیگر، رتبههای نسبتاً مطلوبی مانند جایگاه ششم در سنجه کاهش پوشش درختی یا رتبه ۲۶ در سنجه مربوط به مراتع، نباید بهمعنای نبود تهدید تلقی شوند. این شاخصها همه ابعاد سلامت جنگل، کیفیت پوشش گیاهی و فشار بر زیستگاهها را اندازه نمیگیرند. همانطور که نمیتوان آنها را بدون شواهد تکمیلی صرفاً نتیجه صعبالعبور بودن ارتفاعات یا اجرای قانون استراحت جنگل دانست.
آتشسوزی، آفات، قاچاق چوب و کمبود امکانات حفاظتی، همچنان میتوانند جنگلها و مراتع را تهدید کنند. تخریب پوشش گیاهی نیز بر نفوذ آب، فرسایش خاک و شدت روانآب اثر میگذارد و در برخی حوضهها خطر سیلاب را افزایش میدهد. ارتباط این مسائل نشان میدهد که حفاظت از تنوع زیستی، موضوعی جدا از امنیت آب و اقتصاد مناطق نیست.
در حوزه اقلیم نیز ایران با چالشهای جدی روبهروست. در متن اولیه، رتبه ۱۴۳ در حوزه سیاستهای اقلیمی و کاهش انتشار گازهای گلخانهای و امتیاز صفر، با رتبه مشترک ۱۱۶، در سنجه مربوط به افق انتشار خالص صفر تا سال ۲۰۵۰ عنوان شده است. رتبه ۱۵۸ در انتشار سرانه و جایگاه ۱۵۲ در نسبت انتشار به تولید ناخالص داخلی نیز از دیگر ارقام مورد استنادند. این دادهها، در صورت تطبیق با تعریف دقیق سنجهها، میتوانند تصویری از شدت انتشار و فاصله با مسیرهای کمکربن ارائه کنند. سوزاندن گازهای همراه نفت در مشعلهای تاسیسات جنوب، یکی از مصادیق اتلاف منابع و انتشار آلایندههاست. باید میان سوزاندن گاز و رهاسازی مستقیم متان تفاوت گذاشت؛ مشعلسوزی عمدتاً دیاکسید کربن تولید میکند و احتراق ناقص نیز میتواند با انتشار متان همراه باشد. ادعای سوزاندن «روزانه میلیاردها مترمکعب گاز» در متن اولیه، بدون منبع قابل اتکا قابل استفاده نیست؛ اما اصل مسئله، یعنی از دست رفتن گاز قابل بازیابی و افزایش آلودگی، همچنان اهمیت دارد. شدت بالای انتشار، علاوهبر هزینههای داخلی، میتواند بر رقابتپذیری صادرات اثر بگذارد. سازوکار تعدیل مرزی کربن اتحادیه اروپا، برای برخی کالاهای مشمول و متناسب با انتشار نهفته آنها، هزینه کربن ایجاد میکند. بنابراین نباید همه محصولات پتروشیمی یا تمام بازارهای صادراتی ایران را یکسان دانست. میزان اثرگذاری نیز به نوع کالا، مقصد صادرات و شدت انتشار تولید وابسته است. بااینحال، برای صنایع انرژیبر مانند فولاد، آلومینیوم و سیمان، کاهش مصرف انرژی و انتشار میتواند به حفظ رقابتپذیری کمک کند. سرمایهگذاری در خطوط فرسوده و پرمصرف، بدون اصلاح فناوری، خطر تثبیت همین الگوی پرهزینه را افزایش میدهد.
آخرین فرصت
با وجود این بحرانها، آیا ایران میتواند بخشی از تابآوری ازدسترفته خود را بازیابد؟ پاسخ به کیفیت سیاستگذاری و اجرای آن بستگی دارد. گزارش شاخص عملکرد زیستمحیطی ۲۰۲۶ نشان میدهد که پیشرفت جهانی در بسیاری از حوزهها کند است و شمار کمی از کشورها در مسیر دستیابی به انتشار خالص صفر تا سال ۲۰۵۰ قرار دارند. بااینحال، تجربه کشورهای پیشرو نشان میدهد که تغییر امکانپذیر است. استونی، با امتیاز 79/ 74 در صدر رتبهبندی، از کاهش چشمگیر انتشار گازهای گلخانهای بهره برده است؛ کاهشی که تعطیلی نیروگاههای آلاینده متکی به شیل نفتی در آن نقش داشته است. خود پژوهشگران نیز تاکید میکنند که تداوم این پیشرفت، به سیاستهای تازه نیاز دارد و نمیتوان یک اقدام موفق را به طور بیپایان تکرار کرد.
برای ایران، نخستین گام این است که هزینه استهلاک سرمایه طبیعی در تصمیمهای اقتصادی دیده شود. آب، خاک و هوای پاک، نهادههای بیهزینه نیستند. اگر قیمتگذاری، نظام یارانه و ارزیابی پروژهها این هزینهها را نادیده بگیرند، فعالیتهای مخرب همچنان سودآور بهنظر میرسند. اصلاح حمایتهای کشاورزی باید مصرف کارآمد کود و آب را تشویق کند و همزمان، امکان سازگاری کشاورزان با شیوههای تازه را فراهم کند. انتقال بخشی از منابع به آبیاری متناسب با شرایط محلی، پایش خاک و بهبود روشهای کشت، میتواند فشار بر منابع را کاهش دهد.
گام بعدی، اصلاح چرخه مصرف آب در صنایع مستقر در فلات مرکزی است. توسعه تصفیه و بازچرخانی پساب، همراه با تعیین استانداردهای روشن و نظارت بر اجرا، میتواند وابستگی به برداشت آب تازه را کمتر کند. البته بازچرخانی صددرصدی در همه صنایع و شرایط، هدفی واقعبینانه نیست؛ میزان بازیابی به فناوری، کیفیت پساب و نوع مصرف بستگی دارد. صدور مجوزهای جدید باید با ظرفیت منابع آب و امکانات تصفیه سازگار باشد. در دشتهای دارای فرونشست بحرانی نیز کاهش برداشت از آبخوانها، برای حفاظت از سکونتگاهها و زیرساختها ضرورت دارد.
جمعآوری گازهای مشعل و توسعه انرژیهای تجدیدپذیر نیز باید بخشی از برنامه اصلاح انرژی باشد. بازیابی گازهای همراه نفت، در صورت فراهم بودن زیرساخت فرآورش و انتقال، میتواند اتلاف منابع را کاهش دهد و به تامین انرژی کمک کند. ظرفیت خورشیدی کشور هم فرصت مهمی است، اما بهرهبرداری از آن به سرمایهگذاری، شبکه مناسب و قواعد پایدار نیاز دارد. این اقدامات بهتنهایی همه ناترازی گاز یا آلودگی هوا را برطرف نمیکنند؛ در کنار آنها، بهینهسازی مصرف و نوسازی تجهیزات ضروری است. کاهش شدت انرژی و انتشار، علاوهبر منافع داخلی، میتواند موقعیت صنایع را در بازارهای حساس به هزینه کربن تقویت کند.
در حفاظت از زیستگاهها نیز باید از تصمیمهای پراکنده فاصله گرفت. ارزیابی دقیق جادهسازی و فعالیتهای معدنی در مناطق حساس، حفظ راهگذرهای زیستی، تقویت محیطبانی و افزایش امکانات پیشگیری و مهار آتشسوزی، از اقداماتی هستند که میتوانند فشار بر تنوع زیستی را کمتر کنند. حفاظت موثر به بودجه و نیروی انسانی نیاز دارد، اما بدون هماهنگی میان نهادها و اجرای مقررات، افزایش اعتبار نیز کافی نخواهد بود. کارنامه زیستمحیطی ایران، پرسشی اقتصادی را پیشروی سیاستگذار میگذارد: تولید امروز با مصرف چه مقدار از سرمایه فردا بهدست میآید؟
دیدگاه تان را بنویسید