شناسه خبر : 52561 لینک کوتاه

قهرمان مارشال

چرا نام آلیس بورنوف ماندگار شد؟

صدیقه نژادقربان/ نویسنده نشریه 

52در تاریخ رسمی طرح مارشال، نام‌هایی مانند جرج مارشال، پل هافمن و ورل هریمن بیشتر از همه تکرار می‌شود. اما این طرح را مردمی روی زمین اجرا کردند که کمتر کسی اسم آنها را می‌شناسد، اقتصاددانانی که باید حساب و کتاب ویرانه‌ها را نگه می‌داشتند و به دولت‌های خسته از جنگ می‌گفتند کمک آمریکا را چطور خرج کنند تا تورم به بار نیاورد و اقتصاد بعد از رفتن دلارها هم سر پا بماند. یکی از این افراد زنی بود از شهرکی صنعتی در ماساچوست که هیچ‌وقت چهره مشهوری نشد، ولی در نروژ و فرانسه تصمیم‌هایی را شکل داد که اثر آنها از اتاق‌های اسلو و پاریس فراتر رفت.آلیس بورنوف، اقتصاددان آمریکایی و متخصص مسائل پولی بین‌المللی بود. بعدها نخستین زنی شد که در دانشکده علوم و هنرهای بوستون کالج به استادی دائم رسید. داستان او فقط یک «اولین زن» دیگر نیست. زندگی او نشان می‌دهد بخش مهمی از کار فنی سیاست‌گذاری اقتصادی پس از جنگ جهانی دوم را که معمولاً مردانه روایت می‌شود، زنانی انجام دادند که هم اعداد را می‌فهمیدند و هم می‌دانستند اعداد با چه سرنوشتی ارتباط دارند. اقتصاد بازسازی فقط به پول و اعتبار وابسته نبود؛ به این هم بستگی داشت که کشورها منابع محدود خود را کجا سرمایه‌گذاری کنند، چه صنایعی را توسعه دهند و چگونه میان نیازهای فوری و رشد بلندمدت تعادل برقرار کنند. در اواخر دهه ۱۹۴۰، کشورهای اروپایی برای واردات ماشین‌آلات، مواد اولیه و کالاهای ضروری به دلار نیاز داشتند، اما ذخایر ارزی آنها کاهش یافته بود. طرح مارشال که در سال ۱۹۴۷ پیشنهاد شد و از سال بعد به اجرا درآمد، قرار بود بخشی از این کمبود را جبران کند و مسیر بازسازی اقتصادی اروپا را هموار کند.

بااین‌حال، تامین منابع مالی به‌تنهایی برای احیای اقتصادها کافی نبود. نحوه تخصیص کمک‌ها، اولویت‌های سرمایه‌گذاری و توان کشورها برای ادامه رشد پس از پایان کمک‌ها نیز اهمیت داشت. در پشت تصمیم‌های کلان، اقتصاددانانی فعالیت می‌کردند که باید وضعیت هر کشور را بررسی و درباره جهت‌گیری برنامه‌های اقتصادی داوری می‌کردند. بورنوف یکی از آنها بود؛ اقتصاددانی که تجربه کار در فدرال‌رزرو و صندوق بین‌المللی پول را با ماموریت در برنامه مارشال پیوند زد و در نروژ و فرانسه درگیر تصمیم‌هایی شد که بازسازی را به انتخاب‌های دشوار اقتصادی وابسته می‌کرد. مسیر حرفه‌ای او بعدها به دانشگاه بوستون رسید؛ جایی که نخستین زن دارای جایگاه استادی دائم در دانشکده علوم و هنرهای آن شد. آثار و تجربه‌های او فرصتی فراهم می‌کنند تا تاریخ بازسازی اروپا را از زاویه اقتصاددانانی بخوانیم که کمتر در روایت‌های رسمی دیده شده‌اند.

از برتون وودز تا بازسازی اروپا

آلیس بورنوف در دوم اکتبر ۱۹۱۲ در هاورهیل ایالت ماساچوست به دنیا آمد. تحصیلات دانشگاهی خود را در رادکلیف، موسسه آموزش عالی زنان که با دانشگاه هاروارد ارتباط نزدیکی داشت، دنبال کرد. او در سال ۱۹۳۳ فارغ‌التحصیل شد، در سال ۱۹۳۹ مدرک کارشناسی ارشد گرفت و سرانجام در سال ۱۹۵۵ دکترای اقتصاد خود را از هاروارد دریافت کرد. فاصله میان آغاز تحصیلات دانشگاهی و دریافت مدرک دکترا، بخشی از مسیری بود که در آن، فعالیت حرفه‌ای و پژوهش اقتصادی در کنار یکدیگر پیش رفتند. در دهه ۱۹۴۰، اقتصاد آمریکا و دیگر کشورهای صنعتی با چالشی اساسی روبه‌رو بودند اینکه چگونه می‌توان پس از جنگ، روابط پولی و مالی بین‌المللی را به شکلی سازمان داد که تجارت و پرداخت‌های خارجی دوباره امکان‌پذیر شود؟ تجربه رکود بزرگ دهه ۱۹۳۰، بی‌ثباتی ارزی و محدودیت‌های تجاری میان کشورها، اهمیت این پرسش را افزایش داده بود. نظام پولی بین‌المللی نمی‌توانست تنها بر توافق‌های سیاسی تکیه کند؛ به قواعدی نیاز داشت که امکان همکاری میان اقتصادهایی با شرایط متفاوت را فراهم کند. بورنوف از سال ۱۹۴۲ تا ۱۹۴۶ در هیات‌مدیره فدرال‌رزرو آمریکا فعالیت کرد و در تدوین برنامه‌های پولی بین‌المللی مشارکت داشت. این دوره با مذاکراتی همراه بود که به کنفرانس برتون وودز در سال ۱۹۴۴ و شکل‌گیری نهادهای مالی بین‌المللی انجامید. او در مقام اقتصاددان همکار دبیرخانه کنفرانس برتون وودز، در فرآیند تدوین توافق‌هایی مشارکت داشت که زمینه تاسیس صندوق بین‌المللی پول و بانک بین‌المللی بازسازی و توسعه را فراهم کردند. اسناد آرشیوی صندوق بین‌المللی پول نیز نام او را در میان افراد مرتبط با پرونده‌های این کنفرانس ثبت کرده‌اند. اهمیت این تجربه را باید در ماهیت تصمیم‌هایی جست‌وجو کرد که در آن زمان پیش‌روی سیاست‌گذاران قرار داشت. اقتصاد جهانی پس از جنگ به سازوکاری نیاز داشت که کشورها بتوانند از طریق آن، مشکلات تراز پرداخت‌ها را مدیریت کنند و بدون توسل مداوم به محدودیت‌های تجاری، مبادلات خارجی خود را ادامه دهند. صندوق بین‌المللی پول برای کمک به مدیریت این دشواری‌ها شکل گرفت؛ نهادی که عملیات وام‌دهی آن، از همان ابتدا، موضوع بحث درباره نقش منابع مالی بین‌المللی در تثبیت اقتصاد کشورها بود.

بورنوف در سال ۱۹۴۶ به صندوق بین‌المللی پول پیوست و تا سال ۱۹۴۸ در آنجا به پژوهش درباره نرخ‌های ارز و مشکلات مالی داخلی کشورها پرداخت. یکی از مقاله‌های مهم او به نام «عملیات وام‌دهی صندوق بین‌المللی پول» در نوامبر ۱۹۴۶ در نشریه مرور آمارهای اقتصادی منتشر شد. این مقاله نشان می‌دهد که کارنامه او به حضور در نهادهای اقتصادی محدود نبود؛ او درباره سازوکارهایی نیز می‌نوشت که قرار بود این نهادها از طریق آنها در اقتصاد بین‌المللی مداخله کنند.

مقاله دیگر بورنوف، «رویه‌های ارزی و صندوق»، در سال ۱۹۴۸ در مجموعه درآمد، اشتغال و سیاست عمومی منتشر شد؛ مجموعه‌ای که به افتخار اقتصاددان آمریکایی، آلوین هنسن، تهیه شده بود. کنار هم قرار گرفتن این دو اثر، حوزه‌ای را نشان می‌دهد که بورنوف در آن فعالیت می‌کرد؛ رابطه میان مقررات ارزی، نهادهای مالی بین‌المللی و شرایط اقتصادی کشورها.

نروژ؛ آزمون دشوار بازسازی

در سال ۱۹۴۸، آلیس بورنوف به‌عنوان اقتصاددان ارشد برنامه مارشال در نروژ و فرانسه فعالیت خود را آغاز کرد و تا سال ۱۹۵۳ در این حوزه ماند. این ماموریت او را از پژوهش درباره نظام پولی بین‌المللی به بررسی اقتصادهایی برد که با کمبود منابع، آسیب‌های جنگ و نیاز گسترده به سرمایه‌گذاری مواجه بودند.

نروژ نمونه مهمی برای بررسی این دشواری‌ها بود. اقتصاد این کشور بر ظرفیت‌هایی مانند کشتیرانی، انرژی برق‌آبی و تولید صادراتی تکیه داشت و دولت نیز برنامه‌ریزی اقتصادی و هدایت سرمایه‌گذاری را از ابزارهای بازسازی می‌دانست. در مقابل، برخی مسئولان آمریکایی برنامه مارشال درباره بخشی از این سیاست‌ها تردید داشتند. از نگاه آنها، سرمایه‌گذاری باید به فعالیت‌هایی اختصاص می‌یافت که توان تولید رقابتی و کمک به گسترش تجارت اروپا را داشتند. اختلاف بر سر توسعه صنایعی مانند فولاد و نساجی نشان می‌داد که توافق بر سر ضرورت بازسازی، اختلاف‌نظرها درباره چگونگی اجرای آن را از میان نمی‌برد. بورنوف، در مقام اقتصاددان ارشد ماموریت کمک‌رسانی آمریکا در اسلو، در این بحث‌ها مشارکت داشت. او در مکاتبه‌ای در اواخر سال ۱۹۴۹ درباره صنایعی مانند کشتی‌سازی، تعمیر کشتی، نساجی و مهمات‌سازی نروژ نوشت، هنوز شواهدی وجود ندارد که این کشور در آینده نتواند محصولات آنها را با هزینه‌ای قابل‌رقابت تولید کند؛ بااین‌حال، این صنایع تا آن زمان مزیت نسبی برجسته‌ای برای نروژ ایجاد نکرده بودند. این ارزیابی در پژوهش تاریخی سازمان همکاری‌های اقتصادی و توسعه درباره تاریخ سازمان همکاری اقتصادی اروپا نقل شده است.

اهمیت این دیدگاه در پرسشی بود که پیش‌روی سیاست‌گذاران قرار می‌گرفت: منابع محدود سرمایه‌گذاری را باید صرف چه فعالیت‌هایی کرد؟ توسعه صنعتی می‌توانست ظرفیت تولید و اشتغال را افزایش دهد، اما سرمایه‌گذاری در صنایعی که هزینه تولید بالاتری داشتند، احتمال داشت منابع را از بخش‌های کارآمدتر منحرف کند. از سوی دیگر، نداشتن مزیت نسبی در یک مقطع، توانایی یک کشور برای توسعه آن صنعت در آینده را منتفی نمی‌کرد. تصمیم‌گیری درباره آینده صنایع، به ارزیابی هزینه‌ها، ظرفیت‌های داخلی و امکان رقابت در بازارهای خارجی نیاز داشت.

البته از این موضع نمی‌توان نتیجه گرفت که بورنوف مخالف برنامه‌ریزی دولتی یا طرفدار واگذاری کامل سرمایه‌گذاری به بازار بود. شواهد موجود بیشتر نشان می‌دهند که او درباره انتخاب‌های صنعتی و مزیت نسبی کشورها اظهارنظر می‌کرد. تجربه نروژ نیز نشان می‌داد که کمک خارجی به‌تنهایی مسیر توسعه را تعیین نمی‌کند. دولت دریافت‌کننده کمک، اولویت‌های خود را دارد و کشور تامین‌کننده منابع نیز درباره نحوه استفاده از آنها انتظاراتی مطرح می‌کند. اقتصاددانان باید در فاصله میان این دو، امکان اجرای برنامه‌ها و پیامدهای اقتصادی تصمیم‌ها را ارزیابی کنند.

بورنوف چند سال بعد، این تجربه را در کتاب «نروژ: احیای برنامه‌ریزی‌شده» که در سال ۱۹۵۸ از سوی انتشارات دانشگاه هاروارد منتشر شد، دنبال کرد. این کتاب ۲۳۳صفحه‌ای به بازسازی اقتصاد نروژ و برنامه‌ریزی اقتصادی پس از جنگ اختصاص داشت و مهم‌ترین اثر او درباره اقتصاد این کشور به‌شمار می‌رود. انتشار کتاب پس از پایان ماموریت اجرایی، فرصتی فراهم کرد تا تجربه نروژ در قالب یک پژوهش اقتصادی بررسی شود؛ تجربه‌ای که پرسش‌های اصلی دوران طرح مارشال را در خود داشت: کمک خارجی چگونه به بازسازی کمک می‌کند، دولت چه نقشی در هدایت سرمایه‌گذاری دارد و چگونه می‌توان میان اهداف توسعه‌ای و محدودیت منابع تعادل برقرار کرد؟

مقیاس کمک‌های دریافتی نروژ نیز اهمیت این انتخاب‌ها را مشخص می‌کند. بر‌اساس پژوهش تاریخی سازمان همکاری‌های اقتصادی و توسعه، مجموع کمک‌های طرح مارشال به این کشور به 4/ 460 میلیون دلار رسید که 5/ 274 میلیون دلار آن کمک مستقیم آمریکا بود. این ارقام به‌تنهایی میزان موفقیت سیاست‌های اقتصادی نروژ را مشخص نمی‌کنند، اما نشان می‌دهند چه منابعی برای بازسازی در اختیار این کشور قرار گرفت. چگونگی تخصیص این منابع، اولویت‌های سرمایه‌گذاری و توان اقتصاد داخلی در استفاده از آنها، همچنان بخش مهمی از معادله بازسازی بود.

میراثی فراتر از طرح مارشال

فعالیت بورنوف پس از پایان ماموریتش در اروپا ادامه یافت. او پیش از پیوستن به کالج بوستون، در کالج مونت هولیوک و دانشگاه کالیفرنیا در برکلی تدریس کرد. در سال ۱۹۵۹، به‌عنوان استاد‌تمام با استخدام دائمی به دانشکده علوم و هنرهای کالج بوستون پیوست و تا زمان بازنشستگی در سال ۱۹۷۷ در آنجا ماند. او نخستین زنی بود که در این دانشکده به چنین جایگاهی رسید؛ موقعیتی که در فضای دانشگاهی آن دوره، دستاوردی مهم به‌شمار می‌رفت.

حوزه‌های پژوهشی و آموزشی بورنوف نیز گسترده‌تر از اقتصاد بین‌الملل بود. نظریه اقتصاد کلان، پول و بانکداری، مالیه عمومی، چرخه‌های تجاری، بیکاری و سرمایه‌گذاری از زمینه‌های اصلی فعالیت علمی او بودند. این گستردگی نشان می‌دهد که نمی‌توان کارنامه او را تنها به برنامه مارشال یا مسائل ارزی محدود کرد. او اقتصاددانی بود که تجربه کار در نهادهای مالی و سیاست‌گذاری را با پژوهش و آموزش دانشگاهی پیوند داد.

در کالج بوستون، نقش او در تحول گروه اقتصاد اهمیت ویژه‌ای یافت. همکارانش از مشارکت او در جذب استادان جدید، ارتقای کیفیت برنامه آموزشی و شکل‌گیری جایگاهی معتبر برای این گروه یاد کرده‌اند. این ارزیابی‌ها در آگهی درگذشت او که در دسامبر ۱۹۸۰ در نشریه داخلی کالج بوستون منتشر شد، بازتاب یافته است. بورنوف در هفتم دسامبر ۱۹۸۰، در ۶۸سالگی درگذشت.

در سال ۱۹۷۶، کالج بوستون جایزه‌ای به نام آلیس ئی. بورنوف برای دانشجویان ممتاز اقتصاد ایجاد کرد. این جایزه همچنان در فهرست جوایز دانشگاه ثبت شده است. در سال ۱۹۷۹ نیز دانشگاه ساختمانی را به نام او نام‌گذاری کرد. این نشانه‌ها از نوع دیگری از اثرگذاری حکایت دارند: نقشی که از مسیر تربیت دانشجو، جذب استاد و ساختن یک نهاد دانشگاهی ادامه پیدا می‌کند.

ماندگاری نام بورنوف را باید در مجموعه فعالیت‌های او جست‌وجو کرد؛ از پژوهش درباره نظام پولی بین‌المللی و کار در صندوق بین‌المللی پول تا ماموریت در برنامه مارشال و تدریس در دانشگاه. مسیر کاری او در دوره‌ای شکل گرفت که اقتصاد کشورهای اروپایی پس از جنگ با کمبود منابع، بی‌ثباتی پولی و دشواری تامین سرمایه برای بازسازی روبه‌رو بود. در چنین شرایطی، شناخت سازوکارهای مالی و ارزی اهمیت زیادی داشت و تصمیم درباره محل مصرف کمک‌ها می‌توانست بر روند احیای اقتصاد اثر بگذارد.

مقاله بورنوف درباره عملیات وام‌دهی صندوق بین‌المللی پول، نوشته او درباره رویه‌های ارزی و کتابش درباره بازسازی نروژ، بخش‌های متفاوتی از این تجربه را ثبت کرده‌اند. بخش مهمی از فعالیت حرفه‌ای او در دوره‌ای گذشت که اقتصاددانان در نهادهای دولتی و بین‌المللی حضور برجسته‌تری پیدا کرده بودند. آنها با اطلاعات اقتصادی سروکار داشتند، گزارش تهیه می‌کردند و درباره انتخاب‌هایی نظر می‌دادند که آثارشان فراتر از محاسبات مالی بود. تجربه بورنوف در نروژ از همین جهت اهمیت دارد. بحث بر سر توسعه صنایع و نحوه تخصیص منابع نشان می‌داد که تصمیم‌گیری اقتصادی در دوران بازسازی، مستلزم سنجیدن ظرفیت تولید، هزینه سرمایه‌گذاری و امکان رقابت در بازارهای خارجی بود. حتی درباره صنعتی که در آن زمان مزیت مشخصی نداشت، نمی‌شد بدون بررسی شرایط و توانایی‌های آینده کشور حکم قطعی صادر کرد.

عنوان «قهرمان مارشال» برای توصیف بورنوف زمانی معنایی دقیق‌تر پیدا می‌کند که نقش او را در کنار دیگر اقتصاددانان و کارشناسانی ببینیم که اجرای این برنامه را پیش می‌بردند. او از چهره‌های شناخته‌شده سیاسی طرح مارشال نبود و شواهد موجود نیز دلیلی برای نسبت‌دادن نقشی یگانه در بازسازی اروپا به او به دست نمی‌دهند. اهمیت کارش در مشارکت در بررسی‌های اقتصادی و ماموریت‌هایی بود که به اجرای برنامه کمک‌رسانی مربوط می‌شدند؛ فعالیت‌هایی که معمولاً در روایت‌های عمومی از این دوره کمتر دیده می‌شوند.

پس از سال‌ها کار در نهادهای اقتصادی و ماموریت‌های برنامه مارشال، بورنوف مسیر دانشگاهی خود را نیز ادامه داد. او در سال ۱۹۵۹ به بوستون کالج پیوست و نخستین زنی شد که در دانشکده علوم و هنرهای این دانشگاه به استادی دائم رسید. در آنجا در حوزه‌هایی چون نظریه اقتصاد کلان، پول و بانکداری، مالیه عمومی، چرخه‌های تجاری، بیکاری و سرمایه‌گذاری تدریس کرد و در توسعه گروه اقتصاد دانشگاه سهم داشت. این بخش از کارنامه او در کنار فعالیت‌های پیشینش قرار می‌گیرد و نشان می‌دهد که زندگی حرفه‌ای‌اش به ماموریت‌های پس از جنگ محدود نماند. بورنوف در سال ۱۹۸۰ درگذشت؛ اما کتاب او درباره نروژ و مقاله‌هایش درباره مسائل پولی و ارزی همچنان منابعی برای شناخت بخشی از فعالیت‌های اقتصادی پس از جنگ‌اند. بررسی این آثار کمک می‌کند جایگاه او را بدون بزرگ‌نمایی و جدا از عنوان‌هایی که بعدها به کارنامه‌اش افزوده شده‌اند، بشناسیم: اقتصاددانی که در چند حوزه تخصصی کار کرد، تجربه میدانی را با پژوهش دانشگاهی ادامه داد و در زمانی که زنان حضور کمرنگی در جایگاه‌های ارشد دانشگاهی داشتند، به یکی از این جایگاه‌ها رسید.

دراین پرونده بخوانید ...

دیدگاه تان را بنویسید