شناسه خبر : 52571 لینک کوتاه
تاریخ انتشار:

سرچشمه زندگی

خشک شدن یک چشمه چه چیزی از طبیعت کم می‌کند؟

جواد حیدریان/ نویسنده نشریه 

58آنها که زندگی در دل طبیعت را تجربه کرده‌اند، می‌دانند چشمه‌ها چه امکان طبیعی باارزشی هستند. چشمه‌ها درواقع آب شیرین و گوارای تصفیه‌شده از دل زمین هستند که علاوه‌بر نجات‌بخش بودن برای گونه‌های زنده در وقت تشنگی در حقیقت حیات‌بخش محیط زیست و طبیعت هستند. وقتی چشمه‌ای خشک می‌شود، گیاهانی که پیرامون آن روییده‌اند، جانورانی که برای نوشیدن آب به آن مراجعه می‌کنند و موجودات کوچکی که در آب و خاک مرطوب زندگی می‌کنند، هرکدام بخشی از معنای خود را از دست می‌دهند. آنچه از دست می‌رود، بسیار بیشتر از حجم آبی است که دیگر از زمین بیرون نمی‌آید. چشمه، محل پیوند آب زیرزمینی و حیات روی زمین است.

اگر زندگی گروه‌های جمعیتی مانند عشایر و روستانشینان را مورد بررسی قرار دهیم، خواهیم دید تا چه اندازه این گروه‌های مولد و مستقل از نظر اقتصادی و سیاسی به آب چشمه‌ها وابسته هستند. خشکسالی و کاهش باران و البته تخریب بسترهای طبیعی مانند سدسازی، راه‌سازی و... در حقیقت چشمه‌های حیات‌بخش طبیعت را می‌خشکاند و افزون‌بر تخریب تنوع زیستی گیاهی و جانوری، زندگی عشایرنشینان و بعضاً روستاییان را تهدید می‌کند و مخاطره مهاجرت بیش از پیش و تقویت زاغه‌نشینی و حلبی‌آباد در حاشیه شهرهای بزرگ را تقویت می‌کند. در مناطق خشک، چشمه‌ها می‌توانند پناهگاهی برای بشر و دیگر گونه‌های زنده آن منطقه باشند. همچنین، چشمه‌ها رطوبت، پوشش گیاهی و دسترسی به آب، امکان بقای گونه‌ها را در محیطی کم‌آب فراهم می‌کنند. بعضی چشمه‌ها زیستگاه موجوداتی هستند که دامنه پراکنش محدودی دارند و از دست رفتن همان زیستگاه کوچک، بقای آنها را تهدید می‌کند. چشمه‌هایی که به رودخانه‌ها می‌پیوندند نیز می‌توانند در دوره‌های کم‌بارش، به تداوم جریان و حفظ زیستگاه‌های پایین‌دست کمک کنند. اما در تصمیم‌های توسعه، چشمه اغلب به یک نقطه روی نقشه یا مقداری آب قابل ‌برداشت تقلیل می‌یابد. ساخت‌وساز، حفاری و تغییر مسیر جریان‌های زیرزمینی می‌توانند بقای آن را به خطر بیندازند. همچنین، کاهش تغذیه آبخوان و برداشت بیش از ظرفیت فشار دیگری ایجاد می‌کنند. برای توضیح خشک شدن هر چشمه باید سهم این عوامل را جداگانه شناخت. نسبت دادن همه موارد به تغییرات اقلیمی، می‌تواند نقش مداخله‌های انسانی را پنهان کند.

پرسش این گزارش، ارزش خود چشمه در طبیعت است. یک چشمه چه شبکه‌ای از حیات را زنده نگه می‌دارد و با خشک شدن آن، چه زنجیره‌ای از تغییرات آغاز می‌شود؟ آیا حفاظت از چشمه تنها حفاظت از دهانه خروج آب است، یا باید آبخوان، محدوده تغذیه و زیستگاه‌های وابسته به آن را نیز حفظ کرد؟ برای فهم ارزش چشمه، باید دید با خاموش شدن آن، چه چیزهایی دیگر امکان زندگی نخواهند داشت.

چشمه، گره‌گاه آب زیرزمینی و حیات سطحی

چشمه‌ها نه‌فقط منبع آب، که شناسنامه طبیعی ایران‌ هستند. اگر آنها را بشناسیم، می‌توانیم نسل‌های آینده را از بحران آب نجات دهیم. درحالی‌که چشمه‌ها یکی از حیاتی‌ترین منابع آب کشور در دوره‌های کم‌آبی به‌شمار می‌روند، شناخت کاربردی چشمه‌های آب می‌تواند به اقتصاد، توسعه و درنهایت رفاه مردم و سرانجام نظام طبیعت کمک کند. پژوهش‌های بین‌المللی چشمه‌ها را در زمره متنوع‌ترین، مولدترین و از نظر بوم‌شناختی تعاملی‌ترین اکوسیستم‌های جهان طبقه‌بندی می‌کنند. این اکوسیستم‌ها جایی شکل می‌گیرند که آب زیرزمینی به سطح زمین می‌رسد و به‌ویژه در مناطق خشک، از نظر فیزیکی و زیستی پیچیده و بسیار پرتعامل‌اند. تخمین زده می‌شود که دست‌کم 3/ 2 میلیون چشمه زمینی در جهان سالانه حداقل 7/ 10 کیلومترمکعب آب تولید می‌کنند. این حجم آب، بسیار فراتر از آنچه در دهانه چشمه دیده می‌شود، شبکه‌ای از حیات را در مقیاس منطقه‌ای تغذیه می‌کند. چشمه‌ها در طبقه‌بندی اکوسیستم‌های وابسته به آب زیرزمینی یکی از شش نوع اصلی محسوب می‌شوند و همراه با تالاب‌ها، رودخانه‌ها و اکوسیستم‌های زیرزمینی، زنجیره پیوند آب زیرزمینی با حیات سطحی را می‌سازند. بنابراین، چشمه فقط یک نقطه خروج آب نیست؛ گره‌گاهی است که در آن آب زیرزمینی، خاک، پوشش گیاهی و گونه‌های جانوری به هم می‌پیوندند.

شبکه حیاتی و تنوع زیستی وابسته به چشمه

یک پژوهش جهانی توضیح می‌دهد که «در چشم‌اندازهای خشک، چشمه‌ها اغلب تنها محیط آبی دائمی به‌شمار می‌روند، اما اثر آنها بسیار فراتر از گستره فیزیکی‌شان است. پژوهش‌ها نشان می‌دهد چشمه‌های مناطق خشک شیب‌های محیطی تندتری میان خشکی اطراف و محیط آبی ایجاد می‌کنند، ترکیب زیستی متمایزی پدید می‌آورند و فراوانی بالاتری از گونه‌های بوم‌زاد و نادر را در خود جای می‌دهند که در پناهگاه‌های دیرینه‌زیستی تکامل یافته‌اند. به‌دلیل انزوای هیدرولوژیک، این چشمه‌ها در برابر گونه‌های مهاجم مقاومت بیشتری دارند، اما در عوض شکنندگی بیشتری در برابر تاثیرات انسانی نشان می‌دهند و احتمال انقراض گونه‌های وابسته به آنها بالاتر است. این ویژگی دوگانه، یعنی انزوایی که هم محافظ است و هم شکننده، کلید فهم ارزش چشمه است: گونه‌هایی که میلیون‌ها سال در انزوای یک چشمه تکامل یافته‌اند، جای دیگری برای رفتن ندارند». چشمه قدمگاه در استان فارس نمونه‌ای کم‌نظیر از تراکم تنوع زیستی در یک چشمه ایرانی است. پژوهش‌ها نشان می‌دهد، این چشمه میزبان ۱۰ گونه ماهی از پنج خانواده و هشت جنس است که ۹ گونه آن بوم‌زاد و یک گونه بومی محسوب می‌شود. این چشمه به‌تنهایی تعداد گونه‌های ماهی بوم‌زاد بیشتری از ۱۴ حوضه آبریز ایران در خود جای داده است، درحالی‌که وسعت آن کمتر از ۵۰۰ مترمربع است. چشمه قدمگاه در دی ۱۴۰۴ به‌عنوان اثر طبیعی ملی ثبت شد و مدیرکل حفاظت محیط زیست فارس تاکید کرده که این ثبت، ضمن تقویت حفاظت قانونی از زیستگاه، بر نقش موثر باورهای فرهنگی و معنوی مردم محلی نیز تاکید دارد. افزون‌بر این، بررسی گیاهان تالاب‌ها و سرچشمه‌های استان لرستان ۱۰۸ گونه گیاهی از ۳۵ خانواده و ۶۴ جنس را شناسایی کرده است. گونه‌هایی مانند  Rorippa kurdica در چشمه‌های کوهستانی حضور داشتند، اما به‌دلیل موانع پراکنش یا وضعیت خاص زیستگاهی، دامنه محدودی داشتند. در مقیاس جهانی نیز مطالعات نشان می‌دهد، چشمه‌های مناطق خشک پناهگاه‌های تکاملی و بوم‌شناختی هستند. در حوضه بزرگ آرتزین استرالیا، هزاران چشمه پراکنده در مناطق خشک، تنها منبع آب شیرین در شعاع هزاران‌کیلومتری هستند و گونه‌های بوم‌زادی را پشتیبانی می‌کنند که میلیون‌ها سال در انزوای تقریباً کامل تکامل یافته‌اند. در بیابان موهاوی آمریکا، چشمه‌ها به‌عنوان نقاط تعاملی بوم‌شناختی و پناهگاه در مقیاس‌های زمانی طولانی عمل می‌کنند. براساس مطالعات، چشمه‌ها از حدود ۱۹ درصد گونه‌های در معرض خطر حمایت می‌کنند و به‌عنوان اکوسیستم‌های کلیدی در مناطق خشک شناخته می‌شوند.

زنجیره خشک شدن و عوامل آن

خشک شدن چشمه‌ها زنجیره‌ای از تغییرات را آغاز می‌کند که از دهانه چشمه آغاز می‌شود و تا پایین‌دست امتداد پیدا می‌کند. خشک شدن چشمه‌سارها به خشکی و کم‌آبی رودخانه‌ها منجر می‌شود و کم‌آبی رودخانه‌ها، سرانجام مرگ دریاچه‌ها و تالاب‌ها را به همراه خواهد داشت. این زنجیره در چهارچوب چرخه هیدرولوژیک قابل فهم است: تمامی این پدیده‌های به‌ظاهر پراکنده در طبیعت بخشی از یک چرخه طبیعی هستند و خسارت به بخشی از آن، به‌هم‌ریختگی کل چرخه را به همراه خواهد داشت. جریان آب در این چرخه، ضرورت اولیه برای ادامه حیات بسیاری از گونه‌های گیاهی، جانوری و موجودات زنده میکروسکوپی است. خشک شدن آنها، مرگ این موجودات را رقم خواهد زد. چشمه‌هایی که به رودخانه‌ها می‌پیوندند، در دوره‌های کم‌بارش به تداوم جریان و حفظ زیستگاه‌های پایین‌دست کمک می‌کنند. در حوضه کارون، چشمه کوهرنگ، پرآب‌ترین چشمه ایران، نه‌تنها سرچشمه طبیعی کارون است، بلکه تامین‌کننده آب شرب شهرکرد، فارسان و ده‌ها روستا و عامل حفظ تعادل اکولوژیک زاگرس محسوب می‌شود. برای توضیح خشک شدن هر چشمه، باید سهم عوامل را جداگانه شناخت. برداشت از آب زیرزمینی، اضافه‌برداشت و برداشت غیرمجاز از مخازن آب زیرزمینی، سطح آب را پایین می‌اندازد و باعث کاهش آبدهی چشمه‌ها، قنوات و چاه‌های مجاز و گاه خشک شدن آنها می‌شود. در دشت اسلام‌آباد کرمانشاه، برداشت بی‌رویه از منابع آب کارستی عمیق، افت هفت‌متری سطح آب زیرزمینی در یک دهه را به همراه داشته و خشک شدن و کاهش آبدهی برخی از چشمه‌های کارستی اصلی منطقه را سبب شده است. در استان کرمانشاه، اضافه‌برداشت از آبخوان‌های آبرفتی و کارستی (آبخوانی که در سنگ‌هایی با قابلیت انحلال‌پذیری تشکیل می‌شود) عامل اصلی خشک شدن چشمه‌های ارکوازی، شرفشاه و گاوروانی شناخته شده است. تغییرات اقلیمی نیز با کاهش بارش برف و باران و ذوب تدریجی یخچال‌ها، حجم ذخایر آبی را کاهش می‌دهد. گرم شدن زمین باعث شده یخچال‌های طبیعی کم‌جان شوند و این یعنی منابع آبی ما در حال رسیدن به انتهاست. الگوهای اقلیمی نشان می‌دهد تا سال ۲۰۴۰، حدود نیمی از شبکه هیدروگرافیک تاریخی ممکن است شرایط کم‌آبی خشک‌تری را تجربه کند و بسیاری از چشمه‌های بالادست بالقوه خشک شوند. مداخله‌های فیزیکی مانند ساخت‌وساز، حفاری و تغییر مسیر جریان‌های زیرزمینی نیز می‌توانند بقای چشمه را به خطر بیندازند. کاهش تغذیه آبخوان نیز فشار دیگری وارد می‌کند. مثال چشمه کوهرنگ نشان می‌دهد که تشخیص علت دقیق می‌تواند پیچیده باشد؛ کاهش دبی در خود سرچشمه اتفاق افتاده، بنابراین برداشت‌های انسانی از پایین‌دست نمی‌تواند تنها عامل آن باشد؛ فرضیه‌هایی مانند تاثیر زمین‌لرزه و جابه‌جایی لایه‌های زمین نیز در دست بررسی است. استان کهگیلویه و بویراحمد با برخورداری از ۵۷ رودخانه به طول یک هزار و ۴۰۰ کیلومتر، چشمه‌ها و قنات‌ها و میانگین بارش سالانه بالای ۶۰۰ میلی‌متر، به سرزمین آب‌های خروشان شهرت دارد. بااین‌حال، در سال‌های خشک و کاهش چشمگیر بارش، تعادل آبی این سرزمین به هم می‌خورد و خشک شدن چشمه‌ها به یکی از بارزترین نشانه‌های فشار بر منابع آب زیرزمینی تبدیل می‌شود. میانگین بارش بلندمدت 30‌ساله استان ۵۸۳ میلی‌متر است، اما کاهش بارش در دوره‌های خشک، تغذیه سفره‌های زیرزمینی را محدود می‌کند و آبدهی چشمه‌ها را کاهش می‌دهد یا به قطع کامل می‌رساند. در مناطق عشایری، حدود ۷۰ درصد چشمه‌ها خشک شده‌اند و در مناطق قشلاقی، ۷۰۰ چشمه از دست می‌رود. این وضعیت نشان می‌دهد خشکسالی، به‌ویژه هنگامی که با برداشت بی‌رویه از آبخوان‌ها همراه شود، توان بازتولید چشمه‌ها را از میان می‌برد. پیامد آن، از دست رفتن دسترسی عشایر به آب، کاهش پوشش گیاهی، تضعیف زیستگاه‌های وابسته و افزایش وابستگی به آبرسانی سیار است. بنابراین، خشک شدن چشمه‌ها فقط یک رخداد اقلیمی نیست، بلکه فرآیندی است که در آن کم‌بارشی مزمن، ذخایر آب زیرزمینی را تخلیه کرده و شبکه حیات وابسته به چشمه را تهدید می‌کند.

حفاظت از چشمه، فراتر از دهانه خروج آب

در سال‌های اخیر، توجه جهانی به چشمه‌ها به‌‌طرزی بی‌سابقه افزایش یافته است. اتحادیه جهانی حفاظت از طبیعت در کنگره ۲۰۲۵ خود قطعنامه‌ای را تصویب کرده که از دولت‌ها می‌خواهد چشمه‌ها را به‌عنوان زیستگاه‌های کلیدی برای تنوع زیستی آبی به رسمیت بشناسند، چشمه‌های طبیعی را به‌عنوان اکوسیستم‌های وابسته به آب زیرزمینی در سیاست‌های ملی بگنجانند، اهداف حفاظتی برای چشمه‌ها را در راهبردهای ملی تنوع زیستی و سازگاری با تغییر اقلیم وارد کنند و چشمه‌ها را در فهرست‌های ملی سایت‌های میراث زمین‌شناختی ثبت کنند. یک ارزیابی جهانی که در کنگره ۲۰۲۵ ارائه شده، چشمه‌ها را در زمره غنی‌ترین اکوسیستم‌ها از نظر زیستی و حیاتی‌ترین اکوسیستم‌ها از نظر اجتماعی-بوم‌شناختی توصیف می‌کند که به‌دلیل غفلت سیستمیک و فقدان حفاظت، به‌سرعت در حال ناپدید شدن هستند. شواهد پژوهشی پاسخ روشنی به این پرسش می‌دهد که آیا حفاظت از چشمه تنها حفاظت از دهانه خروج آب است؟ پاسخ منفی است. چشمه‌ها به‌عنوان گره‌گاه آب زیرزمینی و حیات سطحی عمل می‌کنند و حفاظت موثر از یک چشمه مستلزم حفظ زنجیره کامل است؛ آبخوان تغذیه‌کننده، محدوده تغذیه، زیستگاه‌های وابسته در پایین‌دست و گونه‌های بوم‌زاد با دامنه پراکنش محدود. بدون حفظ حجم و کیفیت آبخوان، دبی چشمه کاهش می‌یابد یا قطع می‌شود. کاهش نفوذ آب باران و ذوب برف به آبخوان، تغذیه چشمه را قطع می‌کند. چشمه‌هایی که به رودخانه‌ها می‌پیوندند، در دوره‌های کم‌بارش به تداوم جریان و حفظ زیستگاه‌های پایین‌دست کمک می‌کنند و از دست رفتن یک زیستگاه کوچک می‌تواند بقای کل یک گونه را تهدید کند. در مناطق خشک که همه آب سطحی و زیرزمینی از نظر زیست‌محیطی، فرهنگی و اقتصادی اهمیت دارد، چشمه‌ها اغلب تنها محیط آبی دائمی به‌شمار می‌روند. بنابراین، حفاظت از چشمه در عمل به معنای حفاظت از یک سامانه پیچیده هیدرولوژیک-اکولوژیک است، نه صرفاً نگهبانی از یک نقطه. برای فهم ارزش چشمه، باید دید با خاموش شدنش، چه چیزهایی دیگر امکان ادامه زندگی نخواهند داشت.

دراین پرونده بخوانید ...

دیدگاه تان را بنویسید