زخم التیامنیافته
چگونه اشغال کویت، اقتصاد و امنیت خاورمیانه را دگرگون کرد؟
محمدحسین باقی /نویسنده نشریه
دوم آگوست 1990 روزی است که عراق به کویت حمله کرد و جنگ دوم خلیج فارس را رقم زد. اکنون 36 سال از آن زمان میگذرد. این حمله یکی از مهمترین بحرانهای اقتصادی و امنیتی خاورمیانه را رقم زد و باعث شد در مجموع (با احتساب عراق و کویت) حدود 3/ 4 میلیون بشکه نفت در روز (حدود هفت درصد از عرضه جهانی آن زمان) از گردونه خارج شود. در ادامه، تشکیل ائتلاف بینالمللی و اعمال تحریمهای گسترده علیه عراق، مسیر سیاسی و اقتصادی منطقه را برای چند دهه تغییر داد. اکنون این پرسش مطرح است که اشغال کویت چگونه مناسبات اقتصادی خاورمیانه را دگرگون کرد؟ شوک نفتی ناشی از جنگ چه اثری بر اقتصاد جهان گذاشت؟
اول) مروری بر گذشته
از آغاز دوران کشف نفت در کویت، این کشور برای بهبود استانداردهای زندگی سخت به تکاپو افتاد. این کشور برنامه کمک به کشورهای عربی را تدوین و بلافاصله پس از استقلال در سال ۱۹۶۱، «صندوق کویت برای توسعه اقتصادی عرب» را تاسیس کرد. کویت از آغاز دهه ۱۹۵۰، به بهبود روابط خود با کشورهای مختلف عربی ادامه داده است. اما روابط این کشور با عراق بهطور قابلتوجهی متفاوت بود. کویت همواره میکوشید ملاحظات عراق را در نظر بگیرد، اما از استقلال خود و تصویب مرز میان کویت و عراق که در سال ۱۹۳۲ تعیین شد و بعدها از سوی سازمان ملل متحد به رسمیت شناخته شد، اطمینان داشت. با وجود تنشهایی که با عراق وجود داشت (زمانی که عراق هنوز یک پادشاهی بود)، مسائل از طریق روشهای دیپلماتیک حلوفصل میشد. این وضعیت پس از کودتای ۱۹۵۸ و تاسیس جمهوری عراق تغییر کرد. هنگامی که کویت استقلال خود را اعلام کرد، عبدالکریم قاسم، نخستوزیر وقت عراق، ادعا کرد که کویت همچنان به عراق وابسته خواهد ماند. شیخ عبدالله السالم الصباح، امیر وقت کویت، نیروهای بریتانیایی را برای کمک به مقابله با این تهدید فراخواند و ادعاهای عراق را مهار کرد. با وجود پایان ادعاهای عبدالکریم قاسم، پس از کودتای ۱۹۶۳ در عراق و به رسمیت شناختن و پذیرش کویت از سوی سازمان ملل، مشکلات میان دو کشور همچنان ادامه داشت و هر از گاهی شعلهور میشد. هنگامی که حزب بعث در سال ۱۹۶۸ -برای دومینبار- در عراق به قدرت رسید، درگیریهای داخلی عراق ادامه یافت. درگیریها در مرز کویت و عراق در سال ۱۹۷۳ آغاز شد. پس از آنکه صدام حسین در سال ۱۹۷۹ قدرت مطلق را بهدست گرفت و رئیسجمهور عراق شد، اوضاع برای کل منطقه بهطرز ناخوشایندی رو به وخامت گذاشت.
با وقوع جنگ هشتساله عراق و ایران، کشورهای عربی در کنار عراق ایستادند. وامهایی که عراق در طول جنگ قرض گرفت از ۸۰ میلیارد دلار فراتر رفت و عربستان سعودی و کویت وامدهندگان اصلی بودند. کویت در طول آن جنگ، استفاده عراق از بنادر و زیرساختهای خود را تسهیل کرد. نفتکشهای کویتی از سوی نیروی دریایی ایران مورد حمله قرار گرفتند که برای دفاع از آنها به کمک ایالاتمتحده نیاز داشت. کویت بر تعهد خود به حمایت از عراق بهدلیل روابط ملیگرایانه عربی و همسایگی تاکید داشت. عراق پس از جنگ، از نظر اقتصادی ویرانشده بود، اما دولت کویت آماده بازسازی عراق و سرمایهگذاری در بخشهای مختلف اقتصادی آن بود.
دوم) وقتی اقتصاد ویران شد
اوضاع چندان مطابق میل کویت پیش نرفت. این کشور زمانی که مورد حمله صدام قرار گرفت، 2/ 2 میلیون نفر جمعیت داشت. این کشور شاهد تخریب گسترده زیرساختهای خود از جمله شبکه برق و آب بود. بنادر، فرودگاه و بسیاری از ساختمانهای اساسی متعلق به دولت یا بخش خصوصی ویران شدند؛ غارت سیستماتیک خانههای شخصی، ساختمانها و مغازهها و سرقت انواع کالاها و اجناس هم که جای خود دارد. دشوارتر از همه، بخش حیاتی نفت با سوختن بیش از ۷۰۰ چاه نفت و تاسیسات میدانی و توسعهای نابود شد. آتشسوزیها تقریباً 9 ماه ادامه داشت تا اینکه آخرین چاه در نوامبر ۱۹۹۱ خاموش شد. کویت در طول هفت ماه اشغال، بهدلیل وقفه در تولید و سپس در نتیجه آتشسوزیها و خرابکاری در میادین نفتی، ویران شد.
نیروهای صدام حسین، هنگام فرار، آنچه از خانهها، املاک خصوصی و ساختمانهای دولتی غارت کرده بودند، را با خود بردند. بنابر برخی منابع، نزدیک به پنج هزار کویتی کشته شدند. خاندان الصباح و دربار سلطنتی او به عربستان سعودی گریختند و از آنجا مقاومت مسلحانه را از محل اقامت موقت خود در پنتهاوسهای لوکس یک هتل سعودی در شهر کوهستانی طائف در غرب هدایت کردند. زمانی که ائتلاف به رهبری ایالاتمتحده پس از یک جنگ زمینی که تنها ۱۰۰ ساعت طول کشید، کشور را پس گرفت، خسارات زیادی وارد شده بود. ماهها طول کشید تا آتشسوزی چاههای نفتی مهار شود. نیروهای عراقی همچنین خلیج فارس را با ۳۳۶ میلیون گالن (3/ 1 میلیارد لیتر) نفت غرق کردند که بزرگترین نشت نفت دریایی در تاریخ بود. بهمدت چهار ماه پس از بیرون راندن عراقیها، کویت تحت حکومت نظامی اداره میشد. این کشور تا مدتی پس از آزادی، درآمد نفتی نداشت و همین موضوع باعث شد از بازارهای مالی بینالمللی وام بگیرد. حدود پنج میلیارد دلار بودجه برای پوشش تعهدات هزینههای عمومی و سرمایهگذاری در کارهای بازسازی فراهم شد. دولت مجبور شد بخشی از صندوق ثروت ملی خود، حدود ۱۷ میلیارد دلار، را برای تامین مالی آزادسازی و سپس تامین نیازهای شهروندان در داخل و خارج از کشور و پوشش هزینههای دولت در تبعید استفاده کند.
اشغال کویت و پیامدهای آن، چالشهای عمدهای را برای مدیریت اقتصادی ایجاد کرد. تامین نیروی کار لازم برای اداره موسسهها، تاسیسات، مغازهها و کارگاههای مختلف و انجام کارهای ساختمانی لازم بود. در طول اشغال، کویت بهترین کارگران مهاجر خود را از دست داد. اکثر فلسطینیهایی که در بخش آموزش و مراقبتهای بهداشتی کار میکردند، کشور را ترک کردند؛ صاحبان شرکتهای کوچک و متوسط که در توزیع کالا و خدمات فعالیت داشتند، نیز همینطور. بسیاری از افرادی که کویت را ترک کردند، قبلاً در موسسههای دولتی کار میکردند. همچنین افرادی در بخش بانکی، شرکتها و موسسههای بزرگ بخش خصوصی و سازمانهای مختلف رسانهای نیز بودند که آنجا را ترک کردند. تعداد فلسطینیهای کویت قبل از حمله، ۳۵۰ هزار نفر تخمین زده میشد. پس از آزادی، کمتر از ۶۰ هزار نفر باقی ماندند. جوامع آسیایی نیز در طول اشغال کویت را ترک کردند، اما بیشتر آنها کارگران حاشیهای بودند و پس از آزادی توانستند بهسرعت بازگردند. بسیاری از هندیها مشاغل مهمی در بانکها، دفاتر حسابداری، کارگاههای صنعتی، آژانسهای خودرو و سایر مشاغل کلیدی در کشور داشتند. در طول اشغال، کویتیها مجبور به کار در مشاغلی شدند که قبلاً از آنها اجتناب میکردند. پس از آزادسازی کویت، آنها جای خود را به کارگران مهاجر دادند. کویت بهتدریج توانست اقتصاد خود را بازسازی کند. پیامدهای اقتصادی اشغال، نهتنها کویت، بلکه کل اقتصاد جهان عرب را نیز تحت تاثیر قرار داد. این مسئله بذر بیثباتی سیاسی را کاشت و به استبداد و افراطگرایی مذهبی و فرقهای در این منطقه از جهان کمک کرد.
سوم) تغییر پویاییهای منطقهای
اکنون، 36 سال بعد از جنگ، سیل پیامدهای ناشی از حمله عراق به همسایه کوچک جنوبی خود همچنان در کویت و کل منطقه طنینانداز است. کارولین رز، مدیر دفاع و امنیت در نیو لاینز، گفت: «تهاجم عراق به کویت، از قضا آغاز تفرقه، بیاعتمادی و چندپارگی منطقهای را نیز رقم زد. این تهاجم، سطحی جدید از نگرانی را میان کشورهای خلیج فارس و همسایگان منطقهای آنها ایجاد کرد، زیرا موقعیت مکانی و ذخایر غنی نفت کویت بهجای یک نقطه قوت، به یک نقطه ضعف تبدیل شده بود که عراق را به حمله ترغیب میکرد.» وی افزود: «این امر باعث ایجاد ذهنیت «این اتفاق میتواند برای ما هم بیفتد» در میان کشورهای خلیج فارس شد و نشاندهنده اقداماتی برای افزایش روابط دفاعی با ضامنهای امنیتی مانند ایالاتمتحده بود.» او گفت که حمله به کویت و مداخله بینالمللی ناشی از آن، «روند نزولی شدیدی را در ثبات سیاسی، اقتصادی و اجتماعی در عراق ایجاد کرد و دست ایران را برای نفوذ در این کشور بازتر کرد».
سر جان جنکینز، سفیر سابق بریتانیا در عربستان، عراق و سوریه، مدعی بود که این حمله و پیامدهای آن «قطعاً ایران را تشویق و به تهران کمک کرد تا بر اساس موفقیتهای خود در دهه ۱۹۸۰، از میان شیعیان عراقی تبعیدی مخالف، هسته تیپ بدر را ایجاد کند که درنهایت به پیروزی بلوک اسلامگرای شیعه پس از سال ۲۰۰۳ کمک کرد». تحولات ژئوپلیتیک دیگری نیز رخ داد. هنگامی که کویت آزاد شد، «اخراج اکثر فلسطینیهای ساکن آنجا، به تلافی اشتباه بزرگ یاسر عرفات، رئیس سازمان آزادیبخش فلسطین، در حمایت از صدام، به هجوم فلسطینیها به اردن منجر شد که قیمت املاک در امان را افزایش داد و همچنین فلسطینیهای اردنی را رادیکالتر کرد». شاید از همه مهمتر، در پی این حمله، «تصویب مجموعهای از قطعنامههای مجازاتکننده در سازمان ملل در نیویورک بود که الزاماتی را برای پرداخت غرامت، جبران خسارت و بازرسیهای غیرمنتظره از برنامههای تسلیحاتی عراق بر این کشور تحمیل میکرد. این امر به فروپاشی اجماع در شورای امنیت، رسوایی برنامه نفت در برابر غذا و درنهایت بیاعتبار شدن سازمان ملل بهعنوان آخرین ملجأ و مرجع در مسائل صلح و امنیت بینالمللی انجامید».
این واقعیت که نیروهای ائتلاف در سال ۱۹۹۱ در ۲۴۰کیلومتری بغداد متوقف شدند و تصمیم گرفتند صدام حسین را در قدرت نگه دارند، همچنان بحثبرانگیز است. اما در سال ۲۰۰۳، به دنبال حملات ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱ به ایالاتمتحده، و به بهانه جستوجوی سلاحهای کشتارجمعی، ائتلافی به رهبری ایالاتمتحده برای اتمام کار به عراق بازگشت و در جریان تهاجم، اشغال و شورشهای بعدی که سالها ادامه داشت، جان ۳۰۰ هزار عراقی و آمریکایی را گرفت. حمله عراق به کویت پیامدهای گسترده دیگری نیز داشت. جنکینز گفت که این حمله که درنهایت به سقوط صدام حسین انجامید، «آخرین قهرمان پانعربیسم را نابود و فضای بیشتری برای اسلامگرایان رادیکال ایجاد کرد».
اما برای کویتیها پژواک تهاجم بلندتر از همه چیز است. «بدر موسی السیف»، استادیار تاریخ در دانشگاه کویت و همکار برنامه خاورمیانه و شمال آفریقا در موسسه سیاست بریتانیا، گفت: «تجربه کشوری که پیشتر تحت اشغال بوده، قرار گرفتن در موقعیتی کاملاً منحصربهفرد است. ما واقعاً ننشستهایم تا در مورد آنچه از سر گذراندهایم -آسیبها، ضررها و چگونگی ادامه دادن- صحبت کنیم.» این عدم دستیابی به یک التیام و جمعبندی ملی [پس از بحران]، «به تخلیه و انحراف انرژی جامعه در عرصههای دیگر، نظیر افزایش جرم و جنایت و مصرف مواد مخدر انجامیده است»؛ درحالیکه تمرکز قابل درک بر مسئله امنیت، شتاب و پویایی حرکت کویت را کند کرده است. السیف میافزاید: «ما هنوز یک کشور کوچک هستیم که از سوی همسایگان بزرگتر احاطه شدهایم و کنترل همه اینها، به نوعی، توسعهمان را متوقف کرده است. اگر ذهن شما بر بقا متمرکز باشد، نمیتوانید به جلو حرکت کنید. درحالیکه سایر کشورهای خلیج فارس خود را به جلو سوق دادهاند.» برای بسیاری از کویتیها، بزرگترین زخم التیامنیافته سرنوشت کشتههایشان است؛ یعنی همان 308 نفری که پس از 35 سال، همچنان مفقودند.
السیف افزود: «داشتن مرزهای ثابت حداقل چیزی است که میتوانید مطالبه کنید، و ما در سالهای گذشته نتوانستهایم مرز دریایی میان عراق و کویت را حل کنیم. ما در بنبست هستیم. کمیتههایی آمدهاند و رفتهاند، اما هیچ راهحلی در این مورد وجود نداشته که برای هر دو کشور خوب باشد.» این مسئله بر سر خور عبدالله، آبراه باریکی که میان دو کشور حدود 50 کیلومتر قبل از ورود به خلیج فارس مشترک است، متمرکز است.
کورتنی فریر، استادیار گروه مطالعات خاورمیانه و جنوب آسیا در دانشگاه اموری، بر این باور است که میراث حمله و اشغال کویت، به شکلگیری سیاست خارجی بهمراتب غیرفعالتر در مقایسه با کشورهای همسایه مانند قطر و امارات کمک کرده است. بااینحال، کویت اکنون بار دیگر خود را در کانون توجه میبیند: این بار در بحبوحه جنگ ایالاتمتحده و اسرائیل علیه ایران که احتمالاً پیامدهای قابلتوجهی برای سیاست خارجی و داخلی کویت خواهد داشت. فریر بر این باور است که بحث در مورد لزوم بازنگری در روابط با ایالاتمتحده که پایگاههای نظامی بزرگی در کشورهای عربی از جمله کویت دارد، در میان مفسران و دانشگاهیان در این کشورها در جریان است. همچنین درخواستهایی برای هماهنگی امنیتی بیشتر در سراسر منطقه مطرح شده است که نشاندهنده تمایل روزافزون به خودکفایی است، زیرا اعتماد به چتر امنیتی ایالاتمتحده متزلزل شده است. اما این شکافها سبب کنار گذاشتن روابط امنیتی با ایالاتمتحده نخواهد شد، بلکه به بازنگری در روابط نظامی کشورهای خلیج فارس با آمریکا خواهد انجامید.
از قضا، همین معماری امنیتی، کویت را در معرض خطر قرار داده است. تاسیسات نظامی آمریکا در این کشور هدف حملات ایران قرار گرفته است. این حادثه نشان میدهد که تنشهای منطقهای چقدر سریع میتوانند به خشونتهای گسترده تبدیل شوند، که بخشی از آن به دلیل برداشتها از همدستی کشورهای خلیج فارس در حملات ایالاتمتحده در منطقه است. در بحبوحه افزایش نگرانیهای امنیتی در سراسر منطقه، احتمالاً خودکامگی نیز نمود بیشتری خواهد داشت. بهطور مثال، در اواسط ماه مارس، کویت، که پارلمان آن تقریباً دو سال است منحل شده است، قانون شماره ۱۳ سال ۲۰۲۶ را با هدف حفاظت از منافع نظامی به اجرا گذاشت. یکی از مفاد این قانون، مجازات حبس تا ۱۰ سال را برای هر کسی که «اخبار، بیانیهها یا شایعات دروغین مربوط به نهادهای نظامی» را با هدف تضعیف اعتماد به آنها منتشر کند، مجاز میداند. تحولات فعلی میتواند همکاری امنیتی منطقهای بیشتری را، چه در خلیج فارس و چه در سراسر خاورمیانه، ایجاد کند و درعینحال، باعث تنظیم مجدد روابط با واشنگتن شود.
با توجه به سابقه تنشها در منطقه، کشورهای خلیج فارس بهطور فزایندهای اعتبار ضمانتهای امنیتی ایالاتمتحده را زیر سوال برده و بحثهایی را در مورد تقویت قابلیتهای بومی خود مطرح کردهاند. بحران کنونی موجب فروپاشی معماری امنیتی منطقهای ایالاتمتحده نخواهد شد، اما ممکن است چنین تلاشهایی را تسریع کند. درعینحال، این پویاییهای منطقهای احتمالاً پیامدهای داخلی قابلتوجهی به همراه خواهد داشت و روند اقتدارگرایی را تقویت خواهد کرد.