دوستان و دشمنان
نظم جدید خاورمیانه چگونه شکل گرفت؟
محمدحسین باقی /نویسنده نشریه
چندی پیش دود سیاهی از یک نفتکش قطری پر از بار که در تنگه هرمز در حال سوختن بود، بلند شد. این حمله، تهدیدی دوباره برای تردد در این آبراه حیاتی بهشمار میرفت. دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، که برای شرکت در اجلاس ناتو در آنکارا حضور داشت، درحالیکه از رئیسجمهور جدید سوریه تمجید میکرد، متحدان اروپایی را هدف حملات و انتقادهای خود قرار داد. این تنشها و درگیریها همچنان اقتصاد جهانی را تحت تاثیر قرار میدهد. پیتر مارتین، رائده وحید و تام فوریه، در گزارشی در بلومبرگ نوشتند، با به صدا درآمدن آژیر خطر در کشورهای عربی و شلیک موشک و پهپادهای ایرانی به کشورهایی که پایگاههای ایالاتمتحده در آنها قرار دارد، جایگاه خلیج فارس بهعنوان بهشت امن، بار دیگر متزلزل شد. در همین حال، نیروهای اسرائیلی در اعماق لبنان ویرانشده و بخشهایی از سوریه قرار داشتند. غزه هم در ویرانهها فرورفته است. این جدیدترین فصل از بیش از دو سال درگیری بود که در پی حمله «طوفانالاقصی» آغاز شد و نشان داد که چگونه خاورمیانهای که قبل از ۷ اکتبر ۲۰۲۳ وجود داشت، از بین رفته است. آنچه بهجای آن پدیدار شده، منطقهای است که با خشونت بیشتر بازسازی شده است؛ اتحادها تغییر کردهاند، میدانهای نبرد فراتر از حد تصور گسترش یافتهاند، مسیرهای تجاری از نو ترسیم شدهاند و افکار عمومی دچار تفرقه شدهاند. بلومبرگ اکونومیکس، در تحلیل خود از وضعیت منطقه پس از آتشبس ایالاتمتحده و ایران، در مقایسه با قبل از حمله ۷ اکتبر، قطبی شدن بیشتر، خشونت بیشتر و اتحادهای در حال تغییر را مشاهده کرده است.
حمله حماس، درگیریهای جدیدی را از غزه تا لبنان، سوریه، یمن و ایران شعلهور کرد. اسرائیل که از این حمله گیج شده بود، حملاتی را متوجه برخی متحدان منطقهای تهران کرد، اما دریافت که این متحدان هنوز میتوانند دولت یهود را تهدید کنند، موشکها را همچون باران بر سراسر خلیج فارس فرود آورند و تجارت جهانی را با بحران مواجه کنند. این جنگ، فروپاشی ائتلافهای آمریکا و تضعیف جایگاه اسرائیل در جهان را تسریع کرد، زیرا ارتش این رژیم، نهتنها به عمق خاک همسایگانش نفوذ کرد، بلکه دهها هزار غیرنظامی را هم کشت.
آسیبهای اقتصادی هنوز در بازارهای جهانی در حال طنینافکنی و اثرگذاری است و ممکن است ماهها یا سالها طول بکشد تا جبران شود. در همین حال، دریانوردی از طریق یکی از حیاتیترین آبراههای جهان در معرض خطر است. دینا اسفندیاری، سرپرست خاورمیانه در بلومبرگ اکونومیکس، با تمرکز بر سیاست و امنیت، گفت: «صفبندیهای منطقهای پیش از سال ۲۰۲۳ در حال شکلگیری بودند، اما بیش از دو سال جنگ از آن زمان، این اختلافات را تشدید و منطقه را در واکنش به اسرائیلِ بهشدت گستاخ، به بلوکهای رقیب تبدیل کرده است. درنهایت، خاورمیانه در وضعیت بدتری قرار گرفته است. منطقه دچار تفرقه شده، خشونتآمیزتر شده، آزادی دریانوردی برای همیشه تغییر کرده و چشمانداز بازگشت به اندکی ثبات همچنان مبهم است.»
تغییر ائتلافها
یکی از نخستین تلفات ژئوپلیتیک ناشی از حمله ۷ اکتبر، تلاش ایالاتمتحده برای کشاندن عربستان سعودی به توافقنامه ابراهیم در سال ۲۰۲۰ بود که براساس آن امارات متحده عربی و سایر کشورها روابط خود را با اسرائیل عادیسازی کرده بودند. پیش از جنگ غزه، ریاض در حال حرکت به سمت یک توافقنامه بود. اما بهرسمیت شناختن اسرائیل از نظر سیاسی، به امری بهاصطلاح «مسموم» تبدیل شد، زیرا جنگندههای اسرائیل غزه را به ویرانه تبدیل کرده و بیش از 73 هزار کشته بر جای گذاشتند. در همین حال، امارات متحده عربی بیش از پیش به سمت رابطه خود با اسرائیل متمایل شد و تا زمان جنگ امسال علیه ایران، به سطح بیسابقهای از اشتراکگذاری اطلاعاتی و هماهنگی در حملات دست یافت. این رابطه در حالی عمیقتر شده که بسیاری از همسایگان ابوظبی، اسرائیل را یک نیروی بیثباتکننده میدیدند؛ موضوعی که تا حدودی بهدلیل توسعه تهاجمی دامنه حملات نظامی اسرائیل در منطقه از طریق حمله به کشورهای قطر، یمن، ایران، سوریه و لبنان بوده است. به گفته بلومبرگ اکونومیکس، اسرائیل به یک خط گسل دیگر تبدیل شده و رابطه میان کشورهای خلیج فارس از «بیطرفی» به «خصومت» تغییر پیدا کرده است. همزمان با تعمیق روابط ابوظبی با اسرائیل، ریاض بر دیپلماسی تاکید و روابط خود را با مصر، ترکیه، پاکستان و برخی از همسایگان خلیج فارس تقویت کرد. برای امارات، بهنظر میرسد که این استراتژی نتیجه داده است. چنین است که کاخ سفید با استناد به حمایت ابوظبی در جنگ علیه ایران، محدودیتهای صادرات هوش مصنوعی به این کشور را کاهش داد و راه را برای خرید تراشههای هوش مصنوعی پیشرفتهتر برای این کشور هموار کرد؛ چیزی که مدتها آرزوی آن را داشت.
جنگ علیه ایران شکاف در منطقه را گسترش داده است. ابوظبی از ریاض و دوحه خواست تا به یک واکنش نظامی هماهنگ علیه ایران بپیوندند و خود به عملیات ایالاتمتحده و اسرائیل نزدیکتر شد. عربستان با هشدار به اینکه تشدید تنش، خطر جنگ گستردهتری را به همراه دارد، امتناع کرد و در عوض به دیپلماسی روی آورد. این اختلاف، منعکسکننده دیدگاههای متضاد در مورد امنیت خلیج فارس بود: همسویی امارات با اسرائیل در مقابل تلاشهای عربستان برای ایجاد تعادل در قدرتهای رقیب و مهار درگیری. اختلاف بهزودی فراتر از دیپلماسی رفت. در ماه می، امارات پس از تقریباً شش دهه از اوپک خارج شد و ریاض را در اوج بدترین بحران انرژی در طی یک نسل غافلگیر کرد. سپس عراق احتمال تجدیدنظر در عضویت خود را مطرح کرد، مگر اینکه سقف تولید بالاتری را بهدست آورد.
این بحران همچنین تنشها در درون ائتلاف غربی را تشدید کرده است. ترامپ دولتهای اروپایی را برای کمک به بازگشایی تنگه هرمز، زیر فشار قرار داد. آنها خودداری کردند. نخستوزیر بریتانیا، کییر استارمر، گفت که کشورش «وارد جنگ گستردهتر نخواهد شد». وزیر دفاع آلمان اعلام کرد، «این جنگ ما نیست». درحالیکه اسپانیا استفاده از پایگاههای خود را ممنوع کرد و این کارزار نظامی را غیرقانونی خواند. این درگیری، ائتلافی را که پیش از این بهدلیل تهدیدهای ترامپ علیه گرینلند و حمله به نظم جهانی متزلزل شده بود، بیشتر زیر فشار قرار داد. ترکیه که میزبان اجلاس ناتو در ۷ و ۸ جولای بود، تلاش کرده تا با ایجاد پلی میان ترامپ و متحدان اروپایی، از اهمیت ژئوپلیتیک خود استفاده کند. در طول این اجلاس، اهمیت فزاینده ترکیه زمانی نشان داده شد که ترامپ با وجود مخالفتهای شدید اسرائیل، به رئیسجمهور اردوغان اجازه داد تا جتهای «اف ۳۵» آمریکایی را خریداری کند.
جهان در شوک
جنگ با ایران همچنین اعتبار شهرهای خلیج فارس را بهعنوان پناهگاههایی در برابر درگیریهای منطقه از بین برد. هیچ کجا بهاندازه دوبی این شوک را بهوضوح نشان نداد. ایران صدها هزار پهپاد و موشک بالستیک به سمت پایگاهها و منافع آمریکا در امارات متحده عربی شلیک کرد و بنادر، هتلها و تاسیسات انرژی، میلیاردها دلار خسارت دیدند. اگرچه پروازها و فعالیتهای تجاری بهسرعت از سر گرفته شد، اما عواقب آن همچنان ادامه دارد و تهدید اختلال همچنان پابرجاست. حتی با اینکه اوضاع تا حد زیادی به حالت عادی بازگشته است، این حملات دوبی را به دفاع از شهرتی مجبور کرده که به جذب سرمایه، شرکتها و مهاجران به این شهر کمک کرده و زیربنای مدل اقتصادی خلیج فارس بوده است. برخی از خسارتها برای مدتی بسیار طولانیتر پابرجا خواهند ماند. حمله ۱۸ مارس ایران به راسلافان به دو ردیف تولیدی گاز طبیعی مایع (LNG) آسیب رساند که حدود ۱۷ درصد از ظرفیت صادراتی قطر را تشکیل میدهند. خریداران اروپایی همچنان در تلاش برای یافتن محمولههای جایگزین هستند که این موضوع، فشار را بر تولیدکنندگان برق، کودهای شیمیایی و محصولات پتروشیمی حفظ کرده است. در سراسر آفریقا نیز هزینههای بالاتر سوخت و کود شیمیایی در حال سرایت به بودجههای دولتی، قیمت مواد غذایی و برداشتهای آتی محصولات کشاورزی است.
انسداد تنگه هرمز، دولتهای خلیج فارس را مجبور کرده تا در مورد نحوه ارتباط اقتصادهای خود با جهان تجدیدنظر کنند. تولید انرژی در سراسر منطقه محدود شده است، بهطوریکه تولیدکنندگان در یک مقطع، تولید خود را حداقل ۱۰ میلیون بشکه در روز کاهش دادند که تقریباً ۱۰ درصد از عرضه جهانی است. امارات متحده عربی اکنون در تلاش برای کاهش دائمی وابستگی خود به تنگه هرمز، در حال برنامهریزی برای ایجاد زیرساختهای جدید در خارج از هرمز است.
گسترشطلبی اسرائیل
اسرائیل از این جنگها منزویتر از هر زمان دیگری بیرون آمد. فوریترین تغییر پس از حمله ۷ اکتبر این بود که راهحل دو کشوری در فلسطین اشغالی به انقراض نزدیکتر شده است. سالها محاصره غزه از سوی اسرائیل و اشغال کرانه باختری، چشمانداز تشکیل کشور فلسطین را تضعیف کرده است. اما ضربه ۷ اکتبر، افکار شهرکنشینان را آشفته کرد، بهطوریکه فلسطین را تهدیدی وجودی میبینند. از سوی دیگر، شهرکسازی سرعت گرفت، تلاشها برای الحاق موثر کرانه باختری را افزایش داد و دو سال پیش، کنست رسماً تشکیل کشور فلسطینی را رد کرد. ایران و متحدان منطقهایاش، همگی خواهان نابودی دولت یهود هستند. طبق یک دکترین امنیتی جدید که اسرائیل آن را برای جلوگیری از حملهای دیگر به سبک ۷ اکتبر ضروری میداند، ارتش این رژیم عملیات خود را فراتر از غزه گسترش داده و به عمق لبنان نفوذ کرده تا با حزبالله بجنگد؛ اقدامی که به آوارگی بیش از یک میلیون نفر، کشته شدن هزاران تن دیگر و تخریب کامل روستاهای متعدد انجامیده و همچنین به تصرف بخشهایی از سوریه منجر شده است. اما پیروزیهای میدانی این رژیم -که اصرار دارد دفاعی است- به انزوایش افزود. یک سال پس از جنگ غزه، دیوان بینالمللی کیفری حکم بازداشت بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر اسرائیل، را به اتهام جنایات جنگی و جنایت علیه بشریت صادر کرد.
بریتانیا مذاکرات تجاری و برخی مجوزهای صادرات اسلحه را به حالت تعلیق درآورد. اتحادیه اروپا بررسی کرد که آیا اسرائیل مفاد حقوق بشر توافقنامه تجاری خود را نقض کرده است یا خیر. در اقدامی بیسابقه، بریتانیا، فرانسه، کانادا، استرالیا و پرتغال به حدود ۱۵۰ کشور دیگر در به رسمیت شناختن کشور فلسطین پیوستند. اما ایالاتمتحده به رویکرد «آغوش خرس» (حمایت همهجانبه) خود از اسرائیل ادامه داد و با وجود آنکه رفتار این رژیم در غزه، آن را به یک رژیم منفور بینالمللی تبدیل کرده بود، همچنان کمکهای مالی، تسلیحاتی و چتر حمایتی دیپلماتیک را در اختیارش قرار داد. نتانیاهو مدتها خود را بهعنوان تنها کسی که میتواند اسرائیل را امن نگه دارد، معرفی کرده بود. اما نتانیاهو با گرایش به حزب جمهوریخواه در دهه گذشته، نیمی از آمریکاییهایی را که دموکرات هستند، از خود بیگانه کرده و اسرائیل را برای نخستینبار به یک مسئله کاملاً حزبی تبدیل کرده است. در ماه آوریل، ۴۰ نفر از ۴۷ دموکرات سنا به مسدود کردن بسته تسلیحاتی رای دادند. بر اساس نظرسنجی مرکز «ایپی-نورک» (AP-NORC) که هفته گذشته منتشر شد، تقریباً ۶۰ درصد از دموکراتها -شامل ۵۱ درصد از دموکراتهای یهودی- و ۴۰ درصد از کل بزرگسالان آمریکایی بر این باورند که ایالاتمتحده «حمایت بیش از حدی» از اسرائیل دارد. برای نخستینبار، گالوپ دریافت که آمریکاییها بیشتر با فلسطینیها همدردی میکنند تا با اسرائیلیها؛ ۴۱ به ۳۶ درصد. در سال ۲۰۲۱، اسرائیلیها با ۶۰ به ۲۳ درصد، پیشتاز بودند. رام امانوئل در سخنرانی خود در دانشگاه تلآویو گفت: «حمایت بیقیدوشرط به شما اجازه داده که از رساندن غذا و کمکهای پزشکی به فلسطینیهای بیگناه که در غزه رنج میبرند، خودداری کنید و جهان را به این نتیجه برسانید که اسرائیلیها نهتنها میخواهند فلسطینیها را بکشند، بلکه کاملاً نسبت به مرگ، ویرانی و رنج آنها بیتفاوت هستند.» ونس چند هفته قبل گفته بود که اسرائیل نمیتواند «با کشتن از حل تکتک مشکلات امنیتی خود طفره برود». رابطه نتانیاهو با ترامپ نیز به یک دردسر تبدیل شده است. نظرسنجیها نشان میدهد که نتانیاهو ممکن است در انتخابات پاییز امسال شکست بخورد، زیرا تعداد زیادی از اسرائیلیها از او ناامید شدهاند.
از سوی دیگر، نباید از شبکه منطقهای ایران که قادر به تهدید اسرائیل بود غفلت کرد. اسرائیل ابتدا ضربه زدن به حماس در غزه را آغاز کرد و سپس دامنه نبردهای خود را به حوثیها در یمن گسترش داد. درحالیکه اسرائیل به متحدان تهران حمله میکرد، ایران نیز دست به مقابله به مثل زد. سنگینترین ضربه به شبکه منطقهای ایران در سپتامبر ۲۰۲۴ فرود آمد؛ زمانی که پیجرها و بیسیمهای نیروهای حزبالله در سراسر لبنان منفجر شدند. 10 روز بعد، اسرائیل سیدحسن نصرالله، رهبر حزبالله، را به شهادت رساند. با فرار بشار اسد، رئیسجمهور سوریه به روسیه و فروپاشی رژیم او، نیروهای اسرائیلی بهسرعت بخشهایی از خاک سوریه را اشغال کردند؛ کشوری که رهبریاش بهدست ابومحمد الجولانی، فرمانده سابق القاعده، افتاد. او در نشست سران ناتو در آنکارا، در کاخ سفید و لندن نیز مورد استقبال قرار گرفته بود. با تضعیف شبکه منطقهای ایران، اسرائیل فرصت را برای حمله مستقیم به ایران مناسب دید. این فرآیند به یک جنگ ۱۲روزه و یک جنگ ۴۰روزه منجر شد. در جنگ دوم تصور غالب این بود که پیروزی آسان است و حداکثر چهار تا شش هفته طول میکشد. پاسخ تهران خلاف این را نشان داد. این کشور به پایگاههای آمریکا در سراسر خلیج فارس حمله کرد و کنترل تنگه هرمز را در دست گرفت.
پس از بیش از ۱۰۰ روز جنگ متناوب، ترامپ دلایل محکمی برای انعقاد توافق داشت. بنزین بالای چهار دلار بود، تورم در حال افزایش بود و انتخابات میاندورهای نزدیک میشد. در ۱۷ ژوئن، ترامپ در ورسای یادداشت تفاهمی امضا کرد. واشنگتن به دیپلماسی با ایران بازگشت. در این توافق -که پس از کشوقوسهای فراوان به نتیجه رسید- تهران تخفیف در فروش نفت و چشمانداز دسترسی به وجوه مسدودشده را بهدست آورد. بااینحال، ایران هنوز محدودیتهای روشنی بر برنامه هستهای خود نپذیرفته یا از نفوذ خود بر تنگه هرمز دست نکشیده است. ترامپ هم بهطرزی فزاینده از ناتوانی خود در پایان دادن به جنگ ناامید شده است. ترامپ در برههای رهبران ایران را با ادبیاتی هتاکانه خطاب قرار داد و با اشاره به اینکه آتشبس تمام شده است، حملاتی به نقاطی از جنوب ایران انجام داد. «یاسر عثمان»، فرستاده سابق مصر در تهران و سفیر سابق مصر در تشکیلات خودگردان فلسطین، گفت: «این جنگ درنهایت ممکن است نتایج معکوسی داشته باشد که به نفع ایران است. ایران احتمالاً قویتر از قبل ظاهر خواهد شد.»