شناسه خبر : 51980 لینک کوتاه
تاریخ انتشار:

پایان برتری

آیا ایالات‌متحده می‌تواند در جنگ‌های آینده موفق باشد؟

محمدحسین باقی /نویسنده نشریه  

4ایالات‌متحده در کارزار اخیر خود علیه ایران، بیش از 13 هزار حمله انجام داد. این حجم آتش البته مانع از حمله متقابل ایران نشد. در طول ۳۹ روز درگیری، ایران بیش از دو هزار و 200 موشک و چهار هزار و 400 پهپاد به‌ سوی پایگاه‌های آمریکا در منطقه شلیک کرد. حداقل هشت هواپیمای آمریکایی با حملات ایران نابود شده یا آسیب دیدند. چندین رادار آمریکایی مورد اصابت قرار گرفت و هفت نفر از نیروهای نظامی ایالات‌متحده کشته شدند. بااین‌حال، نظام سیاسی مستقر در ایران همچنان تنگه هرمز را در کنترل خود دارد. ایالات‌متحده به اهداف خود در جنگ دست نیافته است، پل شار، که در وزارت دفاع ایالات‌متحده در دولت‌های جرج دبلیو بوش و اوباما و در ارتش ایالات‌متحده خدمت کرده است، در مقاله‌ای در فارن افرز نوشت، تسلط تکنولوژیکی که ارتش ایالات‌متحده مدت‌ها برای برتری بر رقبا به آن تکیه کرده بود، روبه کاهش است. برخلاف دوران گذشته، زمانی که ایالات‌متحده در زمینه سلاح‌های پنهان‌کار و هدایت‌شونده دقیق، برتری عمده‌ای را حفظ می‌کرد، عصر کنونی در فناوری‌هایی که اکنون جنگ را متحول می‌کنند، یعنی پهپادها و هوش مصنوعی، به ایالات‌متحده برتری نخواهد داد.

جنگ با ایران، نخستین تجربه ایالات‌متحده در دوران جدید جنگ بود. فناوری‌های نوظهور در حال هم‌سطح کردن زمین بازی میان واشنگتن و دشمنانش هستند. انتشار فناوری پهپادهای مقرون‌به‌صرفه و قابلیت‌های هوش مصنوعی به کشورهای کوچک‌تر و بازیگران غیردولتی این فرصت را می‌دهد که فراتر از وزن خود عمل کنند. چنین دشمنانی اکنون می‌توانند به پایگاه‌های ایالات‌متحده حمله کرده، تلفات وارد کنند و به هواپیماهای گران‌قیمت آمریکایی آسیب برسانند. حملات موشکی ایران به پایگاه‌های ایالات‌متحده در خلیج‌فارس، یک هواپیمای هشدار اولیه «E-3 Sentry» را منهدم کرد. این ضرر حتی از هزینه ۳۰۰ میلیون‌دلاری خود هواپیما هم بیشتر است، زیرا ناوگان هواپیماهای  «E-3» ایالات‌متحده اکنون به تنها ۱۵ فروند کاهش یافته و برنامه جایگزینی آنها سال‌ها طول می‌کشد. موشک‌های ایرانی، پنج هواپیمای سوخت‌رسان «KC-135 Stratotanker» و همچنین چندین رادار زمینی ایالات‌متحده را هدف قرار دادند. پهپادها نه‌تنها پویایی جنگ، بلکه اقتصاد جنگ را نیز متحول کرده‌اند. در خلیج ‌فارس و دیگر نقاط جهان، پهپادها و موشک‌های ارزان‌قیمت هوایی و دریایی می‌توانند تسلیحات و تجهیزات به‌مراتب گران‌قیمت‌تر را نابود کنند.

ایالات‌متحده هنوز قدرتمندترین ارتش جهان را دارد، اما هنوز برای عصر جدیدی از جنگ که با این واقعیت‌ها تعریف می‌شود، آماده نیست. این کشور نیاز به تولید پهپادها و رهگیرهای کم‌هزینه‌تر دارد و باید خود را بهتر با الزامات رقابت هوش مصنوعی وفق دهد. همان‌طور که ارتش نمی‌تواند بدون ساخت هواپیما، قدرت هوایی خود را افزایش دهد و بدون ناوهای عظیم نمی‌تواند بر دریاها تسلط یابد، نمی‌تواند در عصر هوش مصنوعی بدون مهار داده‌ها، خرید قدرت پردازش و یادگیری بهترین روش استفاده از الگو‌های هوش مصنوعی پیروز شود. اگر ارتش ایالات‌متحده خود را با این شرایط وفق ندهد، به‌مرور در میدان نبرد با رقبایی هم‌تراز مواجه خواهد شد. ایالات‌متحده پس از دهه‌ها برتری مطلق، تضعیف خواهد شد؛ چراکه اجازه داده است این پیشتازی به‌شکلی مخاطره‌آمیز از دست برود.

مسابقه پهپادها

ایالات‌متحده مدت‌هاست برای کسب برتری بر دشمنان خود به نوآوری‌های تکنولوژیک متکی بوده است. در اوایل جنگ سرد، برنامه‌ریزان دفاعی ایالات‌متحده برای جبران برتری عددی ارتش شوروی در اروپا، روی سلاح‌های هسته‌ای حساب می‌کردند. در دهه ۱۹۷۰، ایالات‌متحده، «انقلاب اطلاعاتی» را در برنامه‌ریزی نظامی خود آغاز کرد و پیشرفت‌ها در نیمه‌رساناها، شبکه‌های کامپیوتری و ماهواره‌ها به این کشور در سیستم‌های رادارگریز، سلاح‌های هدایت‌شونده دقیق و جی‌پی‌اس برتری بخشید. این فناوری‌ها در جنگ خلیج‌فارس، بسیار ارزشمند بودند. تاثیر آنها در طول حمله به عراق در سال ۲۰۰۳، زمانی که نیروهای آمریکایی بغداد را فقط در سه هفته تصرف کردند، حتی چشمگیرتر بود. در سال ۲۰۱۴، پنتاگون استراتژی «جبران سوم» را کلید زد که هدف آن استفاده از روباتیک و هوش مصنوعی برای جبران برتری عددی نیروهای چینی و روسی بود. این استراتژی، ارتش ایالات‌متحده را به سویی هدایت کرد تا از فناوری‌های هوش مصنوعی برخاسته از بخش تجاری بهره بگیرد؛ اقدامی که مقامات آمریکایی را مجاب کرد که می‌توانند برتری تکنولوژیک پایدار خود بر دشمنان را تثبیت کنند.

اما این‌بار، چنین راهبردی جواب نخواهد داد. ایالات‌متحده دیگر مزیت قابل‌توجهی در فناوری‌های نوظهور ندارد و قادر به دستیابی به آن نیز نخواهد بود. برای مثال، ابزارهای بدون سرنشین را در نظر بگیرید. پهپادهای ارزان‌قیمت به‌طور گسترده در سراسر جهان در دسترس هستند و ایالات‌متحده نخواهد توانست از به‌کارگیری گسترده آنها از سوی رقبا جلوگیری کند. ایران در سال‌های اخیر به‌عنوان تولیدکننده اصلی پهپادهای ارزان‌قیمت ظاهر شده است. روسیه نیز ده‌ها هزار پهپاد تولید کرده است. در تئوری، ایالات‌متحده باید بتواند تعداد زیادی از این سلاح‌ها را تولید کند. پهپادهای کم‌هزینه به هیچ فناوری خاصی متکی نیستند. اما در عمل، ارتش ایالات‌متحده برای تولید پهپادهای ارزان‌قیمت به تعداد قابل‌توجه با مشکل مواجه بوده است. اوکراین سالانه چهار میلیون پهپاد تولید می‌کند، درحالی‌که ارتش ایالات‌متحده تنها ۵۰ هزار پهپاد خریداری می‌کند.

رهبران پنتاگون در دولت بایدن و ترامپ، تولید پهپادهای کم‌هزینه را در اولویت قرار داده‌اند، اما مشکلات ساختاری مانع این کار شده‌اند. پهپادهای نظامی کوچک، به فناوری متکی هستند که در ابتدا برای بازار سرگرمی تجاری توسعه داده شده بود (که زیر سلطه شرکت چینی DJI است). ارتش ایالات‌متحده به‌درستی نمی‌خواهد به سخت‌افزار نظامی رقیب اصلی خود وابسته باشد. بنابراین درنهایت پهپادهای بسیار گران‌تر ساخت ایالات‌متحده را خریداری می‌کند (که هنوز هم اغلب از قطعات چینی استفاده می‌کنند). بدتر اینکه، ایالات‌متحده به‌سادگی در ساخت ارزان، واکنش سریع یا افزایش سریع‌مقیاس خوب عمل نمی‌کند. برای دهه‌ها، تولیدات دفاعی ایالات‌متحده، پیوسته در منحنی هزینه به سمت پلتفرم‌های دفاعی «نفیس‌تر» -اصطلاح نظامی برای سلاح‌های پیشرفته، گران و کم‌حجم- حرکت کرده است. در مقابل، پهپادها چشم‌انداز نظامی را به سمت سلاح‌های کم‌هزینه که می‌توانند به مقدار زیادی تولید شوند، متمایل کرده‌اند.

ایالات‌متحده در سازگاری با این شرایط کند عمل کرده است. طرح «تکثیر وزارت دفاع در سال ۲۰۲۳» با هدف به‌کارگیری سریع هزاران سیستم خودمختار کم‌هزینه اجرا شد، اما فقط صدها مورد از آنها به‌دست آمد. رهبری فعلی پنتاگون اعلام کرده که قصد دارد تولید پهپادهای کم‌هزینه را گسترش دهد و بیش از یک میلیارد دلار برای تولید ۳۴۰ هزار پهپاد تا سال ۲۰۲۷ اختصاص داده است. ارتش، هدف بلندپروازانه‌تری را برای تولید حداقل یک میلیون پهپاد تا سال ۲۰۲۸ تعیین کرده است. برای دستیابی به این اهداف، ارتش باید بودجه‌ای مداوم و قابل‌توجه برای ساخت یک پایگاه صنعتی برای پهپادهای کوچک اختصاص دهد که هنوز در مقیاسی قابل‌توجه وجود ندارد.

اما فناوری پهپادها نیز در یک نقطه درجا نمی‌زند. به‌زودی، این پهپادها می‌توانند با استقلال بیشتر و هماهنگی نزدیک‌تر با سایر ماشین‌ها عمل کنند. اکثر پهپادهای امروزی از راه دور هدایت می‌شوند یا از اتوماسیون ساده‌ای استفاده می‌کنند. اوکراین به یک میدان آزمایشی تبدیل شده است. برای مثال، بسیاری از پهپادهای اوکراینی به سیستم «هدایت پایانی خودکار» مجهز هستند؛ این قابلیت به پرنده بدون سرنشین اجازه می‌دهد تا در صورت قطع ارتباط میان دستگاه و خلبان انسانی بر اثر جنگ الکترونیک و اخلال [سیگنالی] دشمن، مسافت چندصدمتری باقی‌مانده تا هدف را به‌تنهایی و به‌طور خودکار مسیریابی و طی کند. اوکراین همچنین در حال تولید پهپادهای تهاجمی دوربرد است که می‌توانند تا ۶۰۰ مایل پرواز کنند و بدون جی‌پی‌اس با تطبیق تصاویر دوربین‌های داخلی با  تصاویر ماهواره‌ای ازپیش‌بارگذاری‌شده، به‌صورت خودمختار حرکت کنند. این نوآوری‌ها بسیار فراتر از اوکراین به‌کار گرفته خواهند شد. به‌زودی کشورهای بیشتر و بازیگران غیردولتی پهپادهای مشابهی خواهند داشت که می‌توانند حتی زمانی که دشمنان می‌توانند ارتباطات را مسدود کرده و از دسترسی پهپاد به جی‌پی‌اس جلوگیری کنند، به اهداف حمله کنند. پهپادها به سیستم «هدایت پایانی خودکار» پیچیده‌تری مجهز خواهند شد که به آنها امکان می‌دهد مناطق وسیعی را جست‌وجو کرده و اهداف را به‌تنهایی شناسایی کنند و مورد حمله قرار دهند. این پیشرفت‌ها، جنگ را به شیوه‌های عمیقی تغییر خواهند داد. پهپادهای ساده امروز، به دسته‌های پهپاد و ریزپرنده‌های دسته‌جمعی و هوشمند فردا تبدیل خواهند شد. دسته‌ روبات‌های خودمختار می‌توانند با سرعت، هماهنگی و پویایی عمل کنند که اپراتورهای انسانی هرگز نمی‌توانند آن را تکرار کنند.

بهره‌گیری کامل از دسته‌های پهپاد، مستلزم بازنگری اساسی در فرماندهی و کنترل نظامی، ساختارهای سازمانی و نحوه هدایت نیروهای نظامی از سوی فرماندهان انسانی در میدان نبرد است. اپراتورهای نظامی به شکل مستقیم پهپادها را هدایت نخواهند کرد. آنها دسته‌های کاملی از صدها یا هزاران پهپاد را فرماندهی خواهند کرد و خود پهپادها به‌طور خودمختار رفتار خود را هماهنگ می‌کنند. ارتش‌ها باید بفهمند که چه نوع دستورالعمل‌هایی را باید به دسته‌ها بدهند و چگونه پهپادهای خودمختار باید میان خود هماهنگ شوند. این امر مستلزم تغییر اساسی در الگو‌های سنتی فرماندهی در ارتش و جایگزینی ساختارهای سلسله‌مراتبی با ساختارهای غیرمتمرکزتر خواهد بود.

پهپادها در حال حاضر پویایی میدان نبرد را به شیوه‌هایی تغییر می‌دهند که ایالات‌متحده هنوز با آن دست‌وپنجه نرم نکرده است. جنگ علیه ایران نشان داد که چگونه پهپادها پایگاه‌های دور از خطوط مقدم را آسیب‌پذیر کرده‌اند. ارتش ایالات‌متحده باید با این واقعیت جدید سازگار شود و سرمایه‌گذاری بیشتری در استتار، طعمه‌ها و سایر روش‌های پنهان شدن از شناسایی و پراکندگی نیروها به‌منظور کاهش خطر انجام دهد.

ایالات‌متحده همچنین به روش‌های مقرون‌به‌صرفه‌تری برای دفاع در برابر تعداد زیاد موشک‌ها و پهپادهای ارزان‌قیمتی که دشمنان می‌توانند شلیک کنند، نیاز دارد. دفاع موشکی در ۳۵ سال پس از جنگ خلیج ‌فارس پیشرفت زیادی کرده است. اما فناوری موشک‌های تهاجمی نیز تکامل یافته و تهدید پهپادها به‌سرعت افزایش یافته است. تاثیر نهایی این بوده که ایالات‌متحده با وجود سرعت بیشتر، میدان را از دست ‌داده است. پدافندهای موشکی امروزه موثر اما پرهزینه هستند. ایالات‌متحده، اسرائیل و کشورهای خلیج ‌فارس از پایان فوریه، هزار و 700 موشک بالستیک و پهپاد ایرانی را سرنگون کرده‌اند، اما نسبت هزینه-مبادله به‌شدت به نفع ایران بوده است. رهگیری یک پهپاد شاهد سه هزار و 500دلاری (یا طبق برخی برآوردها، هفت هزاردلاری) با یک موشک پاتریوت چهار میلیون‌دلاری، تنها یک پیروزی پرهزینه خواهد بود. واشنگتن شاهد افزایش ضررها در ترازنامه خود است. ارتش آمریکا به‌ اندازه کافی موشک‌های رهگیر ندارد و جنگ علیه ایران ذخایر ایالات‌متحده را به‌شدت کاهش داده است. درست از زمان شروع جنگ، ایالات‌متحده تقریباً نیمی از موشک‌های پاتریوت و بین ۵۰ تا ۸۰ درصد از موشک‌های رهگیر تاد خود را استفاده کرده است. دولت ترامپ در حال برداشتن گام‌هایی برای گسترش ظرفیت تولید است، اما سال‌ها طول خواهد کشید تا خسارات واردشده جبران شود. کاهش این ذخایر، نیروهای آمریکایی را نه‌تنها در خاورمیانه، بلکه در آسیا و اروپا نیز آسیب‌پذیر خواهد کرد. مانند پهپادهای کم‌هزینه، پنتاگون در حال برداشتن گام‌هایی برای توسعه و تولید انبوه رهگیرهای کم‌هزینه است. واشنگتن برای همگام‌ شدن با تهدید روبه‌‌رشد، باید تولید این رهگیرهای ارزان‌تر را افزایش دهد.

مدل برتر بعدی

هوش مصنوعی تغییرات گسترده‌تری را در جنگ به ارمغان خواهد آورد. اگرچه ایالات‌متحده میزبان شرکت‌های پیشرو در زمینه هوش مصنوعی در جهان است، اما پیشرفت‌ها در این زمینه، فرسایش برتری فناوری نظامی آمریکا را تسریع خواهد کرد. واشنگتن درگیر «مسابقه هوش مصنوعی» ادعایی میان ایالات‌متحده و چین است، اما واقعیت امروز اساساً برابری فناوری است. مدل‌های هوش مصنوعی چینی فقط چند ماه از مدل‌های پیشرو آمریکایی عقب‌تر هستند. شرکت‌های چینی مانند دیپ‌سیک، مون شات و مینی مکس، عملاً از مدل‌های آمریکایی استفاده می‌کنند و از آنها برای آموزش مدل‌های خود با کسری از هزینه استفاده می‌کنند. آنتروپیک، اوپن ای‌آی و گوگل همگی رقبای خارجی را (که تلاش‌های گسترده‌ای برای استخراج اطلاعات از مدل‌های آمریکایی با نقض شرایط خدمات آن مدل‌ها انجام می‌دادند)، شناسایی و گزارش کرده‌اند. شرکت‌های چینی با کپی کردن دستاوردهای شرکت‌های آمریکایی، دسترسی محدود خود به تراشه‌های پیشرفته هوش مصنوعی -که به واسطه کنترل‌های صادراتی ایالات‌متحده محدود شده است- را جبران می‌کنند. این تکنیک که «تقطیر خصمانه» نامیده می‌شود، از نظر عملکردی، مزیت آمریکا در پیشرفته‌ترین قابلیت‌های هوش مصنوعی را خنثی می‌کند.

یکی دیگر از حوزه‌هایی که ایالات‌متحده تا همین اواخر در آن برتری داشته است، استفاده از هوش مصنوعی برای تبدیل تحلیل‌های اطلاعاتی و برنامه‌ریزی عملیاتی خود است. مدل‌های زبانی بزرگ (LLM) در سیستم هوشمند «مِیوِن» متعلق به شرکت پالانتیر ادغام شده‌اند؛ سیستمی که اطلاعات جاسوسی و امنیتی را از منابع متعدد در یک رابط کاربری واحد جمع‌آوری می‌کند تا تحلیلگران بتوانند وضعیت میدان نبرد را ارزیابی کنند. هوش مصنوعی به تحلیلگران و برنامه‌ریزان اطلاعاتی اجازه می‌دهد تا حجم عظیمی از داده‌ها را ترکیب کرده و حملات را برنامه‌ریزی کنند. طبق گزارش‌ها، ارتش اسرائیل از سیستم‌های یادگیری ماشینی برای پردازش داده‌ها و توصیه اهداف برای حملات در غزه استفاده کرده است، اما عملیات ارتش ایالات‌متحده علیه ایران احتمالاً اولین استفاده قابل‌توجه از الگوهای زبانی بزرگ در میدان نبرد است. در ایران، ارتش ایالات‌متحده از هوش مصنوعی برای اولویت‌بندی اهداف و طراحی «بسته‌های تهاجمی» در یک فضای نبرد سیال و پویا استفاده کرده است. اما ظرف چند ماه، ارتش چین به الگو‌های هوش مصنوعی با همان قابلیت‌ها دسترسی خواهد داشت. درواقع، هر گروه نظامی و غیردولتی روی کره زمین به این نوع ابزارها دسترسی خواهد داشت. به‌ هر حال، هوش مصنوعی راز محرمانه دولت‌های خاص نیست، بلکه کار بخش تجاری است و چنین نوآوری‌هایی به‌سرعت در سراسر جهان گسترش می‌یابند.

در دوران تغییرات شگرف فناوری، آنچه موفقیت نسبی یک ساختار نظامی را تعیین می‌کند، نحوه به‌کارگیری و بهره‌برداری بهینه از فناوری‌های جدید است. برای مثال، در اوایل قرن بیستم، همه قدرت‌های نظامی پیشرو آن زمان، به سلاح‌های جدید مانند تانک، زیردریایی و هواپیما دسترسی داشتند. چالش این بود که بفهمیم چگونه به بهترین شکل از آنها استفاده کنیم. دوره بین جنگ جهانی اول و جنگ جهانی دوم، شاهد آزمون ارتش‌ها با فناوری‌های جدید و ابداع ساختارهای سازمانی، دکترین‌ها و آموزش‌های جدید برای مهار این سلاح‌ها بود. بریتانیا نخستین کشوری بود که با ناوهای هواپیمابر دست به نوآوری زد، اما در آستانه جنگ جهانی دوم از ژاپن و ایالات‌متحده عقب ماند. فناوری هواپیماهای بریتانیا از جمله پیشرفته‌ترین‌ها بود، اما موانع فرهنگی و بوروکراتیک در ارتش بریتانیا و برخی تصمیم‌های نادرست این کشور، سرعت پذیرش و انطباق با این فناوری‌ها را کاهش داد. این مهم است زیرا روش‌ها، بیش از تجهیزات و سیستم‌های پیشرفته، در میدان نبرد تفاوت ایجاد می‌کنند. به‌ هر حال، بیشتر جنگ‌ها میان دشمنانی رخ می‌دهد که از نظر فناوری تقریباً برابر هستند.

تحول پیشتازانه

4.1برای ارتش ایالات‌متحده، مهار قدرت محاسباتی-پردازشی چین برای پیشی گرفتن از پکن در پذیرش هوش مصنوعی و فراهم کردن امکان استفاده موثرتر از هوش مصنوعی ضروری است، حتی اگر چین به الگوهای هوش مصنوعی با همان قابلیت‌ها دسترسی داشته باشد. قدرت محاسباتی-پردازشی برای استقرار هوش مصنوعی در مقیاس بزرگ ضروری است. استفاده از پیشرفته‌ترین مدل‌های هوش مصنوعی به انرژی و قدرت محاسباتی-پردازشی زیادی نیاز دارد و شرکت‌های فناوری صدها میلیارد دلار برای ساخت مراکز داده عظیم در راستای برآوردن تقاضای هوش مصنوعی هزینه می‌کنند. امروزه، قدرت محاسباتی-پردازشی تقریباً مشابه ظرفیت تولید در عصر صنعتی است. همان‌طور که ظرفیت تولید یک کشور، رشد اقتصاد و قدرت نظامی آن را تعیین می‌کرد، «محاسبات» کلی، قدرت هوش مصنوعی یک کشور -و در نتیجه، قدرت آن- را تعیین می‌کند.

قدرتمندترین ابزاری که ایالات‌متحده برای کند کردن پیشرفت چین در هوش مصنوعی در اختیار دارد، کنترل‌های صادراتی است که مانع از تهیه تراشه‌های پیشرفته و تجهیزات تولید نیمه‌هادی از سوی شرکت‌های چینی می‌شود. تراشه‌ها برای آموزش و استفاده از پیشرفته‌ترین مدل‌های هوش مصنوعی ضروری هستند و شرکت‌های آمریکایی نقاط کلیدی در زنجیره تامین تولید تراشه را در دست دارند. در دوران ریاست‌جمهوری اول ترامپ و دولت بایدن، دولت ایالات‌متحده به‌طور پیوسته کنترل صادرات تراشه‌های پیشرفته هوش مصنوعی و تجهیزات ساخت تراشه به چین را تشدید کرد. اما در ژانویه ۲۰۲۶، دولت ترامپ مسیر را معکوس و فروش تراشه H200 انویدیا به چین را تایید کرد. تا آوریل ۲۰۲۶، این تراشه‌ها هنوز به چین منتقل نشده بودند، اگرچه وزارت بازرگانی مجوزهایی را برای مقادیر محدود صادر کرده بود و انویدیا از مشتریان چینی سفارش دریافت کرده بود. با توجه ‌به محدودیت‌های کلی در عرضه تراشه برای توسعه هوش مصنوعی و افزایش تقاضا در ایالات‌متحده، هر تراشه فروخته‌شده به چین نشان‌دهنده ضرر برای واشنگتن و مزیتی برای پکن است. کارخانه‌های ساخت تراشه پیشرفته به فناوری ژاپن، هلند و ایالات‌متحده متکی هستند. چین به‌شدت در تلاش است تا ظرفیت تولید نیمه‌هادی داخلی خود را افزایش داده تا وابستگی‌اش را به تراشه‌های خارجی کاهش دهد. اما بدون دسترسی به تجهیزات حیاتی ساخت تراشه، این کشور نمی‌تواند تراشه‌های پیشرفته تولید کند. ایالات‌متحده باید از زمان برای نوآوری، آزمایش هوش مصنوعی و تطبیق سازمان‌ها و دکترین خود برای بهره‌برداری هرچه بیشتر از جدیدترین فناوری استفاده کند. انجام این کار مستلزم تغییر طرز فکر است. ارتش ایالات‌متحده در طول جنگ‌های عراق و افغانستان به‌سرعت رویه‌های خود را اصلاح کرد و به‌سرعت تجهیزات را مستقر و تاکتیک‌ها را برای مقابله با تهدید بمب‌های دست‌ساز و پرواز پهپادها برای نظارت بر شورشیان اصلاح کرد. فرآیندهای بوروکراتیک سنتی پنتاگون برای تعیین الزامات سیستم‌های نظامی، بودجه‌بندی هزینه‌ها و تهیه فناوری‌ها با هوش مصنوعی همگام نخواهد شد و از دشمنان پیشی نخواهد گرفت. اوکراین با انگیزه حس فوریت وجودی، تولید پهپادها را به چهار میلیون در سال افزایش داده است. با تولید ناخالص داخلی ۱۴۰ برابر اوکراین، ایالات‌متحده باید بتواند به این تعداد نزدیک شود. رهبری فعلی پنتاگون مایل به شکستن این قالب است. استراتژی هوش مصنوعی این وزارتخانه که در ژانویه منتشر شد، بر اهمیت سرعت تاکید کرد. برای کمک به کاهش کاغذبازی‌های اداری، این استراتژی یک «هیات حذف موانع» ماهانه ایجاد کرد تا محدودیت‌های غیرقانون‌گذاری را که ممکن است مانع پذیرش هوش مصنوعی شود، لغو کند.

بحران هویت

برخی از بزرگ‌ترین موانع در راه بهره‌برداری کامل از مزایای فناوری‌های جدید، ریشه در مسائل فرهنگی دارند. پیشرفت‌های تکنولوژیک نیازمند شیوه‌های جدیدی برای جنگیدن است و این شیوه‌ها گاهی اوقات عادات دیرینه و هویت‌های عمیقاً شکل‌گرفته در ساختار نیروهای نظامی را به چالش می‌کشند. نیروی دریایی ایالات‌متحده در قرن نوزدهم در برابر گذار از کشتی‌های بادبانی به بخار مقاومت کرد و حتی پس از جنگ داخلی، در پذیرش نیروی بخار عقبگرد داشت. بحث و جدل‌ها درباره چگونگی استفاده بهینه از تانک‌ها نیز در طول جنگ جهانی دوم در ارتش آمریکا ادامه یافت.

نیروهای نظامی امروز نیز دست‌کمی از گذشته ندارند و همان‌قدر سرسخت و سنتی هستند. فرهنگ هر شاخه نظامی و تصوری که از قدرت هوایی دارد، نحوه به‌کارگیری پهپادها را در آن نیرو شکل داده است. ارتش، نخستین نیرویی بود که سیستم‌های کنترل پرواز خودکارتر (ازجمله برای برخاستن و فرود آمدن) را پذیرفت و از پرسنل پیمانی و درجه‌دار به‌عنوان هدایت‌کننده پهپاد استفاده کرد. نیروی هوایی در برابر این نوآوری‌ها مقاومت نشان داد؛ چراکه این کار، تصویر ذهنی آنها از هدایت‌کنندگان پهپاد به‌عنوان «خلبان» را به چالش می‌کشید. بااین‌حال، نیروی هوایی در هدایت پهپادها از طریق پایگاه‌های مستقر در خاک اصلی ایالات‌متحده نوآوری به خرج داد؛ درحالی‌که ارتش تصمیم گرفت اپراتورهای پهپاد خود را به عراق و افغانستان اعزام کند که این کار، استفاده بسیار ناکارآمدتری از نیروی انسانی بود. متمرکز کردن اپراتورهای پهپاد در پایگاه‌های داخل آمریکا به آنها اجازه می‌دهد تا به‌صورت مداوم پهپادها را هدایت کنند، درحالی‌که سیاست ارتش برای اعزام این اپراتورها به مناطق جنگی در طول جنگ‌های عراق و افغانستان به این معنی بود که حدود دوسوم اپراتورهای پهپاد ارتش در فواصل میان اعزام‌ها در داخل کشور بودند و پروازی انجام نمی‌دادند. اما از دیدگاه ارتش، سربازان نباید به‌صورت دورکاری بجنگند.

اشتیاق به سیستم‌های بدون سرنشین و روباتیک در نیروی دریایی تفاوت‌های چشمگیر داشته است. نیروهای زیرسطحی (زیردریایی) نیروی دریایی تا حد زیادی وسایل روباتیک زیر دریا را پذیرفته‌اند، چراکه آنها را متمم و مکمل زیردریایی‌ها می‌دانند، نه جایگزینی برای آنها. بااین‌حال، در بخش هوانوردی نیروی دریایی، فضای عرشه ناوهای هواپیمابر محدود است. هر پهپادی که به عرشه ناو اضافه شود، جای یک جنگنده سنتی با سرنشین را می‌گیرد. با وجود اینکه یک پهپاد رزمی پنهان‌کار می‌توانست شعاع عملیاتی ناو هواپیمابر را به‌شدت گسترش دهد، نیروی دریایی، کاربری پهپادهای مستقر در ناو خود را به هواپیماهای سوخت‌رسان تنزل داد تا گاز و سوخت را برای پشتیبانی از جنگنده‌های با سرنشین حمل کنند، نه اینکه جایگزین آنها شوند. نیروی دریایی با این اقدام، عملاً برای حفظ شغل خلبانان، شعاع عملیاتی و قدرت ضربتی ناو هواپیمابر را قربانی کرد. هوش مصنوعی چالشی حتی بزرگ‌تر از پهپادها برای تصویر ذهنی نیروهای نظامی ایجاد می‌کند. هوش مصنوعی پرسش‌های بنیادین را درباره نقش انسان و ماشین مطرح می‌کند. همان ترس‌هایی که در مورد تصاحب مشاغل به‌وسیله هوش مصنوعی در سطح جامعه وجود دارد، در ارتش نیز بازتولید خواهد شد؛ جایی که هویت نظامیان به‌شدت با وظایفی که انجام می‌دهند گره خورده است. پرسنل نیروی دریایی هنوز «ملوان» نامیده می‌شوند، هرچند دیگر از دکل‌ها بالا نمی‌روند، بادبانی را باز و بسته نمی‌کنند و با طناب‌های کشتی سروکار ندارند. ارتش هنوز سربازانی دارد که خود را «سواره‌نظام» می‌دانند، هرچند که دیگر سوار اسب نمی‌شوند. این هویت‌ها به‌عنوان یادگارهای تاریخی باقی می‌مانند، حتی زمانی که شغل پرسنل نظامی تغییر می‌کند (و همین اتفاق ممکن است با متحول ‌شدن نیروهای مسلح از طریق هوش مصنوعی رخ دهد). اما تاریخچه پذیرش فناوری‌های نظامی، از کشتی‌های بخار گرفته تا تانک‌ها و پهپادها، نشان می‌دهد که هویت و فرهنگ می‌توانند نیروهای قدرتمندی باشند که مانع از دستیابی ارتش‌ها به مزایای واقعی فناوری‌های جدید ‌شوند.

نیروی دیگری در ایالات‌متحده وجود دارد که برای تضمین پیشتازی فناوری نظامی این کشور حیاتی است: بخش خصوصی. پذیرش هوش مصنوعی کارآمد، نیازمند شراکت عمیق با بدنه صنعت، شرکت‌های توسعه‌دهنده هوش مصنوعی و ارزیابان شخص‌ثالثی است که در زمینه قابلیت‌ها و محدودیت‌های هوش مصنوعی تخصص دارند. برای تحقق این موضوع، رهبری پنتاگون باید روابط خود را با سیلیکون‌ولی بازسازی کند؛ روابطی که در ماه‌های اخیر به دلیل اختلاف‌نظر با شرکت آنتروپیک بر سر شرایط قراردادش با وزارت دفاع، به‌شدت تیره شده است. پنتاگون اصرار داشت که خواهان دسترسی نامحدود به فناوری آنتروپیک برای «هرگونه استفاده قانونی» است، درحالی‌که آنتروپیک می‌خواست برای جلوگیری از استفاده احتمالی از فناوری خود بر نظارت مردمی داخلی و همچنین تامین قدرت تسلیحات کاملاً خودمختار (بدون دخالت انسان)، چهارچوب‌ها و خطوط قرمزی تعیین کند. آنچه در خطر است، بسیار فراتر از روابط ارتش با یک شرکت واحد است.

این اختلاف علنی، موجی از مخالفت‌ها را در میان مهندسان هوش مصنوعی ایجاد کرده است که اکنون به‌شدت با همکاری با ارتش مخالفت می‌کنند. بیش از هزار کارمند در گوگل و اوپن ای‌آی نامه‌ای سرگشاده را امضا کردند و از شرکت‌های خود خواستند که «در کنار هم بایستند تا همچنان به خواسته‌های فعلی وزارت جنگ پاسخ منفی دهند». در آوریل ۲۰۲۶، بیش از ۶۰۰ کارمند گوگل نامه‌ای سرگشاده امضا کردند و از این شرکت خواستند که اجازه ندهد از الگوهای هوش مصنوعی‌اش در هیچ‌گونه پروژه محرمانه‌ای استفاده شود. رهبران ارشد دفاعی این بحران را بد مدیریت کرده و تنش‌های دیرینه میان ارتش و صنعت هوش مصنوعی را دوباره شعله‌ور کرده‌اند.

وزارت دفاع نمی‌تواند هزینه از دست‌ دادن مهندسانی را متحمل شود که در حال ساخت قدرتمندترین فناوری شکل‌دهنده به آینده جنگ هستند. ارتش باید به هوش مصنوعی پیشرو دسترسی داشته باشد، اما اعمال زور بر شرکت‌های آمریکایی (آن‌گونه که پنتاگون با «خطر زنجیره تامین» نامیدن شرکت آنتروپیک تلاش کرد انجام دهد) کمکی به تشویق همکاری نخواهد کرد. پس از آنکه گوگل در سال ۲۰۱۸، کار روی ابتکار اولیه یادگیری ماشینی و یکپارچه‌سازی داده‌های وزارت دفاع (معروف به پروژه میون) را متوقف کرد، پنتاگون یک رویکرد تعاملی و جذاب (کمپین دلجویی) را در پیش گرفت. این نهاد «اصول اخلاقی هوش مصنوعی» را تدوین کرد که به‌عنوان دستورالعمل‌های وزارتخانه برای پذیرش مسئولانه هوش مصنوعی عمل می‌کرد. این کار نه‌تنها به رفع بسیاری از نگرانی‌های پژوهشگران هوش مصنوعی درباره کاربردهای نظامی دستاوردهایشان کمک کرد، بلکه فرآیندهای خود ارتش را نیز برای استفاده از هوش مصنوعی بهبود بخشید.

هوش مصنوعی قدرتمند است اما معایب بسیاری دارد. مدل‌های زبانی بزرگ امروزی سوگیری‌های ظریفی دارند، تمایل دارند مطالبی را از خود جعل کنند و به «تملق‌گویی» رو آورند (یعنی همان چیزی را به کاربر بگویند که فکر می‌کنند کاربر دوست دارد بشنود). استفاده موثر از هوش مصنوعی نیازمند برخورد جدی با این محدودیت‌هاست. عامل‌های هوش مصنوعی (AI agents) که می‌توانند اقدامات مستقلی را در کامپیوترها و شبکه‌ها انجام دهند، به بهره‌وری سرعت خواهند بخشید. اما آنها می‌توانند به‌شدت مسیر اشتباهی بروند؛ در آوریل ۲۰۲۶، یک عامل هوش مصنوعی کل پایگاه داده یک شرکت را در عرض ۹ ثانیه پاک کرد (البته این عامل هوش مصنوعی آنقدر ادب داشت که بعد از آن عذرخواهی کند!). ارتش باید چهارچوب‌های حفاظتی برای سیستم‌ها و عامل‌های هوش مصنوعی تعیین کند و آموزش‌های لازم را به کاربران انسانی ارائه دهد تا تضمین شود که هوش مصنوعی به اشتباهات فاجعه‌بار دست نمی‌زند. ارتش نه‌تنها باید پژوهشگران هوش مصنوعی را با خود همراه کند، بلکه باید واقعاً به حرف‌های آنها گوش دهد تا محدودیت‌های این فناوری را بهتر درک کند. شراکت با صنعت برای ایجاد معیارها، استانداردها و فرآیندهای آزمایش لازم برای موفقیت ارتش در استفاده از هوش مصنوعی، امری حیاتی است.

درنهایت، نیروهای مسلح باید معیارهای خود را برای سنجش قدرت نظامی در این عصر جدید به‌روزرسانی کنند. نیروی دریایی تعداد کشتی‌ها را می‌شمارد و نیروی هوایی تعداد هواپیماها را؛ اینها معیارهای عصر صنعتی هستند (ارتش تعداد سربازان را می‌شمارد که یک معیار پیشاصنعتی است). از یک‌سو، برنامه‌ریزان باید کار بهتری در گنجاندن پهپادهای ارزان‌قیمت در این آمارها انجام دهند. اغلب این ابزارها به‌اندازه کافی قدرتمند محسوب نمی‌شوند که به‌عنوان هواپیما شمرده شوند، اما حذف آنها خطر دست‌کم گرفتن ظرفیت نظامی و انحراف برنامه‌ریزی‌ها به سمت سیستم‌های سنتی و قدیمی را به همراه دارد.

اما بسیار مهم‌تر از این ارقام در حال حاضر، سنجش مولفه‌های دیجیتالی است که پلتفرم‌های نظامی را توانمند و به هم متصل می‌کنند: حسگرها، رادارها، کامپیوترها، شبکه‌ها و الگوریتم‌ها. وزارت دفاع باید ردیابی معیارهای مرتبط با هوش مصنوعی را آغاز کند. این معیارها می‌تواند شامل میزان قدرت پردازش موجود در شبکه‌های طبقه‌بندی‌شده و غیرطبقه‌بندی‌شده در هر لحظه و میزان استفاده از آن قدرت پردازش باشد. همچنین می‌تواند کاربران فعال ماهانه، میزان مصرف توکن (Token usage) در الگو‌های هوش مصنوعی برای نشان دادن میزان گستردگی و تکرار استفاده از هوش مصنوعی، و مقدار داده‌های در دسترس در کلیت وزارت دفاع و نحوه استفاده از آنها را ردیابی کند. این آمار و ارقام به برنامه‌ریزان درک دقیق‌تری از میزان استفاده کارکنان نظامی و غیرنظامی از هوش مصنوعی می‌دهد و مشخص می‌کند که در چه بخش‌هایی به سرمایه‌گذاری‌ها یا ابتکارات اضافی برای سرعت بخشیدن به این فرآیند نیاز است. برای پیشتازی در هوش مصنوعی، ارتش باید روی قدرت هوش مصنوعی سرمایه‌گذاری کند. همچنین باید ارزیابی‌های دقیقی از به‌کارگیری هوش مصنوعی انجام دهد تا بسنجد که آیا این فناوری باعث افزایش کارایی و دقت، بهبود هزینه‌ها و سرعت بخشیدن به جریان‌های کاری شده است یا خیر، و تعیین کند چه درس‌هایی را می‌توان در دیگر کاربردها اعمال کرد.

تاریخ پر از داستان‌های عبرت‌آموز از ارتش‌هایی است که پس از ظهور فناوری‌های تحول‌آفرین، برای تغییر و اصلاح تلاش کردند. هنگامی که ناوگان‌های انگلیسی و اسپانیایی در سال ۱۵۸۸ با هم درگیر شدند، اسپانیا در اوج قدرت خود بود. اما نیروی دریایی انگلیس با موفقیت بیشتری از فناوری جدید آن زمان، یعنی توپ‌ها، بهره‌برداری کرده بود. در مقابل، ناوگان اسپانیایی آرمادا، هنوز بر اساس ضرورت نزدیک شدن به کشتی‌های دشمن و سوار شدن بر آنها، درحالی‌که عرشه‌های آنها مملو از پیاده‌نظام بود، طراحی شده بود. در نتیجه، ناوگان عظیم اسپانیا به‌طرز ناامیدکننده‌ای از نظر تسلیحاتی ضعیف‌تر بود و شکست خورد. جنگ میان انگلیس و اسپانیا، ۱۶ سال دیگر پس از شکست آرمادای اسپانیایی ادامه یافت، اما اوج قدرت دریایی اسپانیا و همچنین اوج قدرت اسپانیا به‌عنوان یک امپراتوری جهانی سپری شده بود. ایالات‌متحده می‌تواند همچنان ارتش پیشرو جهان باقی بماند، البته اگر اکنون برای سازگاری با خطوط در حال تغییر جنگ مدرن اقدام کند. اما اگر پنتاگون نتواند عملیات خود را در جهت‌های لازم پیش ببرد، از سوی رقبایی که در تطبیق با واقعیت‌های عصر جدید سرسخت‌تر و بی‌باک‌تر هستند، تحت‌الشعاع قرار خواهد گرفت. 

 

دراین پرونده بخوانید ...