اقتصاد دندان
بررسی هزینههای خدمات دندانپزشکی در گفتوگو با دکتر شیرین لواف
سلامت دهان و دندان، نه یک امر لوکس و تزیینی، که ستون استوار سلامت عمومی بدن است. بااینحال، در سالهای اخیر، نوسانات اقتصادی و چالشهای دسترسی به مواد اولیه باکیفیت، دندانپزشکی را با بحرانی جدی مواجه کرده است. از یکسو، هزینههای سرسامآور مواد اولیه وارداتی و تجهیزات دیجیتال، دندانپزشکان را در تنگنای کیفی قرار داده و از سوی دیگر، توان اقتصادی پایین بیماران، آنها را به سمت نادیده گرفتن درمانهای ضروری یا اقبال به خدمات غیرحرفهای سوق میدهد. دکتر شیرین لواف، متخصص پروتزهای دندانی و فلوشیپ ایمپلنت، دانشیار و عضو هیات علمی دانشگاه، در گفتوگو با تجارت فردا، از گرههای کور اقتصاد درمان میگوید و بر ضرورت چرخش پارادایم از درمانمحوری به پیشگیریمحوری در نظام سلامت تاکید میکند.
♦♦♦
اگر بخواهیم گفتوگو را از مهمترین مسئله امروز دندانپزشکی آغاز کنیم، بر اساس تجربه ۲۵ساله شما، وضعیت سلامت دهان و دندان مردم در سالهای اخیر چه تغییری کرده است؟ آیا افزایش مشکلات دندانی بیشتر ریشه در فشارهای اقتصادی و کاهش دسترسی مردم به خدمات دارد یا همچنان مسئله آگاهی و فرهنگ پیشگیری نقش پررنگتری ایفا میکند؟
اگر بخواهم بهصورت کلی به سوال شما پاسخ بدهم باید بگویم نهتنها در کشور ما، بلکه در سطح جهانی، طبق تاکید سازمان بهداشت جهانی بیماریهای دهان و دندان، بهخصوص پوسیدگی، مشکلات لثه و از دست دادن دندان، از شایعترین بیماریهای غیرواگیردار هستند. بر اساس گزارشهای همین سازمان، حدود نیمی از جمعیت جهان تحت تاثیر این بیماریها قرار دارند. این موضوع چیزی نیست که مخصوص منطقه یا موقعیت جغرافیایی ما باشد. بیماریهای دهان و دندان همچنان از مهمترین مشکلات سلامت دهان بهشمار میروند، اما آنچه امروز در مطبهای دندانپزشکی بیشتر مشاهده میشود، مراجعه بیماران در مراحل پیشرفته بیماری است، یعنی زمانی که بهدلیل تاخیر در مراجعه یا درمان، امکان انجام درمانهای ساده و محافظهکارانه کاهش یافته و بیمار به درمانهای پیچیدهتر و پرهزینهتر نیاز پیدا میکند.
بخش قابلتوجهی از این وضعیت به عوامل اقتصادی، افزایش هزینههای درمان، محدودیت پوشش بیمهای و کاهش مراجعات پیشگیرانه مربوط میشود. در کنار این موارد، آگاهی ناکافی درباره اهمیت معاینات منظم، رعایت بهداشت دهان و تشخیص زودهنگام نیز نقش مهمی در پیشرفت بیماریها دارد. درواقع، بسیاری از بیماریهای دهان و دندان در صورت تشخیص بهموقع قابلپیشگیری یا کنترل هستند و هرچه درمان به تعویق بیفتد، احتمال از دست رفتن دندان و نیاز به درمانهای پیچیدهتر افزایش مییابد. باید توجه داشت که چالشهای زندگی، شرایط اقتصادی و نقاط ضعفی که در ساختارهای مختلف سلامت داریم، میتواند این وضعیت را در جامعه ما پررنگتر کند.
یکی از چالشهای جدی در اقتصاد دندانپزشکی، افزایش هزینه تجهیزات، مواد مصرفی و محدودیت پوشش بیمهای است. با توجه به تجربه شما، ساختار هزینههای دندانپزشکی در سالهای اخیر چگونه تغییر کرده و چه عواملی بیشترین نقش را در افزایش قیمت خدمات داشتهاند؟ این افزایش هزینهها چه اثری بر انتخاب بیماران میان انجام بهموقع درمان و به تعویق انداختن آن گذاشته است؟
هزینه خدمات دندانپزشکی تحت تاثیر عوامل متعددی ازجمله قیمت مواد و تجهیزات، فناوریهای نوین، هزینههای لابراتواری، تصویربرداری و زمان و مهارت موردنیاز برای درمان قرار دارد. نوسانات اقتصادی نیز این هزینهها را افزایش داده است. بیش از ۷۰ تا ۸۰ درصد مواد و وسایلی که ما استفاده میکنیم، وارداتی است و تحت تاثیر نوسانات ارزی قرار دارد. از مواد یکبارمصرف گرفته تا تجهیزات دیجیتال پیشرفته، همگی تحت تاثیر مستقیم شرایط پتروشیمی جهانی و قیمت ارز قرار گرفتهاند. چالش اصلی، کمبود نمایندگیهای رسمی و معتبر برای مواد اروپایی و آمریکایی است؛ بسیاری از اقلام بهصورت مسافری یا دستبهدست وارد میشوند که مسئولیت کیفیت آنها بر عهده هیچ نهاد رسمی نیست. حتی زمانی که بیمار هزینه بالایی برای کیفیت خوب پرداخت میکند، ممکن است به دلیل ورود اجناس فیک یا تاریخگذشته به بازار، نتیجه مطلوبی دریافت نکند.
اما نکته مهم این است که به تعویق انداختن درمان، معمولاً هزینه نهایی را چندین برابر میکند. بسیاری از مشکلاتی که در مراحل اولیه با درمانهای ساده و کمهزینه قابلکنترل هستند، در صورت پیشرفت ممکن است به درمانهای گستردهتر و پرهزینهتر نیاز پیدا کنند. خدمات دندانپزشکی تنها به درمان درد یا جایگزینی دندان محدود نمیشود، بلکه نقش مهمی در حفظ عملکرد طبیعی دهان، تغذیه مناسب، تکلم، زیبایی، سلامت عمومی و کیفیت زندگی افراد دارد. بنابراین، نگاه درست این است که خدمات پیشگیرانه و مراجعه منظم به دندانپزشک را نوعی سرمایهگذاری برای حفظ سلامت و کاهش هزینههای آینده بدانیم، نه صرفاً یک هزینه درمانی.
یکی از حلقههای مفقوده در اقتصاد درمان دندانپزشکی، نقش بیمههاست. با توجه به سهم بالای پرداخت از جیب مردم، چرا بیمهها تاکنون نتوانستهاند نقش موثرتری در پوشش هزینههای دندانپزشکی ایفا کنند؟
متاسفانه من اصلاً زمانی را به یاد نمیآورم که بیمهها درصد قابلتوجهی از هزینههای دندانپزشکی را تقبل کرده باشند. در مورد دندانپزشکی همیشه یک اشتباه بزرگ وجود دارد؛ گفته میشود که این کار زیبایی است. درحالیکه دهان و دندان جزئی از بدن انسان و اتفاقاً عضوی بسیار مهم است. اگر دندان درست نداشته باشید، قدرت جویدن ندارید، فعالیت بدن مختل میشود، تکلم شما دچار مشکل میشود و اعتمادبهنفس شما از نظر روحی، جسمی و اجتماعی تحت تاثیر قرار میگیرد. بسیاری از بیماران ما به دلیل همین مشکلات دندانی، دچار بیماریهای گوارشی میشوند یا اگر مشکلات لثه شدید باشد، میتواند فرد را مستعد بیماریهای قلبی کند. با وجود این، سیستم بیمهای ما عملاً دندانپزشکی را در دسته «زیبایی» قرار میدهد. سهم بیمه آنقدر ناچیز است که خیلی از بیماران منصرف میشوند و اصلاً پیگیر گرفتن آن نمیشوند، چون در مقایسه با هزینهای که پرداخت میکنند، هیچ ارزشی ندارد. بهجز مواردی خاص برای برخی پرسنل، عموم مردم که بیمه بازنشستگی یا تامین اجتماعی دارند، تقریباً هیچ بیمه دندانپزشکی قابلقبولی ندارند.
به نظر شما، هزینههای پنهان این مشکلات، مانند کاهش بهرهوری نیروی کار، غیبت از کار و ارتباط آن با برخی بیماریهای ثانویه، چه اثری بر اقتصاد کشور و کیفیت سرمایه انسانی دارد؟
سلامت دهان بخش جداییناپذیر سلامت عمومی است و مشکلات آن فقط به حفره دهان محدود نمیشود. درد، عفونت، از دست دادن دندان و اختلال در عملکرد دهان میتواند بر تغذیه، تکلم، روابط اجتماعی، اعتمادبهنفس و کیفیت زندگی افراد تاثیر بگذارد. از منظر اقتصادی نیز بیماریهای دهان علاوهبر هزینههای مستقیم درمان، هزینههای غیرمستقیمی مانند کاهش بهرهوری، غیبت از محل کار یا تحصیل، افت عملکرد شغلی و افزایش نیاز به درمانهای پیچیدهتر در آینده را به همراه دارد.
همچنین مطالعات علمی نشان دادهاند برخی بیماریهای مزمن دهان، بهویژه بیماریهای لثه، با بیماریهایی مانند دیابت و بیماریهای قلبیعروقی ارتباط دارند یا مشکلات گوارشی که از جویدن ناقص و ناکافی به دلیل مشکلات دندانی بهوجود میآیند. اگرچه این ارتباطها پیچیده هستند و در همه موارد رابطه علت و معلولی قطعی وجود ندارد، اما اهمیت سلامت دهان بهعنوان بخشی از سلامت عمومی کاملاً مورد تایید است. بنابراین، سرمایهگذاری در پیشگیری و ارتقای سلامت دهان، علاوه بر حفظ سلامت افراد، میتواند به کاهش هزینههای نظام سلامت و افزایش بهرهوری جامعه نیز کمک کند.
با توجه به پیوند سلامت دهان و دندان با کیفیت زندگی، بهرهوری نیروی کار و هزینههای نظام سلامت، آیا زمان آن نرسیده است که سلامت دهان از یک موضوع صرفاً فردی و درمانی، به یکی از اولویتهای سیاستگذاری سلامت و اقتصاد کشور تبدیل شود؟
قطعاً همینطور است. امروزه سلامت دهان دیگر صرفاً یک موضوع مربوط به زیبایی یا درمان دندان نیست، بلکه یکی از ارکان سلامت عمومی و کیفیت زندگی محسوب میشود. متاسفانه در بسیاری از موارد، افراد زمانی به دندانپزشک مراجعه میکنند که درد یا آسیب به مراحل پیشرفته رسیده است. این رویکرد درمانمحور نهتنها هزینههای بیشتری به افراد و نظام سلامت تحمیل میکند، بلکه احتمال حفظ دندانهای طبیعی را نیز کاهش میدهد. سیاستگذاریهای سلامت باید بیش از گذشته بر سه محور اصلی استوار باشند: پیشگیری، تشخیص زودهنگام و دسترسی عادلانه به خدمات دندانپزشکی. سازمان جهانی بهداشت نیز بر ادغام سلامت دهان در برنامههای پوشش همگانی سلامت تاکید کرده و آن را بخشی جداییناپذیر از سلامت عمومی میداند. سلامت دهان نباید یک خدمت لوکس تلقی شود، بلکه سرمایهگذاری بر سلامت و سرمایه انسانی هر جامعه است.
پدیدهای که اخیراً در شبکههای اجتماعی بسیار دیده میشود، تبلیغات خدمات دندانپزشکی از سوی افرادی است که تخصص لازم را ندارند. این مداخلات غیرعلمی چه تهدیدی برای سلامت جامعه ایجاد میکند؟
این مسئله مایه نگرانی جامعه آکادمیک دندانپزشکی است. وقتی کار از مسیر علمی و درمانی خارج شده و به یک «نمایش» تبلیغاتی تبدیل میشود، سلامت بیمار به خطر میافتد. اعدادی که پیشنهاد میدهند، تنها زمانی ممکن است که از تجهیزات غیراستاندارد، متریال فیک و نیروی انسانی بدون مهارت استفاده شده باشد. ما در گزارشهای نظام پزشکی حضور داریم و میبینیم که چه مشکلات بزرگی بعد از درمان توسط این افراد غیرمتخصص ایجاد میشود. هدف ما همیشه این است که اول دندان بیمار را نگه داریم و اگر نشد، جایگزین درست و اصولی برایش انتخاب کنیم. ولی این قیمتهای پایین فقط با فدا کردن کیفیت و سلامت بیمار ممکن است. امیدوارم نظارتها بیشتر شود تا جلوی این تبلیغات گرفته شود، سطح آگاهی جامعه بالا برود، دست این افراد بسته شود و ما دیگر شاهد چنین شکایتهایی در نظام پزشکی نباشیم.
با توجه به افزایش جمعیت سالمند و تورم هزینههای درمانی، به نظر شما آیا نظام سلامت ما برای مدیریت هزینههای سنگین دندانپزشکی در دهه آینده آمادگی دارد؟
افزایش جمعیت سالمندان یکی از مهمترین چالشهای آینده نظام سلامت خواهد بود. با افزایش سن، احتمال بروز پوسیدگی، بیماریهای لثه، از دست دادن دندان، خشکی دهان ناشی از مصرف داروها و سایر مشکلات دهان و دندان نیز افزایش مییابد و این موضوع نیاز به خدمات دندانپزشکی را بیشتر میکند. هدف درمانهای دندانپزشکی در سالمندان تنها درمان بیماری یا جایگزینی دندان نیست، بلکه حفظ توانایی جویدن، تغذیه مناسب، تکلم، استقلال فردی و کیفیت زندگی اهمیت ویژهای دارد. اگر رویکرد نظام سلامت همچنان بر درمان بیماریهای پیشرفته متمرکز باشد، در سالهای آینده با افزایش قابلتوجه هزینههای درمانی روبهرو خواهیم شد. تجربه کشورهای مختلف نشان داده است که سرمایهگذاری در آموزش، پیشگیری، معاینات دورهای و تشخیص زودهنگام، از نظر اقتصادی بسیار مقرونبهصرفهتر از درمان بیماریهای پیشرفته است. بنابراین، آینده سلامت دهان نیازمند تغییر رویکرد از درمان دیرهنگام به سمت پیشگیری، حفظ دندانهای طبیعی و ارتقای سلامت دهان در تمام مراحل زندگی است؛ رویکردی که هم به نفع افراد و هم به سود نظام سلامت خواهد بود.
در مورد سلامت کودکان و تاثیر تغذیه چطور؟
وضعیت نگرانکننده است. چیزی که بهعنوان یک متخصص میبینم، این است که متاسفانه مدل تغذیه ما، وضعیت پوسیدگیهای دندانی را بهشدت تغییر داده و وخیمتر کرده است. غذاهای چسبنده، شیرینیها، کربوهیدراتها و رژیم غذایی ناسالم، همراه با آموزش بهداشت کم، باعث شده تا وضعیت دندانهای کودکان نگرانکننده باشد. در دوران کودکی نسل ما، یک لقمه سالم و میوه میانوعده بود، اما الان بچهها مدام کیک و شکلات و مواد شیرین میخورند که به دندانهایشان میچسبد. این رژیم غذایی ناسالم بهمرور باعث میشود وقتی بچهها به سنین بالاتر میرسند، مشکلاتشان بسیار عمیقتر و پیچیدهتر شود. این مواد قندی که دائم در دهان کودکان چسبیده باقی میماند، پوسیدگی را بهشدت افزایش میدهد.
بهعنوان جمعبندی این گفتوگو، اگر بخواهید یک توصیه به مردم و یک پیشنهاد به سیاستگذاران در حوزه سلامت دهان و دندان ارائه کنید، مهمترین نکتهای که بر آن تاکید دارید چیست؟
من واقعاً امیدوارم این نگاه و فرهنگ در جامعه تقویت شود که سلامت دهان و دندان موضوعی جدا از سلامت عمومی بدن نیست، بلکه بخشی جداییناپذیر از سلامت کلی و کیفیت زندگی افراد است. بهعنوان عضوی از بدن، باید با تغذیه مناسب و کیفیت زندگی بهتر به آن توجه کرد. امیدوارم در سطح کلان، دیدگاه نظام سلامت از «درمانمحوری» به سمت «پیشگیریمحوری» تغییر کند. درمان، پرهزینه است و هرچه به تاخیر بیفتد، پیچیدهتر و گرانتر میشود. اما اگر روند کار را به سمت پیشگیری ببریم، یعنی آموزشهای بهموقع، افزایش آگاهی و ایجاد شرایطی که همه بتوانند با درمانهای محافظهکارانه و سبک، از مشکلات بزرگتر جلوگیری کنند، در طولانیمدت نتیجه بسیار بهتری خواهیم گرفت. مهمترین چیزی که ما باید به آن برسیم، تشخیص زودهنگام بیماریها و دسترسی عادلانه به درمانهای ضروری است. امیدوارم نظام سلامت ما تمرکز خود را از «درمان دیرهنگام» به سمت «پیشگیری زودهنگام» ببرد تا در آینده، جامعهای سالمتر و شرایط بهتری داشته باشیم.