شناسه خبر : 51993 لینک کوتاه
تاریخ انتشار:

بحران لبخند

چرا دندانپزشکی در ایران به کالایی لوکس تبدیل شده است؟

صبا نوبری /نویسنده نشریه  

30شاید برای بسیاری از ما پیش آمده باشد که در اتاق انتظار مطب دندانپزشکی یا مقابل باجه حسابداری یک کلینیک، با افرادی روبه‌رو شویم که با نگرانی و اضطراب، به فاکتور هزینه‌های درمان چشم دوخته‌اند. این تصویر در سال‌های اخیر به بخشی جدایی‌ناپذیر از فضای درمانی کشور تبدیل شده است. دندانپزشکی که در نگاه بسیاری از مردم یک خدمت لوکس شناخته می‌شود، امروز بیش از هر زمان دیگری در سبد هزینه های خانوار به حاشیه رفته است. ما با وضعیتی روبه‌رو هستیم که در آن اولویت‌ها به‌شکلی نگران‌کننده جابه‌جا شده‌اند و بسیاری ترجیح می‌دهند حتی به قیمت از دست دادن دندان‌های خود، هزینه‌های این درمان را به زمانی دیگر موکول کنند. این یک چالش ساده نیست، بلکه بازتابی از شرایط سخت اقتصادی است که در آن درمان دهان و دندان، نه به‌عنوان بخشی از سلامت عمومی بدن، بلکه یک هزینه اضافی تلقی می‌شود. در این گزارش که با مشورت و راهنمایی خانم دکتر بیتا بالندری، دندانپزشک، تهیه شده است تلاش می‌کنیم با نگاهی به واقعیت‌های جاری در مطب‌ها و کلینیک‌های دندانپزشکی، بررسی کنیم که چرا و چگونه درمان‌های اولیه جای خود را به آسیب‌های جدی داده‌اند و چرا این چرخه معیوب هزینه‌ها، روزبه‌روز فشار بیشتری به قشرهای مختلف جامعه وارد می‌کند.

برای درک وضعیت فعلی، باید به شکافی که در هزینه‌های دندانپزشکی ایجاد شده است، نگاهی دقیق بیندازیم. دندانپزشکی در مقایسه با سایر درمان‌های پزشکی روتین، همواره هزینه‌برتر بوده است. اگر هزینه‌های معمول یک مطب را در نظر بگیریم، خدمات دندانپزشکی همیشه به‌طور سنتی حدود دو برابر سایر خدمات سرپایی هزینه داشته است. اما آنچه در یکی، دو سال اخیر رخ داده، جهشی است که این فاصله را به یک گسل عمیق اقتصادی تبدیل کرده است. براساس آمارهای رسمی تیرماه ۱۴۰۵، هزینه‌های درمان دندان به ارقامی رسیده که با واقعیت معیشتی بخش بزرگی از جامعه فاصله زیادی دارد. روند هزینه‌ها از همان گام نخست، یعنی ویزیت و تشخیص، آغاز می‌شود؛ ارقامی که اگرچه در نگاه اول کوچک به‌نظر می‌رسند، اما برای بیماری که با یک مشکل گسترده در کل فک روبه‌رو است، شروع یک دومینوی مالی سنگین به‌شمار می‌رود. در سطوح درمانی متوسط، تعرفه‌ها جهش جدی‌تری دارند. کشیدن یک دندان قدامی چهار میلیون تومان و دندان خلفی پنج میلیون تومان برآورد شده است. در صورتی که دندان عقل نیاز به جراحی داشته باشد، این هزینه بسته به نوع جراحی از 8 تا ۱۵ میلیون تومان متغیر خواهد بود. پیچیدگی اصلی اما در درمان ریشه نمایان می‌شود. هزینه عصب‌کشی که به تعداد کانال‌های دندان بستگی دارد، برای یک دندان سه‌کاناله به ۹ میلیون تومان می‌رسد که اگر درمان مجدد ریشه نیز ضرورت پیدا کند، این رقم تا ۱۱ میلیون تومان افزایش می‌یابد. در کنار این هزینه‌ها، باید مبالغی را برای موارد جانبی مثل جراحی لثه یا خارج کردن ریشه‌های باقی‌مانده در نظر گرفت که هر کدام چهار تا شش میلیون تومان به فاکتور نهایی اضافه می‌کنند. این ارقام نشان می‌دهد که یک فرآیند درمانی کامل برای فقط یک دندان آسیب‌دیده، می‌تواند هزینه‌ای حدود ۱۵ تا ۲۰ میلیون تومان روی دست خانواده بگذارد؛ عددی که وقتی در کنار حداقل حقوق ۲۴ میلیون‌تومانی قرار می‌گیرد، به‌روشنی‌ نشان می‌دهد چرا بخش بزرگی از جامعه ترجیح می‌دهد به‌جای درمان، به کشیدن دندان یا تحمل درد روی بیاورد. 

دکتر بالندری که از نزدیک با این چالش‌ها دست‌به‌گریبان است، معتقد است که رشد بی‌رویه نرخ ارز و مشکلات گمرکی، قیمت مواد اولیه برای دندانپزشکان را چهار تا پنج برابر کرده است. او حتی به رشد 10برابری قیمت تجهیزات اشاره می‌کند که خود نشان‌دهنده عمق بحران در تامین زیرساخت‌های درمانی است. این تورم افسارگسیخته در نهاده‌های تولید، مستقیماً به قیمت تمام‌شده خدماتی تبدیل می‌شود که به بیمار اعلام می‌شود. وقتی یک دندانپزشک برای تهیه ساده‌ترین مواد مصرفی با تورمی چندصد درصدی مواجه است، ناگزیر باید این هزینه را به بیمار منتقل کند. نتیجه این وضعیت، تغییر اجباری در پروتکل‌های درمانی است. مطب‌های دندانپزشکی امروز در وضعیتی قرار دارند که باید میان دو انتخاب سخت حرکت کنند؛ یا کاهش کیفیت مواد و خدمات برای پایین نگه داشتن قیمت‌ها که عوارض درمانی جدی به‌دنبال دارد، یا افزایش قیمت‌ها که به‌معنای ریزش حداکثری مراجعان است. هر دو مسیر برای نظام سلامت کشور نگران‌کننده است، چرا که در هر دو صورت، این بیمار است که در نهایت از دریافت خدمات استاندارد محروم می‌ماند.

پرسش اصلی که در اینجا مطرح می‌شود این است که چرا با وجود ضرورت انکارناپذیر سلامت دهان و دندان، این حوزه در اولویت مالی خانوارها قرار نمی‌گیرد. وقتی قدرت خرید جامعه زیر فشار تورم عمومی کاهش می‌یابد، سبد مخارج خانوار به‌شدت کوچک و محدود می‌شود. در این فضای انقباضی، درمان دندانپزشکی در ذهنیت عمومی به‌عنوان یک نیاز غیرفوری طبقه‌بندی می‌شود که می‌توان آن را به تعویق انداخت. دکتر بالندری با مشاهده مراجعان متعدد، به این نتیجه رسیده است که بخش زیادی از افرادی که دیر به مطب مراجعه می‌کنند، نه‌فقط به دلیل ترس از محیط درمانی، بلکه بیشتر به دلیل مسائل مالی این کار را انجام می‌دهند. این یعنی تصمیم‌گیری در مورد سلامت دهان، کاملاً تحت سیطره وضعیت معیشتی قرار گرفته است.

غفلت از درمان اولیه

از سوی دیگر یک خطای محاسباتی بزرگ در این میان وجود دارد که پیامدهای آن در بلندمدت بسیار سنگین‌تر تمام می‌شود. بسیاری از مردم وقتی متوجه پوسیدگی‌های سطحی یا مشکلات اولیه می‌شوند، چون دردی ندارند، آن را نادیده می‌گیرند. آنها نمی‌دانند که با پرداخت یک هزینه اندک در مرحله اول، می‌توانند از یک بحران بزرگ‌تر جلوگیری کنند. وقتی فرد این مرحله را از دست می‌دهد، پوسیدگی پیشرفت می‌کند و کار به عصب‌کشی یا روکش می‌رسد. در این شرایط، هزینه‌ها به‌صورت تصاعدی چهار تا پنج برابر افزایش می‌یابد و رقمی که در ابتدا قابل مدیریت بود، حالا به هزینه‌ای غیرممکن برای خانواده تبدیل می‌شود. این یعنی ناتوانی در تامین هزینه کوچک امروز، باعث از دست دادن دندان در فردا می‌شود. در دهک‌های درآمدی پایین، سرپرستان خانوار که درگیر تامین نیازهای اساسی زندگی هستند، پیوسته این فرصت‌های طلایی درمان را از دست می‌دهند و همین موضوع باعث شده است که با موجی از بی‌دندانی در میان بزرگسالان مواجه باشیم. درواقع، این تعلل در درمان، خودبه‌خود به عاملی تبدیل شده که هزینه‌های درمانی را برای مردم سنگین‌تر و دسترسی به سلامت را دشوارتر کرده است. بااین‌حال نکته امیدوارکننده، تفاوت نسلی در سلامت دهان است. دکتر بالندری براساس مشاهدات خود تاکید می‌کند که وضعیت سلامت دندان در جوانان دهه‌های ۷۰ و ۸۰ نسبت به نسل‌های قبل بسیار بهتر شده است؛ چرا که والدین این نسل، آگاه‌تر شده‌اند و فرزندان خود را از سنین پایین به دندانپزشکی می‌آورند. این نشان می‌دهد که اگر آموزش عمومی و آگاهی‌بخشی در جامعه نهادینه شود، می‌توان از بسیاری از هزینه‌های سرسام‌آور آینده پیشگیری کرد.

بازاریابی به‌جای درمان

درحالی‌که درمان‌های ضروری به‌دلیل فشارهای مالی به حاشیه رانده شده‌اند، بازار دندانپزشکی زیبایی با شتابی بی‌رویه در حال رشد است. تبلیغات گسترده در شبکه‌های اجتماعی، این حوزه را به بازاری پرسود تبدیل کرده که بیش از آنکه بر مدار اصول درمانی و سلامت‌محور باشد، بر پایه جذابیت‌های ظاهری و تبلیغات فریبنده بنا شده است. این وضعیت چنان ابعادی یافته که حتی صدای نهادهای نظارتی و نظام پزشکی را نیز درآورده است. دکتر بالندری با نگاهی انتقادی به این روند می‌گوید که متاسفانه افرادی بدون تحصیلات تخصصی دندانپزشکی، صرفاً با تکیه بر تجربه شخصی و مشاهده چند دوره آموزشی کوتاه، وارد این عرصه شده‌اند و اقداماتی انجام می‌دهند که در بسیاری موارد نه‌تنها زیبایی نیست، بلکه آسیب‌های جبران‌ناپذیری به لثه و بافت دندان وارد می‌کند.

این نوع از خدمات که گاهی با هزینه‌های پایین‌تر یا شرایط اقساطی عرضه می‌شوند، در واقع تهدیدی جدی برای سلامت دهان و دندان مردم هستند. این دندانپزشک در مورد مراجعانی که پس از انجام این کارهای غیر‌اصولی به مطب او مراجعه می‌کنند، هشدار می‌دهد که مشکل اصلی اغلب آنها بوی بد دهان است؛ مشکلی که به‌دلیل جای‌گذاری نادرست کامپوزیت‌ها در شیار لثه ایجاد می‌شود و حفره‌های گیر غذایی را به‌وجود می‌آورد. این کامپوزیت‌ها که در ظاهر دندان‌ها را سفید و مرتب نشان می‌دهند، در بلندمدت موجب تورم لثه، نشست بافت دندان و مشکلاتی جدی‌تر می‌شوند که درنهایت فرد را مجبور می‌کند برای رفع آسیب‌های ناشی از آن، هزینه‌های بسیار سنگین‌تری برای درمان‌های واقعی پرداخت کند. نکته نگران‌کننده دیگر آن است که در بسیاری از مراکز که خدمات اقساطی ارائه می‌دهند، درمان‌های پرهزینه و گاه غیرضروری برای بیمار طراحی می‌شود تا هزینه‌های اقساط جبران شود. این یعنی فضای ناپایدار اقتصادی، به غیر‌اخلاقی ‌شدن بخشی از خدمات درمانی دامن زده است؛ جایی که سلامت بیمار فدای جذب مشتری و سود بیشتر می‌شود.

دندانپزشکی لوکس نیست

برای بهبود وضعیت موجود، نگاهی به نهادهای سیاست‌گذار و ساختار بیمه‌ای بیش از هر زمان دیگری ضروری است. تا زمانی که در نگاه سیستم بیمه کشور، خدمات دندانپزشکی به‌عنوان یک خدمت لوکس و غیرضروری تعریف شود، تغییر ملموسی در کاهش بار مالی مردم رخ نخواهد داد. دکتر بالندری معتقد است که یکی از بزرگ‌ترین موانع در این مسیر، ناکارآمدی بیمه‌های خصوصی و محدودیت‌های دست‌وپاگیر آنها برای عقد قرارداد است. در حال حاضر، بسیاری از شرکت‌های بیمه خصوصی، مجموعه‌های کوچک را به‌دلیل تعداد کم کارکنانشان برای قراردادهای دندانپزشکی نمی‌پذیرند و این یعنی بخش بزرگی از نیروی کار که در شرکت‌ها و کارگاه‌های کوچک مشغول به فعالیت هستند، از کمترین حمایت بیمه‌ای محروم می‌مانند.

درواقع، این سیستم مدیریت در سازمان‌های بیمه‌گر نیازمند بازنگری جدی است تا بتوانند خدمات دندانپزشکی را نه به‌عنوان یک بخش جانبی، بلکه به‌عنوان یکی از درمان‌های اصلی و پایه در سبد تعهدات خود بگنجانند. وقتی سقف تعهدات بیمه پایین باشد یا شرکت‌ها تمایلی به پوشش هزینه‌های دندانپزشکی نداشته باشند، طبیعتاً فشار مالی مستقیم بر دوش بیمار می‌ماند. دکتر بالندری تاکید می‌کند که بیمه‌ها باید در تعامل با کارفرماها و شرکت‌ها، به سمتی حرکت کنند که خدمات دندانپزشکی به‌جای حذف شدن، اولویت‌بندی و تامین مالی شود. اینکه دندانپزشکی به‌عنوان یک کار لوکس دیده می‌شود، یک پیش‌فرض اشتباه است که نهادهای بیمه‌ای باید با تغییر سیاست‌های خود آن را اصلاح کنند. در غیر این ‌صورت، هزینه‌های کمرشکن دندانپزشکی همچنان به‌عنوان یک مانع بزرگ بر سر راه سلامت دهان و دندان مردم باقی خواهد ماند و این سیستم ناکارآمد بیمه‌ای، فقط نقش تماشاگر بحرانی را بازی می‌کند که روزبه‌روز گسترده‌تر می‌شود.

ضرورت پیشگیری

برای پایان دادن به این چرخه معیوب، نیاز به تغییر ریل‌گذاری در سیاست‌های کلان سلامت داریم. همان‌طور که دکتر بالندری تاکید می‌کند، یکی از حیاتی‌ترین گام‌ها، سرمایه‌گذاری بر پیشگیری در دوران کودکی است. اگر پوشش بیمه‌ای برای مراقبت‌های اولیه دندان‌های دائمی در سنین پایین فراهم شود، از بروز هزینه‌های نجومی در بزرگسالی جلوگیری خواهد شد. این درواقع یک سرمایه‌گذاری هوشمندانه است؛ چرا که هزینه کردن برای پیشگیری در یک کودک، بسیار کمتر از هزینه‌ای است که در آینده باید برای درمان چندین دندان از‌دست‌رفته پرداخته شود.

علاوه‌بر این، آگاهی‌بخشی عمومی باید از حد شعار فراتر رود. بسیاری از مردم از ارتباط مستقیم سلامت دهان و دندان با سایر سیستم‌های حیاتی بدن، به‌ویژه پیوند اثبات‌شده میان بیماری‌های لثه و بیماری‌های قلبی، بی‌اطلاع هستند. اگر این پیوند حیاتی در سطح جامعه و از طریق رسانه‌ها و مدارس تبیین شود، نگاه عمومی از یک خدمت صرفاً زیبایی، به سمتی تغییر می‌کند که دندانپزشکی را عضوی حیاتی از سلامت بدن ببینند.

می‌توان نتیجه گرفت که بدون ثبات اقتصادی و امکان برنامه‌ریزی مالی برای خانوارها، و تا زمانی که سازمان‌های بیمه‌گر نقش حمایتی واقعی خود را ایفا نکنند، دندانپزشکی در ایران همچنان عرصه‌ای باقی خواهد ماند که سلامت در آن قربانی هزینه‌ها می‌شود. برای تغییر این وضعیت، لازم است سیاست‌گذاران دندانپزشکی را از دایره درمان‌های لوکس خارج کرده و آن را به‌عنوان یک نیاز پایه‌ای عمومی بازتعریف کنند. اگر چنین تغییری رخ ندهد، جامعه همچنان بهای سنگین این غفلت درمانی را با از‌دست‌دادن کیفیت زندگی و افزایش دردهای مزمن پرداخت خواهد کرد؛ بهایی که در بلندمدت، بسیار بیشتر از هزینه‌ای است که امروز برای پیشگیری لازم است. 

دراین پرونده بخوانید ...