مالیات جنگ
چرا قانون مشروطه به انضباط مالی پایدار منجر نشد؟
فصل گزارشهای این شماره، سه چهره بههمپیوسته اقتصاد سیاسی را روایت میکند: جنگ، دولت و خزانه. «زخم التیامنیافته» مروری بر رخداد اشغال کویت در ۱۹۹۰ و پیامدهای آن برای منطقه است. محمدحسین باقی توضیح میدهد حمله عراق حدود هفت درصد عرضه جهانی نفت را مختل کرد، زیرساختهای کویت را ویران ساخت و این کشور را به استفاده از صندوق ثروت ملی و استقراض خارجی واداشت. گزارش استدلال میکند پیامدهای جنگ فراتر از اقتصاد بود و به تقویت وابستگی امنیتی خلیج فارس به آمریکا، افزایش نفوذ ایران در عراق، تضعیف پانعربیسم و تشدید اقتدارگرایی منطقهای منجر شد. گزارش «کلید خزانه» میپرسد چرا استقرار حکومت قانون پس از مشروطه به انضباط مالی پایدار در ایران نینجامید. شادی معرفتی با بازخوانی مناقشات مجلس اول، نشان میدهد مشروطهخواهان میخواستند خزانه را از اراده شخصی شاه خارج کنند و زیر نظارت قانون و نمایندگان ملت قرار دهند. اما مشکل اصلی، نبود دولت کارآمد و دیوانسالاری توانمند برای اجرای همان قواعد بود. در گزارش «بوی باروت، طعم مالیات» نیز میخوانید جنگها فقط در میدان نبرد رخ نمیدهند، بلکه در جیب مردم نیز جریان دارند. سعید ابوالقاسمی با مرور تجربه بریتانیا، آمریکا، فرانسه، آلمان و دیگر کشورها توضیح میدهد دولتها برای تامین هزینههای جنگ ناچار به انتخاب میان مالیات، بدهی عمومی و چاپ پول هستند؛ سه ابزاری که هرکدام به شکلی متفاوت قدرت خرید، پسانداز و رفاه شهروندان را تضعیف میکنند. پیام اصلی گزارش این است که جنگ، درنهایت نوعی انتقال اجباری ثروت از جامعه به دولت است.