شناسه خبر : 50862 لینک کوتاه
تاریخ انتشار:

مسیر بهبود

آیا فرصت‌هایی وجود دارد؟

اگرچه کم‌وبیش تفاهمی در مورد نامطلوب بودن شرایط فعلی اقتصاد ایران وجود دارد، ولی اختلاف‌نظرها در مورد مسیر بهبود فراوان است. چشم‌انداز پیش‌رو تا حدودی به این بازمی‌گردد که به کدام مسیر باور داشته باشیم. اختلاف مسیرها هم ناشی از تفاوت مقصد مورد نظر است، و هم ناشی از راهبردهای متفاوت برای رسیدن به مقصد. شاید بتوان با کمی تسامح این طیف نظرات متنوع را به دو گروه کلی زیر تقسیم کرد. پس از توصیفی از این دو گروه و آوردن نمونه‌هایی از راه‌حل‌های آنها، مسیرهای محتمل تفاهم بررسی می‌شود.

گروه اول «تجدیدنظر بنیادی» در حکمرانی به‌خصوص سیاست خارجی و روابط بین‌المللی و به‌تبع آن دیپلماسی و مذاکره با آمریکا را شرط لازم بهبود می‌داند. از این دیدگاه، توسعه از طریق ادغام در نظم مستقر جهانی و بازار متشکل آن ممکن است و حتی یک نمونه وجود ندارد که کشوری توانسته باشد مسیری متفاوت طی کند. تنزل آرزوهای اقتصادی از ژاپن و آلمان به ترکیه و عربستان طی چند دهه اخیر تاکیدی بر مسیر اشتباه طی شده است.

در این نگاه، توجه به مباحث تکنیکی اصلاحات اقتصادی در بند نقش ایوان ماندن است که با خرابی پای‌بست خانه، خواجه را به جایی نمی‌رساند. با این رویکرد، طبیعتاً وظیفه اصلی صاحب‌نظران هشدار دادن و آگاه کردن حکومت و جامعه نسبت به لزوم این تجدیدنظر است. هر رویکردی که این حقیقت آشکار را مخدوش کند خاشاک در چشم دیگران کردن است و صرفاً به تاخیر راه‌حل صحیح منجر می‌شود.

گروه دوم با پیش‌فرض در نظر گرفتن تحریم‌ها و توازن فعلی قوای داخلی و خارجی موجود، متمرکز بر «اصلاحات سیاستی» به منظور تقویت مولفه‌های قدرت ملی است. حال ممکن است افرادی از این گروه اصولاً با پارادایم سیاسی موجود همسو باشند و افرادی دیگر به‌‌رغم مخالفت، پذیرش واقعیت‌های موجود را لازم بدانند. همان‌طور که نمونه بعضی از کشورها نشان می‌دهد، این افراد تاکید دارند که پذیرش نظم بین‌الملل اگر همراه با فساد و تبعیض در داخل باشد، به حل مشکل تورم و کاهش فقر منجر نمی‌شود.

در این رویکرد، نقش اصلی کارشناسان و مشاوران کمک در لایه سیاست‌های اقتصادی و مدیریت‌های اجرایی است، نه تمرکز بر تغییر روابط خارجی و امنیتی. به تعبیری دیگر نباید انتظار داشت مسئله ما شبیه به مسائل موجود در کتاب‌های درسی شود و بعد با همان مسیرها حل شود، بلکه باید با نوآوری مسئله منحصربه‌فرد ایران را حل کرد. اشتراک نسبی رویکرد سیاست‌گذاران درگیر فضای واقعی، چه در دانشگاه‌هایی با رویکرد مذهبی در داخل و چه در دانشگاه‌هایی سکولار در ایالات‌متحده درس خوانده باشند، حاکی از این الزامات واقعی فضای موجود در ایران است.

قاعدتاً تنوع نظرات بیش از این است که بتوان مدعی شد صرفاً گروه‌بندی فوق برای پوشش آنها کافی است و همچنین داخل هر گروه تنوع‌هایی وجود دارد. با وجود این، این گروه‌بندی می‌تواند کمکی به فهم بهتر نظرات مختلف و ارتباط آنها با هم داشته باشد. البته طبیعی است که گروه دوم بیشتر مشغول فعالیت‌های اجرایی در دولت برای کمک به توسعه باشند و کمتر در فضای گفت‌وگوها حضور داشته باشند.

بدون ورود به ارزیابی این دو گروه از نظرات، شاید نکات کوتاه زیر کمکی برای شکل‌گیری تفاهم‌های اولیه‌ای کند:

1- با وجود انفکاک گفتمانی این دو رویکرد، کارشناسانی یافت می‌شوند که با هر دو تا حدودی موافق باشند و می‌توانند میدان‌دار گفت‌وگو بین این دو شوند. مثلاً افرادی درحالی‌که به لزوم تغییرات در پارادایم حاکمیتی باور دارند، معتقدند در شرایط فعلی نیز می‌توان و باید اصلاحات اقتصادی را پیگیری کرد.

2- ممکن است بتوان بین دو گروه از نظر عملیاتی نقاط مشترکی را، البته احتمالاً با استدلال‌های متفاوت و حفظ اختلاف‌نظری، یافت. برای نمونه مخالفت با قیمت‌گذاری دستوری، از کالاها و حامل‌های انرژی گرفته تا تسهیلات و ارز، شاید نقطه مشترکی باشد که هم موجب ناکارآمدی اقتصادی است و هم ابزار توزیع رانت سیاسی.

3- همان‌گونه که حمله اسرائیل و بازگشت تحریم‌های سازمان ملل در ابتدا و انتهای تابستان تهدیدی موجودیتی ایجاد کرد، شاید بتواند حامل فرصت‌هایی نیز باشد. هر دو رویکرد فوق می‌توانند در استقبال از فصلی که مثلاً نظارت بانکی موثرتر اعمال می‌شود و مولفه‌های بازنشستگی منصفانه‌تر تعیین می‌شود، تفاهم داشته باشند.  

دراین پرونده بخوانید ...