شناسه خبر : 52461 لینک کوتاه

آستانه تحمل

آیا جامعه ایران کاهش مستمر رفاه را تاب می‌آورد؟

مینا علیزاده/ نویسنده نشریه 

42سخنان اخیر مستانه مهاجر، تدوینگر و کارگردان سینما، درباره شیوه کنار آمدن با افزایش هزینه‌های زندگی واکنش‌های زیادی برانگیخت. او در گفت‌وگو با علی ضیا توضیح داد که در برابر افزایش قیمت‌ها و نوسان نرخ ارز تلاش کرده است سبک زندگی خود را با شرایط جدید تطبیق دهد. ازجمله اینکه برخی خریدهای غیرضروری را کنار گذاشته، در مصرف اقلام روزمره تجدیدنظر کرده و سفر داخلی را جایگزین سفر خارجی کرده است. توصیه او در یک کلام، «سازگاری» با شرایطی است که فرد به‌تنهایی قدرت تغییر آن را ندارد. همین اظهارنظر واقع‌گرایانه بحث‌های مهم‌تری را پیش می‌کشد. بخشی از واکنش‌ها به سخنان مهاجر از این زاویه بود که دعوت به مدارا و کاهش مصرف می‌تواند به عادی‌سازی شرایطی بینجامد که حاصل حکمرانی غلط اقتصادی است. در مقابل می‌توان استدلال کرد وقتی خانوار قادر به مهار تورم، نرخ ارز یا سیاست اقتصادی نیست، عقلانی‌ترین واکنش فردی او چیزی جز تغییر الگوی مصرف، حذف مخارج غیرضروری و سازگار کردن زندگی با درآمد واقعی نیست.

اما مسئله از جایی پیچیده می‌شود که این سازگاری سال‌ها ادامه پیدا کند. خانوار ابتدا سفر خارجی را حذف می‌کند، بعد تفریح و کالای بادوام را. مصرف پوشاک را کاهش می‌دهد، کیفیت مواد غذایی را پایین می‌آورد و خرید مسکن یا خودرو را به تعویق می‌اندازد. اما مرز سازگاری کجاست؟ زمانی که کاهش رفاه از کالاهای لوکس و تفریح عبور کند و به مسکن، درمان، آموزش و مواد غذایی برسد، آیا هنوز می‌توان از خانوار خواست خود را با شرایط تطبیق دهد؟

اقتصاددانان معمولاً از «هموارسازی مصرف» سخن می‌گویند. خانوارها در برابر شوک‌های موقت با کاهش پس‌انداز، فروش دارایی، قرض گرفتن یا تغییر ترکیب مصرف از افت شدید سطح زندگی جلوگیری می‌کنند. اما اگر شوک موقت نباشد و قدرت خرید سال‌به‌سال کاهش یابد، این ابزارها نیز به‌تدریج از دست می‌روند. پس‌انداز تمام می‌شود، دارایی قابل فروش کاهش می‌یابد و کالاهایی که زمانی غیرضروری تلقی می‌شدند، یکی پس از دیگری از سبد مصرف کنار می‌روند. از این منظر بحثی که سخنان مستانه مهاجر ایجاد کرده، فراتر از یک توصیه درباره سبک زندگی است. پرسش اصلی این است که ظرفیت سازگاری جامعه با کاهش رفاه چقدر است؟ مردم تا کجا می‌توانند مصرف خود را کوچک کنند و چه زمانی «تطبیق با شرایط» جای خود را به احساس سقوط اجتماعی، ناامیدی، مهاجرت یا اعتراض می‌دهد؟ و مهم‌تر اینکه آیا سازگاری عقلانی افراد با تورم و کاهش درآمد واقعی در سطح جامعه می‌تواند سبب عادی شدن یک روند غیرعادی یعنی فقیرتر شدن مستمر شود؟

بازتعریف استاندارد زندگی

برای سال‌ها سفر، رستوران، خرید پوشاک، تعویض لوازم خانه و خرید خودرو بخشی از الگوی معمول هزینه‌کرد خانوارها بود. اقلامی که در کنار هزینه‌های ضروری، سهمی از درآمد را به خود اختصاص می‌دادند و در صورت بهبود درآمد یا ثبات اقتصادی امکان افزایش یا تکرار آنها نیز وجود داشت. اما با افزایش مستمر هزینه‌ها و کاهش قدرت خرید نخست هزینه‌های غیرضروری‌تر از سبد خانوار کنار گذاشته شدند و به‌تدریج دامنه این حذف‌ها به اقلامی رسید که پیشتر بخشی از استاندارد معمول زندگی محسوب می‌شدند. سفر خارجی ابتدا جای خود را به سفر داخلی داد و سپس سفر نیز از سبد هزینه خانوار حذف شد. رستوران رفتن کاهش یافت، خرید پوشاک به تعویق افتاد، نوسازی لوازم خانه به امری غیرضروری تبدیل شد و خرید خودرو از یک برنامه مصرفی به تصمیمی وابسته به بهبود شرایط اقتصادی موکول شد. در مراحل بعد هزینه‌هایی مانند آموزش، ورزش، تفریح و حتی برخی مخارج درمانی نیز می‌توانند زیر فشار قرار گیرند.

وجه قابل تامل این روند آن است که کاهش رفاه الزاماً در قالب یک تصمیم بزرگ یا یک شوک ناگهانی رخ نمی‌دهد. این فرآیند معمولاً از مجموعه‌ای از تعدیل‌های کوچک در الگوی مصرف شکل می‌گیرد. هر یک از این تصمیم‌ها در سطح فردی می‌تواند واکنشی منطقی به محدودیت بودجه باشد. اما تداوم و انباشت آنها درنهایت صرفاً به کاهش هزینه‌ها منجر نمی‌شود، بلکه ترکیب مخارج خانوار و سطح دسترسی آن به کالاها و خدمات را تغییر می‌دهد. به این ترتیب آنچه در ابتدا مجموعه‌ای از صرفه‌جویی‌های مقطعی به‌نظر می‌رسد، در بلندمدت می‌تواند به تغییر پایدار در الگوی مصرف و سطح رفاه خانوار تبدیل شود. در این معنا، کاهش رفاه الزاماً با یک نقطه عطف مشخص قابل مشاهده نیست. ممکن است در طول چند سال و از مسیر حذف تدریجی انتخاب‌هایی رخ دهد که هر یک به‌تنهایی کوچک به‌نظر می‌رسند، اما در مجموع مرز میان زندگی معمول و زندگی محدودشده را جابه‌جا می‌کنند. مسئله فقط این نیست که خانوار چه میزان کمتر هزینه می‌کند؛ بلکه این است که چه بخش‌هایی از زندگی که زمانی در محدوده استطاعت آن قرار داشت، به‌تدریج از این محدوده خارج می‌شود.

به باور امیرمحمد تهمتن، پژوهشگر اقتصاد رفتاری، سخنان اخیر مستانه مهاجر درباره شیوه کنار آمدن با افزایش هزینه‌های زندگی دقیقاً از همین زاویه قابل تامل است. او از تجربه شخصی خود می‌گوید. اینکه وقتی قیمت‌ها بالا می‌روند و نرخ ارز تغییر می‌کند، فرد می‌تواند برخی خریدهای غیرضروری را حذف، در مصرف تجدیدنظر یا سفر خارجی را با سفر داخلی جایگزین کند. این توصیه را می‌توان در ساده‌ترین شکل، توصیه‌ای به سازگاری دانست. وقتی فرد قدرت تغییر شرایط کلان را ندارد، می‌تواند حداقل رفتار خودش را با آن شرایط تطبیق دهد.

از منظر اقتصاد خرد این حرف عجیب نیست. خانوار در برابر محدودیت بودجه واکنش نشان می‌دهد. وقتی قیمت نسبی کالاها تغییر می‌کند یا درآمد واقعی کاهش می‌یابد، ترکیب مصرف تغییر می‌کند. کالاهای کم‌اهمیت‌تر حذف می‌شوند، کالاهای ارزان‌تر جایگزین می‌شوند و بعضی خریدها به آینده موکول می‌شوند. اما پرسش مهم‌تر این است که اگر این وضعیت موقتی نباشد، چه؟ اگر خانوار یک سال با کاهش رفاه مواجه شود سازگاری می‌تواند راه‌حل باشد. اگر دو سال باشد باز هم شاید بتوان از پس‌انداز، دارایی یا کاهش مصرف برخی کالاها استفاده کرد. اما اگر یک دهه ادامه پیدا کند دیگر با یک شوک موقت مواجه نیستیم. در اینجا مسئله از مدیریت یک بحران به تغییر دائمی استاندارد زندگی تبدیل می‌شود و این همان‌جایی است که مفهوم آستانه تحمل اهمیت پیدا می‌کند.

فرسایش تدریجی حق انتخاب

یکی از ویژگی‌های مهم رفتار انسان این است که به تغییرات تدریجی بهتر از تغییرات ناگهانی واکنش نشان می‌دهد. اگر امروز به یک فرد گفته شود که درآمد واقعی او قرار است یک‌سوم کاهش پیدا کند، احتمالاً آن را یک بحران بزرگ تلقی می‌کند. اما اگر همین کاهش طی چند سال و در قالب ده‌ها تغییر کوچک اتفاق بیفتد، واکنش روانی و رفتاری کاملاً متفاوت خواهد بود. در اقتصاد رفتاری، سازگاری با وضعیت موجود یکی از ویژگی‌های مهم رفتار انسان است. ما فقط به سطح مطلق درآمد یا مصرف نگاه نمی‌کنیم، بلکه وضعیت فعلی خود را با گذشته، با انتظاراتمان و با دیگران مقایسه می‌کنیم. به همین دلیل ممکن است چیزی که پنج سال قبل افت شدید رفاه تلقی می‌شد، امروز به بخشی از زندگی عادی تبدیل شده باشد.

تهمتن معتقد است، خانواده‌ای که زمانی سفر را جزء معمول زندگی خود می‌دانست، ممکن است بعد از چند سال حذف سفر دیگر حتی آن را در بودجه ماهانه‌اش وارد نکند. کسی که زمانی برای تفریح، آموزش، ورزش یا سرگرمی هزینه می‌کرد ممکن است پس از مدتی این هزینه‌ها را اضافی بداند. نه به این دلیل که ارزش آنها برای او صفر شده، بلکه چون ذهن انسان نیز مانند بودجه خانوار، خود را با محدودیت جدید تطبیق می‌دهد. اینجا یک تفاوت مهم وجود دارد. اینکه حذف یک انتخاب از سبد مصرف لزوماً به‌معنای حذف ترجیح آن نیست. ممکن است فرد همچنان دوست داشته باشد سفر برود، اما دیگر سفر نرود. ممکن است همچنان اهمیت آموزش فرزندش را بداند، اما آموزش باکیفیت را گزینه‌ای دست‌نیافتنی ببیند. ممکن است سلامت برایش مهم باشد، اما هزینه‌های پیشگیرانه سلامت را کاهش دهد. درواقع آنچه تغییر کرده لزوماً ترجیحات نیست، محدودیت انتخاب است. این تفاوت برای فهم وضعیت رفاه در ایران بسیار مهم است؛ از «چه می‌خواهیم؟» به «چه می‌توانیم؟».

در اقتصاد، مصرف فقط خرید کالا نیست. مصرف یکی از ابزارهایی است که افراد از طریق آن کیفیت زندگی خود را می‌سازند. آموزش، سلامت، تفریح، مسکن، تغذیه، سفر، ارتباطات اجتماعی و حتی اوقات فراغت همگی بخشی از رفاه هستند. وقتی درآمد واقعی کاهش پیدا می‌کند، خانوار معمولاً ابتدا کالاها و خدماتی را حذف می‌کند که بتواند راحت‌تر از آنها بگذرد. اما مسئله این است که این فرآیند یک ترتیب دارد. نخست کالاهای لوکس‌تر حذف می‌شوند، بعد کالاهای غیرضروری، بعد کالاهایی که می‌توان جایگزین ارزان‌تری برایشان پیدا کرد و بعد خریدهای بادوام به تعویق می‌افتند. اگر فشار ادامه پیدا کند خانوار به سمت هزینه‌هایی می‌رود که زمانی غیرقابل کاهش تصور می‌شدند. اینجا دیگر داستان فقط درباره سفر خارجی یا رستوران نیست. مسئله می‌تواند کیفیت غذا، درمان، آموزش، مسکن و امنیت مالی خانوار باشد.

فراتر از فقر

در اقتصاد یکی از ایده‌های مهم درباره رفتار خانوار، هموارسازی مصرف است. افراد معمولاً تلاش می‌کنند مصرف خود را در طول زمان نسبتاً باثبات نگه دارند. اگر درآمد امسال کاهش پیدا کند، اما انتظار داشته باشند سال آینده وضعیت بهتر شود، ممکن است از پس‌انداز استفاده کنند، وام بگیرند یا دارایی بفروشند تا افت مصرف را محدود کنند. این رفتار کاملاً منطقی است، اما این سازوکار یک پیش‌فرض مهم دارد، اینکه شوک باید موقت باشد. اگر کاهش درآمد واقعی موقت باشد، خانوار می‌تواند از آینده قرض بگیرد. اما اگر کاهش درآمد واقعی به روندی بلندمدت تبدیل شود، دیگر چیزی برای قرض گرفتن از آینده وجود ندارد. پس‌انداز مصرف می‌شود، دارایی فروخته می‌شود، بدهی افزایش می‌یابد، بعد خانوار ناچار می‌شود خود مصرف را کاهش دهد. اینجاست که تفاوت میان شوک و روند اهمیت پیدا می‌کند. شوک را می‌توان تحمل کرد، اما روند نزولی را نمی‌توان تا بی‌نهایت با سازگاری جبران کرد.

به باور امیرمحمد تهمتن، این پرسش که مردم تا کجا تحمل می‌کنند، یک پاسخ ساده ندارد. هیچ عدد جادویی وجود ندارد که بگوییم مثلاً اگر درآمد واقعی ۲۰ درصد کاهش پیدا کند، جامعه واکنش نشان می‌دهد و اگر ۱۹ درصد باشد، نه. آستانه تحمل یک مفهوم ثابت نیست و به انتظارات، نابرابری، مقایسه اجتماعی، امکان مهاجرت، اعتماد عمومی، دسترسی به حمایت اجتماعی، احساس عدالت و حتی تصور افراد از آینده بستگی دارد. دو جامعه ممکن است کاهش یکسانی را در درآمد واقعی تجربه کنند، اما واکنش‌های کاملاً متفاوتی نشان دهند. زیرا مردم فقط به سطح زندگی امروز نگاه نمی‌کنند. آنها به این پرسش هم نگاه می‌کنند که فردا چه خواهد شد؟ اگر فرد تصور کند امروز سخت است، اما فردا بهتر خواهد شد، تحمل سختی آسان‌تر می‌شود. اما اگر احساس کند امروز بدتر از دیروز است و فردا نیز بدتر از امروز خواهد بود، مسئله تغییر می‌کند. در این حالت مسئله دیگر صرفاً کاهش درآمد نیست، از دست رفتن افق آینده است.

تهمتن می‌گوید، شاید برای فهم وضعیت ایران مفهوم کاهش نسبی از سطح مطلق رفاه مهم‌تر باشد. فردی که همیشه فقیر بوده انتظارات متفاوتی از فردی دارد که زمانی سطح زندگی بالاتری داشته و به‌تدریج آن را از دست داده است. به همین دلیل کاهش رفاه می‌تواند حتی برای کسی که هنوز از نظر شاخص‌های مطلق بالاتر از خط فقر قرار دارد، تجربه‌ای بسیار جدی باشد. این وضعیت یک تغییر مهم ایجاد می‌کند؛ از «نمی‌توانم الان بخرم»، به «احتمالاً هیچ‌وقت نمی‌توانم داشته باشم». این دو جمله از نظر روان‌شناختی یکسان نیستند. گزاره نخست یک محدودیت موقت است. مورد دوم نیز تغییر در تصور فرد از آینده است. وقتی چنین تغییری در مقیاس وسیع رخ دهد مسئله دیگر فقط اقتصاد خانوار نیست؛ بلکه به مسئله اجتماعی تبدیل می‌شود.

تاب‌آوری نامحدود نیست

از منظر اقتصاد رفتاری یک نکته دیگر نیز اهمیت دارد. اینکه انسان‌ها به وضعیت جدید عادت می‌کنند. اگر قیمت‌ها هر ماه افزایش پیدا کنند، مردم به‌تدریج یاد می‌گیرند چگونه خرید کنند. اگر قدرت خرید کاهش یابد، روش‌های جدیدی برای مدیریت هزینه پیدا می‌کنند. اگر سفر خارجی حذف شود، سفر داخلی جایگزین می‌شود. اگر سفر داخلی هم حذف شود، تفریح دیگری پیدا می‌شود. این سازگاری در کوتاه‌مدت مزیت بزرگی دارد و انسان را از فلج شدن در برابر شرایط نجات می‌دهد. تهمتن باور دارد، همین سازوکار می‌تواند در سطح اجتماعی یک پیامد ناخواسته داشته باشد و شرایط غیرعادی به شرایط عادی تبدیل شود. قیمت‌ها بالا می‌روند و ما خودمان را با قیمت جدید تطبیق می‌دهیم، سال بعد دوباره بالا می‌روند و دوباره تطبیق می‌دهیم و درنهایت ممکن است چیزی که در ابتدا یک بحران تلقی می‌شد، به زندگی معمولی تبدیل شود. این همان نقطه‌ای است که باید مراقب بود مفهوم تاب‌آوری به اشتباه به‌معنای توانایی جامعه برای تحمل هر مقدار فشار تعبیر نشود. تاب‌آوری یک ظرفیت است، نه یک منبع نامحدود.

یکی از مهم‌ترین نکات در این بحث این است که کاهش رفاه بلافاصله به اعتراض، مهاجرت یا فروپاشی اجتماعی نمی‌انجامد. انسان‌ها راه‌های مختلفی برای سازگار شدن با شرایط جدید پیدا می‌کنند. ممکن است ساعات کاری خود را افزایش دهند، شغل دوم داشته باشند، از حمایت خانواده استفاده کنند، به پس‌اندازهای خود متکی شوند یا بخشی از دارایی‌هایشان را بفروشند. ممکن است مصرف خود را کاهش دهند، به شهر یا کشور دیگری مهاجرت کنند، ازدواج را به تاخیر بیندازند، فرزند کمتری داشته باشند یا حتی از برخی اهداف و برنامه‌های زندگی خود صرف‌نظر کنند. تهمتن می‌گوید، هر یک از این رفتارها در سطح فردی می‌تواند واکنشی عقلانی به شرایط اقتصادی باشد. مسئله اما زمانی اهمیت پیدا می‌کند که میلیون‌ها نفر همزمان و به دلایل مشابه به چنین راهکارهایی رو بیاورند. در این نقطه مجموعه‌ای از تصمیم‌های فردی می‌تواند به روندهایی با پیامدهای گسترده برای کل جامعه تبدیل شود. در این شرایط، کاهش فرزندآوری دیگر صرفاً یک تصمیم خانوادگی نیست. تاخیر در خرید مسکن فقط یک انتخاب مصرف‌کننده نیست. افزایش مهاجرت را نمی‌توان صرفاً تصمیم چند فرد برای تغییر محل زندگی دانست. کاهش سرمایه‌گذاری خانوارها در آموزش و سلامت نیز تنها به‌معنای کاهش یک ردیف از هزینه‌ها نیست. این تغییرات در کنار یکدیگر می‌توانند نشانه‌هایی از تغییر در افق زندگی یک نسل باشند؛ نسلی که ممکن است برای سازگار شدن با شرایط اقتصادی، نه‌فقط از برخی هزینه‌های امروز، بلکه از بخشی از انتخاب‌ها و برنامه‌های فردای خود نیز صرف‌نظر کند. 

دراین پرونده بخوانید ...

دیدگاه تان را بنویسید

 

پربیننده ترین اخبار این شماره

پربیننده ترین اخبار تمام شماره ها