شناسه خبر : 52507 لینک کوتاه
تاریخ انتشار:

رانت داده

چه کسی از اطلاعات اقتصادی مردم ایران پول درمی‌آورد؟

مینا علیزاده/ نویسنده نشریه 

36هر خرید با کارت بانکی، هر جست‌وجوی اینترنتی، هر سفارش تاکسی یا غذا، هر انتقال وجه، هر درخواست وام، هر خرید آنلاین و حتی هر قبضی که پرداخت می‌کنیم ردپایی از زندگی اقتصادی ما بر جای می‌گذارد. کنار هم قرار گرفتن این ردپاها تصویری بسیار دقیق از درآمد، مصرف، محل زندگی، قدرت خرید، ترجیحات، اعتبار مالی و حتی تغییر وضعیت اقتصادی افراد می‌سازد. در اقتصاد دیجیتال، داده خود به یک دارایی تبدیل شده است. بانک‌ها، پلتفرم‌ها، اپراتورها، فروشگاه‌های اینترنتی، شرکت‌های بیمه و نهادهای دولتی هر روز حجم عظیمی از این دارایی را در اختیار می‌گیرند. مقاله جدید مریم فربودی و لورا ولدکمپ با نام «مدلی از اقتصاد داده»  (A Model of the Data Economy)  نقطه شروع مناسبی برای فهم این تحول است. آنها داده را نوعی سرمایه می‌دانند که می‌تواند بهره‌وری را افزایش دهد و ارزش اقتصادی خلق کند. حال این پرسش مطرح می‌شود که اگر داده ارزش اقتصادی دارد، ارزش داده‌های مردم ایران نصیب چه کسی می‌شود؟

اقتصاددانان می‌گویند، داده‌های بانکی می‌توانند برای اعتبارسنجی استفاده شوند. اطلاعات خرید می‌تواند رفتار آینده مصرف‌کننده را پیش‌بینی کند. داده‌های موقعیت مکانی ارزش تبلیغاتی دارند. سوابق بیمه‌ای امکان قیمت‌گذاری دقیق‌تر ریسک را فراهم می‌کنند و پلتفرمی که رفتار میلیون‌ها مصرف‌کننده و فروشنده را می‌شناسد از مزیتی برخوردار است که رقیب تازه‌وارد به‌آسانی نمی‌تواند آن را تکرار کند. بنابراین انباشت داده می‌تواند هم بهره‌وری ایجاد کند و هم به قدرت بازار تبدیل شود. در کشور ما مسئله پیچیده‌تر است، زیرا دولت و نهادهای عمومی نیز از بزرگ‌ترین دارندگان داده‌ هستند. اطلاعات مالیاتی، بانکی، بیمه‌ای، ملکی، خودرویی، سلامت و رفاهی شهروندان در پایگاه‌های مختلف جمع شده است. اتصال این پایگاه‌ها می‌تواند فایده‌های بسیاری داشته باشد. از کاهش فرار مالیاتی و اعتبارسنجی بهتر گرفته تا هدفمند کردن حمایت‌های اجتماعی. اما همان زیرساخت می‌تواند پرسش‌هایی درباره مالکیت، دسترسی و توزیع منافع اقتصادی داده ایجاد کند. اینجا مرز میان «ارزش داده» و «رانت داده» اهمیت پیدا می‌کند. اگر یک بنگاه با تحلیل بهتر اطلاعات هزینه مبادله را کاهش دهد یا خدمت تازه‌ای ایجاد کند، داده به افزایش بهره‌وری منجر شده است. اما اگر انحصار دسترسی به اطلاعات مانع ورود رقبا شود یا دارنده داده بتواند بدون خلق ارزش متناسب از موقعیت انحصاری خود درآمد کسب کند مسئله به رانت نزدیک می‌شود. پرونده «رانت داده» می‌کوشد بررسی کند اقتصاد داده در ایران چه ابعادی پیدا کرده است؛ چه کسانی بزرگ‌ترین دارندگان اطلاعات اقتصادی شهروندان‌اند؟ بانک‌ها و پلتفرم‌ها چگونه از داده درآمد ایجاد می‌کنند؟ آیا مصرف‌کننده در برابر داده‌ای که تولید می‌کند چیزی دریافت می‌کند؛ انحصار داده چگونه می‌تواند مانع رقابت شود و مقررات باید میان مالکیت فردی، نوآوری، رقابت و منافع عمومی چگونه تعادل برقرار کند؟ درنهایت پرسش اقتصادی مهم‌تر این است که وقتی میلیون‌ها ایرانی هر روز ماده اولیه یک دارایی ارزشمند را تولید می‌کنند مالک این ثروت چه کسی است، چه کسی از آن درآمد کسب می‌کند و سهم تولیدکننده اصلی داده از این اقتصاد چیست؟

رشد بی‌سابقه تولید داده

داده در اقتصاد و جامعه امروز دیگر صرفاً ابزاری برای ثبت رویدادها یا نگهداری سوابق نیست و به یکی از مهم‌ترین منابع شکل‌دهنده تصمیم‌ها، کسب‌وکارها و مناسبات اقتصادی تبدیل شده است. گسترش خدمات دیجیتال، افزایش استفاده از پلتفرم‌ها و انتقال بخش بزرگی از فعالیت‌های روزمره به محیط‌های آنلاین باعث شده داده در مقیاسی بی‌سابقه تولید و میان بازیگران مختلف جابه‌جا شود. در چنین شرایطی پرسش مهم‌ این است که چه کسی به این داده‌ها دسترسی دارد، چگونه از آنها استفاده می‌کند و چه ارزش اقتصادی یا تصمیم‌سازی از دل آنها به‌دست می‌آید. تفاوت در سطح دسترسی می‌تواند در برخی موقعیت‌ها مزیت ایجاد کند و حتی بر نتیجه یک معامله، تصمیم اقتصادی یا رابطه میان ارائه‌دهنده و دریافت‌کننده خدمات اثر بگذارد.

از سوی دیگر افزایش حجم داده‌ها زمینه شکل‌گیری بازارها و الگو‌های اقتصادی جدیدی را فراهم کرده است، به‌گونه‌ای که داده می‌تواند برای کسب‌وکارها، پلتفرم‌ها و حتی نهادهای عمومی به یک دارایی قابل استفاده تبدیل شود. همین مسئله ضرورت توجه همزمان به کارآمدی، امنیت، شفافیت و حدود دسترسی به داده را بیش از گذشته مطرح کرده است. علی عبدالهی، رئیس پیشین مرکز فناوری اطلاعات و توسعه اقتصاد هوشمند وزارت اقتصاد، در این‌باره معتقد است که بحث داده و اطلاعات و استفاده از آنها موضوع جدیدی نیست. «به قدمت تاریخ می‌بینیم که داده‌ها و اطلاعات همواره اهمیت داشته‌اند و بشریت برای توسعه و تعالی خود داده و اطلاعات تولید می‌کرده است و گاهی با همان ابزارهایی که در اختیار داشته تلاش می‌کرده این داده‌ها و اطلاعات را با دیگران به اشتراک بگذارد. در طول تاریخ، همزمان با پیشرفت و توسعه ابزارها و فناوری‌ها حجم بیشتری از داده‌ها و اطلاعات مورد استفاده قرار گرفته است. اما اتفاقی که در این نیم‌قرن اخیر افتاده این است که اول، ما به یکسری سامانه‌های سخت‌افزاری و نرم‌افزاری مجهز شده‌ایم که به واسطه آنها می‌توانیم داده‌ها و اطلاعات را بسیار بیشتر از گذشته ثبت و ضبط کنیم، نگهداری کنیم، تحلیل کنیم، نمایش دهیم و مهم‌تر از همه آنها را توضیح و منتشر کنیم. مصداق بارز این توسعه و انتشار همان وب جهانی و در ادامه شبکه جهانی اینترنت است. دوم، در همین ۵۰ سال اخیر اتفاق دیگری رخ داده و آن این است که بشریت حجم بسیار زیادی از داده و اطلاعات تولید می‌کند که در طول تاریخ بی‌سابقه است. پیش از این چنین وضعیتی وجود نداشت، اما به‌دلیل امکانات و ابزارهایی که در اختیار ما قرار گرفته است از ابتدای روز تا پایان آن تقریباً در تمام فعالیت‌های روزمره خود در حال تولید داده و اطلاعات هستیم. تقریباً انسان هفت روز هفته و ۲۴ ساعت شبانه‌روز حجم بسیار زیادی از داده و اطلاعات را متناسب با نوع فعالیت خود تولید می‌کند. این داده‌ها و اطلاعات نیز ثبت، ضبط و نگهداری می‌شوند. حالا اگر این موضوع را در میلیون‌ها و میلیاردها نفر ضرب کنیم می‌توان دید که چه حجم عظیمی از داده و اطلاعات در سطح فردی، در سطح زندگی خانوادگی، در سطح زندگی اجتماعی و مهم‌تر از همه در سطح زندگی کاری و کسب‌وکارها تولید می‌شود و کسب‌وکارها نیز لحظه‌به‌لحظه بر حجم داده‌های خود می‌افزایند. به همین دلیل است که عصر مدرن را عصر اطلاعات نامیده‌اند.»

تبدیل واسطه‌های داده به صاحبان اطلاعات

کارشناسان بر این باورند که رانت اطلاعاتی هنگامی مصداق پیدا می‌کند که اپلیکیشن‌ها بخواهند از داده‌ها و اطلاعاتی که مردم در اختیار آنها قرار می‌دهند چه در مکانیسم جمع‌آوری و چه در فرآیند پردازش سوءاستفاده کنند. عبدالهی در این مورد می‌گوید: «می‌توان به داده‌هایی اشاره کرد که برای احراز هویت استفاده می‌شوند. به‌‌هرحال یکسری واسطه‌ها شکل گرفته‌اند. برای مثال در سامانه سجام در بورس اپراتورهایی وجود دارند که فرآیند احراز هویت را انجام می‌دهند و تاییدیه ارائه می‌کنند تا فرد بتواند کد بورسی دریافت کند و سپس در کارگزاری بورس کد آنلاین بگیرد و این فرآیند ادامه پیدا کند. این مجموعه‌ها با سامانه ثبت احوال در ارتباط هستند. اما چالش این است که چه باید بکنند؟ آنها صرفاً باید داده و اطلاعات اولیه را دریافت کنند، آن را با مبدأ اصلی خود یعنی سازمان ثبت احوال تطبیق دهند و سپس به مقصد مربوطه یعنی سامانه سجام، سیستم بانکی یا هر مقصد دیگری که وجود دارد تاییدیه را ارائه کنند. درنهایت نیز باید فقط واسطه‌ای برای نقل و انتقال داده باشند و قاعدتاً نباید در این میان داده و اطلاعات را نزد خود نگهداری کنند.»

عبدالهی معتقد است که جنبه خطرناک سوءاستفاده یا رانت زمانی ایجاد می‌شود که این مجموعه‌ها داده و اطلاعات را نزد خود نگه دارند. «در اینجا چند اتفاق می‌افتد. نخست، بحث‌های امنیتی مطرح می‌شود. دوم، بعد از مدتی با توجه به اینکه حجم زیادی از داده‌های شهروندان را در اختیار دارند خودشان می‌توانند پاسخ بسیاری از استعلام‌ها را بدهند. بنابراین یا یک جنبه درآمدی برای آنها ایجاد می‌شود یا هزینه‌هایشان کاهش پیدا می‌کند و این موضوع برای آنها جنبه رانتی دارد. همچنین می‌توانند این اطلاعات را بفروشند یا در اختیار مجموعه‌های دیگر قرار دهند. این موضوع نیز به‌خودی‌خود نگرانی‌هایی ایجاد می‌کند. یا همان‌طور که گفتم ممکن است از داده‌های تجمیع‌شده افراد و شهروندان برای مقاصد سوءاستفاده‌کننده استفاده شود. نکته دیگر این است که وقتی وارد یک سامانه یا اپلیکیشن می‌شویم کارکرد صحیح آن سامانه، پلتفرم یا اپلیکیشن منوط به این است که با آن تعامل داده‌ای داشته باشیم. در اصل در دریافت داده و اطلاعات تفاوت چندانی ایجاد نشده و تفاوت بیشتر در فرمت، نوع، فرآیند و ابزار آن است.» 

مرز میان خدمت‌رسانی و رانت اطلاعاتی

در این میان مسئله‌ مهمی که حتی از رانت اطلاعاتی نیز می‌تواند خطرناک‌تر باشد یا در همین راستا معنا پیدا کند، دسترسی به اطلاعات نهانی یا شکل‌گیری عدم تقارن اطلاعاتی است. هرچند سامانه‌های مبتنی‌بر فناوری‌های اطلاعاتی و ارتباطاتی ایجاد شده‌اند تا این عدم تقارن اطلاعاتی را کاهش دهند، اما گاهی اوقات خود این سامانه‌ها مزید بر علت می‌شوند.

علی عبدالهی می‌گوید: «عدم تقارن اطلاعاتی زمانی شکل می‌گیرد که در یک تراکنش، یک تعامل، یک دادوستد یا یک خرید و فروش یکی از طرفین دادوستد یا معامله اطلاعات و داده‌های بیشتری نسبت به طرف مقابل داشته باشد و این اطلاعات بر آن دادوستد یا معامله تاثیرگذار باشد. در چنین شرایطی فردی که برتری داده و اطلاعاتی بیشتری دارد می‌تواند با توجه به آن برتری، سود و منفعت بیشتری کسب کند.» 

او تاکید می‌کند: «تمام سیستم‌های اطلاعاتی با این هدف ایجاد شده‌اند که بازارها را از این عدم تقارن اطلاعاتی نجات دهند. اما متاسفانه سامانه‌های فناوری اطلاعات گاهی اوقات به این موضوع دامن می‌زنند. برای مثال فرض کنید شما زودتر از دیگران به صورت‌های مالی یک شرکت دسترسی پیدا کنید. این دسترسی ممکن است از داخل خود شرکت باشد یا در نهادهای بیرونی شکل بگیرد. در این صورت شما می‌توانید وضعیت آینده سود و زیان این شرکت را بهتر پیش‌بینی کنید و سریع‌تر از دیگران براساس تحلیل خود و داده‌هایی که در اختیار دارید سهم را بخرید یا بفروشید و موارد دیگر. البته یکسری سازوکارها برای جلوگیری از این موضوع وجود دارد. هم قوانین و مقررات و هم طراحی سامانه‌ها. برای مثال در بورس آمریکا جریمه‌های سنگینی برای این موارد در نظر گرفته شده و در بورس ایران نیز به همین ترتیب سازوکارهایی طراحی شده است تا احتمال وقوع این اتفاق تا حد امکان به سمت صفر میل کند. خود سامانه نیز به‌گونه‌ای طراحی شده که نظارت‌هایی بر این فرآیند وجود داشته باشد.»

عبدالهی بخشی از موضوع را به سازمان‌های نظارتی مربوط می‌داند و می‌افزاید: «این داده‌ها و اطلاعات زودتر در اختیار آنها قرار می‌گیرد تا بتوانند نظارت کنند. امروز در دنیا و در ایران نیز تقریباً همین اتفاق افتاده و موضوع نظارت پس از افشا شکل گرفته است. به این معنا که اطلاعات نهانی ابتدا افشا می‌شود و در اختیار همه قرار می‌گیرد و سپس یا همزمان با آن فرآیند نظارت و بررسی صحت و سقم اطلاعات انجام می‌شود. این موضوع نیازمند تغییر قوانین و مقررات نیز بوده است. برای مثال پیش از این مسئولیت صورت‌های مالی و صحت و سقم آن میان ناشر بورسی و سازمان مربوط تقسیم شده بود، اما قوانین تغییر پیدا کرد و مسئولیت کامل بر عهده خود ناشر قرار گرفت. البته سازمان بورس نیز مسئولیت نظارت خود را دارد، اما به‌هرحال چون صورت‌های مالی به‌صورت مستقیم در سامانه‌هایی مانند کدال در ایران یا EDGAR در آمریکا افشا می‌شود نهادهای ناظر پس از افشا وارد فرآیند نظارت می‌شوند.»

بنابراین در اینجا طراحی خود سامانه و معماری سامانه به‌گونه‌ای انجام شده که رانت اطلاعاتی تا حد امکان به صفر برسد و سامانه‌های نظارتی نیز بر همین اساس تعریف شده‌اند. البته در سطح دیگر، معماری‌ها نیز کاملاً تغییر کرده و مبتنی‌بر IFRS شده است؛ استانداردهای بین‌المللی حسابداری که در همین مورد خاص یعنی سیستم‌های مالی استفاده می‌شوند. بخش زیادی از سوءاستفاده‌ها از همین داده‌های مالی ایجاد می‌شود و در این حوزه نیز فناوری‌های مدرن مانند زبان گزارشگری تجاری توسعه‌پذیر یا  XBRL به‌کار گرفته می‌شود.

به گفته او، نکته دیگر این است که اگر حجم این داده‌ها زیاد شود، شرایط متفاوت می‌شود. برای مثال زمانی یک پلتفرم ۱۰۰ نفر مشتری دارد و بعد تعداد مشتریان آن به ۱۰۰ هزار نفر می‌رسد و سپس چند میلیون نفر می‌شود. پلتفرم‌های جهان‌شمول و فراگیر نیز در سطح جهان به چند میلیارد نفر می‌رسند. در چنین وضعیتی حجم داده‌ها و اطلاعات بسیار بالا می‌رود و آن زمان است که مفاهیمی مانند اقتصاد داده شکل می‌گیرد و داده‌ها ارزشمند می‌شوند. البته این داده‌های تجمعی زمانی ارزشمند هستند که آن کسب‌وکار یا پلتفرم بتواند این حجم از داده‌های تولیدشده را پردازش کند و آنها را به دانش تبدیل کند. این دانش می‌تواند برای بهبود محصولات و خدمات استفاده شود یا برای عرضه محصولات و خدمات سفارشی‌سازی‌شده‌تر به مشتریان به‌کار گرفته شود.

همچنین اگر دسترسی‌ها، قوانین و مجوزهای لازم وجود داشته باشد و قوانین چنین اجازه‌ای بدهند یا خود شخص در زمان استفاده از پلتفرم تیک مربوط به موافقت با این موضوع را زده و رضایت خود را اعلام کرده باشد، می‌توان از این داده‌ها و اطلاعات تجمیع‌شده برای فروش یا ارائه به سایر مجموعه‌ها استفاده کرد. این داده‌ها و اطلاعات برای شرکت تولیدکننده آن برند موبایل ارزشمند است، اما این پرسش مطرح می‌شود که آیا آن شرکت حاضر است بابت این داده‌ها و اطلاعات و برآوردی که از میزان تقاضا به‌دست آمده، پولی پرداخت کند یا خیر. امروز این موضوع تا حدی مرسوم شده و در حال وقوع است. نکته بعدی این است که وقتی این حجم از داده‌ها و اطلاعات شکل می‌گیرد می‌تواند برای دستگاه حاکمیتی نیز جذاب باشد. 

درنهایت باید یادآور شد که افزایش حجم داده‌های تولیدشده و امکان تجمیع و تحلیل آنها فرصت‌های تازه‌ای برای بهبود خدمات، افزایش بهره‌وری و شکل‌گیری کسب‌وکارهای جدید ایجاد کرده است. با‌این‌حال همین ظرفیت می‌تواند در صورت دسترسی نامتقارن، انحصار یا استفاده بدون ضابطه به شکل‌گیری رانت و سوءاستفاده از اطلاعات منجر شود. از‌این‌رو مسئله اصلی فقط جمع‌آوری داده نیست، بلکه نحوه دسترسی، استفاده، اشتراک‌گذاری و نظارت بر آن است. موضوعی که تعیین می‌کند ارزش اقتصادی داده‌ها چگونه توزیع شود و سهم صاحبان اصلی این داده‌ها چه خواهد بود.

دراین پرونده بخوانید ...

دیدگاه تان را بنویسید