ثبات و بیثباتی
مقایسه اقتصاد اسپانیا و آرژانتین در گفتوگو با فرشاد فاطمی
بررسی اقتصاد اسپانیا و آرژانتین، قابل تامل و پر از درسهای آموزنده برای اقتصاد ایران است. اسپانیا کشوری است که با پیروی از اصل ثبات و پایداری در سیاستگذاری توانست به شکوفایی اقتصادی برسد. درحالیکه آرژانتین با وجود وفور منابع و گذشته درخشان، بهدلیل عدم توافق بر سر سیاستهای درست با بیثباتی اقتصادی روبهرو شد. فرشاد فاطمی، اقتصاددان، اسپانیا و آرژانتین را نمونههای آشکار از اقتصادهای موفق و ناموفق در سالهای گذشته میداند که روندهای آنها باید مورد توجه سیاستگذاران قرار گیرد. از نگاه این اقتصاددان، ثبات و پایداری در سیاستگذاری و روابط حسنه با جهان مهمترین آموزههای اسپانیا و آرژانتین برای اقتصاد تحریمشده ایران است که در شرایط کنونی بهشدت به آن نیاز دارد.
♦♦♦
آقای دکتر بگذارید پرسش نخست را اینطور آغاز کنیم که اقتصاد اسپانیا و آرژانتین بر مبنای برخی از شاخصهای اقتصاد کلان، در چه وضعی بهسر میبرند؟
اگر بخواهم بهطور کلی درباره شرایط کنونی اقتصاد اسپانیا و آرژانتین صحبت کنم، باید بگویم که اسپانیا جزو اقتصادهای صنعتی و آرژانتین جزو کشورهای در حال توسعه است. البته همیشه اینطور نبوده و آرژانتین در برخی از ادوار زمانی، جزو اقتصادهای ثروتمند و پیشرفته بوده است. برای توضیح بیشتر بهتر است با شاخصهایی به بررسی اقتصاد دو کشور بپردازیم. نخستین معیار، سرانه تولید ناخالص داخلی (GDP per capita) است که اختلاف زیادی میان دو کشور نمایان میشود؛ بهطوریکه سرانه GDP اسپانیا 6/ 38 هزار دلار (آمار سال 2025 بانک جهانی) و آرژانتین 8/ 14 هزار دلار (آمار سال 2025 بانک جهانی) است که نسبت به جمعیت نسبتاً نزدیک این دو کشور (اسپانیا، 49 و آرژانتین، 46 میلیون نفر) شکاف زیادی را میان اندازه دو اقتصاد (6/ 2 برابر) نشان میدهد.
شاخص دیگر برای بررسی اقتصاد دو کشور، متوسط نرخ تورم است. آرژانتین در حالی دوره کاهش تورم در سطوح بسیار بالا را میگذراند که نرخ تورم در اسپانیا بسیار پایدار و قابل کنترل است. برای نرخ تورم آمارهای متعدد منتشر شده است. همچنین تازهترین گزارش tradingeconomics (2026) نشان میدهد، متوسط نرخ تورم سالانه در آرژانتین در محدوده بالای 30 تا 34 درصد و اسپانیا نیز در محدوده کنترلشده 3 تا 5/ 3 درصد است (افزایش متوسط نرخ تورم سالانه در اسپانیا نسبت به دو سال قبل (2024) عمدتاً به دلایل افزایش قیمت انرژی است). البته نرخ تورم در آرژانتین در سالهای قبل در محدودههای بسیار بالاتری قرار داشته است.
سومین شاخص، نرخ بیکاری است که تازهترین آمار، تصویری متفاوت از دو اقتصاد را نشان میدهد. بر مبنای آمار (2025) بانک جهانی، نرخ بیکاری کل (درصد از کل نیروی کار برآوردشده بر مبنای سازمان بینالمللی کار) در اسپانیا 4/ 10 درصد، اما برای آرژانتین این نرخ 1/ 7 درصد است. اسپانیا با وجود نرخ بیکاری بالاتر نسبت به آرژانتین، از بازار کار رسمی و باثباتتری برخوردار است (اگرچه نرخ بیکاری آرژانتین نسبت به اسپانیا کمتر است، اما این آمار به دلیل پدیده اشتغال غیررسمی بسیار بالا در آرژانتین قابل تامل است. به این معنا که بسیاری از کارگران زیر پوشش بیمه و حمایتهای قانونی نیستند).
در مجموع، اسپانیا با وجود چالشهایی مانند تورم و بیکاری نسبتاً بالا (در مقایسه با اروپا)، از سطح درآمد و ثبات قیمتی بسیار بالاتری برخوردار است و اقتصادی مستحکم و توسعهیافته دارد. البته آرژانتین در مسیر رشد اقتصاد گام برمیدارد (نرخ رشد 5/ 3 درصد) و تا حدی در حال کاهش چشمگیر نرخ تورم از سطوح بحرانی گذشته است، اما هنوز با مشکلات ریشهای همچون فقر و اشتغال غیررسمی گسترده دستبهگریبان است که بهبود کیفیت زندگی را با چالش مواجه میکند.
از نگاه تاریخی یا منطق سیاستگذاری، چه دلایلی باعث شده که اقتصاد آرژانتین با وجود وفور منابع و جغرافیای بینظیر، در وضع کنونی قرار گیرد؟ چه بر سر اقتصاد آرژانتین آمده است؟ در مقابل، اقتصاد اسپانیا چگونه توانست به این نقطه از ثبات و شکوفایی برسد؟ برای مثال، درآمد سرانهاش را طی یک محدوده زمانی مشخص دو برابر کند.
البته این گزاره که اقتصاد اسپانیا از اقتصاد آرژانتین بسیار جلوتر است، همیشه مصداق نداشته است. در دهههای ابتدایی قرن بیستم سرانه GDP در آرژانتین اندازهای بود که این کشور جزو 10 اقتصاد برتر جهان معرفی شد. آرژانتین در گذشته (ابتدای قرن بیستم) اقتصادی بسیار ثروتمند بود و در مراحل ابتدایی فرآیند صنعتی شدن قرار داشت. پیتر هنری زیهان، نویسنده و تحلیلگر ژئوپلیتیک، بر این باور است که اقتصاد آرژانتین مثالی روشن برای متون درسی و آموزشی است که نشان میدهد چگونه تصمیمهای سیاسی و سیاستی و نحوه سیاستگذاریها با وجود مزیت جغرافیایی و وفور منابع، میتواند اقتصادی را به نابودی بکشاند. اقتصاد آرژانتین عملاً یک دایرهالمعارف از برآیند و مواجهه سیاستهای چپ، راست، ملیگرایانه، فاشیستی و سوسیالیستی در 100 سال گذشته بوده که نتیجه آن در نرخ بالای تورم، خروج شدید سرمایه، بدهی بالا به دولت و بدهکاری دولت نمود یافته است. اقتصاد آرژانتین در دهههای گذشته، متاثر از سیاستهای ناکارآمد، متناقض و بیثبات، نتوانسته اصلاح شود و نمادی ملموس از فرصتهای ازدسترفته است.
در مقابل آرژانتین، اقتصاد اسپانیا از فرصت حاشیه بودن در اروپا استفاده کرد و در 10 تا 15 سال گذشته بهعنوان یک کشور معمولی از سرانه GDP بالایی برخوردار شد. اسپانیا توانست در اتحادیه اروپا در پیوند با اقتصادهای قوی این اتحادیه به رشد برسد و سیاستمداران در این کشور از این فرصت بهخوبی بهره بردند. البته اقتصادهایی در اروپا هستند که از اسپانیا شرایط بهتری دارند، اما در قیاس با آرژانتین، شرایط اسپانیا بسیار بهتر و باثباتتر است. اقتصاد اسپانیا و آرژانتین با جمعیت مشابه 40 تا 50 میلیون نفر، دو روایت متفاوت هستند که اولی از فرصتها بهخوبی بهره برد و با جذب سرمایه و مسیر ثبات، خلق ثروت کرد و دومی با وجود منابع فراوان بهدلیل از دست دادن فرصتها، با خروج شدید سرمایه و بیثباتی در اقتصاد مواجه شد.
چه اتفاقها و رخدادهایی باید بیفتد تا اقتصادی از اقتصاد دیگر فاصله بگیرد؟ به زبان ساده، چگونه اقتصادی از اقتصاد دیگر جلو میافتد و پیش میرود؟ آیا اصول ثابت و مدونی برای پیشرفت و رشد کشورها وجود دارد؟ تجربههای دو کشور به ما چه میآموزند؟
برای پاسخ به این پرسش با بررسی اقتصاد اسپانیا و آرژانتین به گزارهای میرسیم که میتواند بخشی از جوابمان باشد. تجربه روند دو اقتصاد اسپانیا و آرژانتین نشان میدهد که مهمترین معیار و رخدادی که باعث میشود اقتصادها از فرصتها بهترین بهره را ببرند، اصل ثبات و پایداری (Stability) در سیاست (در نوع و نحوه مواجهه با شهروندان و دنیا) و اقتصاد (شاخصها و سیاستهای اقتصادی) است. اگر به روند 25ساله رشد اقتصاد در آرژانتین دقت کنید، متوجه میشوید که رشد اقتصاد بهشدت نوسانی و همانند دندانههای ارهای است که دائم تغییر میکند. متوسط نرخ تورم در آرژانتین طی 25 سال گذشته بر مبنای آمار بانک جهانی با شیب بسیار تندی تا سال 2024 به ارقام سهرقمی هم رسیده است. اگرچه آمارهای مختلف از متوسط نرخ تورم در آرژانتین در سالهای گذشته منتشر شده، اما متوسط همه نرخها بسیار بالاست که نشان از یک اقتصاد ناپایدار دارد. اگرچه در دهههای گذشته سیاستگذاران در پی اصلاح این روند بودهاند، اما هرگز اصلاحات به سرانجامی مطلوب نرسیده است. اقتصاد آرژانتین نمونه آشکاری است که نشان میدهد چگونه فرصتهای بینالمللی برای ثبات در اقتصاد از دست رفته است. اقتصاد این کشور بارها از مراجع بینالمللی وام و تسهیلات کلان گرفته و حتی بارها نیز این وامها بخشیده شدهاند، اما فرآیند اصلاح ساختار شکست خورده است. اگرچه خاویر میلی، رئیسجمهور اقتصادخوانده آرژانتین، با اصلاحات گسترده اقتصادی نشانههای اولیه از بازگشت اقتصاد را شکل داده، اما هنوز نشانههای قوی و باثبات نسبت به اینکه اقتصاد آرژانتین با بهبود مواجه است، وجود ندارد. نرخهای رشد در اقتصاد آرژانتین همچنان پایین است، نرخ تورم همچنان در روند نسبتاً بالایی قرار دارد و نابرابری و فقر بهشدت بالاست (با ارجاع به آمارهای مربوط به ضریب جینی). ناپایداری سیاستها در آرژانتین بهشدت بالاست و این موضوع به ما نشان میدهد که چگونه بیثباتی و ناپایداری میتواند شیرازه اقتصاد را از هم فرو بپاشد.
با تجربه دو اقتصاد اسپانیا و آرژانتین که اولی به ثبات رسیده و دومی در انتظار ثبات است، اقتصاد ایران چگونه میتواند از آرژانتین دور و به اسپانیا نزدیک شود؟
درباره پرسش شما نسبت به اینکه اقتصاد ایران چگونه از شکستها و موفقیتهای دو اقتصاد درس بیاموزد، باید بگویم شاید برای اقتصاد فعلی ایران بسیار سخت باشد که از موفقیتها و شکستها درس بیاموزد. آموزه اصلی اقتصاد اسپانیا و آرژانتین برای ایران دو گزاره است، از عوامل شکست در آرژانتین عبرت بگیریم و عوامل موفقیت در اقتصاد اسپانیا را مورد توجه قرار دهیم. باید از اقتصاد آرژانتین بیاموزیم که ناپایداری در داخل و ناپایداری در سیاستها میتواند اقتصاد را وارد گردابی هولناک کند. از اقتصاد اسپانیا نیز بیاموزیم که برای ثبات و پایداری در اقتصاد نیاز داریم که با محیط بیرون و داخل آشتی کنیم و به ثبات در سیاستگذاری برسیم. اسپانیا بهعنوان یکی از اقتصادهای اتحادیه اروپا به دلیل بهره بردن از فرصتها، ثبات و پایداری در سیاستگذاریها (در داخل) و آشتی و صلح با جهان (در روابط خارجی)، توانسته است مسیر ثبات را در پی بگیرد و اقتصادش شکوفا شود. شاید جالب باشد بدانید که بسیاری از شهروندان اروپایی بهترین انتخاب برای سپری کردن دوران بازنشستگی را اسپانیا میدانند. هر چند مسائل جغرافیا و آبوهوا همسو با شرایط اقتصادی در شکلگیری چنین تصویری از این کشور بسیار موثر بوده است. آرژانتین برخلاف اسپانیا گرفتار درگیریها و اختلافات داخلی است که با وجود روابط خارجی عادی و مطلوب، هنوز نتوانسته به ثبات برسد. البته اقتصاد ایران در چند دهه گذشته بهشدت از تحریمهای شدید و فشارهای بیرونی متاثر بوده است که اقتصادهای اسپانیا و آرژانتین آن را تجربه نکردهاند. اقتصاد آرژانتین بهشدت درگیر رقابتهای سیاسی در داخل خودش است. اقتصاد ایران علاوهبر عدم توازن و عدم توافق در سیاستها در داخل، با فشار تحریمها نیز مواجه است. البته اقتصاد ایران در قیاس با اقتصاد آرژانتین در شاخصهای کلان، شرایط بدتری دارد. بر مبنای آمار بانک جهانی (2025) سرانه تولید ناخالص داخلی (GDP) اقتصاد ایران نزدیک چهار هزار دلار است که با احتساب تعدیل نرخهای ارز ممکن است به پنج تا شش هزار دلار برسد که در قیاس با آرژانتین (نزدیک 15 هزار دلار) بسیار پایینتر است. همچنین متوسط نرخ تورم اگرچه در آرژانتین در سالهای گذشته بهشدت بالا بوده، اما با اصلاحات دولت فعلی به سطح 30 درصد نزدیک شده است. این در شرایطی است که اقتصاد ایران بعد از جنگ تحمیلی اخیر با متوسط تورم 80 تا 90 درصد دستوپنجه نرم میکند.
بر مبنای آمار بانک جهانی (2025) رشد اقتصاد در آرژانتین در محدوده 3 تا 5/ 4 درصد قرار دارد، درحالیکه رشد اقتصاد ایران منفی دو تا سه درصد و در شرایط کنونی شاید هم بیشتر است.
در پایان اگر نکتهای جامانده یا موضوعی مهم نیازمند تکرار و تاکید بیشتر است و برای تصمیمسازان و تصمیمگیرندگان در اقتصاد ایران مفید به نظر میآید، بیان بفرمایید.
نکته مهمی که سیاستگذاران و تصمیمگیرندگان باید بهکار ببندند، این است که از اشتباهات و توفیقهای جهانی درس بیاموزند. باید تا جاییکه میتوانیم یاد بگیریم و به اصلاح سیاستها همت گماریم. رشد اقتصاد ایران باید درونزا باشد، درعینحال که باید با روابط حسنه با دنیای اطراف و بیرونمان، رشدهای بالا را تجربه کنیم و ثبات ببخشیم. اسپانیا نمونهای موفق از اقتصادی است که با پایداری در سیاستگذاری و ارتباط با دنیای بیرون، به ثبات اقتصادی رسید. برعکس، آرژانتین نمونهای است که بهدلیل عدم پایداری در سیاستهای داخل، با وجود حمایتهای فراوان نهادهای بینالمللی همانند صندوق بینالمللی پول (IMF) یا بانک جهانی نتوانست اصلاحات اقتصادی را بهدرستی در اقتصاد شکل دهد و اعمال کند. بههمین دلیل اقتصاد ایران برای اینکه بتواند مسیر روبهبهبود را تجربه کند، باید پایداری و ثبات در سیاستهای درست (داخل و خارج) را به پیش ببرد. همچنین باید قواعدی پایدار برای اقتصاد شکل گیرد. بوروکراسی پیچیده و زائد باید جایش را به بوروکراسی کارآمد و چابک بدهد. قوانین و مقررات حقوقی و مالی پایدار نیز در اقتصاد شکل گیرد و به رسمیت شناخته شود. اگر میخواهیم چشمانداز مثبت و پیشبینیپذیر از اقتصاد ایران داشته باشیم و به اقتصاد اسپانیا نزدیک شده و از اقتصاد آرژانتین دور بمانیم، بهترین مسیر تمرکز روی دو اصل پایداری در سیاستها و روابط خارجی مطلوب و مثبت با جهان بیرونی است.