در سکوت
پایان جنگ در ایران، شکست باشکوه اسرائیل
در ۲۸ فوریه، صدها هواپیمای جنگی آمریکایی و اسرائیلی همزمان به پرواز درآمدند تا آتش جنگ علیه ایران را شعلهور کنند. همکاری نظامی این دو متحد به مدت ۴۰ روز فشرده و نزدیک بود. اما با توافق دونالد ترامپ و رهبران ایران که قرار بود به جنگ آنها پایان دهد ماهیت این همکاری تغییر کرده است. اسرائیل از مذاکرات با ایران کنار گذاشته شد و توافقی که در ۱۷ ژوئن میان آمریکا و ایران امضا شد به هیچکدام از نگرانیهای اسرائیل نمیپردازد.
همانطور که یکی از دیپلماتهای اسرائیل در اورشلیم توصیف میکند، نتیجه برای اسرائیل «یک شکست باشکوه» است. این نتیجه همچنین ضربهای شخصی برای نخستوزیر اسرائیل، بنیامین نتانیاهو، تلقی میشود. او سرمایه سیاسی عظیمی را صرف کرد تا رئیسجمهور آمریکا را متقاعد کند که جنگ با ایران میتواند وضعیت خاورمیانه را به سمت بهبود ببرد و حتی شاید نظام جمهوری اسلامی را سرنگون کند.
نظام بهرغم ادعاهای آقای نتانیاهو و آسیب واردشده به ایران هنوز پابرجاست. این توافق بلافاصله بزرگترین نگرانی اسرائیل، یعنی برنامه هستهای ایران را رفع نمیکند. همچنین ایران توانایی شلیک موشکهای بالستیک به اسرائیل، بقیه خاورمیانه و فراتر از آن را حفظ کرده است. توافق با آمریکا به برنامه موشکی ایران اشاره نمیکند.
علاوهبر این توافق به یکی دیگر از نگرانیهای بزرگ اسرائیل، یعنی شبکه نیابتیهای منطقهای ایران نمیپردازد. قدرتمندترین آنها، حزبالله شامل شبهنظامیان شیعه در لبنان، در این توافق از حملات اسرائیل در امان میماند. اسرائیل ساعاتی قبل از اعلام آتشبس و پس از آنکه حزبالله پهپادهای بیشتری را به پرواز درآورد با حمله به هدفی در بیروت سعی کرد توافق را از بین ببرد. اما این حمله بهجای اینکه مذاکرات را همانطور که آقای نتانیاهو آشکارا میخواست از مسیر خود خارج کند، فقط آقای ترامپ را به امضای توافق تشویق کرد.
وزیر دفاع اسرائیل اصرار داشت که نیروها در «مناطق امنیتی» که در جنوب لبنان تصرف کردهاند باقی بمانند. اما توافق میان آمریکا و ایران تصریح میکند که متحدان آمریکا، یعنی اسرائیل، به جنگ در لبنان پایان دهند.
اسرائیل دیگر نمیتواند در این مورد به حمایت متحد خود تکیه کند. رئیسجمهور آمریکا در مصاحبههایی گفت که از شریک سابق خود بهدلیل «عدم قضاوت صحیح» در حمله به بیروت «بسیار عصبانی» است و او را «مردی بسیار سرسخت» توصیف کرد.
یک مقام اسرائیلی که قبلاً در واشنگتن مستقر بود، گفت: «بخش بزرگی از مشکل این است که ما دیگر آن نوع رابطهای را با آمریکا نداریم که در آن مقامات در تمام سطوح آشکارا با یکدیگر صحبت میکردند. اکنون همه اینها تحتالشعاع ارتباط بین نتانیاهو و ترامپ و ماجراهای شخصی آنها قرار گرفته است.»
اساساً، اهداف اسرائیل و آمریکا در ایران کمتر همسو شدهاند. تعدادی در بخش دفاعی و تشکیلات اطلاعاتی اسرائیل در روزهای اول جنگ به ژنرالهای خود در مورد این اختلاف هشدار دادند. اما روسای آنها تحت تاثیر موفقیت حملات هوایی اولیه قرار گرفتند و در طول جنگ از آقای نتانیاهو حمایت کردند. سپس آقای ترامپ زمان را اعلام کرد. او بیشتر علاقهمند به معامله با همان نظامی بود که اسرائیل میخواست آن را سرنگون کند. از آن زمان، اسرائیل به حال خود رها شده است.
سالهاست که مقابله با ایران ایده ثابت آقای نتانیاهو بوده است. او با این نیت دو بار اسرائیل را وارد جنگ کرد. این کارزارها خسارتهای قابلتوجهی به برنامههای هستهای و موشکی ایران وارد کردهاند، اما این موضوع میتواند موقتی باشد. اسرائیل به روابط حیاتی خود با آمریکا و روابطش با کشورهای عربی که آن را متحدی علیه ایران میدانستند آسیب رسانده است.
همه اینها احتمالاً به چشمانداز انتخاب مجدد آقای نتانیاهو در ماه اکتبر نیز آسیب خواهد رساند. وقتی ثابت شود که او در مورد ایران دستاورد چندانی نداشته است دیگر نمیتواند خود را ضامن امنیت اسرائیل معرفی کند. همچنین او نمیتواند تحمل کند که با آقای ترامپ در تضاد دیده شود. او از رابطه خود با رئیسجمهور که در اسرائیل بسیار محبوب بوده، بهره فراوان برده است.
با این اوصاف، رهبران اصلی اپوزیسیون نیز هنگام شروع جنگ به همان اندازه مشتاق بودند. انتقاد آنها این است که آقای نتانیاهو نتوانسته در جنگ نتیجه بگیرد، نه اینکه جنگ را آغاز کرده است. یک برنامهریز نظامی میگوید: «ما بهشدت به یک سیاست جدید در قبال ایران نیاز داریم.» اسرائیل در حال حاضر هیچ چشماندازی برای چنین سیاستی ندارد.