شناسه خبر : 51837 لینک کوتاه
تاریخ انتشار:

پول بی‌مرز

چه چیزی پول را جهانی می‌کند؟

ایما موسی‌زاده/ نویسنده نشریه 
 

58-1در جهانی که ژئوپلیتیک دوباره به اقتصاد بازگشته است، تحریم‌ها به ابزار روزمره سیاست خارجی بدل شده‌اند، جنگ‌های تجاری نظم قدیمی تجارت آزاد را فرسوده کرده‌اند و ارزهای دیجیتال و پروژه‌های پولی بانک‌های مرکزی آینده نظام مالی را به چالش کشیده‌اند، پرسش قدیمی «چه چیزی یک پول را جهانی می‌کند؟»، دوباره به مرکز مباحث اقتصاد بین‌الملل بازگشته است. کتاب «پول بدون مرز» نوشته بری آیشنگرین، تاریخ‌نگار برجسته اقتصاد و استاد دانشگاه برکلی، در چنین زمان کلیدی منتشر شده است. آیشنگرین تلاش می‌کند با نگاهی تاریخی و تحلیلی، سرگذشت پول‌های جهانی را از سکه‌های یونان باستان تا دلار آمریکا و رمزارزهای امروز روایت کند و از دل این تاریخ بلند، تصویری از آینده نظم پولی جهان برای خواننده ترسیم کند.

آیشنگرین برای خوانندگان اقتصاد سیاسی بین‌الملل ناآشنا نیست. او پیش‌تر با آثاری مانند «زنجیرهای طلایی» درباره نقش استاندارد طلا در رکود بزرگ و نیز پژوهش‌هایش درباره بحران‌های ارزی، جایگاه مهمی در تاریخ‌نگاری اقتصادی معاصر پیدا کرده بود. اما «پول بدون مرز» را می‌توان تلاشی برای جمع‌بندی چند دهه پژوهشی که او درباره ماهیت قدرت پولی انجام داده است دانست. تلاشی که نه‌فقط به تاریخ پول، بلکه به رابطه میان امپراتوری، تجارت، فناوری و اعتماد می‌پردازد. کتاب با این فرض ساده، اما مهم آغاز می‌شود که هیچ پول جهانی‌ جاودانه نیست. همان نیروهایی که یک ارز را به ابزار مسلط تجارت و ذخیره ارزش جهانی تبدیل می‌کنند، در بلندمدت می‌توانند زمینه افول آن را نیز رقم بزنند.

در روایت آیشنگرین، تاریخ پول جهانی اساساً تاریخ تمرکز و فرسایش قدرت است. یونانیان باستان نخستین کسانی بودند که توانستند با اتکا به شبکه‌های تجاری و اعتبار سیاسی، سکه‌هایی تولید کنند که فراتر از مرزهای یک دولت‌شهر پذیرفته شود. پس از آنها امپراتوری روم با گسترش قدرت نظامی و اداری خود، دناریوس را به نخستین ارز فراملی تبدیل کرد. در قرون میانه، فلورین (که ابتدا فقط در فلورانس و در سال‌های بعد در تمام اروپا ضرب می‌شد) و سپس دوکات (که خاستگاه آن ونیز بود و بعدها به سراسر اروپا گسترش یافت) نقش مشابهی ایفا کردند و بعدها اسپانیا با اتکا به نقره آمریکای لاتین و هلند با نظام مالی مدرن خود، بر بازارهای جهانی سلطه یافتند. درنهایت، بریتانیا در قرن نوزدهم و آمریکا در قرن بیستم وارث این زنجیره شدند. ایده مرکزی کتاب آن است که برتری پولی هرگز فقط محصول اندازه اقتصاد نیست، بلکه ترکیبی از قدرت نظامی، ظرفیت نهادی، عمق بازارهای مالی، اعتماد حقوقی و شبکه‌های تجاری است.

58-2این نگاه تاریخی، کتاب را از بسیاری از آثار روزمره که درباره افول دلار بحث می‌کنند، متمایز می‌کند. آیشنگرین برخلاف نویسندگانی که هر بحران سیاسی در واشنگتن را نشانه پایان زودهنگام سلطه دلار می‌دانند، استدلال می‌کند که پول‌های جهانی معمولاً در بازه‌های زمانی بسیار طولانی شکل گرفته و مورد پذیرش قرار می‌گیرند و به همین ترتیب، افول آنها نیز تدریجی است. از نظر او، هیچ جایگزین ساده‌ای برای دلار وجود ندارد، زیرا ساختن یک ارز جهانی مستلزم ایجاد شبکه‌ای پیچیده از اعتماد، نقدشوندگی و نهادهای مالی است که در طول دهه‌ها یا حتی سده‌ها شکل می‌گیرد. بااین‌حال، او همزمان هشدار می‌دهد که مزیت دلار تضمین‌شده نیست و آمریکا می‌تواند با سوء‌مدیریت سیاسی و اقتصادی، این امتیاز تاریخی را از دست بدهد.

در اینجا کتاب به‌شدت معاصر می‌شود. آیشنگرین بر این باور است که تهدید اصلی برای دلار نه لزوماً ظهور یوآن چین یا بیت‌کوین، بلکه سیاست داخلی آمریکاست. از افزایش بدهی عمومی و قطبی شدن سیاسی گرفته تا استفاده گسترده از تحریم‌های مالی و تضعیف استقلال فدرال‌رزرو. آیشنگرین یادآوری می‌کند که بسیاری از ارزهای مسلط گذشته نه به‌دلیل حمله مستقیم رقبای خارجی، بلکه به‌دلیل خطاهای درونی قدرت‌های مسلطی که آن ارزها را پشتیبانی می‌کردند، سقوط کردند. بریتانیا پس از جنگ جهانی اول دیگر توان حفظ بار مالی امپراتوری و نقش جهانی پوند را نداشت و هلند نیز با فرسایش قدرت تجاری و نظامی‌اش، جایگاه خود را از دست داد. به همین ترتیب، آمریکا نیز ممکن است قربانی همان اعتماد بیش‌ازحد به قدرت امتیاز پولی و غیرقابل جایگزین بودن دلار شود که زمانی نقطه قوتش بود.

یکی از جذاب‌ترین بخش‌های کتاب، توضیح درباره مفهوم «مزیت شبکه‌ای» پول است. ایده‌ای که امروز در اقتصاد دیجیتال بسیار شناخته‌شده است و درعین‌حال ریشه‌ای تاریخی دارد. همان‌طور که مردم از یک شبکه اجتماعی‌ استفاده می‌کنند که کاربران بیشتری دارد، در تجارت بین‌الملل نیز فعالان اقتصادی ترجیح می‌دهند از ارزی استفاده کنند که دیگران از آن استفاده می‌کنند. این امر به شکل‌گیری چرخه‌ای خودتقویت‌کننده منجر می‌شود. یعنی هرچه استفاده از یک ارز بیشتر شود، نقدشوندگی و اعتماد به آن افزایش می‌یابد و این خود استفاده بیشتر را تشویق می‌کند. آیشنگرین نشان می‌دهد که چگونه این منطق شبکه‌ای، از آتن باستان تا وال‌استریت امروز، موتور اصلی سلطه پول‌های جهانی بوده است.

درعین‌حال، نویسنده نشان می‌دهد که فناوری به‌تنهایی قادر به تغییر نظم پولی نیست. این نکته در فصل‌های مربوط به رمزارزها و ارزهای دیجیتال بانک‌های مرکزی برجسته می‌شود. برخلاف شوروشوق بخشی از جامعه فناوری که بیت‌کوین را جایگزین آینده دلار می‌داند، آیشنگرین نگاهی محتاطانه‌تر دارد و جانشینی بیت‌کوین با دلار را امکان‌پذیر نمی‌بیند. وی نشان می‌دهد که پول فقط یک فناوری مبادله نیست، بلکه نهادی سیاسی و اجتماعی است که بر پایه اعتماد عمومی و حمایت دولت‌ها عمل می‌کند. رمزارزها ممکن است در زمینه انتقال پول، ذخیره ارزش یا دور زدن محدودیت‌های بانکی موفق باشند و به همین دلیل نقش مهمی هم پیدا کنند، اما تبدیل شدن به ارز جهانی نیازمند ثبات، مقیاس‌پذیری و پشتوانه نهادی است که ویژگی‌هایی هستند که هنوز در بسیاری از پروژه‌های کریپتویی وجود ندارد.

البته کتاب در این بخش صرفاً موضعی محافظه‌کارانه در پیش نمی‌گیرد. آیشنگرین به‌خوبی درک می‌کند که فناوری‌های مالی، حتی اگر به سلطه دلار پایان ندهند، می‌توانند معماری نظام پولی را تغییر دهند. او به رشد سیستم‌های پرداخت فرامرزی، گسترش ارزهای دیجیتال بانک‌های مرکزی و کاهش تدریجی وابستگی برخی کشورها به سوئیفت اشاره می‌کند و این تحولات را نشانه‌ای از حرکت به‌سوی نظمی چندارزی می‌داند. به گفته او، در این نظم جدید، دلار همچنان مهم‌ترین ارز جهان باقی می‌ماند، اما درنهایت انحصار پیشین خود را از دست می‌دهد. این تحلیل برای کشورهایی که زیر فشار تحریم‌های مالی آمریکا قرار دارند، اهمیت ویژه‌ای دارد، زیرا نشان می‌دهد رقابت پولی آینده لزوماً به‌معنای سقوط ناگهانی دلار نیست، بلکه بیشتر به‌معنای افزایش گزینه‌ها و مسیرهای جایگزین در تجارت جهانی است.

برای خواننده غیرمتخصص، اهمیت «پول بدون مرز» فقط در روایت تاریخی آن نیست، بلکه در توضیح سازوکار قدرت مالی آمریکا هم هست. در سال‌های اخیر، مفهوم سلطه دلار در فضای عمومی اغلب به شکلی ایدئولوژیک یا شعاری مطرح شده است. گاه دلار به‌عنوان ابزار مطلق سلطه آمریکا تصویر می‌شود و گاه تصور می‌شود ظهور بریکس یا رمزارزها به‌زودی به پایان دلار و تسلط آن بر بازار خواهد انجامید. آیشنگرین تصویری پیچیده‌تر ترسیم می‌کند. او نشان می‌دهد که سلطه دلار نه‌فقط محصول زور سیاسی آمریکا، بلکه نتیجه دهه‌ها ساخت نهادهای مالی، بازارهای عمیق سرمایه، شفافیت حقوقی و اعتماد جهانی به دولت و بانک مرکزی این کشور است. آیشنگرین اعتقاد دارد، به همین دلیل، کنار زدن دلار بسیار دشوارتر از آن چیزی است که در ادبیات سیاسی رایج تصور می‌شود.

در این میان، کتاب به نکته‌ای ظریف نیز اشاره می‌کند: قدرت پولی هم مزیت است و هم هزینه دارد. کشوری که ارز جهانی را منتشر می‌کند، می‌تواند کسری‌های خود را راحت‌تر تامین مالی کند و از تقاضای جهانی برای پولش سود ببرد، اما درعین‌حال با فشارهایی مانند افزایش ارزش ارز، مالی شدن اقتصاد و تضعیف بخش تولید نیز مواجه می‌شود. این همان چیزی است که برخی اقتصاددانان از آن به نام «پارادوکس تریفین» یاد می‌کنند؛ وضعیتی که در آن نیاز جهان به نقدینگی دلاری، آمریکا را به تولید مداوم بدهی و در نتیجه ایجاد کسری سوق می‌دهد. آیشنگرین بر این باور است که بخشی از نارضایتی سیاسی و اقتصادی در آمریکا، از جمله رشد پوپولیسم و حمایت‌گرایی، به همین فشارهای ساختاری مرتبط است.

یکی از امتیازهای اصلی «پول بدون مرز» نثر روشن و روایت‌محور آن است. آیشنگرین برخلاف بسیاری از اقتصاددانان دانشگاهی، تاریخ پول را به زبانی قابل‌فهم روایت می‌کند و از دل روایت سکه‌ها، بانکداران و جنگ‌ها، تصویری زنده از تحول اقتصاد جهانی برمی‌سازد. او به‌خوبی می‌داند که تاریخ پول، صرفاً تاریخ ابزار مبادله نیست، بلکه همزمان تاریخ اعتماد، قدرت و سیاست است. وقتی فلورین فلورانس در سراسر اروپا پذیرفته می‌شد یا زمانی که پوند استرلینگ ستون فقرات تجارت قرن نوزدهم بود، مسئله فقط اقتصاد نبود، مسئله این بود که جهان به ثبات و دوام قدرت صادرکننده آن ارز باور داشت.

بااین‌حال، کتاب بی‌نقص نیست. برخی منتقدان، از جمله در فایننشال‌تایمز، استدلال کرده‌اند که آیشنگرین بیش‌ازحد بر ابعاد فنی و نهادی پول تمرکز می‌کند و کمتر به پیامدهای اجتماعی و طبقاتی نظام پولی جهانی معطوف می‌شود. از این منظر، سلطه دلار فقط مسئله‌ای درباره ذخایر ارزی یا بازار اوراق قرضه نیست، بلکه به بازتوزیع جهانی قدرت و ثروت مربوط می‌شود. منتقدان می‌گویند کتاب کمتر توضیح می‌دهد که چگونه برتری دلار به صنعتی‌زدایی برخی مناطق آمریکا، تشدید نابرابری یا وابستگی کشورهای پیرامونی منجر شده است. این نقدها تا حدی وارد هستند. آیشنگرین بیشتر مورخ نظام‌های پولی است تا منتقد اقتصاد سیاسی جهانی. او کمتر وارد مباحثی می‌شود که در سنت‌های فکری مارکسیستی یا پسااستعماری درباره نقش دلار در بازتولید نظم سرمایه‌داری جهانی مطرح است. به همین دلیل، خواننده‌ای که انتظار دارد کتاب توضیح دهد چگونه سلطه مالی آمریکا به شکل‌گیری نابرابری جهانی یا بحران‌های بدهی در کشورهای جنوب جهانی انجامیده، شاید با اثری نسبتاً محافظه‌کار مواجه شود. اما همین محدودیت، بخشی از نقطه قوت کتاب نیز هست: آیشنگرین می‌کوشد به‌جای صدور بیانیه‌ای ایدئولوژیک، سازوکار‌های تاریخی و نهادی قدرت پولی را توضیح دهد.

درواقع، ارزش اصلی «پول بدون مرز» در این است که نشان می‌دهد تاریخ پول جهانی نه خطی است و نه قطعی. هیچ ارزی برای همیشه بر جهان حکومت نکرده و نخواهد کرد و درعین‌حال هیچ جایگزینی هم یک‌شبه متولد نمی‌شود. همان‌گونه که پوند بریتانیا دهه‌ها پس از افول سیاسی لندن همچنان در تجارت جهانی نقش داشت، دلار نیز حتی در صورت کاهش نسبی قدرت آمریکا احتمالاً برای مدتی طولانی ارز مسلط باقی خواهد ماند. اما این سلطه ممکن است شکننده، پرهزینه و کمتر انحصاری شود.

این نکته در فضای امروز جهان اهمیت زیادی دارد. چین تلاش می‌کند استفاده بین‌المللی از یوآن را گسترش دهد، کشورهای بریکس درباره سازوکارهای مالی مستقل گفت‌وگو می‌کنند، اروپا همچنان رویای تقویت نقش یورو را دارد و فناوری بلاک‌چین وعده حذف واسطه‌های سنتی را می‌دهد. اما آیشنگرین یادآوری می‌کند که هیچ‌یک از این پروژه‌ها بدون اعتماد نهادی و بازارهای عمیق مالی نمی‌توانند به جایگزینی واقعی برای دلار بینجامند. یوآن چین هنوز با کنترل‌های سرمایه و محدودیت‌های سیاسی مواجه است، یورو فاقد یک دولت مالی واحد است و رمزارزها با مشکل نوسان شدید ارزش و ابهام حقوقی مواجه هستند. بنابراین آینده محتمل‌تر، نه یک انقلاب ناگهانی، بلکه حرکت تدریجی به‌سوی جهانی چندقطبی‌تر در عرصه پولی است. این تحلیل همچنین حامل درس‌هایی مهم است. در دهه‌های اخیر، سیاست‌گذاران در کشورهای مختلف جهان بارها از «حذف دلار» یا «پیمان‌های پولی دوجانبه» سخن گفته‌اند، اما کمتر به زیرساخت‌های نهادی لازم برای بین‌المللی شدن یک ارز توجه شده است. تجربه تاریخی که آیشنگرین روایت می‌کند، نشان می‌دهد پول جهانی فقط با اراده سیاسی ساخته نمی‌شود. ثبات اقتصاد کلان، استقلال نسبی بانک مرکزی، بازارهای مالی کارآمد، قابلیت تبدیل‌پذیری ارز و اعتماد حقوقی، عناصر حیاتی این فرآیند هستند. بدون این عناصر، هیچ ارزی حتی اگر پشتوانه سیاسی داشته باشد نمی‌تواند نقشی فراتر از مرزهای محدود ایفا کند. شاید مهم‌ترین دستاورد کتاب همین باشد که بحث درباره پول را از سطح تکنیکی و روزمره فراتر می‌برد و آن را به مسئله‌ای تاریخی و تمدنی تبدیل می‌کند. پول در این روایت، فقط وسیله خریدوفروش نیست، بلکه ابزار سازمان‌دهی قدرت در مقیاس جهانی است. هر دوره تاریخی، ارز مسلط خود را داشته و هر ارز مسلط، بازتابی از ساختار قدرت زمانه‌اش بوده است. از سکه‌های آتن تا دلار وال‌استریت، همواره نوعی پیوند میان هژمونی سیاسی و هژمونی پولی وجود داشته است.

درنهایت، «پول بدون مرز» را می‌توان کتابی درباره آینده نیز دانست. آینده‌ای که در آن جهان احتمالاً کمتر آمریکامحور، اما نه لزوماً پسادلاری خواهد بود. آیشنگرین نه سقوط قریب‌الوقوع دلار را پیش‌بینی می‌کند و نه تداوم ابدی آن را. او بیشتر هشدار می‌دهد که امتیاز پولی، مانند هر شکل دیگری از قدرت، نیازمند مدیریت عقلانی و اعتمادسازی مداوم است. اگر آمریکا نتواند انسجام نهادی و اعتبار مالی خود را حفظ کند، جهان به‌تدریج، نه از سر ایدئولوژی، بلکه به‌دلیل منطق اقتصاد و سیاست، در پی گزینه‌های جایگزین خواهد رفت. در دورانی که سیاست بین‌الملل دوباره به قلمرو تعرفه، تحریم و رقابت ژئوپلیتیک بازگشته، خواندن کتاب آیشنگرین یادآور این حقیقت ساده، اما فراموش‌شده است که پول هرگز صرفاً یک موضوع و مفهوم اقتصادی نیست. پشت هر اسکناس جهانی، نظمی سیاسی، شبکه‌ای از اعتماد و تاریخی از قدرت ایستاده است. «پول بدون مرز» دقیقاً همین تاریخ را روایت می‌کند: تاریخ ظهور و افول امپراتوری‌هایی که جهان را نه‌فقط با ارتش‌ها، بلکه با پول‌هایشان اداره کردند.

دراین پرونده بخوانید ...

دیدگاه تان را بنویسید

 

پربیننده ترین اخبار این شماره

پربیننده ترین اخبار تمام شماره ها