شناسه خبر : 51835 لینک کوتاه
تاریخ انتشار:

درد خرید

چرا در وضعیت تورمی دچار خریدهای شتاب‌زده می‌شویم؟

زهرا تهرانی/ نویسنده نشریه 

 

54تورم یکی از مهم‌ترین پدیده‌های اقتصادی است که مستقیم با زندگی مردم سروکار دارد. صندوق بین‌المللی پول (IMF)  تورم را «افزایش مداوم سطح عمومی قیمت کالاها و خدمات در یک دوره زمانی مشخص» تعریف می‌کند. در نتیجه این فرآیند، قدرت خرید مردم کاهش می‌یابد؛ به این معنا که افراد با مقدار ثابتی از درآمد یا پس‌انداز، کالاها و خدمات کمتری نسبت به گذشته دریافت می‌کنند. به بیان دیگر، هرچه نرخ تورم بالاتر باشد، ارزش واقعی پول در طول زمان سریع‌تر کاهش می‌یابد. بانک مرکزی اروپا  (ECB) تاکید می‌کند که تورم فقط به افزایش قیمت یک یا چند کالا محدود نمی‌شود، بلکه به افزایش گسترده قیمت‌ها در سطح کلان اقتصاد یک جامعه اشاره می‌کند. در چنین وضعیتی، هزینه‌های ضروری زندگی مانند مواد غذایی، مسکن، حمل‌ونقل و انرژی بالا می‌رود و خانوارها فشار بیشتری را برای تامین نیازهای روزمره خود تحمل می‌کنند. به همین دلیل، تورم نه‌‌فقط یک شاخص اقتصادی، بلکه عاملی موثر بر رفاه اجتماعی و کیفیت زندگی مردم به‌شمار می‌آید. در دوره‌های تورمی، رفتار مصرف‌کنندگان دستخوش تغییراتی چشمگیر می‌شود. بسیاری از افراد با پیش‌بینی افزایش بیشتر قیمت‌ها، خرید کالاهای موردنیاز خود را جلو می‌اندازند و حتی در برخی موارد بیش از نیاز واقعی‌شان خرید می‌کنند. گزارش‌های اقتصادی و مطالعات روان‌شناختی نشان می‌دهد که با افزایش سریع قیمت‌ها، ترس از کاهش بیشتر قدرت خرید، نگرانی از کمبود کالاها و نااطمینانی نسبت به آینده اقتصادی، مردم را به سمت تصمیم‌گیری‌های هیجانی و خریدهای شتاب‌زده سوق می‌دهد. این رفتارها گاهی به شکل هجوم به بازار برای خرید کالاهای اساسی، انبارکردن محصولات یا تبدیل پول نقد به دارایی‌های فیزیکی مثل طلا دیده می‌شود. در نتیجه، تورم فقط موجب افزایش قیمت‌ها نمی‌شود، بلکه بر نحوه تصمیم‌گیری اقتصادی مردم نیز اثر می‌گذارد. بررسی دلایل روان‌شناختی و اقتصادی خریدهای شتاب‌زده در دوران تورم می‌تواند به درک بهتر رفتار مصرف‌کنندگان و پیامدهای اجتماعی این پدیده کمک کند.

تورم چگونه رفتار مصرف‌کننده را تغییر می‌دهد؟

تورم علاوه‌بر افزایش قیمت‌ها نحوه تصمیم‌گیری اقتصادی مردم را نیز تغییر می‌دهد. وقتی شهروندان متوجه می‌شوند که قدرت خریدشان نسبت به گذشته در حال کاهش است، اغلب رفتار خود را به‌گونه‌ای تنظیم می‌کنند که از پول و استاندارد زندگی‌شان در آینده محافظت کنند. پژوهش‌های فدرال‌رزرو نشان می‌دهد که انتظارات در مورد تورم در آینده بر تصمیمات خانوارها در مورد هزینه‌ها، پس‌انداز، وام‌گرفتن و سرمایه‌گذاری نقش دارد. به‌عبارت دیگر، مردم فقط به قیمت‌های فعلی واکنش نشان نمی‌دهند، بلکه به بالارفتن هزینه‌ها در آینده هم عکس‌العمل نشان می‌دهند. یکی از رایج‌ترین تغییرات رفتاری در دوره‌های تورم، تمایل به خرید زودتر است. خانوارها به‌جای به تاخیر‌انداختن مصرف، اغلب تصمیم می‌گیرند کالاهای بادوام را هر چه سریع‌تر خریداری کنند، زیرا انتظار دارند این کالاها بعداً گران‌تر شوند. مطالعات در مورد انتظارات تورمی خانوار نشان می‌دهد مصرف‌کنندگانی که تورم بالاتر در آینده را پیش‌بینی می‌کنند، بیشتر احتمال دارد که کالاهای بادوام مانند لوازم خانگی، مبلمان و وسایل نقلیه را در حال حاضر خریداری کنند تا اینکه دست نگه دارند. این رفتار ناشی از این باور است که هزینه‌های امروز ممکن است ارزان‌تر از هزینه‌های فردا باشد. تورم همچنین به افزایش عدم قطعیت می‌انجامد. وقتی مردم نمی‌توانند ارزش پول را در آینده پیش‌بینی کنند، به‌دنبال دارایی‌هایی می‌روند تا با خرید آنها ارزش پولشان تا حدودی حفظ ‌شود. در نتیجه، پس‌انداز به شکل نگهداری پول نقد جذابیت کمتری پیدا می‌کند، درحالی‌که تقاضا برای دارایی‌های فیزیکی اغلب بالا می‌رود؟

انتظارات تورمی چیست و چگونه شکل می‌گیرند؟

انتظارات تورمی به نرخ تورمی اشاره می‌کند که خانوارها، مشاغل، سرمایه‌گذاران و اقتصاددانان معتقدند در آینده رخ خواهد داد. براساس گزارش صندوق بین‌المللی پول (IMF)، انتظارات تورمی نقش مهمی در تصمیم‌گیری اقتصادی ایفا می‌کند، زیرا مردم رفتار خود را با توجه به پیش‌بینی قیمت‌ها تنظیم می‌کنند. این انتظارات از چندین کانال شکل می‌گیرند. اول، مردم تغییرات قیمت کنونی را در زندگی روزمره خود احساس می‌کنند. هزینه‌های پیاپی برای غذا، سوخت، حمل‌ونقل و خدمات رفاهی اغلب نقش عمیقی بر درک تورم دارند، زیرا مصرف‌کنندگان مرتب با این قیمت‌ها سروکار دارند. وقتی خانوارها دائم با افزایش قیمت‌ها روبه‌رو می‌شوند، ممکن است به این نتیجه برسند که تورم ادامه خواهد یافت. دوم اینکه نباید اثر پوشش رسانه‌ای و بحث‌های عمومی را در شکل‌گیری این انتظارات نادیده گرفت. گزارش‌های خبری در مورد تورم، نرخ ارز، کمبودها یا بی‌ثباتی اقتصادی می‌تواند نحوه درک مصرف‌کنندگان از تحولات قیمت‌های آینده را شکل دهد. سوم، تجربه شخصی نقش مهمی ایفا می‌کند. پژوهش‌های صندوق بین‌المللی پول نشان می‌دهد افرادی که دوره‌های تورم بالا را تجربه کرده‌اند، حتی سال‌ها بعد، انتظار تورم بالاتری در آینده دارند. بنابراین تجربیات گذشته می‌تواند تاثیر ماندگاری بر انتظارات اقتصادی داشته باشد.

اثرات روان‌شناختی تورم

ما اغلب تورم را یک پدیده اقتصادی می‌شناسیم، اما اثرات آن بسیار فراتر از قیمت‌ها و بازارهای مالی است. دوره‌های تورم بلندمدت نیز موجب تغییرات عمیق روانی در شهروندان یک جامعه می‌شود. همان‌طور که مردم شاهد افزایش قیمت‌ها و کاهش قدرت خرید خود هستند، فرآیند تصمیم‌گیری آنها به‌طرزی فزاینده‌ تحت تاثیر احساسات، ادراکات و سوگیری‌های شناختی قرار می‌گیرد. پژوهش‌ها در اقتصاد رفتاری نشان می‌دهد که تورم نه‌فقط آنچه مردم می‌خرند، بلکه نحوه تفکر آنها را در مورد آینده نیز تغییر می‌دهد. ترس، نااطمینانی و پیش‌بینی افزایش قیمت‌ها می‌توانند به نیروهای قدرتمندی تبدیل شوند که رفتار مصرف‌کننده را تغییر می‌دهند. ترس شاید پررنگ‌ترین سازوکار روان‌شناختی زیربنایی رفتار مصرف‌کننده در طول دوره‌های تورمی باشد. در شرایط اقتصادی عادی، مصرف‌کنندگان اغلب فرض می‌کنند که قیمت‌ها نسبتاً ثابت می‌مانند و خریدهای آینده را می‌توان بدون پیامدهای قابل‌توجه به تعویق انداخت. تورم این فرض را باطل می‌کند. با شروع افزایش قیمت‌ها، افراد ترسی فزاینده‌ را تجربه می‌کنند که به تعویق‌انداختن خریدها موجب پرداخت هزینه‌های بالاتر در آینده خواهد شد. این ترس لزوماً غیرمنطقی نیست. اگر تورم ادامه پیدا کند، مصرف‌کنندگانی که خریدها را عقب می‌اندازند، ممکن است در آینده هزینه بیشتری پرداخت کنند. بااین‌حال، واکنش عاطفی اغلب از محاسبه واقعی اقتصادی پیشی می‌گیرد. پژوهشگران در بانک تسویه‌حساب‌های بین‌المللی (BIS) دریافته‌اند که خانوارها تمایل دارند وزن نامتناسبی را به قیمت‌هایی که بیشتر با آنها مواجه می‌شوند، مانند غذا، سوخت و نیازهای روزمره، اختصاص دهند. با بالا‌رفتن قیمت‌ها، مصرف‌کنندگان ممکن است تورم را شدیدتر از آنچه آمارهای رسمی نشان می‌دهند، درک کنند و به اضطراب و نااطمینانی دامن بزنند. این تصورات اغلب موجب می‌شود مردم انتظار تورم حتی بالاتری را در آینده داشته باشند. ترس در طول تورم اغلب سه شکل دارد: ترس از افزایش قیمت‌ها در آینده، ترس از دست‌دادن قدرت خرید، ترس از کمبود و دسترسی محدود. این نگرانی‌ها در کنار هم، احساس فوریتی را  القا می‌کنند که به‌جای بررسی دقیق، اقدام فوری را تشویق می‌کند.

سوگیری «الان یا هرگز»

یکی از رایج‌ترین سوگیری‌های شناختی مشاهده‌شده در دوره‌های تورمی، که اقتصاددانان آن را سوگیری خرید با محوریت زمان حال توصیف می‌کنند، اغلب این‌گونه بیان می‌شود که «اگر امروز خرید نکنم، ممکن است هرگز نتوانم از پس هزینه آن برآیم». این طرز فکر زمانی پدیدار می‌شود که مصرف‌کنندگان دریچه فرصت‌ها را در حال تنگ‌شدن می‌بینند. مردم به‌جای ارزیابی و سبک و سنگین‌کردن خریدها براساس نیازهای فعلی، شروع به ارزیابی پیش‌بینی ضررهای آینده می‌کنند. مطالعات روی انتظارات تورمی خانوار نشان می‌دهد مصرف‌کنندگانی که توانایی پیش‌بینی افزایش قیمت‌ها را دارند، شتاب‌زده‌تر و بیشتر خرید می‌کنند. پیش‌بینی تورم، به شکلی اثرگذار مصرف شاید نه‌چندان ضروری آینده را به زمان حال منتقل می‌کند. از منظر روان‌شناسی، این رفتار ارتباط نزدیکی با بیزاری از ضرر دارد؛ مفهومی که دانیل کانمن و آموس تورسکی آن را مطرح کردند. براساس این نظریه، مردم درد یک ضرر احتمالی را شدیدتر از رضایت از یک سود معادل تجربه می‌کنند. در طول تورم، احتمال پرداخت قیمت بالاتر فردا مانند یک ضرر احساس می‌شود و باعث می‌شود که مصرف‌کنندگان دست به خریدهای عجولانه و شتاب‌زده بزنند. در نتیجه، بسیاری از خریدهایی که معمولاً به بعد موکول می‌شوند، فوریت پیدا می‌کنند. مصرف‌کنندگان به فکر می‌افتند: ممکن است بعداً به این نیاز داشته باشم، قیمت‌ها قطعاً ماه آینده بالاتر می‌رود و خرید اکنون مطمئن‌تر به‌نظر می‌رسد. این برداشت، تصمیمات خرید معمولی را به انتخاب‌های حساس به زمان تبدیل می‌کند.

فومو و تورم: ترس از دست‌دادن

یکی دیگر از پدیده‌های روان‌شناختی قدرتمند در طول دوره‌های تورمی، فومو یا ترس از دست‌دادن است. اگرچه فومو معمولاً با رسانه‌های اجتماعی و روندهای مصرف‌کننده مرتبط است، اما نقش پررنگی در رفتار اقتصادی نیز ایفا می‌کند. تورم محیطی را ایجاد می‌کند که در آن افراد دائم شاهد اقدامات محافظتی دیگران هستند. دوستان طلا می‌خرند، همسایگان لوازم خانگی می‌خرند، اقوام پس‌انداز نقدی خود را به دارایی‌های فیزیکی تبدیل می‌کنند و رسانه‌های اجتماعی پر از بحث‌های مختلف در مورد افزایش قیمت‌هاست. در چنین وضعیتی، مردم بیشتر به این نتیجه می‌‌رسند که دیگران اطلاعاتی دارند که آنها از آن بی‌خبر هستند. اگر همه در حال خرید هستند، حتماً دلیل مهمی پشت آن وجود دارد. این فرض می‌تواند موجب رفتار گله‌وار شود؛ یعنی افراد به‌جای تکیه‌بر تحلیل مستقل خود، از اقدامات دیگران تقلید می‌کنند. پژوهش‌ها در مورد شکل‌گیری انتظارات نشان می‌دهد که مردم انتظارات تورمی را فقط از داده‌های اقتصادی رسمی دریافت نمی‌کنند، بلکه به‌شدت به تجربیات شخصی، صحبت با دیگران، پوشش رسانه‌ای و رفتار اطرافیان خود متکی هستند. بنابراین انتظارات به‌صورت اجتماعی گسترش می‌یابد؛ دقیقاً مانند اطلاعات یا شایعه‌ها.

 از انتقال اطلاعات تا تقویت شایعه

در اقتصادهای مدرن، درک مردم از تورم نه‌فقط با تجربیات شخصی آنها، بلکه از طریق اطلاعاتی که دریافت می‌کنند نیز شکل می‌گیرد. سازمان‌های خبری، برنامه‌های تلویزیونی، پلتفرم‌های آنلاین و شبکه‌های اجتماعی به واسطه‌هایی قدرتمند میان رویدادهای اقتصادی و ادراک عمومی تبدیل شده‌اند. در دوره‌های تورمی، این کانال‌ها نقش پررنگی در تعیین چگونگی تفسیر مصرف‌کنندگان از افزایش قیمت‌ها، ارزیابی شرایط اقتصادی آینده و تصمیم‌گیری در خرید بازی می‌کنند. درحالی‌که اطلاعات دقیق می‌تواند به خانوارها در انتخاب‌های مالی آگاهانه کمک کند، انتشار سریع اخبار مرتبط با تورم می‌تواند اضطراب را تشدید کند، انتظارات بدبینانه را تقویت کند و به رفتارهای شتاب‌زده دامن بزند. در برخی موارد، شایعه‌ها و اطلاعات نادرست ممکن است سریع‌تر از داده‌های اقتصادی تایید‌شده پخش شوند و ترس عمومی را تقویت کرده و به بی‌ثباتی بازار کمک کنند. تورم تقریباً بر هر جنبه‌ای از زندگی روزمره تاثیر می‌گذارد. برخلاف بسیاری از شاخص‌های اقتصادی که برای اکثر شهروندان انتزاعی باقی می‌مانند، افزایش قیمت‌ها بلافاصله در فروشگاه‌های مواد غذایی، پمپ بنزین‌ها، هزینه‌های مسکن و قبوض آب‌و‌برق خود را نشان می‌دهد. ازآنجاکه تورم مستقیم بر بودجه خانوار نقش دارد، مصرف‌کنندگان تمایل دارند به هرگونه خبر مربوط به قیمت‌ها بیش‌ازحد توجه کنند. پژوهش بانک مرکزی اروپا (ECB) درباره دوره‌های طولانی‌مدت تورم نشان می‌دهد که مصرف‌کنندگان اغلب انتظارات تورمی خود را براساس اطلاعاتی که به‌راحتی در دسترس است و مرتب تکرار می‌شود، شکل می‌دهند. بنابراین، گزارش‌های خبری در مورد افزایش قیمت مواد غذایی، هزینه‌های سوخت یا کاهش ارزش پول، تاثیر نامتناسبی بر برداشت‌های عمومی دارند. پوشش رسانه‌ای به‌ویژه زمانی اثرگذارتر می‌شود که تورم به سطوح نامعمول بالایی می‌رسد. عناوین خبری که بر افزایش بی‌سابقه قیمت‌ها، کمبودها یا عدم قطعیت اقتصادی تاکید می‌کنند، می‌توانند انتظارات عمومی را حتی در میان افرادی که هنوز شخصاً فشار مالی زیادی را تجربه نکرده‌اند، شکل دهند. قبل از ظهور ارتباطات دیجیتال، اطلاعات مربوط به وضعیت اقتصادی به‌آرامی از طریق روزنامه‌ها، برنامه‌های تلویزیونی و گفت‌وگو میان افراد منتقل می‌شد. امروزه، پلتفرم‌های رسانه‌های اجتماعی به اخبار مربوط به تورم اجازه می‌دهند فوری پخش شوند. یک گزارش واحد در مورد افزایش موردانتظار قیمت مواد غذایی، هزینه‌های سوخت یا نرخ ارز می‌تواند ظرف چند ساعت به میلیون‌ها کاربر برسد. همان‌طور که افراد مقالات، تصاویر، ویدیوها و نظرات شخصی خود را به اشتراک می‌گذارند، اطلاعات به‌سرعت در شبکه‌های اجتماعی جابه‌جا می‌شوند. سرعت انتقال اطلاعات، هم فرصت‌ها و هم خطراتی را ایجاد می‌کند. از جنبه مثبت، مصرف‌کنندگان دسترسی سریع‌تری به تحولات مهم اقتصادی پیدا می‌کنند. از جنبه منفی، واکنش‌های احساسی اغلب به‌سرعت اطلاعات واقعی منتشر می‌شوند.

چگونه از خریدهای هیجانی اجتناب کنیم؟

تورم، محیطی چالش‌برانگیز برای تصمیم‌گیری منطقی ایجاد می‌کند. افزایش قیمت‌ها، پوشش مداوم رسانه‌ای، نااطمینانی از آینده و نگرانی در مورد کاهش قدرت خرید می‌تواند واکنش‌های احساسی قوی برانگیزد. اما به‌راستی چگونه باید جلوی این رفتار اشتباه یا بهتر است بگوییم در برخی موارد اشتباه را بگیریم؟ باید بین نیازهای پیش‌بینی‌شده و خواسته‌های احساسی تمایز قائل شویم. یکی از بهترین راه‌ها برای کاهش خریدهای آنی، تفکیک نیازهای واقعی آینده از خریدهای اضطرابی است. در طول دوره‌های تورمی، مصرف‌کنندگان اغلب خریدها را با گفتن این جمله به خود توجیه می‌کنند که قیمت‌ها فردا بالاتر می‌روند. اگرچه این ممکن است گاهی اوقات درست باشد، اما هر افزایش قیمتی در آینده، خرید فوری را توجیه نمی‌کند. یک سوال مفید که قبل از خرید باید بپرسید این است: «اگر انتظار می‌رفت قیمت‌ها ثابت بمانند، آیا امروز این کالا را می‌خریدم؟» اگر پاسخ منفی باشد، این تصمیم ممکن است بیشتر ناشی از ترس از تورم باشد تا نیاز واقعی. بسیاری از پژوهش‌های رفتاری نشان می‌دهد که مصرف‌کنندگان اغلب وقتی در معرض بمباران اطلاعات در مورد افزایش قیمت‌ها قرار می‌گیرند، فوریت خرید را بیش‌ازحد ارزیابی می‌کنند. صرف زمان برای ارزیابی اینکه آیا به یک محصول واقعاً نیاز داریم یا خیر، می‌تواند راه را بر اشتباه‌های پرهزینه ببندد. ایجاد یک دوره انتظار قبل از خریدهای بزرگ راه‌حل دیگر است که مانع   می‌شود که خریدهای غیرضروری و شتاب‌زده انجام دهیم. روان‌شناسان توصیه می‌کنند میان تمایل به خرید و تصمیم واقعی خرید، فاصله بیندازید. تورم می‌تواند طرز فکر «یا الان یا هرگز» را به وجود ‌آورد که اقدام فوری را تشویق می‌کند. بااین‌حال، ایجاد یک دوره انتظار -24 ساعت، چند روز یا حتی یک هفته برای خریدهای بزرگتر- به مهارکردن واکنش‌های احساسی کمک می‌کند. به‌جای تیترهای خبری، روی بودجه خانوار تمرکز کنید. این کار می‌تواند تصمیم‌گیری‌های عقلانی را تقویت کند. اخبار مربوط به تورم اغلب بر افزایش چشمگیر قیمت‌ها تاکید می‌کنند. اگرچه چنین گزارش‌هایی می‌توانند آموزنده باشند، اما مصرف‌کنندگان باید از اینکه تیترها تصمیمات هزینه‌ای آنها را تعیین کنند، اجتناب کنند. تحقیقات صندوق بین‌المللی پول و فدرال‌رزرو نشان می‌دهد که مردم دوست دارند تغییرات قیمتی مشهود را بیش‌ازحد بزرگ جلوه دهند، به‌ویژه برای اقلامی که همیشه می‌خرند؛ مانند غذا و سوخت. این تجربیات می‌تواند تورم را بدتر از آنچه هست جلوه دهد و ممکن است مصرف‌کنندگان را به سمت تصمیم‌گیری بر اساس ادراک به‌جای تحلیل دقیق سوق دهد.

دراین پرونده بخوانید ...

دیدگاه تان را بنویسید

 

پربیننده ترین اخبار این شماره

پربیننده ترین اخبار تمام شماره ها