شناسه خبر : 51869 لینک کوتاه
تاریخ انتشار:

کابوس فومو

ترس از جاماندن چه خطرات اقتصادی دارد؟

زهرا تهرانی/ نویسنده نشریه 
 

54در سال‌های اخیر همه ما حداقل برای یک بار ایستادن در صف را تجربه کرده‌ایم؛ از صف‌های مجازی مثل صف ثبت‌نام خودرو تا صف‌های واقعی مثل صف گوشت و مرغ و حتی صف‌‌کشیدن مقابل مغازه‌ها در بلک فرایدی. می‌دانید دلیل تشکیل این صف‌ها چیست؟ ترس از دست‌دادن. ترس از دست‌دادن (FOMO) به اضطراب یا نگرانی از این موضوع اشاره می‌کند که دیگران ممکن است فرصت‌هایی ارزشمند را تجربه کنند درحالی‌که شما از آنها عقب افتاده‌اید. اگرچه این مفهوم ابتدا در روان‌شناسی و رفتار اجتماعی موردمطالعه قرار گرفت، اما به دلیل نقش پررنگ آن بر تصمیم‌گیری‌های مالی و اقتصادی، به‌طرزی فزاینده‌ در میان اقتصاددانان محبوب شد. در محیط دیجیتال امروزی، که اطلاعات به‌سرعت از طریق رسانه‌های اجتماعی، جوامع آنلاین و پلتفرم‌های خبری مالی پخش می‌شود، FOMO به نیرویی قدرتمند در شکل‌دهی رفتار مصرف‌کننده و انتخاب‌های سرمایه‌گذاری تبدیل شده است. اهمیت مطالعه FOMO در اقتصاد به این دلیل است که بسیاری از افراد براساس این نظریه از تصمیم‌های مهم اقتصادی منحرف می‌شوند. نظریه‌های اقتصادی سنتی نشان می‌دهند که افراد براساس اطلاعات کامل و ارزیابی منطقی تصمیمات اقتصادی می‌گیرند. بااین‌حال، اقتصاد رفتاری نشان می‌دهد که احساسات، سوگیری‌های شناختی و رویدادهای اجتماعی اغلب بر فرآیندهای تصمیم‌گیری تاثیر می‌گذارند و می‌توانند شما را از مسیر درست منحرف کنند. فومو یکی از این عوامل روان‌شناختی است که مصرف بیش‌ازحد، خریدهای آنی و سرمایه‌گذاری‌های مالی پرخطر را تشدید می‌کند. در بازارهای مالی، فومو نقش مهمی در دوره‌های رشد سریع قیمت ایفا می‌کند. سرمایه‌گذاران ممکن است دارایی‌ها را نه به‌دلیل ارزش بنیادی آنها، بلکه به علت ترس از دست‌دادن سودهای بالقوه‌ای که دیگران از آن بهره‌مند می‌شوند، خریداری کنند. این رفتار در رونق بازار سهام، افزایش قیمت ارزهای دیجیتال و حباب‌های سرمایه‌گذاری سوداگرانه مشاهده شده است. هرچه سرمایه‌گذاران بیشتری روندهای بازار را که تحت تاثیر نفوذ اجتماعی هستند، به‌جای تحلیل عینی دنبال کنند، قیمت دارایی‌ها می‌تواند از ارزش ذاتی آنها فراتر برود و نوسانات بازار و احتمال ضرر مالی را افزایش دهد. بنابراین، درک فومو برای اقتصاددانان، سیاست‌گذاران و سرمایه‌گذارانی که به‌دنبال توضیح بهتر رفتار بازار و بهبود تصمیم‌گیری مالی هستند، ضروری است. با بررسی پیامدهای اقتصادی فومو، پژوهشگران می‌توانند بینش عمیق‌تری در مورد رفتار مصرف‌کننده، روان‌شناسی سرمایه‌گذاری و پویایی بازارهای مالی مدرن به‌دست آورند.

تاریخچه فومو

 همان‌طور که اشاره کردیم. ترس از دست‌دادن (FOMO) در ابتدا یک پدیده روان‌شناختی بود که با این نگرانی همراه است که دیگران ممکن است به تجربیات، فرصت‌ها یا مزایای ارزشمندی دست یافته باشند که شما از آن بی‌بهره مانده باشید. افرادی که این ترس را تجربه می‌کنند، اغلب تمایل شدیدی به ارتباط مداوم با فعالیت‌ها، اطلاعات، روندها یا رویدادهای اجتماعی دارند تا از عقب‌ماندن خود جلوگیری کنند. اگرچه این مفهوم معمولاً به استفاده از رسانه‌های اجتماعی مرتبط است، پژوهشگران نشان داده‌اند که فومو می‌تواند طیف وسیعی از رفتارها، ازجمله تصمیمات مصرف، انتخاب‌های سرمایه‌گذاری، برنامه‌ریزی شغلی و تعاملات اجتماعی را تحت تاثیر قرار دهد. پراستنادترین تعریف دانشگاهی از فومو را اندرو کی. پرزیبیلسکی و همکارانش در سال ۲۰۱۳ مطرح کردند که آن را «نگرانی فراگیر از اینکه دیگران ممکن است تجربیات ارزشمندی داشته باشند که شما هرگز نتوانید به آن دست یابید» توصیف کردند. براساس مطالعات آنها، فومو ارتباط نزدیکی با نیازهای روانی برآورده‌نشده، به‌ویژه نیاز به ارتباط اجتماعی، شایستگی و استقلال دارد. افرادی که سطوح بالاتری از فومو را احساس می‌کنند، به‌دنبال به‌روزرسانی‌های مداوم هستند و ممکن است بیشتر در معرض نفوذ اجتماعی و فشار همسالان قرار گیرند. این اصطلاح در قرن بیست‌و‌یکم محبوبیت پیدا کرد، اما ریشه آن را در طول تاریخ بشر می‌توان ردیابی کرد. انسان‌ها همیشه خود را با دیگران مقایسه کرده‌اند و به‌دنبال تعلق اجتماعی بوده‌اند که هر دو در ترس از محروم‌شدن از فرصت‌های ارزشمند نقش دارند. بااین‌حال، این پدیده با گسترش فناوری‌های ارتباطات دیجیتال و پلتفرم‌های شبکه‌های اجتماعی بیشتر خود را نشان داد. اصطلاح «ترس از دست‌دادن» اغلب به پاتریک جی. مک‌گینیس، استراتژیست بازاریابی، نسبت داده می‌شود که این عبارت را در مقاله‌ای در سال ۲۰۰۴ در هاربوس، مجله دانشکده بازرگانی هاروارد، معرفی کرد. مک‌گینیس این اصطلاح برای توصیف اضطرابی به‌کار برد که دانشجویانی که از انتخاب اشتباه و از دست‌دادن فرصت‌های بهتر می‌ترسیدند، تجربه می‌کردند. از آن زمان، این مفهوم از محیط‌های اجتماعی فراتر رفته و به روان‌شناسی، بازاریابی، اقتصاد رفتاری و امور مالی وارد شده است. ظهور پلتفرم‌های رسانه‌های اجتماعی مانند فیس‌بوک، اینستاگرام، ایکس (توئیتر)، تیک‌تاک و لینکدین با فراهم‌کردن امکان مشاهده مداوم دستاوردها، سبک زندگی و فعالیت‌های دیگران، شیوع فومو را سرعت بخشید. درنتیجه، پژوهشگران شروع به بررسی چگونگی تاثیر فومو بر تصمیم‌گیری در هر دو زمینه شخصی و اقتصادی کردند. در بازارهای مالی، فومو یک عامل رفتاری کلیدی و موثر بر سرمایه‌گذاری‌های سوداگرانه، حباب‌های بازار سهام و معاملات ارزهای دیجیتال شناخته می‌شود. امروزه، فومو در اقتصاد رفتاری مولفه‌ای مهم در نظر گرفته می‌شود، زیرا به توضیح این موضوع کمک می‌کند که چرا افراد گاهی اوقات براساس احساسات و نفوذ اجتماعی به‌جای تحلیل عینی، تصمیمات غیرمنطقی می‌گیرند.

نقش فومو بر رفتار مصرف‌کننده، تبلیغات و تصمیمات مالی

یکی از مهم‌ترین پیامدهای اقتصادی ترس از دست‌دادن، اثر آن بر رفتار مصرف‌کننده است. افرادی که این ترس را تجربه می‌کنند، اغلب احساس می‌کنند که مجبور به خرید محصولات، خدمات یا تجربیات هستند تا از احساس طرد‌شدن از روندهای اجتماعی اجتناب کنند. در جوامع مصرفی مدرن، مالکیت کالاهای خاص اغلب با جایگاه اجتماعی، هویت و احساس تعلق مرتبط است. درنتیجه، مصرف‌کنندگان ممکن است محصولاتی را نه به این دلیل که واقعاً به آنها نیاز دارند، بلکه به این دلیل که فکر می‌کنند دیگران از آنها سود می‌برند، خریداری کنند. اقتصاددانان رفتاری استدلال می‌کنند که تصمیمات مصرف‌کننده همیشه منطقی نیست و اغلب با احساسات و مقایسه‌های اجتماعی شکل می‌گیرد. فومو با ایجاد احساس فوریت و کمبود، این تمایلات را تشدید می‌کند. درنتیجه، مصرف‌کنندگان تمایل بیشتری به خرج‌کردن پول برای محصولاتی پیدا می‌کنند که محبوب و کمیاب هستند یا در رسانه‌های اجتماعی زیاد دیده می‌شوند. این رفتار به سطوح بالاتر مصرف منجر می‌شود و می‌تواند هزینه‌هایی فراتر از نیازهای واقعی یا ظرفیت مالی فرد روی دست او بگذارد.

 خریدهای ناگهانی

فومو ارتباطی تنگاتنگ با خرید ناگهانی دارد، که به خریدهای برنامه‌ریزی‌نشده‌ای می‌انجامد که در پاسخ به محرک‌های احساسی به‌جای ارزیابی دقیق انجام می‌شوند. ترس از دست‌دادن یک فرصت کمیاب، مصرف‌کنندگان را از مقایسه جایگزین‌ها یا ارزیابی پیامدهای بلندمدت باز می‌دارد. فروش‌های لحظه‌ای، محصولات با نسخه محدود و تبلیغات شمارش معکوس در خرید‌های ناگهانی نقشی پررنگ دارند، زیرا این تصور را ایجاد می‌کنند که اگر اقدام فوری انجام نشود، ممکن است یک فرصت مثل طرح فروش فوری خودرو از دست برود. مطالعات در حوزه روان‌شناسی مصرف‌کننده نشان می‌دهد افرادی که سطح بالایی از فومو را تجربه می‌کنند، بیشتر احتمال دارد که خریدهای خودجوش انجام دهند و سپس پشیمان شوند. فشار عاطفی ناشی از فومو اغلب بر فرآیندهای تصمیم‌گیری منطقی غلبه می‌کند و مصرف‌کنندگان را به‌جای‌ اولویت‌دادن به رفاه مالی بلند‌مدت به رضایت لحظه‌ای و آنی سوق می‌دهد. درنتیجه، خریدهای ناگهانی پیاپی می‌تواند به افزایش بدهی، کاهش پس‌انداز و استرس مالی منجر شود.

فومو در بازار سهام

ترس از دست‌دادن یکی از تاثیرگذارترین عوامل روان‌شناختی در رفتار سرمایه‌گذار در بازارهای سهام مدرن و مبحثی ضروری برای مطالعه اقتصاددانان به‌شمار می‌آید. در چهارچوب رفتارهای مالی، این ترس این‌گونه توصیف می‌شود که سایر سرمایه‌گذاران از فرصت‌های سودآور بازار بهره‌مند می‌شوند، درحالی‌که خود فرد درگیر آن بخش از بازار نیست. درنتیجه، سرمایه‌گذاران ممکن است برای خرید سهم‌هایی که قبلاً افزایش قیمت چشمگیری را تجربه کرده‌اند، عجله کنند، نه به دلیل تحلیل دقیق ارزش ذاتی آنها، بلکه به این علت که‌ از، از دست‌دادن سودهای بالقوه واهمه دارند. یکی از راه‌های اصلی تاثیر فومو بر بازار سهام، رفتار گله‌وار است. وقتی سرمایه‌گذاران مشاهده می‌کنند که دیگران از یک روند خاص سهام یا بازار سود زیادی می‌برند، اغلب از آن تصمیمات سرمایه‌گذاری تقلید می‌کنند. سرمایه‌گذاران به‌جای تکیه‌بر تحقیقات مستقل و تحلیل بنیادی، از اقدامات جمعی پیروی می‌کنند. اقتصاددانان مالی این پدیده را به‌عنوان منبع اصلی بی‌ثباتی بازار شناسایی کرده‌اند، زیرا تعداد زیادی از سرمایه‌گذاران می‌توانند همزمان تصمیماتی مشابه بگیرند که موجب می‌شود قیمت سهام فراتر از ارزش‌های بنیادی آن افزایش یابد. این فرآیند به تشکیل حباب‌های اقتصادی کمک می‌کند. فومو به‌ویژه در بازارهای گاوی، که قیمت سهام به‌سرعت بالا می‌رود و پوشش رسانه‌ای به‌آن دامن می‌زند، فراگیر است. مواجهه مداوم با گزارش‌های بازده فوق‌العاده می‌تواند این تصور را ایجاد کند که فرصت‌های سودآور به‌سرعت در حال ناپدید‌شدن هستند. درنتیجه، سرمایه‌گذاران ممکن است بدون توجه به سطوح ارزش‌گذاری، فشار احساسی برای ورود به بازار را تجربه کنند. تحقیقات مالی رفتاری نشان می‌دهد که در چنین وضعیتی، احساسات اغلب بر قضاوت منطقی غلبه می‌کنند و سرمایه‌گذاران را به دست‌کم‌گرفتن ریسک‌ها و دست بالا گرفتن بازده‌های آینده سوق می‌دهند. یکی دیگر از پیامدهای مهم فومو، تشدید نوسانات بازار است. ازآنجاکه به‌دلیل نفوذ اجتماعی و نه اصول اقتصادی، سرمایه‌گذاران بیشتری سهام خریداری می‌کنند، قیمت‌ها می‌توانند با سرعتی ناپایدار صعودی شوند. درنهایت، هنگامی که روند بازار تغییر می‌کند، یا اطلاعات ناامیدکننده‌ای درز می‌کند، بسیاری از این سرمایه‌گذاران هجوم می‌آورند تا همزمان سهام خود را بفروشند. این کار می‌تواند موجب کاهش شدید قیمت و اصلاحات بسیار در بازار شود. مطالعات در مورد حباب‌های سفته‌بازی نشان می‌دهد که رفتار گله‌وار و تصمیمات سرمایه‌گذاری از سر ترس اغلب در رشد و فروپاشی حباب‌های مالی نقش دارند. نمونه‌های تاریخی نقش فومو را در بازارهای سهام ثابت می‌کنند. حباب دات کام در اواخر دهه 1990 یک مورد کلاسیک به‌شمار می‌آید که در آن سرمایه‌گذاران سهام فناوری را در درجه اول به دلیل افزایش قیمت‌ها خریدند و به‌نظر می‌رسید به سودی سرشار برسند. بسیاری از شرکت‌ها با وجود نداشتن درآمد پایدار، رشد سریع سرمایه‌ مالی‌ را تجربه کردند، اما طولی نکشید که بخش بزرگی از ارزش سهام خود را از دست دادند و به ورطه سقوط افتادند.

فومو را چگونه مدیریت کنیم؟

با توجه به نقش فزاینده ترس از دست‌دادن (FOMO) بر رفتار مصرف‌کننده و تصمیم‌گیری مالی، تدوین استراتژی‌های موثر برای مدیریت این پدیده اهمیتی فزاینده‌ پیدا کرده است. روان‌شناسان، اقتصاددانان رفتاری و مالی بر این باورند که کاهش تاثیر ترس از دست‌دادن نیاز به خودتنظیمی فردی و تلاش‌های آموزشی گسترده‌تر دارد. با درک سازوکار‌های روان‌شناختی که پشت ترس از دست‌دادن وجود دارد، افراد می‌توانند تصمیماتی منطقی‌تر بگیرند و از بسیاری از پیامدهای منفی اقتصادی آن جلوگیری کنند.

آموزش و ارتقای سواد مالی: یکی دیگر از راه‌ها برای تعدیل‌کردن فومو رشد سواد مالی است. افرادی که درک قوی از بازارهای مالی، اصول سرمایه‌گذاری و مدیریت ریسک دارند، کمتر احتمال دارد که فقط براساس احساسات یا فشار اجتماعی تصمیم‌گیری کنند. سواد مالی به سرمایه‌گذاران کمک می‌کند تا فرصت‌ها را به‌طور عینی ارزیابی کنند و بین ظرفیت سرمایه‌گذاری واقعی و تبلیغات سوداگرانه تمایز قائل شوند. پژوهش‌ها در امور مالی رفتاری نشان می‌دهد که سرمایه‌گذاران آگاه هنگام تصمیم‌گیری‌های مالی، بیشتر به تحلیل بنیادی تکیه می‌کنند تا احساسات بازار.

توسعه اهداف مالی بلندمدت: ترس از دست‌دادن اغلب با تمرکز توجه بر فرصت‌های آنی و دستاوردهای بالقوه، به تفکر کوتاه‌مدت دامن می‌زند. تعیین اهداف مالی بلندمدت و شفاف به افراد کمک می‌کند تا در برابر وسوسه پیروی بی‌هدف از بازار مقاومت کنند. سرمایه‌گذارانی که یک برنامه مالی ساختاریافته تدوین می‌کنند، بیشتر   براساس اهداف شخصی خود تصمیم می‌گیرند، نه رفتار دیگران. برنامه‌ریزی بلندمدت، نظم و انضباط را ارتقا می‌دهد و تاثیر عاطفی نوسانات موقت بازار را کمرنگ می‌کند.

شناخت سوگیری‌های عاطفی: اقتصاددانان رفتاری بر اهمیت شناخت سوگیری‌های شناختی و عاطفی در تصمیم‌گیری تاکید بسیار می‌کنند. افرادی که درک می‌کنند احساساتی مانند ترس، هیجان و مقایسه اجتماعی می‌توانند بر انتخاب‌های آنها نقش داشته باشند، برای مهارکردن این اثرات مجهزتر هستند. خودآگاهی موجب می‌شود مصرف‌کنندگان و سرمایه‌گذاران مکث کرده و ارزیابی کنند آیا تصمیمشان مبتنی‌بر اطلاعات عینی است یا براساس ترس از دست‌دادن فرصت. این رویکرد تاملی می‌تواند جلوی رفتار بی‌هدف را به میزان قابل‌توجهی بگیرد.

کمتر قرارگرفتن در معرض رسانه‌های اجتماعی: پلتفرم‌های رسانه‌های اجتماعی ازجمله قوی‌ترین محرک‌های فومو هستند، زیرا کاربران را پیوسته به دیدن دستاوردها، خریدها و موفقیت‌های سرمایه‌گذاری دیگران دعوت می‌کنند. قرار‌گرفتن بیش‌ازحد در معرض چنین محتوایی ممکن است برداشت‌های غیرواقعی از موفقیت اجتماعی و مالی ایجاد کند. محققان توصیه می‌کنند که حضور غیرضروری در رسانه‌های اجتماعی را محدود کرده و اطلاعات موجود در اینترنت را انتقادی ارزیابی کنند. کمتر مقایسه‌‌کردن به افراد کمک می‌کند تصمیماتی بگیرند که نیازها و شرایط واقعی آنها را بهتر منعکس کند.

 استراتژی سرمایه‌گذاری منظم: در بازارهای مالی، داشتن یک استراتژی سرمایه‌گذاری منظم همچون سدی محکم در برابر فومو می‌ایستد. رویکردهایی مانند تنوع‌بخشی، سرمایه‌گذاری منظم و متعادل‌سازی مجدد سبد سرمایه‌گذاری، سرمایه‌گذاران را تشویق می‌کند تا به‌جای تجربه هیجان کوتاه‌مدت بازار، بر عملکرد بلندمدت تمرکز کنند. کارشناسان مالی اغلب به سرمایه‌گذاران توصیه می‌کنند به قوانین سرمایه‌گذاری از پیش‌تعیین‌شده‌ پایبند باشند و از تصمیم‌گیری در دوره‌های اشتیاق شدید یا وحشت بازار خودداری کنند.

آموزش رفتار اقتصادی: موسسه‌های آموزشی، سازمان‌های مالی و سیاست‌گذاران می‌توانند با ارتقای آگاهی از سوگیری‌های رفتاری، در کاهش فومو نقش داشته باشند. درک مفاهیمی مانند رفتار جمعی، اعتمادبه‌نفس بیش‌ازحد و تصمیم‌گیری احساسی، موجب می‌شود افراد تله‌های روان‌شناختی رایج را تشخیص دهند. با درک عمیق‌تر اقتصاد رفتاری، مصرف‌کنندگان و سرمایه‌گذاران مقاومت بیشتری در برابر فشارهای اجتماعی نشان می‌دهند و انتخاب‌های اقتصادی منطقی‌تر می‌گیرند.

نتیجه‌گیری

اگرچه فومو یک واکنش روان‌شناختی طبیعی است که ریشه در رفتار اجتماعی انسان دارد، اما اثرات منفی آن را می‌توان از طریق آموزش، خودآگاهی و تصمیم‌گیری منظم کمرنگ کرد. بهبود سواد مالی، تعیین اهداف بلندمدت، شناخت سوگیری‌های عاطفی، مدیریت مواجهه با رسانه‌های اجتماعی و انتخاب استراتژی‌های سرمایه‌گذاری ساختاریافته می‌تواند به افراد کمک کند تا تصمیمات اقتصادی منطقی‌تری بگیرند. 

دراین پرونده بخوانید ...

دیدگاه تان را بنویسید