چشم خدایی
شبکههای نظارتی دیجیتال در چین
ترجمه: جواد طهماسبی
ساختمان یکطبقه دفتر حزب کمونیست در خیابانی آرام در روستایی با 15 هزار نفر جمعیت قرار دارد. یک صفحهنمایش دیجیتالی بزرگ تمام دیوار را پوشانده است. انگار که هرکدام از ساکنان روستا سلولی از یک موجود زنده پیچیدهاند و باید ردیابی شوند. روستا به شبکهای متشکل از 12 واحد مختلف تقسیم شده است. در هر قسمت نقشههایی وجود دارد که افرادی مانند بیبضاعتان و بیماران روانی را که به مراقبت بیشتری نیاز دارند مشخص میکنند. بخش دیگر آن مصرفکنندگان شناختهشده مواد مخدر را نشان میدهد که در مجموع 58 نفرند.
اینها افرادی هستند که حزب یا میخواهد به آنها کمک کند یا نگران آن است که اگر به حال خود رها شوند ثبات اجتماعی کشور را به خطر میاندازند. نقشهها بیان میکنند که آخرینبار چه زمانی یک متصدی شبکه آنها را بررسی کرده است. یک کارمند اداری میگوید: ما سعی میکنیم نیازهای آنها را درک کنیم. او مردی جوان با لحنی ملایم و تیشرت مرد عنکبوتی است که در حال صرف ناهار بیرونبر صفحهنمایش را زیر نظر دارد.
این سامانه دیجیتالی بخشی از یک رویکرد مبتنی بر فناوری است که قصد دارد حکمرانی مردمی چین را کارآمدتر و فراگیرتر کند. یک مقام اداری که نمیخواست نامش فاش شود، میگوید که رئیسجمهور شی جین پینگ دستور داده است که «مشکلات کوچک نباید از روستا و مشکلات بزرگ نباید از شهرها خارج شوند». به عبارت دیگر، مقامات محلی خودشان باید مشکلات را حل، و در صورت لزوم، آنها را سرکوب کنند، نه اینکه آنها را به سلسلهمراتب بالاتر بفرستند.
بخشی دیگر از سامانه دیجیتال یک سکوی گزارشدهی متصدیان است که انواع مشکلاتی را که با آن مواجه میشوند فهرست میکند. اکثر آنها پیشپاافتاده هستند و به مسائلی مانند نخالههای ساختمانی مربوط میشوند. کارمند اداری میگوید که اختلافات بر سر دستمزدهای پرداختنشده از جمله پردردسرسازترین آنهاست. اخیراً طوفانی در روستایی وزید که زیر نظر شهر شانوی با سه میلیون جمعیت اداره میشود. متصدی شبکه عکسی از یک درخت سرنگونشده و بهدنبال آن عکسی از یک درخت تازه کاشتهشده را بارگذاری کرد. مشکل گزارش و حل شد. او میگوید: «پلیس بر افرادی تمرکز میکند که تهدید واقعی یا بالقوه هستند، درحالیکه وظیفه ما خدمت به مردم است.»
مدیریت شبکهای که نخستینبار در سال 2004 بهطور آزمایشی به اجرا گذاشته شد در طول دهه گذشته گسترش یافت و اکثر مناطق چین را پوشش داد. مینشن پی (Minxin Pei)، صاحبنظر امور سیاست چین میگوید، هدف آن است که کشور به یک میلیون شبکه جداگانه تقسیم شود که هرکدام تقریباً هزار نفر ساکن دارند و از سوی چند متصدی اداره میشوند. این سامانه در واقع ادامه همان کمیتههای محله است. آنها ناظران هوشیار زندگی روزمره مردم بودند که از زمان تاسیس جمهوری خلق چین در سال 1949 وجود داشتند، اما با به قدرت رسیدن آقای شی از اهمیت آنها کاسته شد.
آقای شی که مصمم است حضور حزب را در تمامی سطوح جامعه تقویت کند از مدیریت شبکه بهعنوان راهی برای کنترل حتی گوشهوکنار خیابانها بهره میبرد. نیس گرونبرگ از اندیشکده آلمانی «موسسه مطالعات چین مرکاتور» میگوید: «اکنون مسئله این است که این ساختار جدید حکمرانی چگونه کار و به اعماق مویرگهای جامعه نفوذ میکند.» فناوری برای این نفوذ ضرورت دارد. در شهرهای ثروتمند چین، دوربینهای نظارتی فراگیر به متصدیان شبکه کمک میکنند تا بر مناطق خود نظارت کنند. حسگرهای اضافی در مورد خطراتی مانند شلوغی بیشازحد فضاهای عمومی هشدار میدهند. متصدیان هم بهنوبه خود گزارشهایی از آنچه در اطرافشان میبینند را بارگذاری میکنند.
رسانههای چینی در روایتهایی درخشان بیان میکنند که چگونه مدیران شبکه به تقویت هماهنگی اجتماعی کمک میکنند. مقامات محلی دادههایی دال بر موفقیت خیرهکننده انتشار میدهند. در شهرستان شیاچین در استان شانگ دانگ مقامات گزارش دادند که سال گذشته متصدیان شبکه به 63 هزار مسئله جداگانه رسیدگی و بیش از 98 درصد آنها را درجا حل کردند. این گزارش بد نیست، اما شاید آنها بخواهند به نمونه کار همکارانشان در شهرستان شمالی جیندانگ نگاهی بیندازند که ادعای رضایتمندی بیش از 99درصدی دارند.
نگرانی در مورد مدیریت شبکه آشکار است: این امر لایه دیگری به سامانه نظارت و کنترل قدرتمند چین اضافه میکند. مقامات ترجیح میدهند نقش متصدیان شبکه را در ارائه خدمات اجتماعی (که هدفی قابل ستایش است) برجسته کنند، اما این کار با وظیفه آنها برای نظارت دقیقتر بر افراد مشکلآفرین بالقوه تداخل دارد. کارمند اداری روستای شانوی میگوید، متصدیان شبکه باید هر ماه افراد در معرض خطر را شناسایی کنند. او اضافه میکند: «ما فشار را از دوش پلیس برمیداریم.»
در دیگر نقاط، شبکه پرکارتر است. در منطقه شمال غربی نینگ شیا و در یکی از شهرها از متصدیان شبکه خواستهاند تا روزی یکبار با دادخواهان (یعنی افرادی که رسماً از مقامات یا نهادهای دولتی شکایت کردهاند) دیدار کنند. هدف از حل مشکلات میتواند در عمل به معنای ساکت یا منزوی کردن هر کسی باشد که تهدید محسوب میشود، بهجای آنکه به آنها کمک کنند. سالهاست که دولتهای محلی از اراذلواوباش برای رهگیری دادخواهانی استفاده میکنند که موفق شدهاند برای ابراز شکایتهایشان به پکن بروند. متصدیان شبکه وظیفه دارند آنها را در همان مبدا متوقف کنند.
بااینحال، همانگونه که اغلب در چین شاهد هستیم بین امکانات سازوکارهای ترسناک پیشرفته کنترل اجتماعی کشور و اجرای آنها شکاف زیادی وجود دارد. بسته به روز کاری و موقعیت موجود، متصدیان به سالمندان و بیماران رسیدگی میکنند، محیط را زیر نظر دارند، در اختلافات کارگری میانجیگری میکنند و اعتراضات احتمالی را سرکوب میکنند. آنها بهراحتی زیر فشار کار بیشازحد قرار میگیرند. در این حالت متصدیان انگیزه دارند بیشتر مسائلی را گسترش دهند که بهراحتی قابلحل هستند تا بتوانند نمرات بالاتری در عملکرد خود بهدست آورند.
سکوهای مختلف فناوری با وجود سادگی ظاهرشان دردسرهای جدیدی هم ایجاد میکنند. ممکن است بارگذاری گزارشها چند ساعت در روز طول بکشد. متصدیان اغلب چندین برنامه کاربردی دارند که به بخشهای مختلف متصلاند و باید اطلاعات به آنها داده شود. از سوی دیگر، ممکن است مقامات هم بهجای خدمت به مردم بیشتر درگیر مدیریت برنامهها شوند. پدیدهای که به «تشریفات نوکانگشتی» (Fingertip Formalism) شهرت پیدا کرده است.
وضعیت نظارتی چین گاهی اوقات از طریق همان فناوری مختل میشود که آن را قدرتمند کرده است. شاید انگشتان حزب بتوانند به هر گوشه از جامعه برسند، اما نوک انگشتان زمان زیادی را صرف تایپ کردن و حرکت بر روی صفحهنمایش خواهد کرد.