شناسه خبر : 51198 لینک کوتاه
تاریخ انتشار:

تجارت در تاریکی

تحریم‌ها چه اثری روی تجارت نفت خام دارد؟

 

حامد وحیدی / نویسنده نشریه 

72در دهه‌های گذشته، تحریم‌های اقتصادی به یکی از مهم‌ترین ابزارهای سیاست خارجی کشورهای غربی تبدیل شده‌اند. در میان انواع تحریم‌ها، تحریم‌های نفتی جایگاه ویژه‌ای دارند، زیرا نفت نه‌تنها منبع اصلی درآمد بسیاری از کشورهاست، بلکه نقش اصلی در قیمت‌ها، تولید، تجارت و رشد اقتصادی در سطح جهانی ایفا می‌کند. منطق تحریم‌ها ساده به نظر می‌رسد: اگر صادرات نفت کشوری محدود شود، درآمد ارزی آن کاهش می‌یابد، توان مالی دولت تضعیف و درنهایت فشار اقتصادی می‌تواند به تغییر رفتار سیاسی منجر شود. تجربه سال‌های گذشته نشان داده است ماجرا در عمل، پیچیده‌تر از آن چیزی است که در طراحی تحریم‌ها تصور می‌شود.

بازار جهانی نفت بازاری به‌شدت به‌هم‌پیوسته، انعطاف‌پذیر و خلاق در دور زدن محدودیت‌هاست. زمانی که مسیرهای رسمی بسته می‌شوند، بازیگران اقتصادی به‌دنبال مسیرهای غیررسمی می‌گردند. یکی از مهم‌ترین مسیرها، پدیده‌ای است که به آن «حمل‌ونقل تاریک» گفته می‌شود؛ روشی که در آن نفتکش‌ها عمداً سیستم شناسایی خودکارشان را خاموش می‌کنند که موقعیت و مسیرشان از دید نهادهای نظارتی پنهان بماند. این کار امکان حمل نفت از کشورهای تحت تحریم یا انجام انتقال‌های غیرمجاز در دریا را فراهم می‌کند، بدون آنکه در داده‌های رسمی تجارت جهانی ثبت شود.

اهمیت این موضوع زمانی روشن می‌شود که بدانیم بیش از سه‌چهارم تجارت جهانی نفت خام از طریق حمل‌ونقل دریایی انجام می‌شود. بنابراین، اگر بخش قابل‌توجهی از این حمل‌ونقل از دید آمارهای رسمی پنهان بماند، تحلیل از بازار نفت، اثر تحریم‌ها و وضع اقتصاد جهانی به‌شدت ناقص است. تا همین اواخر، تصویر روشنی از مقیاس واقعی حمل‌ونقل تاریک و پیامدهای آن وجود نداشت. داده‌ها پراکنده بودند، روش‌های شناسایی ناقص بودند و اغلب مطالعات تنها به موارد خاص یا کشورهایی مشخص محدود می‌شدند.

نویسندگان در مقاله پیش‌رو نشان می‌دهند حمل‌ونقل تاریک صرفاً فعالیت حاشیه‌ای یا غیرقانونی محدود نیست، بلکه به مکانیسم ساختاری در بازار جهانی نفت تبدیل شده است. آنها با استفاده از روش‌های یادگیری ماشین، مقیاس واقعی این پدیده را اندازه‌گیری می‌کنند، نقش آن را در بازتنظیم بازار نفت توضیح می‌دهند و سپس نشان می‌دهند چگونه این تغییرات از طریق زنجیره‌های تامین جهانی به اقتصاد کشورهایی همانند آمریکا، اتحادیه اروپا و چین منتقل می‌شود. این مقاله می‌خواهد تحریم‌های نفتی را نه صرفاً به‌عنوان ابزار دوجانبه میان «تحریم‌کننده» و «تحریم‌شونده»، بلکه به‌مثابه شوک در سیستم جهانی به‌هم‌پیوسته ببینیم؛ سیستمی که در آن مسیرهای پنهان، بازیگران ثالث و زنجیره‌های ارزش، نقش تعیین‌کننده‌ای در شکل دادن به نتایج نهایی دارند.

مقاله چه می‌گوید؟

این مقاله درباره پدیده‌ای صحبت می‌کند که در سال‌های گذشته به‌طور چشمگیری گسترش یافته، اما اثرات واقعی آن بر اقتصاد جهانی تا حد زیادی ناشناخته مانده است: «حمل‌ونقل تاریک نفت». منظور از حمل‌ونقل تاریک، زمانی است که نفتکش‌ها عمداً سیستم شناسایی خودکار (AIS) را خاموش می‌کنند که موقعیت، مسیر و سرعتشان از دید نهادهای نظارتی پنهان بماند. این رفتار عمدتاً در واکنش به تحریم‌های نفتی غرب علیه کشورهایی همانند ایران، روسیه، ونزوئلا، سوریه و کره شمالی شکل گرفته است.

هدف اصلی تحریم‌ها کاهش درآمدهای نفتی این کشورها یا محدود کردن دسترسی آنها به بازار جهانی نفت بوده است. مقاله نشان می‌دهد که در عمل، تحریم‌ها به‌جای توقف جریان نفت، باعث شکل‌گیری شبکه پنهان و غیررسمی از حمل‌ونقل نفت شده‌اند. در این شبکه، تولیدکنندگان تحریم‌شده حاضرند به نفتکش‌هایی که ریسک خاموش کردن AIS و حمل مخفیانه نفت را می‌پذیرند، حق‌الزحمه یا تخفیف‌های قابل‌توجه بدهند. مشوق‌های مالی، رشد سریع ناوگان موسوم به «کشتی‌های تاریک» را شکل داده است.

نویسندگان مقاله تاکید می‌کنند اهمیت این موضوع بسیار زیاد است، زیرا بیش از سه‌چهارم تجارت جهانی نفت خام از مسیر حمل‌ونقل دریایی انجام می‌شود. بااین‌حال، به دلیل نبود سیستم جامع برای رصد فعالیت‌های پنهان، اثرات کلان اقتصادی آن (در بازار نفت و در اقتصاد جهانی) به‌درستی شناخته نشده است. این مقاله دقیقاً با هدف پر کردن همین خلأ نوشته شده است. مقاله سه کار اصلی انجام می‌دهد. نخست، الگوی مبتنی بر یادگیری ماشین برای شناسایی و ردیابی کشتی‌های تاریک ارائه می‌دهد. این الگو به‌جای تمرکز بر چند کشتی خاص، کل ناوگان نفتکش‌ها را به‌صورت سیستماتیک بررسی می‌کند و الگوهای رفتاری مشکوک را شناسایی می‌کند. دوم، نشان می‌دهد حمل‌ونقل تاریک چگونه به بازتنظیم بازار جهانی نفت کمک کرده و اثر شوک‌های ناشی از تحریم را تعدیل کرده است. سوم، بررسی می‌کند که این تغییرات در بازار نفت چگونه از طریق زنجیره‌های تامین جهانی به اقتصاد کشورهای مختلف منتقل می‌شود و نتایج متفاوتی ایجاد می‌کند.

یکی از چالش‌های اصلی مقاله، دشواری شناسایی کشتی‌های تاریک است. وقتی AIS خاموش می‌شود، اطلاعات پایه‌ای کشتی به‌طور کامل ناپدید می‌شود. کشتی‌ها از این خلأ برای حمل نفت از بنادر تحریم‌شده یا انجام انتقال‌های غیرمجاز کشتی‌به‌کشتی در مناطقی با نظارت ضعیف استفاده می‌کنند. در این‌باره می‌توان به مواردی همانند آب‌های بین‌المللی خلیج فارس، نزدیکی جبل‌الطارق یا سواحل غرب آفریقا اشاره کرد. بنابراین، صرفاً نگاه کردن به داده‌های AIS کافی نیست. نویسندگان نشان می‌دهند بسیاری از تلاش‌های قبلی برای شناسایی این کشتی‌ها ناقص بوده‌اند. برخی روش‌ها فقط به داده‌های محدود یا معیارهای مبهم تکیه می‌کنند، برخی دیگر تنها چند کشتی خاص را بررسی می‌کنند و تصویری از کل ناوگان ارائه نمی‌دهند. بعضی روش‌ها هم به داده‌های گران‌قیمت یا محرمانه همانند تصاویر ماهواره‌ای یا اطلاعات مالکیت و بیمه کشتی‌ها وابسته‌اند که همیشه در دسترس نیستند. نتیجه، ناتوانی در درک مقیاس واقعی حمل‌ونقل تاریک و اثرات اقتصادی آن بوده است.

نوآوری اصلی مقاله در ارائه الگوی خوشه‌بندی چندبعدی است که ویژگی‌های مختلف کشتی‌ها همچون مشخصات فنی کشتی، الگوهای حرکتی و داده‌های سفرها قبل و بعد از خاموش شدن AIS را همزمان در نظر می‌گیرد. نکته مهم این است که این روش حتی زمانی که AIS خاموش است، با استفاده از داده‌های تاریخی مسیر، سرعت و جهت حرکت کشتی‌ها، می‌تواند رفتارهای مشکوک را بازسازی کند.

یافته‌های مقاله

یافته‌های این مقاله تصویر منسجم و چندلایه از پدیده «حمل‌ونقل تاریک نفت» و پیامدهای اقتصادی آن ارائه می‌دهد. پدیده‌ای که نه‌تنها رفتار ناوگان نفتکش‌ها را تغییر داده، بلکه به‌طور معناداری بازار جهانی نفت و اقتصاد کلان کشورهای مختلف را تحت‌تاثیر قرار داده است.

نخستین یافته مقاله، تفاوت ساختاری و رفتاری کشتی‌های تاریک با کشتی‌های عادی است. کشتی‌هایی که با احتمال بالا در فعالیت‌های مشکوک شناسایی می‌شوند، به‌طور متوسط قدیمی هستند، توسط شرکت‌هایی با ناوگان کوچک اداره می‌شوند و اغلب با پرچم کشورهایی با نظارت ضعیف یا ساختارهای ثبت مبهم فعالیت می‌کنند. این کشتی‌ها رفتارهای غیرعادی همچون توقف‌های طولانی و بی‌دلیل در دریا، نوسان شدید سرعت، تغییرات مکرر مسیر و الگوهای حرکتی نامنظم از خودشان نشان می‌دهند. چنین ویژگی‌هایی نشان می‌دهد خاموش کردن AIS صرفاً اقدام تصادفی یا فنی نیست، بلکه بخشی از الگوی سیستماتیک برای دور زدن تحریم‌هاست. در دوره ۲۰۱۷ تا ۲۰۲۳، ناوگان تاریک به‌طور متوسط شامل ۵۵۵ نفتکش بوده که حدود یک‌چهارم کل ناوگان جهانی نفتکش‌های حمل نفت خام را تشکیل می‌دهد. اندازه این ناوگان با تحولات ژئوپلیتیک، به‌ویژه تشدید تحریم‌ها، همسو بوده است.

دومین یافته اساسی، ابعاد واقعی تجارت نفت از مسیر حمل‌ونقل تاریک است. برآوردهای مقاله نشان می‌دهد در فاصله سال‌های ۲۰۱۷ تا ۲۰۲۳، به‌طور متوسط ماهانه حدود 3 /9 میلیون تُن نفت خام از طریق کشتی‌های تاریک صادر شده است. این رقم تقریباً معادل نیمی از صادرات دریایی نفت خام جهان و حدود هفت درصد کل صادرات جهانی نفت خام ثبت‌شده در داده‌های رسمی تجارت بین‌الملل است. بخش عمده این تجارت مربوط به ایران و روسیه است و جهش‌های اصلی آن دقیقاً پس از نقاط عطف سیاسی همچون خروج آمریکا از معاهده برجام در سال ۲۰۱۸ و اعمال تحریم‌ها و سقف قیمتی نفت روسیه در اواخر سال ۲۰۲۲ رخ داده‌اند. در سمت تقاضا، چین بزرگ‌ترین واردکننده نفت حمل‌شده با ناوگان تاریک است و در این دوره بیش از ۱۱۷ میلیون تُن نفت دریافت کرده که حدود ۱۵ درصد کل این صادرات را شامل می‌شود. کشورهایی همانند کره جنوبی، امارات و هند نیز در رتبه‌های بعدی قرار دارند. یافته سوم مقاله به اثر حمل‌ونقل تاریک بر قیمت‌ها و تعادل بازار جهانی نفت مربوط می‌شود. تحلیل‌های تجربی نشان می‌دهد هرچند تحریم‌ها صادرات رسمی نفت را کاهش می‌دهند، اما همزمان افزایش صادرات از مسیرهای تاریک بخش بزرگی از این کاهش را جبران می‌کند. در این الگو، بازار جهانی نفت به بازارهای تکه‌تکه‌شده تقسیم می‌شود و جابه‌جایی نفت میان آنها پرهزینه است. وقتی اتحادیه اروپا تحریم نفت روسیه را تشدید می‌کند، روسیه بخش بزرگی از صادراتش را از طریق حمل‌ونقل تاریک به چین منحرف می‌کند. در همین حال، اوپک توان محدودی برای واکنش سریع دارد. ورود حجم بالای نفت روسیه به بازار چین باعث مازاد عرضه و کاهش قیمت نفت وارداتی چین می‌شود. کاهش قیمت، فشار تورمی ناشی از کمبود نفت در اروپا را تا حد زیادی خنثی می‌کند و درنتیجه، قیمت جهانی نفت تقریباً بدون تغییر باقی می‌ماند. یافته مهم بعدی مقاله، پیامدهای کلان اقتصادی متفاوت تحریم‌ها برای آمریکا، اتحادیه اروپا و چین است. در آمریکا، که صادرکننده خالص نفت است، افزایش عرضه نفت حمل‌شده از مسیرهای تاریک و کاهش قیمت داخلی نفت در کوتاه‌مدت باعث افت تولید در بخش انرژی و بخش‌های غیرانرژی می‌شود. همزمان، آمریکا از کاهش قیمت کالاهای واسطه‌ای وارداتی از چین منتفع می‌شود، زیرا چین به‌واسطه نفت ارزان‌تر، هزینه تولید پایین‌تری دارد. کاهش هزینه‌ها به رشد اقتصادی مبتنی بر عرضه، همراه با فشارهای ضدتورمی منجر می‌شود. در مقابل، اتحادیه اروپا که واردکننده خالص نفت است، با افزایش هزینه واردات انرژی مواجه می‌شود. بااین‌حال، دو عامل این اثر منفی را تعدیل می‌کند: نخست، واردات ارزان‌تر کالاهای واسطه‌ای از چین و دوم، افزایش تقاضای چین برای کالاهای اروپایی به‌دلیل رونق تولید صنعتی در چین. در این میان، چین بیشترین منفعت مستقیم را می‌برد. دسترسی به نفت تخفیف‌دار باعث جهش تولید صنعتی می‌شود و نقش مرکزی چین در زنجیره‌های ارزش جهانی این امکان را فراهم می‌کند که اثر کاهش هزینه‌ها و افزایش تولید به اقتصادهای تحریم‌کننده نیز منتقل شود. به این ترتیب، چین به کانال اصلی انتقال آثار تحریم‌ها در سطح جهانی تبدیل می‌شود. نویسندگان تاکید می‌کنند اثر تحریم‌ها بر کشورهای تحریم‌شده بررسی نشده، اما می‌توان انتظار داشت تخفیف‌های سنگین و پرداخت هزینه‌های اضافی به ناوگان تاریک، درآمدهای واقعی آنها را کاهش داده و اثرات منفی بر اقتصادشان گذاشته باشد. جمع‌بندی این است که تحریم‌های نفتی، از طریق حمل‌ونقل تاریک و زنجیره‌های ارزش جهانی، پیامدهایی پیچیده و ناخواسته از آنچه در نگاه اول تصور می‌شود، ایجاد می‌کنند.

پرده پایانی

برای درک واقعی اثر تحریم‌های نفتی، نمی‌توان تنها به آمارهای رسمی صادرات و واردات یا روابط دوجانبه میان کشورها بسنده کرد. تحریم‌ها در عمل، نه‌تنها جریان نفت را متوقف نکرده‌اند، بلکه با ایجاد انگیزه برای دور زدن محدودیت‌ها، به شکل‌گیری و گسترش پدیده‌ای انجامیده‌اند که نویسندگان آن را «حمل‌ونقل تاریک» می‌نامند. ارائه الگوی خوشه‌بندی چندبعدی برای شناسایی این فعالیت‌ها، امکان مشاهده نظام‌مند این بخش پنهان از بازار جهانی نفت را فراهم کرده و نشان داده است که کشتی‌های تاریک سهم بزرگی از آنچه پیشتر تصور می‌شد، در تجارت جهانی نفت دارند.

یافته‌های مقاله نشان می‌دهد حمل‌ونقل تاریک پدیده حاشیه‌ای یا موقتی نیست، بلکه به سازوکار پایدار در بازار جهانی نفت تبدیل شده است. حجم نفتی که از این مسیر جابه‌جا می‌شود، آن‌قدر بزرگ است که می‌تواند اثر کاهش صادرات رسمی ناشی از تحریم‌ها را تا حد زیادی خنثی کند و مانع افزایش شدید قیمت‌های جهانی شود. از این منظر، واکنش ملایم قیمت نفت به شوک‌های تحریمی معما نیست، بلکه نتیجه بازتخصیص نفت میان بازارهای تکه‌تکه‌شده و استفاده از مسیرهای پنهان حمل‌ونقل است.

نویسندگان نشان می‌دهند که آثار حمل‌ونقل تاریک از طریق زنجیره‌های ارزش جهانی به اقتصاد کلان کشورها منتقل می‌شود و نتایجی ناهمگون ایجاد می‌کند. آمریکا، اتحادیه اروپا و چین هرکدام به‌دلیل جایگاه متفاوت در بازار نفت و شبکه‌های تولید جهانی، واکنش‌های متفاوت به تحریم‌ها نشان می‌دهند. چین با دسترسی به نفت ارزان، به موتور اصلی انتقال این آثار تبدیل می‌شود و از طریق قیمت نهاده‌ها و تقاضای تجاری، پیامدهای تحریم‌ها را به اقتصادهای تحریم‌کننده بازمی‌گرداند. درنتیجه، برخی از کشورهایی که تحریم‌ها را اعمال کرده‌اند، به‌طور غیرمستقیم از سازوکارهای ناشی از آن منتفع می‌شوند؛ وضعی که با هدف اولیه تحریم‌ها هم‌خوانی ندارد.

این نتایج، نگاه رایج به تحریم‌های نفتی را به چالش می‌کشد. تحریم‌ها نه‌فقط ابزار فشار بر کشور خاصی، بلکه شوک به سیستم جهانی به‌هم‌پیوسته است که واکنش‌های آن می‌تواند پیچیده، غیرخطی و گاه ناخواسته باشد. مقاله با برجسته کردن نقش حمل‌ونقل تاریک و زنجیره‌های تامین جهانی، نشان می‌دهد ارزیابی موفقیت یا شکست تحریم‌ها بدون در نظر گرفتن کانال‌های پنهان، ناقص و گمراه‌کننده است. ازاین‌رو، پیام پایانی مقاله روشن است: سیاست‌گذاری در حوزه تحریم‌های انرژی نیازمند نگاه کل‌نگر، داده‌محور و فراتر از چهارچوب‌های سنتی دوجانبه است؛ نگاهی که پویایی‌های پنهان بازار و شبکه‌های جهانی تولید را به‌طور جدی در نظر بگیرد.

دراین پرونده بخوانید ...