شناسه خبر : 51138 لینک کوتاه
تاریخ انتشار:

پارادوکس پاراندو

چقدر احتمال باخت در بازار رمزارزها وجود دارد؟

 

حامد وحیدی / نویسنده نشریه 

72برای بسیاری از مردم، سرمایه‌گذاری در بازارهای مالی شبیه راه رفتن روی زمین ناهموار است؛ گاهی مسیر هموار و قابل پیش‌بینی به نظر می‌رسد و گاهی هر قدم با عدم قطعیت همراه است. این وضع در بازار رمزارزها به‌مراتب شدیدتر است. کافی است به نوسان قیمت بیت‌کوین یا دیگر رمزارزهای مشهور نگاهی بیندازیم تا روشن شود چرا بسیاری از سرمایه‌گذاران همزمان جذب سودهای بالقوه این بازار می‌شوند و درعین‌حال از ریسک بالای آن هراس دارند. در چنین شرایطی، ساده‌ترین و رایج‌ترین توصیه این است که دارایی را خریداری کنیم و آن را برای مدت طولانی نگه داریم؛ روشی که به «خرید و نگهداری» معروف است. این روش از این فرض ساده می‌آید که در بلندمدت، ارزش دارایی‌های خوب افزایش می‌یابد و نوسان‌های کوتاه‌مدت اهمیت چندانی ندارد. تجربه بازار رمزارزها نشان داده است این فرض به‌سادگی کار نمی‌کند. دوره‌هایی وجود دارد که قیمت‌ها به‌سرعت اوج گرفته و سپس افت‌های سنگینی را تجربه کرده‌اند. سرمایه‌گذاری که به روش «خرید و نگهداری» تکیه کرده باشد، ممکن است در چنین شرایطی سال‌ها منتظر بازگشت قیمت بماند. همین تجربه‌ها باعث شده فعالان بازار به‌دنبال راه‌هایی باشند که نه‌تنها با روند کلی بازار، بلکه با نوسان نیز کنار بیایند یا حتی از آنها بهره ببرند. تصور کنید سه مسیر مختلف برای رسیدن به مقصد وجود دارد. هیچ‌کدام از این مسیرها به‌تنهایی خوب نیستند؛ یکی شلوغ، دیگری پر از دست‌انداز و سومی طولانی‌تر از حد انتظار است. بااین‌حال، اگر در طول مسیر بتوانید میان این سه راه جابه‌جا شوید و هر بار بهترین گزینه را در همان لحظه انتخاب کنید، احتمالاً سریع‌تر و کم‌دردسرتر به مقصد می‌رسید. این منطق ساده، در ظاهر ربطی به بازارهای مالی ندارد، اما دقیقاً همان ایده‌ای است که در برخی چهارچوب‌های نظری، همانند نظریه بازی‌ها، مطرح می‌شود.

یکی از این ایده‌ها «پارادوکس پاراندو» (Parrondo’s Paradox) نام دارد؛ مفهومی که می‌گوید ترکیب چند تصمیم یا بازی که به‌تنهایی چندان مطلوب نیستند، می‌تواند نتیجه مثبتی ایجاد کند. این ایده سال‌ها در حوزه‌های نظری مطرح بوده، اما پرسش مهم این است که آیا می‌توان آن را در دنیای واقعی و به‌ویژه در بازارهای مالی به کار گرفت یا نه؟ بازار رمزارزها، با نوسان‌های شدید و رفتارهای گاه غیرقابل‌پیش‌بینی، بستر مناسبی برای آزمون چنین ایده‌ای به نظر می‌رسد. مقاله‌ای که موضوع این بحث است، از همین نقطه آغاز می‌شود. نویسندگان به‌جای تمرکز بر پیش‌بینی قیمت یا استفاده از الگو‌های پیچیده، تلاش کرده‌اند بررسی کنند آیا می‌توان با قاعده ساده جابه‌جایی میان چند رمزارز، به نتایجی بهتر از خرید و نگهداری رسید؟ آنها با تکیه بر چهارچوب پارادوکس پاراندو، استراتژی‌ طراحی کرده‌اند که در آن سرمایه‌گذار میان سه رمزارز مختلف حرکت می‌کند، بدون آنکه نیازی به پیش‌بینی دقیق آینده بازار باشد.

اهمیت این رویکرد در آن است که به‌جای فرار از نوسان، آن را به بخشی از راه‌حل تبدیل می‌کند. نتایج مقاله نشان می‌دهد چنین استراتژی‌، در بازه‌های زمانی مختلف، توانسته عملکرد بهتری نسبت به روش‌های ساده و رایج داشته باشد. به این ترتیب، مقدمه‌ای که با مثال ساده‌ای آغاز می‌شود، به این نتیجه می‌رسد که حتی در بازاری پرریسک همانند رمزارزها، گاهی ترکیب تصمیم‌های به‌ظاهر معمولی می‌تواند راه تازه‌ای برای مدیریت ریسک و بهبود بازدهی پیش‌روی سرمایه‌گذاران بگذارد.

مقاله به‌دنبال چیست؟

این مقاله به‌دنبال پاسخ به مسئله اساسی در بازار رمزارزهاست: چگونه می‌توان در بازاری با نوسان بالا، به بازدهی بهتر و ریسک کنترل‌شده‌تر نسبت به روش‌های سنتی همانند خرید و نگهداری (Buy & Hold) دست یافت؟ نویسندگان برای پاسخ به این پرسش، به‌جای تکیه صرف بر روش‌های رایج پیش‌بینی قیمت، چهارچوب مفهومی متفاوت و نسبتاً غیرمتعارفی را وارد ادبیات معاملات رمزارز می‌کنند: پارادوکس پاراندو.

مقاله ابتدا با مرور رشد تاریخی بازار رمزارزها آغاز می‌شود. از زمان معرفی بیت‌کوین در سال ۲۰۰۸، این بازار هم از نظر ارزش بازار و هم از نظر محبوبیت به‌شدت گسترش یافته است. رمزارزها به‌دلیل ویژگی‌هایی همانند ناشناس ‌بودن، قابلیت حسابرسی تراکنش‌ها و امنیت بالا، توجه طیف گسترده‌ای از سرمایه‌گذاران را به خود جلب کرده‌اند. در نتیجه، بازاری شکل گرفته که ارزش آن از ۱۹۲ میلیارد دلار در سال ۲۰۲۰ به بیش از چهار تریلیون دلار در سال ۲۰۲۵ رسیده است. این رشد باعث شده رمزارزها به طبقه دارایی مهم در سبد سرمایه‌گذاری تبدیل شوند و به‌طور طبیعی، هدف روش‌های مختلف پیش‌بینی و استراتژی‌های معاملاتی قرار گیرند. مقاله به ادبیات گسترده پیش‌بینی بازارهای مالی اشاره می‌کند. روش‌هایی همانند تحلیل سری‌های زمانی، الگوریتم‌های یادگیری ماشین، شبکه‌های عصبی مصنوعی و ماشین‌های بردار پشتیبان پیشتر برای بازار رمزارزها نیز به کار رفته‌اند و در برخی شرایط نتایج مثبتی داشته‌اند. بااین‌حال، نویسندگان تاکید می‌کنند که نوسان بالای قیمت‌ها در بازار رمزارزها یکی از بزرگ‌ترین موانع موفقیت این روش‌هاست. نوسان شدید، پیش‌بینی قیمت را دشوار می‌کند و استراتژی‌هایی که در بازه‌های زمانی محدود موفق بوده‌اند، معمولاً قابلیت تعمیم‌پذیری بلندمدت ندارند. در این نقطه، بحث به مفهوم نوسان (Volatility) به‌عنوان یکی از مهم‌ترین معیارهای مدیریت ریسک می‌رسد.

در چهارچوب نظریه مدرن پورتفوی مارکویتز، نوسان به‌طور مستقیم با ریسک دارایی‌ها مرتبط است و سرمایه‌گذاران ریسک‌گریز به‌دنبال بیشترین بازده در کنار کمترین واریانس ممکن هستند. اما بازار رمزارزها دقیقاً در نقطه مقابل این ایده قرار دارد: بازاری با بازده بالقوه بالا، اما با ریسک و نوسان شدید. به همین دلیل، ساخت پورتفوی‌های بهینه یا استراتژی‌های معاملاتی پایدار در این بازار همچنان مسئله حل‌نشده برای پژوهشگران و فعالان بازار است. نوآوری اصلی مقاله در استفاده از پارادوکس پاراندو به‌عنوان مبنای استراتژی معاملاتی در بازار رمزارزهاست. پارادوکس پاراندو مفهومی از نظریه بازی‌هاست که نشان می‌دهد ترکیب تصادفی دو «بازی زیان‌ده» می‌تواند به نتیجه سودآور بینجامد. این ایده که در نگاه اول خلاف شهود به نظر می‌رسد، پیشتر در فیزیک و نظریه بازی بررسی شده، اما به‌عنوان استراتژی معاملاتی در بازار رمزارزها استفاده نشده بود. در این مقاله، نویسندگان با استفاده از قوانین اصلی بازی پاراندو که از سوی هارمر و ابوت ارائه شده، استراتژی طراحی می‌کنند که براساس آن سرمایه‌گذار میان رمزارزهای مختلف جابه‌جا می‌شود. نکته مهم این است که قوانین بازی بدون هیچ تغییری به بازار رمزارزها اعمال شده‌اند که نشان داده شود حتی در ساده‌ترین حالت نیز این چهارچوب می‌تواند مفید باشد. نتایج تجربی مقاله نشان می‌دهد این استراتژی، به‌رغم نوسان شدید بازار، به‌طور متوسط بازدهی بالاتری نسبت به استراتژی خرید و نگهداری ایجاد می‌کند. علاوه بر این، عملکرد مثبت آن محدود به بازه زمانی خاص نیست و در بازه‌های زمانی هفتگی، روزانه و حتی دقیقه‌به‌دقیقه نیز مشاهده می‌شود. این ویژگی، اهمیت عملی استراتژی را به‌ویژه برای معامله‌گران حرفه‌ای و نهادهای مالی افزایش می‌دهد.

درنهایت، مقاله نتیجه می‌گیرد پارادوکس پاراندو می‌تواند چهارچوب معتبری برای معاملات رمزارزها در نظر گرفته شود. هرچند نویسندگان تاکید می‌کنند می‌توان با بهینه‌سازی پارامترها، به‌ویژه با استفاده از روش‌های یادگیری ماشین، این استراتژی را بهبود داد، اما در شکل پایه نیز نتایج امیدوارکننده‌ای ارائه می‌دهد. به همین دلیل، مقاله پارادوکس پاراندو را نه‌فقط مفهوم نظری، بلکه ابزار بالقوه کاربردی برای سرمایه‌گذاران خرد و نهادی معرفی می‌کند.

یافته‌های مقاله

این مقاله به یکی از پرسش‌های مهم و کاربردی بازار رمزارزها می‌پردازد؛ اینکه آیا در بازاری که به نوسان‌های شدید و غیرقابل‌پیش‌بینی معروف است، می‌توان با روش متفاوتی از شیوه رایج «خرید و نگهداری» به نتایج بهتری دست یافت؟ نویسندگان برای پاسخ به این پرسش، به‌جای تمرکز بر پیش‌بینی قیمت یا استفاده از مدل‌های پیچیده یادگیری ماشین، از ایده نسبتاً نامتعارف در نظریه بازی‌ها استفاده کرده‌اند که «پارادوکس پاراندو» نام دارد. پارادوکس پاراندو به‌طور خلاصه می‌گوید گاهی ترکیب چند تصمیم یا بازی که به‌تنهایی چندان سودآور نیستند، می‌تواند نتیجه‌ای مثبت و برنده ایجاد کند. این ایده که در نگاه اول خلاف عقل سلیم به نظر می‌رسد، پیشتر در فیزیک و نظریه بازی بررسی شده بود، اما نویسندگان این مقاله آن را به بازار رمزارزها آورده‌اند. در این چهارچوب، به‌جای آنکه سرمایه‌گذار تنها رمزارزی همانند بیت‌کوین را بخرد و نگه دارد، سرمایه‌اش را میان سه رمزارز مختلف و براساس قواعد مشخصی جابه‌جا می‌کند. سپس عملکرد این روش با حالتی مقایسه می‌شود که سرمایه‌گذار فقط یکی از همان رمزارزها را خریده و بدون هیچ تغییری نگه داشته است.

برای درک بهتر می‌توان مثال ساده‌ای را در نظر گرفت. فرض کنید سه رمزارز در اختیار دارید. هر کدام ممکن است در مقاطعی رشد کند و در مقاطعی افت داشته باشد. اگر فقط یکی از آنها را بخرید، سرنوشت سرمایه شما کاملاً به همان دارایی وابسته است. اما اگر طبق قاعده مشخصی میان این سه رمزارز جابه‌جا شوید، نوسان‌ها می‌توانند به‌جای آنکه صرفاً منبع ریسک باشند، به فرصتی برای بهبود بازده تبدیل شوند. ایده پاراندو دقیقاً بر منطق استفاده هوشمندانه از نوسان استوار است.

نتایج شبیه‌سازی‌های مقاله نشان می‌دهد استراتژی جابه‌جایی میان رمزارزها بازدهی بالاتری نسبت به خرید و نگهداری ایجاد کرده است. این موضوع فقط به بازه زمانی خاص محدود نیست. نکته مهم این است که این برتری هم در دوره‌های رشد بازار و هم در دوره‌های افت بازار مشاهده شده است. به بیان ساده، این روش فقط ویژه بازارهای صعودی نیست و حتی در زمان‌هایی که بازار نزولی بوده نیز توانسته عملکرد قابل‌قبولی داشته باشد. بااین‌حال، مقاله نگاه کاملاً واقع‌بینانه‌ای به موضوع دارد و نقش هزینه معاملات را نادیده نمی‌گیرد. در دنیای واقعی، هر خرید و فروش با کارمزد همراه است و استراتژی‌هایی که نیاز به جابه‌جایی مکرر دارند، به‌شدت به سطح این هزینه‌ها حساس‌اند. نتایج نشان می‌دهد اگر معاملات به‌صورت هفتگی انجام شوند و کارمزد هر معامله در حد معقولی پایین باشد، استراتژی پاراندو همچنان در بیشتر ماه‌ها جذاب‌تر از خرید و نگهداری باقی می‌ماند. در معاملات روزانه، شرایط سخت‌تر می‌شود و تنها در صورتی این روش توجیه‌پذیر است که هزینه معاملات ناچیز باشد. در مورد معاملات دقیقه‌به‌دقیقه، عملاً فقط سرمایه‌گذاران بزرگ و نهادی که به کارمزدهای پایین دسترسی دارند، می‌توانند از این استراتژی بهره ببرند. نکته مهم این است که استراتژی پاراندو در همه شرایط بهترین گزینه نیست. یافته‌های مقاله نشان می‌دهد هرچند این رابطه قوی نیست، اما به‌طور کلی زمانی‌که نوسان بازار بالاتر است، احتمال اینکه استراتژی پاراندو عملکرد بهتری داشته باشد نیز افزایش می‌یابد.

پرده پایانی

نویسندگان نشان می‌دهند چگونه ایده نسبتاً قدیمی و نظری از حوزه نظریه بازی، یعنی پارادوکس پاراندو، می‌تواند در عمل مبنای استراتژی معاملاتی در بازار رمزارزها قرار گیرد. نتیجه مقاله این است که استراتژی مبتنی بر پارادوکس پاراندو، بازدهی بالاتری نسبت به روش ساده خرید و نگهداری ایجاد می‌کند. از دید نویسندگان، دلیل موفقیت آن است که ساختار بازار رمزارزها به‌گونه‌ای است که شرایط لازم برای بروز پارادوکس پاراندو در آن فراهم می‌شود. به بیان ساده، وقتی سه رمزارز به‌صورت تصادفی انتخاب و سرمایه‌گذار طبق قواعد مشخص میان آنها جابه‌جا می‌شود، احتمال اینکه نتیجه نهایی مثبت باشد بیشتر از حالتی است که فقط رمزارز نگه داشته شود. این موضوع نشان می‌دهد بخش قابل‌توجهی از ترکیب‌های سه‌تایی رمزارزهای بررسی‌شده، در عمل با منطق پارادوکس پاراندو سازگارند.

بااین‌حال، مقاله تاکید می‌کند این نتایج به‌هیچ‌وجه به معنای استراتژی «بی‌نقص» نیست. یکی از مهم‌ترین عواملی که عملکرد این روش را تحت تاثیر قرار می‌دهد، هزینه‌های معامله همچون کارمزدها و لغزش قیمتی هنگام اجرای سفارش‌هاست. یافته‌ها نشان می‌دهد استراتژی پاراندو به این هزینه‌ها حساس است. هرچه تعداد معاملات بیشتر باشد، اثر این هزینه‌ها نیز پررنگ‌تر می‌شود. به همین دلیل، اجرای این استراتژی در بازه‌های زمانی هفتگی نسبت به معاملات روزانه مقاومت بیشتری در برابر هزینه‌ها دارد، چون تعداد دفعات خرید و فروش کمتر است. با وجود این، حتی در معاملات هفتگی نیز آستانه تحمل هزینه‌ها چندان بالا نیست و این موضوع باعث می‌شود چنین استراتژی‌هایی بیشتر برای سرمایه‌گذارانی مناسب باشد که به کارمزدهای پایین یا نزدیک به صفر دسترسی دارند.

نویسندگان علاوه بر هزینه معاملات، به عامل مهم دیگری نیز اشاره می‌کنند و آن اندازه سفارش‌هاست. حجم هر سفارش می‌تواند بر کیفیت اجرای آن اثر بگذارد و در صورت بزرگ بودن، باعث افزایش لغزش قیمت شود. از آنجا که استراتژی پاراندو نسبت به هزینه‌ها حساس است، اجرای عملی آن نیازمند دقت بالا در تعیین حجم معاملات و حتی استفاده از روش‌های بهینه‌سازی اجرای سفارش‌هاست. موفقیت این استراتژی فقط به قواعد معاملاتی محدود نمی‌شود، بلکه به کل زنجیره تصمیم‌گیری و اجرا از تخصیص سرمایه گرفته تا نحوه ارسال سفارش‌ها و توان فنی سیستم معاملاتی وابسته است. نکته جالب دیگری که در بخش پایانی مطرح می‌شود، نقش نوسان بازار است. مقاله تاکید می‌کند پارادوکس پاراندو می‌تواند فراتر از بازار رمزارزها نیز مورد توجه قرار گیرد. هیچ دلیل نظری وجود ندارد که این چهارچوب فقط به این بازار محدود باشد. بررسی کاربرد پارادوکس پاراندو در سایر بازارهای مالی می‌تواند گام بعدی پژوهش در این حوزه باشد. پیام پایانی مقاله این است که حتی مفاهیم ساده و قدیمی، اگر در چهارچوب مناسبی به کار گرفته شود، می‌تواند راه‌های تازه‌ای برای مواجهه با بازارهای پیچیده و پرنوسان ارائه دهد. 

دراین پرونده بخوانید ...