شناسه خبر : 50149 لینک کوتاه
تاریخ انتشار:

تسخیر آینده

چه مهارت‌های انسانی تکمیل‌کننده هوش مصنوعی می‌شوند؟

 

صدف صمیمی / نویسنده نشریه 

78در دنیایی که هوش مصنوعی روزبه‌روز در حال پیشرفت و نفوذ به عرصه‌های مختلف است، پرسش اصلی این است که جایگاه انسان در آینده شغلی کجاست؟ «مجمع جهانی اقتصاد» در گزارشی با عنوان «آینده شغلی» در سال ۲۰۲۵، فهرستی از مهارت‌های انسانی ارائه کرد که پیش‌بینی می‌شود تا سال ۲۰۳۰ بیشترین رشد و تقاضا را در بازار کار جهانی داشته باشد. این مهارت‌ها، نه‌تنها مکمل هوش مصنوعی‌اند، بلکه نقش کلیدی در هماهنگی انسان با ماشین‌ها و بهره‌برداری از ظرفیت‌های فناوری در مسیر توسعه اقتصادی و اجتماعی ایفا می‌کنند. در شرایطی که صاحبان کسب‌وکارها به‌دنبال کاهش هزینه‌ها و افزایش بهره‌وری از طریق استفاده از هوش مصنوعی هستند و بسیاری از مشاغل سنتی در معرض خطر قرار گرفته‌اند، دانستن و تسلط بر این مهارت‌ها می‌تواند به‌عنوان مزیت رقابتی برای نیروی انسانی عمل کند.

براساس گزارشی از دانشگاه هاروارد، تا سال ۲۰۳۰، بیش از ۸۵ میلیون شغل در اثر اتوماسیون و فناوری‌های هوشمند دستخوش تغییر می‌شود. در این میان، نه‌تنها مشاغل یدی و روتین، بلکه حتی حرفه‌های تخصصی نیز در خطر جایگزینی قرار دارد. با این حال، تغییرات فرصتی برای انسان است تا مهارت‌هایی را که ماشین‌ها نمی‌توانند به آنها دست پیدا کنند، تقویت کند. دانشگاه ام‌آی‌تی نیز در گزارشی اعلام کرد، مهارت‌های انسانی که شامل توانایی‌های بین‌فردی، خلاقیت عمیق و تفکر انتقادی هستند، می‌توانند تا سال ۲۰۳۵ نزدیک ۵۰ درصد از نیروی کاری جهان را به سمت نقش‌هایی هدایت کنند که در آنها انسان و ماشین به‌صورت مکمل عمل می‌کنند.

رسانه‌هایی همانند «تایم» و «اکونومیست» بر این باورند که یکی از مهم‌ترین تغییرات در آینده بازار کار، افزایش اهمیت مهارت‌هایی است که به «انعطاف‌پذیری شناختی» و «مدیریت تغییرات» مربوط می‌شود. در جهان ناپایدار و پرچالش امروز، توانایی انسان در سازگاری با شرایط جدید، تحلیل و مدیریت بحران‌ها و تصمیم‌گیری در موقعیت‌های پیچیده، مزیتی است که ماشین‌ها هنوز قادر به جایگزینی آن نیستند. برای مثال، در دوره همه‌گیری کووید ۱۹، بسیاری از سازمان‌ها نیازمند نیروهایی بودند که بتوانند در شرایط غیرقابل پیش‌بینی، تصمیم‌های استراتژیک بگیرند. تجربه نشان داده است مهارت‌هایی همانند خلاقیت، مدیریت بحران و ارتباط موثر (حتی در عصر فناوری) غیرقابل جایگزین هستند. در ایران نیز در آن ایام شاهد رشد قابل ملاحظه اتوماسیون اداری و توانایی‌های فردی در اداره مشاغل از راه دور بودیم.

پژوهش‌های دانشگاه استنفورد نشان داده رشد هوش مصنوعی موجب افزایش ارزش مهارت‌های نرم (Soft Skills) شده است. توانایی‌هایی همانند هوش هیجانی، رهبری، مذاکره و همدلی، از جمله ویژگی‌هایی هستند که ماشین‌ها نمی‌توانند درک و تقلید کنند. در عین حال، این مهارت‌ها در بسیاری از صنایع، به‌ویژه در حوزه‌هایی همانند بهداشت و درمان، آموزش و خدمات مشتریان، به‌شدت مورد نیاز است. برای مثال، اینکه در بخش بهداشت، پزشکان و پرستارانی که بتوانند با بیماران ارتباط عاطفی برقرار کنند و درک عمیقی از شرایط روانی آنها داشته باشند، ارزشمندتر از هر الگوریتم است.

واشنگتن‌پست در گزارشی به این نکته اشاره کرد که همراه با پیشرفت هوش مصنوعی، نیاز به «مهارت‌های بین‌رشته‌ای» نیز افزایش پیدا کرده است. برای مثال، ترکیب دانش فنی و علوم انسانی، همانند توانایی برنامه‌نویسی در کنار درک مسائل اخلاقی و فلسفی، به‌عنوان مهارت کلیدی در آینده مطرح شده است. شرکت‌های بزرگ فناوری همانند گوگل و مایکروسافت نیز به‌دنبال افرادی‌اند که بتوانند نه‌تنها الگوریتم‌های هوشمند را طراحی کنند، بلکه تاثیرات اجتماعی و اخلاقی فناوری‌ها را نیز تحلیل و پیش‌بینی کنند. این موضوع نشان می‌دهد آینده از آن کسانی است که بتوانند دانش و مهارت‌های مختلف را با یکدیگر ترکیب کنند.

یکی دیگر از موضوع‌های مهم در عصر هوش مصنوعی، نقش «مهارت‌های خلاقانه» در بازار کار است. در حالی که ماشین‌ها می‌توانند داده‌ها را تحلیل کنند و حتی در تولید محتوا نقش داشته باشند، توانایی خلق ایده‌های نوآورانه و غیرتکراری همچنان در انحصار انسان باقی مانده است. پژوهش‌های دانشگاه بیزینس اسکول هاروارد نشان داده صنایع خلاق (از هنر و طراحی گرفته تا تبلیغات و توسعه محصول)، در آینده همچنان نیازمند نیروی انسانی خواهند بود. این صنایع به افرادی نیاز دارند که بتوانند با ترکیب خلاقیت و فناوری، محصول‌ها و خدمات جدیدی خلق کنند که هم کاربردی و هم جذاب باشند.

یکی از چالش‌های بزرگ جهان، به‌ویژه در کشورهایی با نظام آموزشی سنتی همانند ایران، آماده‌سازی نیروی انسانی برای تغییرات بزرگ است. گزارش اکونومیست نشان می‌دهد نظام‌های آموزشی در بسیاری از کشورهای در حال توسعه، همچنان بر آموزش مهارت‌های سنتی و تکراری تمرکز دارند. این در حالی است که کشورهای پیشرفته در حال بازتعریف آموزش و پرورش برای تقویت مهارت‌های خلاقیت، تفکر انتقادی و هوش هیجانی هستند. موسسه‌هایی همانند آکادمی خان یا کورسرا، دوره‌های آموزشی جدیدی ارائه کرده‌اند که به‌جای تمرکز بر حفظ اطلاعات، بر تقویت مهارت‌های نرم و بین‌رشته‌ای تاکید دارند.

در کنار آموزش، سیاست‌گذاری‌های دولتی نیز نقش کلیدی در آماده‌سازی نیروی کار برای آینده دارند. برای مثال، کشورهای اروپایی و آمریکا برنامه‌های ویژه‌ای برای بازآموزی نیروی کار در نظر گرفته‌اند. این برنامه‌ها به کارمندان و کارگران کمک می‌کند مهارت‌های جدیدی بیاموزند و خودشان را با تغییرات بازار کار هماهنگ کنند. در مقابل، در کشورهایی همانند ایران، ضعف در سیاست‌های حمایتی و نبود برنامه‌های بازآموزی، موجب شده نیروی انسانی در مواجهه با تغییرات ناشی از هوش مصنوعی، دچار سردرگمی شود. این مسئله نه‌تنها بهره‌وری نیروی کار را کاهش می‌دهد، بلکه به افزایش بیکاری در صنایع سنتی منجر می‌شود.

پرسش اصلی گزارش پیش‌رو این است که آیا رشد و توسعه مهارت‌ها در ایران امکان‌پذیر است؟ اگرچه ایران نیروی انسانی جوان و مستعدی دارد، اما چالش‌هایی همانند ضعف در نظام آموزشی، تمرکز پایین بر مهارت‌های نرم و نبود بسترهای مناسب برای یادگیری تکنولوژی‌های نوین، موانع اصلی در این مسیرند. در حالی که بسیاری از کشورها با سرمایه‌گذاری روی آموزش‌های مهارت‌محور، خودشان را برای آینده‌ای هوش‌محور آماده می‌کنند، ایران هنوز با چالش‌هایی همچون محدودیت دسترسی به منابع بین‌المللی و کمبود زیرساخت‌های فناورانه مواجه است. با این ‌حال، اگر سیاست‌گذاری‌های کلان به سمت تقویت نظام آموزشی و حمایت از نوآوری و کارآفرینی حرکت کند، می‌توان امیدوار بود نیروی انسانی ایران نیز بتواند جایگاه خودش را در آینده‌ای که هوش مصنوعی نقش پررنگی دارد، حفظ کند و ارتقا دهد. در این مسیر، سرمایه‌گذاری بر آموزش خلاقیت، تفکر انتقادی و مهارت‌های بین‌فردی، کلید اصلی است.

چالش‌های پیش‌روی ایران در توسعه مهارت‌های انسانی مکمل هوش مصنوعی، فراتر از ضعف‌های نظام آموزشی یا کمبود زیرساخت‌های فناورانه است. این چالش‌ها ریشه در ساختارهای اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی دارد که مانع از شکل‌گیری محیط مناسب برای رشد این مهارت‌ها شده‌اند. یکی از جدی‌ترین موانع، بی‌ثباتی اقتصادی و نبود سرمایه‌گذاری بلندمدت در بخش‌های کلیدی است. در حالی که کشورهای پیشرفته برای آماده‌سازی نیروی انسانی، میلیاردها دلار در آموزش مهارت‌های نرم و تخصصی سرمایه‌گذاری می‌کنند، ایران به دلیل محدودیت‌های اقتصادی و اولویت‌گذاری‌های نادرست، از چنین سرمایه‌گذاری‌هایی بازمانده است. برای مثال 19 تیر 1403 سازمان هوش مصنوعی در ایران تاسیس شد و قرار بود زیر نظر مستقیم رئیس‌جمهور فعالیت کند؛ اما ناتوانی در تامین بودجه و نبود سرفصل مناسب برای فعالیت، در نهایت این نهاد مهم را که در کشورهای همسایه در قواره یک وزارتخانه در دولت جا باز کرده، به تعطیلی کشاند. بی‌ثباتی در تصمیم‌گیری‌های کلان و در اقتصاد، نه‌تنها منابع مالی موردنیاز برای توسعه این مهارت‌ها را محدود کرده، بلکه انگیزه لازم برای ورود بخش خصوصی به این حوزه را نیز از بین برده است.

یکی دیگر از چالش‌های اساسی، نبود سیاست‌های هماهنگ و بلندمدت در زمینه آموزش و پرورش است. به گفته بسیاری از کارشناسان همچون محمود سریع‌القلم، نظام آموزشی ایران همچنان بر حفظ و انتقال اطلاعات تمرکز دارد و کمتر به پرورش تفکر انتقادی، خلاقیت و مهارت‌های بین‌فردی توجه می‌کند. در این میان، نبود همکاری بین نهادهای آموزشی و بخش‌های صنعتی نیز به شکاف عمیق میان نیازهای بازار کار و مهارت‌های نیروی انسانی دامن زده است. با وجود تاسیس پارک‌های فناوری و ارتباط‌های محدود میان دانشگاه و بازار، بسیاری از دانش‌آموختگان ایرانی، با وجود تحصیلات دانشگاهی، فاقد توانایی‌های عملی لازم برای ورود به مشاغل مرتبط با هوش مصنوعی و فناوری‌های نوین هستند. نداشتن تطابق در این مسئله باعث شده نیروی انسانی کشورمان نتواند از فرصت‌های جهانی بهره‌مند شود و جایگاهش را در بازار کار بین‌المللی پیدا کند.

یکی دیگر از موانع مهم، فرهنگ سازمانی سنتی در ایران است. سازمان‌ها و شرکت‌های ایرانی هنوز به شیوه‌های مدیریتی سنتی و سلسله‌مراتبی پایبندند که مانع از رشد مهارت‌هایی همانند رهبری، مدیریت تیم‌های متنوع و تفکر سیستمی می‌شود. در چنین محیط‌هایی، خلاقیت و نوآوری به‌جای اینکه تشویق شوند، اغلب با مقاومت روبه‌رو می‌شوند. در شماره‌های پیشین هفته‌نامه «تجارت فردا» بارها از این چالش یاد شده است که نسل‌های جدید (همچون نسل زد) نمی‌تواند با فعالان کسب‌وکار سنتی ارتباط برقرار کند و اکنون شاهد شکل‌گیری این چالش مهم هستیم. این در حالی است که در کشورهای پیشرفته، سازمان‌ها محیط‌هایی ایجاد کرده‌اند که در آنها کارکنان فعالانه در تصمیم‌گیری‌ها مشارکت می‌کنند و فرصت دارند مهارت‌های انسانی خودشان را تقویت کنند. نبود چنین فرهنگ سازمانی در ایران، یکی از دلایلی است که بسیاری از نخبگان و متخصصان ترجیح می‌دهند به کشورهای دیگر مهاجرت کنند.

دسترسی محدود به منابع آموزشی و فناوری‌های نوین هم چالش دیگری است که نمی‌توان از آن چشم پوشید. بسیاری از دوره‌های آموزشی، کتاب‌ها و منابع مرتبط با مهارت‌های انسانی و هوش مصنوعی، به زبان انگلیسی هستند و نیازمند دسترسی به اینترنت آزاد و بدون محدودیت‌اند. اما در ایران، محدودیت‌های اینترنتی و ضعف در آموزش زبان‌های خارجی، مانع از دسترسی گسترده نیروی انسانی به این منابع شده است. علاوه بر این، نبود پلت‌فرم‌های آموزشی محلی که بتوانند چنین مهارت‌هایی را به‌صورت بومی‌سازی‌شده ارائه دهند، موجب شده که بسیاری از افراد، حتی با انگیزه یادگیری، نتوانند به امکانات لازم دست پیدا کنند.

نبود حمایت حقیقی دولت از نوآوری و کارآفرینی را هم باید شرط دیگر جا ماندن از میدان پیشرفت و توسعه دانست. در حالی که بسیاری از کشورها با ارائه تسهیلات مالی، کاهش مالیات و ایجاد زیرساخت‌های لازم، از کارآفرینان و استارت‌آپ‌ها حمایت می‌کنند، در ایران، موانع اقتصادی و قانونی، فعالیت‌های نوآورانه را با دشواری‌های زیاد مواجه کرده است. عدم حمایت، باعث شده بسیاری از استارت‌آپ‌ها به‌جای رشد و توسعه، در همان مراحل اولیه شکست بخورند یا به کشورهای دیگر مهاجرت کنند. مهاجرت‌ها، نه‌تنها به از دست رفتن نیروهای خلاق و نوآور منجر شده، بلکه فرصت‌های اقتصادی و اجتماعی در کشورمان را نیز کاهش داده است. در کنار همه این چالش‌ها، مسائل اجتماعی نیز نقش مهمی در محدود کردن توسعه مهارت‌های انسانی دارند. نبود فرهنگ مشارکت و همکاری، شکاف‌های جنسیتی و ضعف در پذیرش تنوع، از جمله عواملی‌اند که مانع از رشد مهارت‌هایی همانند مدیریت تیم‌های متنوع و هوش هیجانی شده‌اند. در حالی که در کشورهای پیشرفته، تلاش‌های گسترده‌ای برای تقویت تنوع و برابری در محیط‌های کاری صورت گرفته است، ایران همچنان با چالش‌هایی همانند تبعیض جنسیتی و محدودیت‌های اجتماعی روبه‌رو است که مانع از شکل‌گیری محیط‌های کاری مناسب می‌شود.

فقدان چشم‌انداز مشخص برای آینده شغلی در کشورمان از موانع دیگر است. برنامه‌ریزی بلندمدت و هماهنگ برای توسعه مهارت‌های انسانی نیازمند چشم‌اندازی است که بتواند تغییرات سریع فناوری و نیازهای بازار کار جهانی را پیش‌بینی کند. در ایران، نبود چنین برنامه‌ریزی‌، موجب سردرگمی نیروی انسانی و نهادهای آموزشی شده است. اگر این مسائل به‌درستی حل نشود، ایران نه‌تنها از فرصت‌های اقتصادی جهانی عقب می‌ماند، بلکه با افزایش بیکاری و مهاجرت نخبگان، چالش‌های اجتماعی و اقتصادی بیشتری را تجربه می‌کند.

دنیا بعد از گذشت یک سال و در مواجهه با سرعت رشد هوش مصنوعی امروز می‌داند آینده‌ای که با هوش مصنوعی گره خورده است، نه تهدیدی برای انسان، بلکه فرصتی برای بازتعریف مهارت‌ها و نقش‌ها در اقتصاد جهانی است. امروز دنیای نگران از همه‌گیری هوش مصنوعی متوجه شده تقویت مهارت‌هایی که مکمل هوش مصنوعی هستند و تمرکز بر ویژگی‌های انسانی که ماشین‌ها قادر به تقلید آنها نیستند، کلید موفقیت در این مسیر است. ایران همچنان باید نگران باشد، چرا که می‌دانیم تحقق این آینده نیازمند تغییرات اساسی در نظام آموزشی، سیاست‌های دولتی و فرهنگ سازمانی است. اگر تغییرات به‌موقع و به‌درستی انجام شود، شهروند ایرانی نه‌تنها جایگاه خودش را در کنار هوش مصنوعی حفظ می‌کند، بلکه می‌تواند به آینده‌ای روشن و پربار امیدوار باشد. در غیر این صورت، بدون داشتن این شروط از اشتغال در آینده باز می‌ماند. 

دراین پرونده بخوانید ...

پربیننده ترین اخبار این شماره

پربیننده ترین اخبار تمام شماره ها