پناهگاه امن
در یک سال گذشته طلا چقدر بازدهی داشت؟
در 12 ماه گذشته یعنی از فوریه ۲۰۲۵ تا فوریه ۲۰۲۶، قیمت طلا با ثبت رشد چشمگیر حدود ۸۰درصدی، از حدود دو هزار و 880 دلار به ازای هر اونس به بیش از پنج هزار و 200 دلار رسید و یکی از بالاترین رشدهای سالانه در سالهای گذشته را به ثبت رساند. این روند صعودی عمدتاً تحت تاثیر تشدید تنشهای ژئوپلیتیک از جمله ادامه جنگ روسیه و اوکراین، تشدید درگیریها در خاورمیانه و بیثباتی سیاستی در ایالاتمتحده در پی ازسرگیری سیاستهای تعرفهای شکل گرفته که جذابیت طلا را بهعنوان دارایی امن تقویت کرده است. تضعیف دلار آمریکا در فضای نااطمینانی تجاری و کاهش شدید نرخهای بهره از سوی فدرالرزرو هزینه-فرصت نگهداری داراییهای بدون بازدهی مانند طلا را کاهش داده است. همسو با آن، افزایش خرید بانکهای مرکزی با هدف متنوعسازی ذخایر و کاهش وابستگی به داراییهای مبتنی بر دلار، به رشد قیمتها دامن زده است. علاوه بر این، بدهی بالای دولتها و تداوم فشارهای تورمی ناشی از آن، بیثباتی بازار سهام و ورود سرمایههای کوتاهمدت و سفتهبازانه به صندوقهای طلای قابل معامله در بورس و قراردادهای آتی همگی باعث شدهاند دامنه نوسان قیمت طلا بیشتر شود.
نگاه به روندها نشان میدهد، در سال ۲۰۲۶ انتظار میرود قیمت طلا همچنان گرایش صعودیاش را حفظ کند، هرچند سرعت رشد احتمالاً ملایم است و این روند از تداوم شرایط اقتصاد کلان و تحولات ژئوپلیتیک اثر میپذیرد. هرچند در صورت عملکرد بهتر از انتظار اقتصاد جهانی، احتمالاً دورههایی از تثبیت یا اصلاح قیمت نیز وجود دارد. موسسه جیپیمورگان پیشبینی کرده است که قیمت طلا تا پایان سال به ششهزار و 300 دلار به ازای هر اونس برسد و دلیل آن را تداوم تنوعبخشی بانکهای مرکزی و شکلگیری تقاضای جدید از سوی شرکتهای بیمه چینی و بخش داراییهای دیجیتال عنوان کرده است. موسسه گلدمن ساکس نیز سطح پنج هزار و 400 دلار را تا دسامبر پیشبینی کرده و بر تداوم خریدهای دولتی و احتمال ورود سرمایه به صندوقهای قابل معامله در بورس در پی فشار بر دلار آمریکا تاکید کرده است. شورای جهانی طلا افزایش پنج تا ۱۵درصدی نسبت به سطوح کنونی را محتمل میداند که به میزان عمق هرگونه رکود اقتصادی و کاهش بیشتر نرخهای بهره بستگی دارد و در سناریوهای همراه با نااطمینانی شدید یا سیاستهای تورمزا امکان رشد ۱۵ تا ۳۰درصدی را نیز مطرح کرده است. درحالیکه پیشبینیهای صندوق بینالمللی پول و بانک جهانی بیشتر بر ثبات نسبی بازارهای کالایی بر پایه شاخصهای رشد جهانی تمرکز دارد، این نهادها نیز همسو با این دیدگاه هستند که تداوم عدم تعادلهای مالی و تنشهای تجاری میتواند نقش طلا را بهعنوان ابزار پوشش ریسک حفظ کند.

بازارهای داخلی
در بازار طلا در کشورمان، عرف معاملات طلا بر مبنای طلای عیار ۱۸ است که معادل خلوص ۷۵۰ از ۱۰۰۰ یا ۷۵ درصد طلای خالص است. این در حالی است که قیمت جهانی طلا بر اساس هر اونس با خلوص 9 /999 یا همان طلای ۲۴ عیار اعلام میشود. هر اونس طلا برابر با 1035 /31 گرم است، بنابراین برای محاسبه قیمت هر گرم طلای ۱۸ عیار در ایران ابتدا قیمت اونس طلا در بازارهای جهانی را در نرخ دلار داخل ضرب میکنند تا ارزش ریالی هر اونس به دست آید، سپس عدد حاصل بر 1035 /31 تقسیم میشود تا قیمت هر گرم طلای ۲۴ عیار محاسبه شود و درنهایت این عدد در ضریب 75 /0 ضرب میشود تا قیمت هر گرم طلای ۱۸ عیار بهدست آید. به همین دلیل قیمت طلا در ایران از دو متغیر اصلی تاثیر میگیرد: یکی قیمت اونس جهانی در بازارهای بینالمللی و دیگری نرخ دلار در بازار داخلی. بنابراین هر تغییری در هر یک از این دو عامل میتواند بهطور مستقیم قیمت طلا در بازار ایران را جابهجا کند.
اگر مبنای نظری قیمتگذاری را در نظر بگیریم، قیمت طلای ۱۸ عیار در ایران حاصلضرب قیمت اونس جهانی در نرخ دلار داخلی و سپس ضرب در ضریب خلوص 75 /0 است. بنابراین از منظر درصد تغییرات، ضریب عیار اثری بر نرخ رشد ندارد و رشد طلای ۱۸ عیار باید تقریباً برابر با حاصلضرب رشد دلار و اونس باشد. با رشد ۶۹درصدی دلار، ضریب آن 69 /1 و با رشد ۷۳درصدی اونس، ضریب آن 73 /1 است که حاصلضرب این دو برابر با حدود 92 /2 میشود، یعنی رشد مورد انتظار طلای ۱۸ عیار نزدیک به ۱۹۲ درصد است. درحالیکه رشد محققشده ۱۴۷ درصد بوده است. بنابراین طلای ۱۸ عیار کمتر از مقدار نظری و متناسب با رشد همزمان دلار و اونس افزایش یافته است و حدود ۴۵ واحد درصد پایینتر از سطح مورد انتظار قرار دارد. در مجموع اگرچه رشد ۱۴۷درصدی عددی بالا محسوب میشود، اما از منظر تحلیلی نشان میدهد که بازار طلای داخلی بهطور کامل اثر همزمان جهش ارز و اونس جهانی را در قیمتها منعکس نکرده و بخشی از فشار قیمتی به دلایل ساختاری یا رفتاری جذب شده است.
پرسش این است که چرا رشد قیمت اونس طلای جهانی و نرخ دلار بهصورت کامل در قیمت طلای داخلی تخلیه نشده است؟ برای پاسخ به این پرسش در شرایط فعلی، باید میان دو مفهوم مهم ریسک و عدم اطمینان تفکیک قائل شد، زیرا ریسک به وضعی اشاره دارد که سناریوها و احتمال وقوع آنها قابل برآورد است، درحالیکه عدم اطمینان به شرایطی مربوط میشود که حتی توزیع احتمالات نیز مشخص نیست. اقتصاد ایران در حال حاضر بیشتر با عدم اطمینان مواجه است تا صرفاً ریسک قابلاندازهگیری، زیرا متغیرهایی همانند تحولات سیاسی-ژئوپلیتیک، سیاستهای اقتصادی و روابط خارجی دارای دامنه نتایج نامعلوم هستند و همین ابهام ساختاری باعث میشود رفتار قیمت طلا الزاماً از روابط ساده و مکانیکی میان دلار و اونس تبعیت نکند و بخشی از تعدیلها بهصورت محافظهکارانه و با اصطکاک انجام شود.
همچنین در چهارچوب اقتصاد کینزی وقتی عدم اطمینان بالا میرود تقاضا برای نگهداری پول بهعنوان دارایی نقد افزایش پیدا میکند زیرا فعالان اقتصادی ترجیح میدهند اختیار تصمیمگیری را حفظ کنند و در معرض نوسان شدید قیمت داراییها قرار نگیرند. در چنین شرایطی حتی اگر متغیرهای بنیادی همانند رشد دلار و اونس از افزایش بیشتر قیمت طلا حمایت کنند، بخشی از سرمایه بهجای ورود به بازار طلا بهصورت نقد باقی میماند. این رفتار باعث میشود کشش تقاضای سفتهبازانه برای طلا کاهش پیدا کند و انتقال شوکهای بیرونی به قیمت داخلی ناقص انجام شود. بنابراین در محیطی که عدم اطمینان غالب است و نه صرفاً ریسک قابلمحاسبه، رجحان نقدینگی میتواند مانع از آن شود که طلای ۱۸ عیار دقیقاً به اندازه رابطه نظری دلار و اونس رشد کند. این مسئله با حباب منفی صندوقهای طلا در هفتههای گذشته و نیز رشد نسبت پول به شبهپول بر اساس تازهترین دادههای ترازنامه بانک مرکزی حمایت میشود.

مسیر پیشرو
طلای داخلی به برهمکنش دو متغیر وابسته است. دو متغیر «اونس جهانی طلا» و «نرخ دلار»، تابعی از تحولات سیاسی و ژئوپلیتیک، گشایشهای ارزی و سیاستهای پولی و مالی داخلی است. در شرایط کنونی و پس از حمله نظامی مستقیم آمریکا و رژیم صهیونیستی به کشورمان، اقتصاد ایران وارد فاز جدیدی از پیچیدگیها شده است. در مقطع فعلی، با توجه به شوکهای ناشی از تحولات منطقهای، ریسک سیستماتیک و انتظارات تورمی به محرکهای اصلی تبدیل شدهاند. افزایش عدم اطمینان ساختاری، میتواند تقاضا برای طلا بهعنوان دارایی امن با کارکرد پوشش ریسک را به دلیل ترس از اختلال در عرضه انرژی افزایش دهد. در صورت طولانی شدن درگیریها و هرگونه محدودیت در مسیرهای حیاتی انرژی، قیمت طلا نهتنها به دلیل کارکرد پوشش ریسک جهانی، بلکه به دلیل حفظ قدرت خرید در برابر تورم، صعودی است.
در همین حال سایت تحلیلی «کیتکو» (kitco) در گزارشی درباره اثر جنگ تحمیلی آمریکا و اسرائیل علیه ایران و اثر آن بر بازار طلای جهانی نوشته است، درحالیکه درگیریهای جاری در خاورمیانه همچنان اقتصاد جهانی و بازارهای مالی را آشفته میکند، طلا، پناهگاه امن سنتی در مواقع آشفتگی است. بر مبنای این تحلیل که نیلز کریستنسن نوشته است، بازار طلا همچنان شاهد فشار فروش قابلتوجهی است، زیرا قیمتها نتوانستهاند افزایش را بالاتر از پنج هزار و 100 دلار در هر اونس حفظ کنند. با وجود نبود پیشنهاد پناهگاه امن، یکی از استراتژیستهای بازار بر این باور است که قیمت طلا هنوز جا برای افزایش بیشتر دارد. برنارد دادا، تحلیلگر فلزات گرانبها در ناتیکسیس میگوید، طلا میتواند با توجه به اینکه بازارها شاهد پیامدهای بدترین سناریو هستند، با مشکلاتی مواجه شود، زیرا با تداوم و تشدید جنگ (تحمیلی آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه ایران) تنگه هرمز ممکن است بهطور رسمی بسته شود و زنجیره تامین بازار انرژی جهانی بهطور قابلتوجهی تحت تاثیر قرار گیرد. به گفته این تحلیلگر عدم قطعیت از دلار آمریکا، میتواند از این استدلال که «طلا بهعنوان پناهگاه امن فعلی جهان باشد»، حمایت کند. این درحالی است که ممکن است برخی اقدامات سوداگرایانه برای پوشش موقعیتهای زیانده یا مارجین کال در سرمایهگذاریهای بازار سهام انجام شده باشد. از زمان جنگ تحمیلی دوم آمریکا و اسرائیل علیه ایران در هفته گذشته (اطلاعات بهروزشده تا 9 مارس 2026)، شاخص S&P500بیش از سه درصد کاهش یافته است و در حال حاضر حدود شش هزار و 645 واحد معامله میشود. در همین حال، هفته گذشته قیمت طلا به بالاترین سطح یعنی پنج هزار و 419 دلار رسید و از آن زمان تاکنون، روند نزولی مداومی را تجربه کرده است. قیمت لحظهای طلا آخرینبار با قیمت پنج هزار و 4 /78 دلار در هر اونس معامله شد که بیش از یک درصد در روز کاهش یافته است. اگرچه طلا همچنان در بالای سطح حمایت پنج هزار دلار در حال تثبیت است، دادا بر این باور است که انتظار دارد قیمت طلا درنهایت شروع به افزایش کند. از دید او، این اتفاق به دلیل تاثیر تورمی است که قیمتهای بالاتر انرژی میتواند بر اقتصاد جهانی و در نتیجه افزایش قیمت طلا داشته باشد. در چنین حالتی، میتوانیم شاهد افزایش مجدد قیمتها به محدوده پنج هزار و 500 تا پنج هزار و 800 دلار در هر اونس باشیم. البته او به سرمایهگذاران نیز هشدار میدهد که تقاضای سنتی برای داراییهای امن که ناشی از رویدادهای پرخطر خاص است، پایدار نیست. در واقع پس از پایان جنگ (تحمیلی)، قیمتها میتوانند به سطح قبل از جنگ (تحمیلی)، یعنی حدود چهار هزار و 600 دلار در هر اونس، بازگردند. تحلیلگران بر این باورند که بازار در حال حاضر حدود ۴۵۰ دلار در هر اونس از هزینههای مربوط به جنگ تحمیلی آمریکا و اسرائیل علیه ایران را قیمتگذاری میکند. در مجموع به نظر میرسد، با توجه به سطح بالای عدم اطمینان ساختاری ناشی از جنگ تحمیلی، پیشبینی مسیر طلای ۱۸ عیار در این مقطع نیازمند رصد لحظهای تحولات میدانی و سیاستهای حمایتی بانک مرکزی است. انتظارات تورمی و ریسک سیستماتیک در این شرایط، محرک اصلی و تعیینکننده دامنه نوسان است و سرمایهگذاران باید با احتیاط کامل و در نظر گرفتن ریسکهای ناشی از بیثباتی بازارها، تصمیمگیری کنند.