شناسه خبر : 50810 لینک کوتاه

زندگی پس از جنگ

زیست اجتماعی ایرانیان پس از جنگ چه تغییری کرد؟

 

مینا علیزاده / نویسنده نشریه 

56جنگ هرچقدر هم کوتاه باشد اثر عمیقی از خود بر ذهن و رفتار جوامع برجا می‌گذارد. تجربه جهانی نشان داده است که حتی درگیری‌های چندروزه می‌توانند الگوهای زندگی، تصمیم‌گیری و اعتماد اجتماعی را دگرگون کنند. جامعه ایرانی نیز در مواجهه با جنگ ۱۲روزه اخیر بار دیگر در معرض همان پرسش گذشته قرار گرفته است؛ اینکه جامعه‌ای که دهه‌ها زیست خود را با فشارهای اقتصادی، سیاسی و امنیتی گره زده است، چگونه خود را با موج تازه‌ای از اضطراب و اختلال تطبیق می‌دهد؟ در این بین از قطع اینترنت و توقف کسب‌وکارهای دیجیتال گرفته تا افزایش احساس بی‌ثباتی و احتیاط در تصمیم‌های روزمره نشانه‌هایی از تغییرات آرام اما عمیق در رفتار جمعی دیده می‌شود. این تغییرات شاید در کوتاه‌مدت محسوس نباشند، اما در درازمدت بنیان‌های اعتماد، ارتباط و امنیت روانی را در جامعه شکل می‌دهند. اکنون پرسش اصلی این است که آیا این جامعه با تکیه بر تجربه تاریخی خود می‌تواند میان تاب‌آوری و فرسودگی کورسوی امید تازه‌ای ترسیم کند یا همچنان در چرخه‌ای از بلاتکلیفی و سازگاری موقت گرفتار خواهد ماند؟

پیامدهای ناگزیر

مهم نیست جنگ کجا رخ بدهد و چقدر طول بکشد، تاثیرات آن بر آدم‌ها همیشه عمیق و چندبعدی است. جنگ، جوامع را زیر فشار می‌گذارد، رفتارهای جمعی را تغییر می‌دهد و حتی پس از پایان درگیری اثرات روانی، اقتصادی و اجتماعی آن سال‌ها باقی می‌ماند. تجربه جهانی نشان می‌دهد که حتی جنگ‌های کوتاه‌مدت، اختلال‌های گسترده‌ای در زندگی روزمره مردم ایجاد می‌کنند؛ از محدود شدن دسترسی به اطلاعات گرفته تا تغییر در فعالیت‌های اقتصادی و کاهش اعتماد اجتماعی. برای مثال در جنگ قره‌باغ در سال ۲۰۲۰ قطعی اینترنت و محدودیت ارتباطی باعث شد بسیاری از کسب‌وکارهای کوچک و مراکز آموزشی آنلاین با بحران مواجه شوند و مردم اضطراب و نگرانی شدیدی را تجربه کنند. مشابه آن در اوکراین، جنگ روسیه تاثیرات عمیقی حتی بر شهرهایی گذاشت که مستقیم سایه جنگ بر سر آنها گسترده نشده بود؛ نوسانات اقتصادی، کاهش اعتماد اجتماعی و تغییر در رفتارهای جمعی نمونه‌ای از این اثرات بودند. این تجربیات نشان می‌دهند که پیامدهای جنگ حتی در کوتاه‌مدت و در مناطق غیرمستقیم می‌توانند گسترده و پیچیده باشند.

جامعه ایرانی نیز با پیشینه‌ای طولانی از جنگ‌ها و فشارهای سیاسی و اقتصادی نمونه‌ای پیچیده و چندلایه برای بررسی این آثار است. از دوران جنگ هشت‌ساله گرفته تا مواجهه با تهدیدهای اقتصادی و سیاسی و جنگ‌های نیابتی، ایرانی‌ها همواره در شرایطی از بلاتکلیفی و عدم اطمینان زندگی کرده‌اند. این تجربه طولانی باعث شده است که بسیاری از تصمیمات فردی و جمعی مانند مهاجرت، سرمایه‌گذاری یا انتخاب مسیر تحصیلی و کاری تحت تاثیر ترس، اضطراب و عدم قطعیت گرفته شود و اغلب با تاخیر و واکنش‌های پراکنده همراه باشد.

علاوه بر این موارد در عصر دیجیتال وابستگی مردم به اینترنت و شبکه‌های اجتماعی به یک بخش جدایی‌ناپذیر از زندگی روزمره تبدیل شده است. حالا تصور کنید همین جریان‌ها در دوران بحران یا جنگ با اختلال مواجه شوند. پیامد آن فقط محدود شدن دسترسی به اطلاعات نیست، بلکه کسب‌وکارهای کوچک و متوسط که به فضای آنلاین متکی‌اند ناگهان با توقف فعالیت، از دست رفتن فرصت‌ها و فشار اقتصادی روبه‌رو می‌شوند. ارتباطات اجتماعی محدود می‌شود، اعتماد میان افراد کاهش می‌یابد و اضطراب جمعی به‌سرعت افزایش پیدا می‌کند. تجربه ایران در سال‌های گذشته از فیلترینگ تا محدودیت‌های اینترنتی نشان می‌دهد که مردم تا حدی آماده‌اند، اما این آمادگی کامل نیست و همواره بخشی از جامعه در بلاتکلیفی و نگرانی باقی می‌ماند.

پیامدهای اقتصادی هم فراموش‌نشدنی است. کسب‌وکارهایی که دیجیتال شده‌اند از فروشگاه‌های کوچک تا استارت‌آپ‌ها و شرکت‌های متوسط در چنین شرایطی آسیب می‌بینند. کاهش فعالیت، از دست رفتن درآمد و فشار مالی به اضطراب اجتماعی اضافه می‌شود و جامعه را در وضعیتی بلاتکلیف و ناپایدار نگه می‌دارد. این در حالی است که اقتصاد و روان جمعی به شکلی کاملاً درهم‌تنیده‌اند و بحران هر یک دیگری را تشدید می‌کند.

مقاومت نسبی مردم

بااین‌حال برخی از کارشناسان معتقدند که تجربه تاریخی ایران نشان داده که جامعه توانسته است نوعی مقاومت نسبی در برابر بحران‌ها ایجاد کند. مردم با شرایط عدم قطعیت آشنا هستند، با فشار اقتصادی و تهدیدهای امنیتی مواجه شده‌اند و به مرور ظرفیت تحمل خود را بالا برده‌اند. البته این مقاومت به معنای از بین رفتن اضطراب نیست، بلکه واکنش‌ها را پراکنده، نامتمرکز و گاه هیجانی می‌کند و نشان می‌دهد که مدیریت این شرایط نیازمند نگاه بلندمدت و برنامه‌ریزی دقیق است.

در مجموع باید گفت تاثیرات اجتماعی جنگ و اختلال اینترنت در کوتاه‌مدت ممکن است آشکار نباشند، اما با گذشت زمان تغییراتی ملموس در رفتار و نگرش مردم پدیدار می‌شود؛ افزایش احتیاط، کاهش اعتماد اجتماعی، حساسیت بیشتر نسبت به رخدادهای آینده و نوعی انتظار دائم برای بحران‌های احتمالی. جامعه ایرانی با سابقه طولانی مواجهه با جنگ، فشار اقتصادی و بحران‌های سیاسی همچنان تحت تاثیر این پیامدهاست و تحلیل دقیق آنچه در 12 روز جنگ اخیر رخ داد بدون نگاه تاریخی و بلندمدت امکان‌پذیر نیست. چشم‌انداز آینده نیز نشان می‌دهد که جامعه با ساختاری پراکنده و حساس نیازمند مدیریت دقیق اجتماعی است. این ویژگی‌ها تاکید می‌کنند که تغییرات اجتماعی ناشی از جنگ‌های کوتاه‌مدت یا اختلال دیجیتال به مرور زمان و در بستر تجربه تاریخی شکل می‌گیرند و انتظار مشاهده سریع آنها واقع‌بینانه نیست.

مهدی حسین‌زاده‌فرمی، هیات علمی موسسه مطالعات فرهنگی و اجتماعی وزارت علوم، نیز در مورد پیامدهای اجتماعی پس از جنگ 12روزه در ایران همین اعتقاد را دارد. او می‌گوید که از منظر اجتماعی پس از جنگ ۱۲روزه تغییراتی در رفتار مردم قابل مشاهده است، اما باید توجه داشت که این تغییرات به‌سرعت قابل ارزیابی نیستند. پژوهش‌های اجتماعی نشان می‌دهند که مقولات اجتماعی ذاتاً سرعت‌پذیر نیستند و نمی‌توان انتظار داشت که پیامدهای یک جنگ کوتاه‌مدت فوراً نمایان شوند. بررسی این پیامدها نیازمند زمان و نگاه دقیق به همه جوانب و کنشگران انسانی است. جامعه ایرانی با ویژگی‌های متفاوت خود نسبت به دیگر جوامع همواره عنصر عقلانیت را در تصمیمات خود حفظ کرده است؛ در طول دو یا سه قرن گذشته انسان‌ها در سراسر جهان تلاش کرده‌اند انتخابی عقلانی داشته باشند و به حداقل خسارت برسند. بنابراین نمی‌توان انتظار داشت که آثار اجتماعی یک جنگ کوتاه‌مدت به‌سرعت قابل مشاهده باشد.

او همچنین از این مقوله صحبت می‌کند که جامعه ایرانی سال‌هاست درگیر جنگ و فشار بوده است و فشار جنگ تنها به 12 روز درگیری با اسرائیل محدود نیست. حسین‌زاده در این‌باره معتقد است که حتی پس از پایان جنگ تحمیلی هشت‌ساله با عراق پیامدهای آن همچنان ادامه داشته است و مردم آثار آن را تجربه می‌کنند. فشارهای روانی، اخلاقی، استرسی و اقتصادی، محدودیت‌ها و تحریم‌ها همه بر زندگی مردم تاثیر گذاشته‌اند. جامعه ایرانی به دلیل تجربه طولانی جنگ و فشار همواره در حالت تعلیق و بلاتکلیفی بوده است و بسیاری از تصمیمات فردی و جمعی، از جمله مهاجرت یا فعالیت اقتصادی تحت تاثیر همین شرایط گرفته می‌شود. از این منظر تاریخی جامعه ایران همواره درگیر جنگ و بحران‌های متنوع بوده است؛ از دفاع در برابر تجاوز صدام تا جنگ‌های نیابتی و فشارهای سیاسی و اقتصادی متعدد. این تجربه‌ها باعث شده جامعه به‌طور ذاتی حالت بلاتکلیفی داشته باشد و شرایط موقت و گذرا را بپذیرد. حتی تصمیمات بزرگ فردی مانند مهاجرت غالباً با مخالفت یا موافقت اعضای خانواده همراه بوده و این موضوع نشان‌دهنده وضعیت تعلیق و پراکندگی تصمیم‌گیری در جامعه است.

در این میان برخی از جامعه‌شناسان می‌گویند، یکی از ویژگی‌های برجسته جامعه ایرانی در پس این بلاتکلیفی‌ها و محدودیت‌ها، پراکندگی اجتماعی و محدودیت تعلق خاطر جمعی است. بسیاری از افراد به‌صورت منفرد یا در گروه‌های کوچک فعالیت می‌کنند و پیوندهای اجتماعی گسترده محدود است. این وضعیت باعث می‌شود که رخدادهای کوچک بتوانند به‌سرعت به بحران‌های بزرگ تبدیل شوند. در این راستا حسین‌زاده نیز مطرح می‌کند که این شرایط از منظر نظری نیز باعث شده است که جامعه ایرانی ویژگی‌های توده‌وار و پراکنده داشته باشد. افراد غالباً در جمع‌های کوچک و جدا از یکدیگر فعالیت می‌کنند و تعلق خاطر جمعی محدود است. این ویژگی باعث می‌شود که کوچک‌ترین رخدادها به‌سرعت به بحران‌های بزرگ تبدیل شوند. تجربه تاریخی از وقایع دانشجویی و اعتراضات سیاسی تا اتفاقات اجتماعی نشان داده است که جامعه به سرعت تحت تاثیر هیجانات جمعی قرار می‌گیرد و واکنش‌ها گاه غیرمنطقی و هیجانی است.

اضطراب اجتماعی ناشی از قطع شدن اینترنت

یکی از اصلی‌ترین اثرات جنگ 12روزه قطعی و اختلال در اینترنت بود؛ ماجرایی که به نظر می‌رسد همچنان ترکش‌های آن بر بدنه شبکه اینترنت ایران وجود داشته باشد. حسین‌زاده در مورد این پدیده و تاثیرات آن عنوان می‌کند که در عصر دیجیتال، وابستگی گسترده مردم به شبکه‌های اجتماعی و اینترنت وضعیت را پیچیده‌تر کرده است. اختلال یا قطع شدن اینترنت نه‌تنها فعالیت‌های اقتصادی و کسب‌وکارها را مختل، بلکه جریان اطلاعات و تعاملات اجتماعی را محدود می‌کند. این موضوع می‌تواند اضطراب جمعی را افزایش و اعتماد بین افراد را کاهش دهد. تجربه‌های پیشین جامعه ایرانی مانند مواجهه با فیلترینگ شبکه‌های اجتماعی نشان می‌دهد که مردم توانایی نسبی مقابله با این شرایط را دارند، اما این آمادگی کامل نیست و همواره موجب نگرانی و بلاتکلیفی می‌شود.

از منظر روان‌شناسی اجتماعی، ظرفیت القاپذیری توده‌ها و تاثیرگذاری سریع برخی گروه‌ها بر جریان عمومی در شرایط بحران اهمیت دارد. وقتی مردم تحت فشار، اضطراب و کمبود اطلاعات قرار دارند امکان سوءاستفاده و هدایت افکار عمومی از سوی گروه‌های خاص افزایش می‌یابد. نبود هماهنگی میان نخبگان، سکوت گروه‌های متخصص و مشارکت محدود خواص در تصمیم‌گیری‌ها فضا را برای واکنش‌های هیجانی و پراکنده باز می‌گذارد و مدیریت بحران اجتماعی را دشوار می‌کند.

در این میان پیامدهای اقتصادی نیز قابل‌توجه است. کسب‌وکارهای کوچک و متوسط که به زیرساخت‌های دیجیتال وابسته‌اند با اختلال اینترنت و محدودیت‌های ارتباطی، کاهش فعالیت، از دست رفتن فرصت‌ها و فشار اقتصادی مواجه می‌شوند. این فشار اقتصادی در کنار اضطراب اجتماعی سطح استرس جمعی را افزایش داده و جامعه را در حالت بلاتکلیفی نگه می‌دارد. بنابراین اثرات اقتصادی و اجتماعی همواره به یکدیگر مرتبط و تقویت‌کننده هستند.

مقاومت نسبی مردم

البته در این میان برخی دیگر از کارشناسان بر این باورند که تجربه تاریخی ایران نشان می‌دهد جامعه به مرور زمان نوعی مقاومت نسبی در برابر بحران‌ها و فشارها ایجاد کرده است. مردم با شرایط عدم قطعیت و بلاتکلیفی آشنا هستند و تجربه مواجهه با جنگ تحریم و بحران‌های اقتصادی، نوعی آمادگی ذهنی و رفتاری فراهم کرده است. اما حسین‌زاده معتقد است که این مقاومت نسبی نمی‌تواند مانع از اضطراب و نگرانی شود؛ بلکه واکنش‌ها به شکل پراکنده، نامتمرکز و گاه هیجانی ظهور می‌کنند و مدیریت آنها نیازمند نگاه بلندمدت و برنامه‌ریزی دقیق است. این جامعه‌شناس در این راستا می‌گوید، در کوتاه‌مدت اثرات اجتماعی جنگ یا اختلال اینترنت ممکن است آشکار نباشد، اما به مرور تغییرات رفتاری و نگرشی مانند افزایش احتیاط، کاهش اعتماد اجتماعی و حساسیت بیشتر نسبت به رخدادهای آینده ظاهر خواهند شد. این روند نشان می‌دهد که جامعه ایرانی همزمان با تجربه تاریخی طولانی تحت تاثیر پیامدهای اقتصادی، اجتماعی و روانی بحران‌های جدید نیز قرار می‌گیرد و تحلیل این تغییرات نیازمند دیدگاه بلندمدت و توجه به زمینه‌های تاریخی است.

او همچنین می‌گوید که چشم‌انداز آینده نشان می‌دهد که جامعه ایرانی با ویژگی‌هایی مانند پراکندگی اجتماعی، حساسیت بالا نسبت به بحران‌ها، تجربه تاریخی طولانی از جنگ و فشار اقتصادی، نیازمند برنامه‌ریزی و مدیریت دقیق اجتماعی است. این ویژگی‌ها تاکید می‌کنند که تغییرات اجتماعی ناشی از جنگ‌های کوتاه‌مدت یا اختلال‌های دیجیتال به مرور زمان و در بستر تجربه تاریخی شکل می‌گیرند و انتظار مشاهده سریع آنها واقع‌بینانه نیست. در مجموع تجربه تاریخی جامعه ایرانی که طی دهه‌ها در معرض جنگ، فشار اقتصادی و بحران‌های سیاسی قرار داشته است، نشان می‌دهد که جامعه‌ای مقاوم، اما حساس و واکنش‌پذیر شکل گرفته است. این ویژگی‌ها در کنار ساختار پراکنده و توده‌وار اجتماعی اهمیت نگاه جامع، بلندمدت و چندلایه را برای تحلیل تغییرات اجتماعی پس از جنگ‌های کوتاه یا اختلالات اینترنت برجسته می‌کنند. بررسی دقیق این تغییرات تنها در چارچوب تحلیل اجتماعی و تاریخی و با توجه به تجربه‌های گذشته قابل انجام است و نتایج آن باید با دقت و نگاه همه‌جانبه تفسیر شود.

در نهایت می‌توان گفت آنچه از این تجربه‌ها برمی‌آید تصویری از جامعه‌ای است که با بحران‌ها خو گرفته و سعی می‌کند به زیست روزمره خود ادامه دهد، اما همچنان درگیر پیامدهای آن است. جنگ‌های کوتاه، اختلال‌های اینترنت و فشارهای اقتصادی هر یک لایه‌ای پیچیده به زندگی اجتماعی افزوده‌اند و رفتارها، تصمیم‌ها و روابط جمعی را تحت تاثیر خود قرار داده‌اند. جامعه ایرانی در برابر این شرایط نوعی تاب‌آوری نسبی نشان داده، اما آثار بلندمدت این وضعیت در سطح اعتماد اجتماعی و احساس امنیت همچنان نیازمند بررسی است. در این شرایط کارشناسان می‌گویند، بازگشت آرامش تنها به پایان بحران وابسته نیست؛ بلکه مستلزم برنامه‌ریزی اجتماعی و گفت‌وگوی عمومی است. همچنین در چنین چشم‌اندازی به نظر می‌رسد که درک تغییرات اجتماعی پس از بحران نیاز به نگاهی دقیق و مبتنی بر تجربه تاریخی داشته باشد. 

دراین پرونده بخوانید ...