شرکتهای بزرگ نفتی
سود و زیان از جنگ ایران
از جنبه نظری، جنگ سوم خلیج فارس باید موهبت بزرگی برای شرکتهای بزرگ نفتی باشد. اکثر تحلیلگران در ماه ژانویه انتظار داشتند که نفت خام برنت (معیار جهانی قیمت نفت) در سال ۲۰۲۶ بهطور متوسط ۶۰ دلار در هر بشکه باشد. این رقم در سه ماه اول با ۱۱۸ دلار به پایان رسید. بهای محصولات پالایششده با سرعت بیشتری افزایش یافته است. با توجه به اینکه بیشتر نفت خلیج فارس پشت تنگه هرمز گیر افتاده، صادرات از آمریکا، آفریقا و برزیل افزایش یافته است. بنابراین، شرکتهای بزرگ غربی باید حاشیه سود بیشتری برای هر بشکه کسب کنند و همچنین مقدار بیشتری از آن را بفروشند.
از زمان آغاز جنگ، قیمت سهام غول بریتانیایی شل، چهار درصد و قیمت سهام شرکتهای توتال انرژیز، بیپی و انی، رقبای بزرگ اروپایی آن، ۱۴ تا ۱۷ درصد افزایش یافته است. اما سهام شورون و اگزونموبیل، غولهای دوقلوی آمریکایی، به ترتیب یک و دو درصد کاهش یافت. بهنظر میرسد تاثیر جنگ بر شرکتهای بزرگ غربی یکسان نیست. نتایج سه ماه اول که در روزهای اخیر منتشر شد به سه دلیل اشاره میکند: موقعیتهای پوشش ریسک، سود معاملات و محل داراییهای تولیدی.
در سه ماه منتهی به ۳۱ مارس، شرکتهای شورون و اگزون گزارش درآمد خالص 2/ 2 میلیارد دلار و 2/ 4 میلیارد دلار را ارائه کردند که به ترتیب ۳۷ و ۴۶ درصد نسبت به سال قبل کاهش یافته است. این کاهشهای شدید عمدتاً ناشی از توهمات حسابداری هستند. توافق فروش نفت و گاز معمولاً هفتهها یا ماهها قبل از تحویل انجام میشود، شرکتهای بزرگ برای جلوگیری از نوسانات قیمت قراردادهای پوشش ریسک میخرند- قراردادهایی که در صورت کاهش قیمت نفت در این مدت، سود میدهند. وقتی قیمتها افزایش مییابد، پوشش ریسکها ارزش خود را از دست میدهند و باعث ضررهایی بر روی کاغذ میشوند. این رقم برای شورون 9/ 2 میلیارد دلار و برای اگزون 9/ 3 میلیارد دلار در این سه ماه بوده است.
این کاهش قیمتها با درآمد بالاتر پس از تکمیل فروش جبران خواهد شد. اما قوانین آمریکایی شرکتها را ملزم میکند که ضررهای پوشش ریسک را بلافاصله و نه پس از تحویل، شناسایی کنند. علاوهبر این، تولیدکنندگان آمریکایی معمولاً نسبت به رقبای اروپایی، حمایت قیمتی بیشتری خریداری میکنند. ضررهای پوشش ریسک اگزون و شورون در سه ماه اول بهطور غیرمعمولی زیاد بود، اما حتی اگر قیمتها همچنان افزایش یابد تاثیر پوشش ریسک بر درآمد آنها بیشتر از رقبایشان خواهد بود.
درعینحال، شرکتهای اروپایی سودهایی تجاری را ثبت میکنند که هنوز آمریکاییها از آنها محروم هستند. ازآنجاکه شرکتهای بزرگ اروپایی نتوانستهاند به اندازه کافی به تولید داخلی تکیه کنند، آنها دههها را صرف ایجاد میزهای تجاری بزرگی کردهاند که صدها نفر را استخدام میکنند. این میزها فقط پوشش ریسک محمولهها را انجام نمیدهند؛ آنها برای سود بردن از تفاوت قیمتها در مناطق مختلف و در طول زمان نفت خام، محصولات پالایششده و گاز را خرید و فروش میکنند. برای مثال، شرکت BP روزانه حدود ۱۲ میلیون بشکه نفت معامله میکند که تقریباً معادل ۱۱ برابر تولید آن است.
در بازارهای بیثبات، معاملهگران میتوانند با سوءاستفاده از اختلاف قیمتها سودهایی کلان بهدست آورند. بخشی که واحد تجاری بریتیشپترولیوم در آن قرار دارد، در سه ماه اول 2/ 2 میلیارد دلار درآمد داشت که سال قبل تقریباً هیچ بود. واحد تجاری توتال 6/ 1 میلیارد دلار درآمد ثبت کرد که نسبت به مدت مشابه در سال 2025 پنج برابر افزایش نشان میدهد.
شرکتهای بزرگ آمریکایی در سالهای اخیر تلاش کردهاند تا به رقبا برسند. کیم فاستیر از بانک اچاسبیسی خاطرنشان میکند که بحران خلیج فارس میزان پیشرفت شورون را نشان میدهد. این شرکت بهجای اینکه به بازرگانان ثالث متکی باشد بهطرزی فزاینده تولید خود را از طریق بازوی تجاری خود هدایت میکند تا بشکهها را در جایی قرار دهد که بتوانند بالاترین حاشیه سود را کسب کنند. شرکت انتظار دارد که در سه ماهه آینده بیش از 40 درصد از نفت خام خود را -دو برابر سهم سال گذشته- در داخل کشور مدیریت کند و به این ترتیب بیش از 80 درصد ظرفیت پالایشگاههای خود را در آسیا مورد استفاده قرار دهد؛ جایی که سوخت کمیاب است.
بهنظر میرسد اگزون از بقیه عقب مانده است. بدتر از همه، عملیات آن بهشدت تحت تاثیر بسته شدن تنگه هرمز قرار گرفته است. حدود یکپنجم از تولید نفت و گاز آن در خاورمیانه است که بالاترین میزان مواجهه با ریسک را در میان شرکتهای بزرگ دارد. اگزون در سه ماه اول معادل 6/ 4 میلیون بشکه در روز تولید کرد که نسبت به پنج میلیون بشکه در روز در سه ماه قبل کاهش داشت. این شرکت میگوید، اگر تنگه تا پایان ژوئن بسته بماند، تولید آن به 1/ 4 تا 3/ 4 میلیون بشکه در روز کاهش خواهد یافت. اگزون و شورون هر دو میگویند که هیچ برنامهای برای افزایش سرمایهگذاری در حوزههای شیل آمریکا برای بهرهبرداری از قیمتهای بالاتر ندارند.
هرچه جنگ بیشتر ادامه یابد، سرنوشت شرکتهای بزرگ نفتی بیشتر از هم دور میشود. اگر دونالد ترامپ صادرات سوخت را ممنوع کند (که تحلیلگران آن را در صورت رسیدن قیمت بنزین به پنج دلار در هر گالن در آمریکا محتمل میدانند)، این امر حتی بیشتر هم خواهد شد. اختلاف قیمت نفت خام وست تگزاس اینترمدییت، نفت شاخص آمریکا، با نفت برنت افزایش مییابد و مانع از فروش تولیدات پالایشگاههای داخلی با قیمتهای جهانی میشود و متعاقباً سود بالادستی و پاییندستی شرکتهای آمریکایی را کاهش میدهد. آقای ترامپ، که معمولاً مشوق شرکتهای بزرگ نفتی است، ناامید شده است. شرکتهای بزرگ نفتی آمریکایی با ترس و وحشت منتظر اقدامات بعدی او هستند.
دیدگاه تان را بنویسید